لومړۍ 200 کرښې.
. تو اینجایی
. دنبالت میگشتم
لنگ کفش منو ندیدی ؟
چیه ؟
چیه ؟
!چرا اینطوری نگام میکنی ؟
. برو دستشویی کن
... "اسکاتی"
"زود باش پسر ، "اسکاتی
"بیا برو دستشویی کن"اسکاتی
کاری از تیم ترجمه ی فیلم باران
تـــرجـــمــه و تــــنــظـــیـــم Merajmasarat , Eilia , Blackdeath معراج مسرت ، ایلیا ، حسین اسماعیلی </font
. اینطوری نگام نکن
بله ؟
راه فوق العادیه برای شروع روز ، درسته ؟
. فکر کنم میخوام بالا بیارم
. مامان گفت هفته ی پیش رفتی سر یه قراری چجوریا پیش رفت ؟
. خوب بود
خوب" ، یعنی باهاش خوابیدی ؟"
"هری" - چیه ؟ -
. صداتو نمیشنوه
یعنی دیگه تا آخر عمرت نمیخوای سکس داشته باشی ؟
. آره . فکر نکن من از اوناشم که با همه قرار میزارن
دخترا دوست دارن که با من بخوابن چون . کتابمو تو دبیرستان خوندن
خب ؟
. پس اونا علاقه ای به من ندارن
. اونا به بعضی ایده های من علاقه مندن
. برای همینه که باید بیشتر روی خودت کار کنی . اینطوریه که اونا تو را برای بدنت میخوان
این دستگاه چیکار میکنه اصلا ؟
. تو رو به یه خدا تبدیل میکنه
... ادامه بده
. هی ، من دیشب یه خواب عجیب غریب دیدم
... یه دختری بود و اون
چه شکلی بود ؟
. یه دختر معمولی یه دختر عادی که توی ذهنم ساختم
خب ... چی شد ؟
. اون فقط باهام حرف زد
واقعا افسرده کننده ـست
. راستش خیلی باحال بود
!جدا ؟ یعنی تو توی خواب هم کسیو نمیکنی ؟
. ناراحت کنندست
هی ... کتاب بعدیت چجوریه ؟
. نمیدونم ... ایده های خوبی دارم مثل اینکه چرا راجع به پدرم ننویسم؟
و بعدش ، بم ... شروع میکنم فکر کردن که . عجب ایده ی مزخرفی هستش
... کی میخواد در این باره بخونه که "... پدر از من ناامید شده بود"
. ور ... ور ... ور
. و همچنین یه احساس متفاوتی درباره ی" اسکاتی "دارم
آره خب درسته که آب دهنشو همه جا میماله و هر چی دستش میاد میجوه
... مثل یه دختر میشاشه . که یخورده احساس بدی بهم دست میده ...
بعلاوه باید روزی چند بار بره بیرون که میرینه به روزم و شاید واسه همین نمیتونم بنویسم
فکر میکنی به این خاطره که نمیتونی بنویسی ؟
نه - فکر میکنی چرا نمیتونی بنویسی ؟ -
میشه" بابی "را بدی بهم ؟
همین الان هم "بابی "را میخوای ؟ - آره -
..."کلوين"
آخرین بار کِی یه دوستو دیدی ؟ ...
