لومړۍ 200 کرښې.
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
ریکایویک، ایسلند
ببخشید، زود تعطیل میکنیم.
بیرون، بیرون، بیرون!
مگان.
خیلیخب
واقعا امیدوارم کسی دنبالت نیومده باشه.
کسی دنبالم نیومده. کارمو بلدم.
بیخیال دیگه، چرا قاطی کردی حالا.
نکردم.
نکردم. ببخشید.
خوشحالم که میبینمت. ولی اینجا بودنت خوب نیست.
منظورت چیه؟ تو گفتی کمک لازم داری.
کی همچین حرفی زدم؟
پیام دادی. ایول سلام به معنی خطره.
و 7700 یعنی موقعیت اضطراری.
و اینکه جاکلیدی پافین شکلی رو
به ملکه لانگ آیلند برسون.
باشه نظر لطفته
ولی من ملکه لانگ آیلند نیستم.
کسی، داشتم ازت درخواست میکردم که کلید رو
به دوستمون چری بدی.
که توی کلاب لختی ملکه تو لانگ آیلند کار میکنه.
تو چندهزار مایل بیشتر اومدی!
باشه، توضیحات تو خیلی بهتره.
گوش کن، اون کلید مال یه جعبهست
که من توش شواهد و مدارک علیه کره شمالیهارو نگهداشتم.
یاخدا کره شمالی؟!
چرا جعبه رو با خودت نیاوردی همینجا؟
داشتم سعی میکردم یه جای امن نگهش دارم، باشه؟
چون میخواستم ازش استفاده کنم
که یه معاملهای رو جوش بدم
چون حقیقتا
چون نمیدونم چقدر دیگه میتونم با وجود فراری بودن
امنیت داشته باشم.
- بقیه کجا رفتن؟ - سلام.
شانس آوردیم که چارلی اینجا بود. میشه گفت جون منو نجات داد.
چارلی ایشون کسیه.
کسی معروف؟
بله کسی معروف.
- اینجا چیکار میکنی؟ - اینجا چیکار میکنم؟
خب، اون برام یه پیام فرستاد
که من کاملا اشتباه متوجهش شدم و الان اینجام.
محض اطلاع، چارلی قایقها ماهیگیری ماهی تن باله آبی رو بیرون از
نوا اسکوشیا اداره میکنه
و توی بازار سیاه هم میفروشتشون.
از آسیا شروع کردم ولی اوضاع بازار سیاه
توی اروپا خیلی بهتره.
و باله آبیها یکی از چیزهای مورد علاقمه.
واااو! خوبه.
چه داستان خفن عجیبی.
فقط ازتون ممنونم که مراقبش هستید.
مگان خیلی خانم خاصیه.
شدیدا روش کراش دارم، ولی این یه رازه. (کراش: علاقه به کسی)
- به کسی نگو. - بس کن.
- ما فقط با اوضاع پیش رفتیم. - راست میگی؟
- خدای من. - ببخشید.
آها، و برای سرم هم جایزه گذاشتن.
نیم میلیون برای کسی که
منو به کره شمالیها تحویل بده.
یه مرد کرهای دنبال منه.
باورت میشه؟ برای من جایزه گذاشتن!
یعنی، خیلی ترسناکه
اما کی فکرشو میکرد؟ من؟ جایزه؟
البته که باورم میشه. ببین چه کارهایی کردی!
معلومه که برات جایزه میذارن.
تو الان صدر جدولی.
خب کسی
این قشنگترین چیزی بود که تا حالا بهم گفتی.
صدر جدول درسته.
مگان داره زندگیشو میکنه
مثل یه بانوی دزد دریایی درخشان و خفن.
اون الان تحت تعقیبه. من باید جاش میبودم.
خب اونوقت اون یاروی ترسناک هم قصد کشتن تو رو
بجای مگان میداشت.
داستان رو لو نده دیگه، بیخیال، خدا
واقعا بدشانسی آوردم.
مگان یه شوگر مامی داره که با پولش ازش حمایت میکنه. (شوگر مامی: زنی بزرگتر از خودش که خیلی پولداره)
مارکو چندتا قایق ماهیگیری تن آبی تو بازار سیاه داره؟
میدوونی چیه؟ منم درخشانم
و اصلا به پول کثیف تن ماهی نیازی ندارم.
باشه؟ مگان الان به کمکم نیاز داره
به نظر میاد تو نیاز داری که اون به کمکت نیاز داشته باشه.
خیلی راحتتره که نقش قهرمان رو بازی کنی
تا اینکه رو مزخرفات خودت تمرکز کنی.
گوش کن، تو یه بچهای و من قبلا تو بودم.
پس سعی نکن خودتو عقل کل نشون بدی، باشه؟
کارو انجام دادم و خیلی بهترم.
بیست و یکم مارچ.
خب، یعنی چی؟
بیست و سوم مارچ چطور؟
اینا فقط تاریخه، خب که چی؟
اوه. مثل اینکه یجا نشتی داره.
احتمالا باید بریم ابزار فروشی.
راستی همزادت قبلا اینکارو کرده.
ایول داریم شات میزنیم!
