The Hurricane

The Hurricane

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Hurricane 1937 BLURAY 720p
د لخوا تبصره AZAD.SHAKARAMI
آزاد شاکرمی TEL: @CINEMA772

تګونه

BluRay
720p
720
په خپور شو: 2020-02-17
ډاونلوډونه: 43
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

تندباد

دکتر، کاپیتان به من گفتن که الان در دریاهای جنوبی هستیم

درست در مرکزشون

درسته، خانم

جزایر دریای جنوبی

آخرین مخفیگاه زیبایی و ماجراجویی

این چیزیه که در بروشورهای توریستی گفته میشه

ولی دکتر من فکر میکردم شما قبلا اینجا بودید و این جزایر رو دوست دارید

بله، من اونها رو به روش خودم دوست دارم

اون مکان ویران شده که داریم از کنارش عبور میکنیم چیه؟

یکی از جزایر دریای جنوبیه

در بروشورها به چیزی شبیه به اون اشاره نشده

خب، اون یه کمی بدنامه، خانم

یه زمانی در تمام بروشورها بهش اشاره شده بود

اون کوپه شن و ماسه احمقانه؟

اسم هم داره؟

اسم اون جزیره "مانوکورا" ست

زمانی یکی از زیباترین جزایر سر سبزی بود که از این آبها سر برآورده

زیباترین و دلرباترین تکه ای از بهشت در سراسر دنیا، خانم

من همیشه وقتی از کنارش رد میشم یه بوسه براش میفرستم

معذرت میخوام، خانم

چه اتفاقی براش افتاد؟

اشتباهش این بود كه در قلب منطقه ای طوفان خیز سر برآورد

تو یه قایق دزدیدی دزدی برخلاف قوانینه

باید به دلیل نقض قانون مجازات بشی

تو به 30 روز زندان محکوم میشی

بعد از این 30 روز، میفهمی که دیگه نباید قانون رو نقض کنی

متاسفم، متوجه نمیشم چی میگی

...اون میگه

اون داره در مقابل قدرت دولت فرانسه به نحوی شایسته از خودش دفاع میکنه

اون سرقت رو انکار میکنه؟

نه، اون در دفاع از خودش میگه که شب مهتابی بوده

مهتابی زیبا

....و معشوقه اش میگه که

یه ماهی طلایی توی دریا دیده

...دکتر عزیز

من به عنوان یه انسان نسبت به حال و هوای عشق حساس هستم

ولی به عنوان فرماندار این جزایر ...نمیتونم به خودم اجازه بدم

که بشینم و منفعل باشم

سی روز، دوست خوب من

خیلی به من ارتباطی نداره، دلاژ

ولی تو فقط یک ساله که اینجایی

...در حالی که من

مدت زمان زیادی رو در این جزایر گذروندم

من این آدما رو میشناسم - تو داری وقتت رو هدر میدی، دکتر -

من در حال شفاعت نیستم من دارم شفاعت تو رو میکنم

نه این بیچاره قایق دزد

تو مرد حساسی هستی، دلاژ

اگه سعی کنی بر اساس عقاید خودت بر این بومیان بی گناه حکومت کنی

به خودت آسیب خواهی زد

خودت رو نابود خواهی کرد

به نظر بدشگون میاد

اون چیه؟

پدر "پُل" کشتی "کاتوپوا" رو دیده

اون صدای برج کلیساشه - بیا بریم، دکتر -

میتونی از روح مستبد من به خانم "دلاژ" شکایت کنی

همسرت خوشحالتر میشه اگه اجازه بدی این قایق دزد بیچاره بره

به عنوان یه هدیه بازگشت به خونه

رئیس مهاوی، اون به 30 روز کار سخت در صخره های مرجانی محکوم شده

...دکتر عزیز

من حاضرم هر اونچه که در دنیا دارم رو به همسر و دوستانم تقدیم کنم

به جز احساس افتخار و وظیفه ام

احساس افتخار در دریاهای جنوبی به اندازه یه کلاه ابریشمی در طوفان مضحکه

ماراما

میترسیدم کشتی هرگز به خونه نرسه - منم همینطور -

میترسیدم باد هرگز نوزه ...دعا میکردم که

بادی که همه دنیا رو درمینورده کاتاپوا" رو به سمت خونه سوق بده"