. هری" را دیروز"
. نه ، نه ، یکی غیر از برادرت
آیا شما "بابی "را به بیمارای دیگه ای هم دادین ؟
. نه بابا ، "بابی" فقط واسه خودته
. چون بوی عجیب غریبی میده - ..."کلوين" -
وقتی تصمیم بر این شد که "اسکاتی" را بگیری ... در موردش چی گفتیم ؟
تو گفتی امیدواری که ... ؟ یادته ؟
. که اون به دیدار با مردم کمکم کنه
. لطفا یخورده بلندتر بگو
اینکه عالی باشه و با هم بریم پیاده روی و از این چیزا
و وقتی که مردم بیان نازش کنند . من باهاشون آشنا میشم
ولی "اسکاتی" وقتی که مردم میخوان نازش کنند . بدجوری میترسه
و این تو رو خجالت زده میکنه ؟
نه - . من میخوام یه موضوع بدم بهت برای نوشتن -
. من نميتونم بنويسم - باشه -
. این فقط قراره که برای من باشه
... میخوام که یه صفحه بنویسی
در مورد هر کی که "اسکاتی" رو در حالی میبینه که خیس از آب دهنشه و ترسیده
. و با این حال دوسش داره ... . همونطوری که هست
فکر میکنی بتونی اینکارو بکنی واسه من ؟
ممکنه بد بشه ها
. من دوست دارم که خیلی بد باشه
. اولين بار که "کلوين" رو ديدم 19 سالش بود
... و اون کماکان در صدر
. لیست پرفروشترین های نیویورک تایمز بود ... . اوه ... واسه چندمین ماه
: و یادمه که با خودم فکر کردم
"این بچه ی لعنتی کیه ؟"
و من چجور میتونم زمانو " "به عقب برگردونم و مثل اون بشم ؟
... یه بچه ی دبیرستانیه که ترک تحصیل کرده
. و هنوز جوش ها سن بلوغ رو صورتشه ... . و بهترین رمان های کلاسیک آمریکایی را ارائه داده
. ما همه از داستان های کوتاهش لذت بردیم
: از جمله رمان های سال گذشته "صبحانه برای شام"
... ولی تنها زمانی که من نشستم و رمانشو خوندم
... که الان دهمین چاپش در دسترس هست ...
. فهمیدم که "کلوين وِير فيلدز" چه نويسنده ي خوبيه ...
. ما خیلی خوش شانسیم که الان اونو کنارمون داریم
: خانومها آقايون "کلوين وِير فيلدز"
. دمت گرم مرد ، درخشان بود - ممنونم ، ممنون -
. درخشان بود - !خيلي ممنونم -
"کلوين"- سلام -
یادتونه اون فصلیو که "چارلی" به فاحشه خونه میره ؟
شما رنگ لباس فاحشه ها را به این خاطر آبی گرفتین چون که رنگ پیشبند مادرش آبی بوده ؟
... معذرت میخوام
شما چطوری میدونستید که دست نوشته هاتونو به کجا باید بفرستید ؟
. از این و اون پرسیدم
! اوه ، البته
براتون عجیب نیست که قبلا چقدر موفق بودین ؟
! اينجاست
. سايروس" تو بايد اين چیزا را يادَم مياوردي دیگه"
. تو باید پیاماتو چک کنی دیگه رفیق
. باید یه چیز بهتر میپوشیدم
... کسی اهمیت نمیده که تو چی پوشیدی . تو یه نابغه ای ...
. از این کلمه استفاده نکن
. آقاي "پِروتا" از این طرف
کلوین همیشه یه استعداد و نبوغی داره - . از اینطرف -
. ولی با عرض پوزش این کافی نیست
. لنگدون" ، اینجا" - ... تمام کارهایی که من کردم ، راستش -
. هدایت اون در مسیری درست بود ... . و شبیه فشار دادن یه دکمه
مِيبِل""
چی ؟
. من" میبل" ـم
اوه ، من میشناسمتون ؟ - نه ، نه -
شمارمو میخوای ؟
. یکی از اون کتابا بود - ! عالیه -
. این اولین آلبومِ یه گروه مستقل و جداست - ! ممنون -
... این تقریبا یه اشتیاق ناخودآگاه بود
... که ... شما ... اممم
... که نشانه هاییست مبنی بر دومین آلبوم
. که ما دربارش حرفی نمیزنیم ...
همه عاشق این کتابن ولی ما میخوایم . درباره ی کاری که الان میخوای بکنی بشنویم
چیزی که مهمه الان اینه که تو روی چی داری کار میکنی ؟ تو ... ؟
. اونا الان دوست دارن ولی بعدا میزارنت کنار
. منظورم اینه که ، من میخوام جزو همه باشم - ... این خیلی راحت تره -
. اگر تو در حد متوسط باشی ...