نه نمیزنیم، نه.
نه، نه، نه، نه نه، نه، نه، نه
من نمیتونم نوشیدنی بخورم. من نوشیدنی نمیخورم.
ممنون خیلی لطف کردین.
اما من نمیخوام...
امشب نمیخوام بخورم.
داری به میزبانمون بیاحترامی میکنی.
فقط یه شاته دیگه. میشه فردا
ادای هوشیارهارو دربیاری؟
نه من واقعا هوشیارم.
یک سال، کاملا هوشیار یک ساله که اصلا مشروب نخوردم.
- جدی؟ - جدی.
خب، خوشحال میشم کمکتون کنم اختلافات کوچیکتون رو حل کنید.
حالا برگردیم سر کارهای مهم. آمادهست.
خب، بذار ببینم این مرد دنبال اینه که تو رو بگیره؟
امونم نمیده.
هفته پیش تو ریکاویک پیداش شد.
خب، ما باید زودتر از اینجا بزنیم بیرون.
من یه نقشه دارم.
من و چارلی برنامه خودمون رو داریم.
- ما جلوشو میگیریم. - برای همیشه.
ببخشید، این یعنی چی؟
میخوایم ب ک ش ی م ش.
باشه ولی هجی کردنش بهترش نمیکنه.
هرشب میاد.
و نمیدونستیم دقیقا کی باید انجامش بدیم.
اما حالا که تو اومدی
باید امشب انجامش بدیم.
- چی؟ - وقتی بیاد
براش نوشیدنی مورد علاقشو درست میکنه
و یه چیز اضافه هم توش میریزه، قازچ سمی.
یذرش میبردت تو فضا زیادش میکشدت.
امشب میخوای انجامش بدی؟
خب، هاک اومد. برو کنار.
صبر کن، کی؟ هاک!
شین این اسمو گفته بود این اسمو میشناسم.
خوش اومدید.
حالت چطوره؟
خوب.
بفرما بشین.
آروم بخوریدش.
امروز یکم فرق کردی.
اتفاق خوبی افتاده؟
به سلامتی.
هی! شما نمیتونی بری اون پشت.
ببخشید اگر دوستتون بود.
بگذریم...
دلتون برام تنگ شده بود؟
خدای من.
تو کی هستی؟
مگان، میراندا. میراندا، مگان.
مطمئنم خیلی زود باهم دوست میشید.
اوه. ممنونم. خیلی ممنونم.
یه چیزی قرار بود با قارچ سمی و این داستانها
کلکش کنده بشه.
- قارچ سمی؟ - آره.
پس من بخاطر قارچ سمی اینجام؟
نه، نه دقیقا
نه، این دوست من اسرار دولتی رو فروخته.
صبر کن ببینم، نقشتون قارچ سمی بوده؟
- بله. - نقشه من نبوده.
نقشه اون بود. نقشه من این بود که تو رو خبر کنم.
برای همین هم این یارو رو فرستادم سراغت.
گوش کن، واقعا لطف کردی که خودت اومدی
اما من فکر میکردم یکی دیگه رو میفرستی
مثلا یه شریک یا دستیاری چیزی.
راستش از رئیس بودن خسته شدم.
میدونی، فکر کردم خوشحال بشم
به یه گروه کوچولو از آدم بدها دستور بدم که چیکار کنن.
اما میدونی، فهمیدم از تو میدون بودن هم خوشم میاد.
پس وقتی پیام تو رو گرفتم با خودم فکر کردم، گور باباش.
- خب حله - حله، آره.
دست بکش بهش و مدارکش رو پیدا کن.
ببخشید، چی؟
گفتم دست بکش و مدارک شناساییش رو پیدا کن.
چی؟ دست بکشم؟
خدای من.
خدای من.
سیسیلیا هستم.
بله، نقشه عوض شد. من به یه
- جاسوس کره شمالی چاقو زدم - جاسوس کره شمالی؟
و مطمئنم که افراد بیشتری هم از اونجا پیداشون میشه
پس نباید به این زودی ذوق کنیم
ما یه نقشه کامل داشتیم. این خیلی بیشتر از حقوق من میشه.
خب ببخشید صداتو نمیشنوم.
چون داری سیب زمینی سرخ کرده میخوری.
ویارهای بارداری و دور بودن محل کار
باهم جور درنمیاد میراندا.
باشه، با احتمال دوم پیش میریم.
کاراشو انجام بده. ممنون.
رفقای هاک اینجام و اسلحه دارن.
بار قشنگیه، از دیدنتون خوشحال شدم.
مرسی که هوامو داری.
خب، بیاید از اینور بریم بچهها.
برو.
سوار اتوبوس بشید.
فقط سوار اتوبوس بشید.
کس، تویی؟
دارن بیدار میشن.
نگرانش نباش.
اگر بخوان شلوغش کنن، یه دز دیگه تزریق میکنیم.
- متمرکز بمون. - تو فرودگاه تقریبا گرفته بودمش.
و بعدش یهویی غیبش زد.
قرار نیست از یه مهماندار رو دست بخورم.
No comments yet. Be the first to leave one.