وقتی دور از اینجایی نگران همه چیز هستم

نگران باد، نگران امواج، بعضی وقتها نگران میشم ماهی تو رو بخوره

من؟ نگران من هستی؟

من بهترین ملوان دنیغ هستم - میدونم -

من بهترین شناگر هم هستم - میدونم -

و امشب وقتی از کلیسا بیرون میایم من بهترین شوهر دنیا خواهم بود

میدونم، میدونم - خفه شو، تو هنوز هیچی نمیدونی -

یوجین

اوه، ژرمین - عزیزم، چقدر دیر گذشت -

تمام خوشحالی من با تو به فرانسه رفت

ولی الان دوباره برگشته

...ای پدر آسمانی

ما از شما سپاسگزاریم برای بازگشت ایمن عزیزانمان

آمین

به سلامتی شما، خانم

ما مطمئنا تاثیر متمدنانه شما رو از دست داده بودیم

به سلامتی بازگشت شما به خانه

به سلامتی شما، دکتر "و پدر "پُل" و شما رئیس "مهاوی

همه مردم ما از بازگشت شما خوشحال هستند

ممنونم ...بهم بگو پدر پُل

در غیاب من رفتار شوهرم چطور بود؟

مثل یک فرماندار خوب

تسلیم جذابیت استواییها که نشد؟ - نه، خانم -

اون بطور جدی تسلیم افتخار و وظیفه مونده

...گمان میکنم پرسیدنش بی فایده ست

ولی عموی من به درخواستم برای بازگشت به فرانسه پاسخی نداد؟

نه، اون چیزی نگفت

"خداحافظ، کافه "راستاند برای یک سال دیگه

متاسفم، دکتر

بله، ولی اگه دکتر خوبمون ...به پاریس میرفت روز و شب

برای وطن کوچک نیمه غرق شده اش گریه میکرد

"جزیره مانوكورا"

اون به اندازه من و رئیس مهاوی" در اینجا ریشه داره"