. اگه همیشه در صدر باشی ...
سلام ، عذر میخوام - سلام -
. میتونه بکشتت
... سالينجر" ايده ي خوب و درستي داره،اون ميگه"
هر چی که میتونی بنویس و ناپدیدش کن ... میفهمی چی میگم ؟
. من یه نوشیدنی خوردم
. ولی کوکائین ... کوکائین نزدم
. من هیچ کوکائینی نزدم
"اسکاتي؟"
"اسکاتي؟"
. ببخشید که دیر کردم ، رفیق
"اسکاتي؟"
اسکاتی" چه غلطی کردی؟"
... اوه
. اون بدجوری دوست داشتنیه
بلِه ؟
. سگت ، دختر خیلی دوست داشتنیه
. اوه ... اون سگ نر هستش
. اما الان که مثل یه دختر شاشید
بله ... قبلا همدیگه رو دیدیم ؟
. فکر نمیکنم
عیبی نداره من نقاشیشو بکشم ؟
. اوه ، ولی زیاد نزدیکش نشو
. اون یه ذره از مردم میترسه
تو يه هنرمندي ؟ - آره -
. کارم محشره - !جدا ؟ -
اسم سگت چیه ؟
"اوه ، "اسکاتی
تو اسکاتلندی هستی ؟ - نه -
. من اسمشو از" اسکات فیتز جرالد "انتخاب کردم
کی ؟ - "اسکات فیتز جرالد" -
. یه رمان نویسه
گتسبی "بزرگ"
. من زیاد داستان ماستان نمیخونم
تو هیچوت چیزی از" اسکات فیتز جرالد "نشنیدی ؟
چرا ؟ اون واقعا آدم معروف و مهمیه ؟
خب ، اون احتمالا از بزرگترین رمان نویسهایی . که تا حالا بوده
این بی احترامی نیست ؟
چی ؟
اسم اونو روی سگت گذاشتی ؟ . یکم بی احترامی میشه
. نه ، این یه نماده - . آره ، نماد ناجوریه -
. بهش فکر کن ، تو یه رمان نویسی . و فکر میکنی این شخص بزگترینه
. پس اسمشو میزاری رو سگت تا تحقیرش کنی
... اینجوری میتونی بهش پوزبند بزنی و
"و سرش سر و صدا کنی ... "اسکاتی بد
. و احساس فوق العاده داری چون تو توی خونه میشاشی
بزن این خدایان دروغینی که مردم ساختن رو بشکن ، من که موافقم با کارت
... "خب ، "اسکاتی
وایسا
قشنگه - آره -
درسته که سگت مثل خانوما میشاشه ولی . به هر حال من دوسش دارم
هی ، تو چی گفتی ؟
. من اونطوری که هست دوسش دارم
بله
بله ... بله
. تو یه نابغه ای
. فکر میکردم نباید از این کلمه استفاده کنیم
. تو جدا خیلی باهوشی "منم میخوام که بد باشه"
. خوشحالم که چیزی پیدا کردی که برات الهام بخش باشه
!واسم الهام بخش باشه ؟
. اصلا منو زیر و رو کرد . من به معنای واقعی کلمه نمی تونم بخوابم یا غذا بخورم
. تمام چیزی که من میخوام اینه که بنویسم
منظورم اینه که ، راستش امروزم نمیخواستم بیام اینجا چون . اصلا نمیخوام از اون دختر جدا بشم
اوه ... خدایا - چیه ؟ -
. اوه خدای من ... نباید اینو با صدای بلند بگم
. این خیلی احمقانست - . من دوست دارم وقتی حرفای احمقانه میزنی -
. اوه ، نه ، این دیگه واقعا احمقانست - باشه -
... اوه
... خب ، درباره ی کسی که دارم مینویسم
آهان ، اسمش چیه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.