ریشه هام تشنه هستن، کاپیتان

بیاید به سلامتی "مهاوی" بنوشیم

من بهترین داماد جزایر رو بهش برگردوندم

آره، میدونم دیدم که از دکل پرید

اون کیه، مهاوی؟

ترانگی

اوه، از شنیدنش خوشحالم، نمیدونستم که اون قراره با دخترت ازدواج کنه

تو مشغول گزارش دادن به مقامات فرانسه بودی، دلاژ

این عاشقانه برای هر بچه ای در جزیره شناخته شده است

من خوشحالم

ترانگی" واقعا آدم دلرباییه" در طول سفر فوقالعاده بود

مثل پرنده ای که به اشتیاق خونه بالهاش رو باز میکنه همش از بالای دکل آویزان بود

امیدوارم که دیگه اونو برای یه سفر دریایی با خودتون نبرید، کاپیتان

اون باید ماه عسلش رو توی یه قایق بگذرونه

متاسفم ولی نباید ماه عسل طولانی ای باشه

چون من ترجیح میدم بدون بادبان به دریا بزنم تا بدون سر ملوان ارشدم

هر چی بیشتر این بومیها رو میبینم بیشتر فکر میکنم اونها شبیه پرنده هستن تا انسان

ترانگی" میتونه باد رو قبل" از شروع به وزیدن حس کنه

اون همه صخره های ...کف دریا رو میشناسه

و کشتی رو جوری هدایت میکنه انگار کفش توی پاهاشه

منم همین حرفها رو داشتم به "دلاژ" میگفتم

ده دقیقه تمام تو گوشش خوندم كه اون فرماندار دسته پرندگانه

...نه پرندگانی که باید در قفس باشن

بلکه پرندگانی که باید اجازه داد توی آسمون بال بزنن و پرواز کنن

اتهام قایق دزدی رو یادت رفت بگی

مراسم عروسی کِی برگزار میشه، پدر؟

عروسی از غروب آفتاب شروع میشه

و تا زمانی که همه بومیها از پا نیفتن ادامه پیدا میکنه

یه دقیقه صبر کنید من میخوام به سلامتی بنوشم

...مردم عزیزم

...من خیلی خوشحالم و کمی ناراحتم

...چون وقتی به فرانسه برگردم

...در همین روزا

دلم برای چهره های شادتون تنگ میشه

اما من عشق بسیار بسیار عزیزم رو با شما میگذارم

...و به سلامتی ترانگی

و ماراما

ترانگی، من یه خواب دیدم

من هیچ خوابی ندیدم من خوب خوابیدم

ترانگی، با کشتی به دریانوردی نرو

بدون من کشتی حرکت نمیکنه

توی باد متوقف میشه

به دریانوردی نرو

کاش میتونستم ولی اومدن باد رو حس میکنم

وسط روز باد مناسب حرکت میشه

خواب دیدم که همه پرندگان از "مانوکورا" پرواز میکردن

از مانوكورا؟

اونها به کجا پرواز میکردن؟ جایی برای رفتن وجود نداره

اونها فرار میکردن

توی خوابت باد هم بود؟

نه، ساکت بود

فقط آسمون پُر از پرندگانی بود که پرواز میکردن

خواب درستی نیست

برای اینکه اگه باد وجود نداشته باشه پرنده ها چطور میتونن پرواز کنن؟

اونها فقط هنگام رسیدن ایفو مانتویی" میرن"

بادی که دنیا رو واژگون میکنه

دنیا وقتی واژگون میشه که تو بری، ترانگی

همینجا بمون

تو فقط چند روزه که ازدواج کردی و مثل یه پیرزن پُر از نگرانی هستی

نگران چه هستی، ماراما؟

رفتنت - برمیگردم -

...اگه اتفاقی برای قایق بیفته - با شنا برمیگردم، کلاه من کجاست؟ -

خیلی جالبه بدونی که یه کلاه میتونه چه تفاوتی در دنیا ایجاد کنه، ماراما

توی تاهیتی، وقتی این کلاه رو سر میذارم، همه دوست من هستن

مثل همون "ترانگی" که وقتی یه بچه بودی باهات شنا میکرد

توی تاهیتی، وقتی با این کلاه توی کافه میشینم مثل مردای سفید پوست باهام برخورد میشه

ترانگی، منو با خودت ببر

نه، خواهش میکنم دلم میخواد، ولی نمیتونم

لطفا، من هیچ اتاقی نمیخوام من بالای دکل میخوابم

تو میتونی منو با طناب کنار قایق آویزون کنی و شبها بکشیم بالا

فقط منو ببر لطفا، منو ببر

آروم، آروم

توی کشتی چیکار میکنی، ماراما؟

لطفا، کاپیتان نیگل منم به تاهیتی میام

چطور اومده داخل؟ تو آوردیش؟ - نه نه، توی کیسه نارگیل اومدم -

رفتن به تاهیتی چه اشکالی داره؟ من هرگز اونجا نبودم، همین یه بار

گوش کن ماراما، تا دیر نشده بهتره به عقب شنا کنی

تو دلیلی برای رفتن به تاهیتی نداری

اوه چرا، میخوام یه لباس با روبان بخرم

و کفشهای قرمز با پاشنه بلند

و یک کلاه پَر دار و یه زیرپوش چیندار

و یه عروسک که میرقصه

خیلی خب، توی کشتی بمون

ولی من کلاه "ترانگی" رو میگیرم و اون دیگه سر ملوان نیست

من نمیتونم یه سر ملوان همراه با تازه عروسش داشته باشم

اون از این به بعد یه ملوان ساده خواهد بود

عرشه رو بساب اون کلاه رو بده

اوه، نه، نه کلاهش رو نگیرید

نه ترانگی، اون این کارو نمیکنه

خداحافظ

زود برگرد

خداحافظ

تاهیتی

# من نمیتونم چیزی جز عشق بهت بدهم #

ماراما

بلند شو

بلند شو

بلند شو، گفتم

گمشو بیرون

بلند شو وقتی یه مرد سفید پوست بهت میگه

More Farsi Persian subtitles for The Hurricane

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left