لومړۍ 133 کرښې.
مترجم محمد کرافت
نگاه...
بزن بریم! غذا، آب، ذخایر، هرچی میتونین پیدا کنین.
ساکت و سریع!
فرار!
اوه من واقعا باید دیگه شروع کنم رو پاهام فرود بیام.
چی؟
من کجام؟ ناین؟
ناین؟ آیا اینجاهایی رفیق؟
شورشی؟
لعنت، حتی ناکز رو هم میپذیرم تو این نقطه.
آیا این یه پارک شهریه؟
هاه، برام سواله آیا شورشیا دربارهاش میدونستن؟
وای.
کفشام و دستکشام ظاهر جدیدی دارن.
ولی چرا؟
باشه سونیک فکر کن.
اینجوریا نیست که جواب ها قراره از آسمون نزول کنن.
فرار!
اینجایین!
بهتون گفتم زیادی خطریه.
باید با هرچی که برامون باقی مونده سر کنیم.
ما هیچی نداریم! داره ضعفم میبره!
ما اینجا داریم تلف میشیم!
نه به این زودی ها.
- آه! بده بهم بده بهم بده بهم! - بکش کنار!
مگر اینکه یه چیزی داشته باشی که مبادله کنی.
بچه ها! میتونین صدامو بشنوین؟
صبر کن... میشنوین یه چیزیو؟
درختا هستن! دارن با من حرف میزنن!
ما قبلا هم این بحث رو داشتیم.
درختا صحبت نمیکنن.
آره این چیزیه دلشون میخواد باور کنی.
بچه ها! بچه ها! کجایین؟
هاه؟
توت فرنگیم!
نه!
اوهوم، داریم تلف میشیم.
شورشی، ناکز، و... بیگ؟ اینجا چیکار میکنین؟
اوه من چقدر خوشحالم شما خوبین. و ما کجاییم؟
و اثری از ناین هست؟
و دقیقا چرا شبیه مردم غار نشین لباس پوشیدین؟
حالا این یه چیز جدیدیه.
اون دنبال ذخایر ماست.
اوه نه!
هاه؟
اوه پس این کاریه که انجام میدین. هاه!
چتون شده؟
هیچ میفهمین من چه سختی هایی اخیرا کشیدم؟
و بعدش به پس شما بچهها خوردم، و اینم از آخرین اخبار برای شما.
هیچکی ازت نپرسید.
همگی، آروم بگیرین، تا من بتونم جلوی منفجر شدن مغزمو بگیرم.
نه نه نه نه.....
حالا ما یه دقیقه پیش داشتیم تو نیویوک با رباتها میجنگیدیم، درسته؟
هاه؟ روباسن چیه دیگه؟
هی، هی، هی، صبر بدین! من آدم بده نیستم اینجا.
ما با هم دوستیم!
اونا نمیدونن من کیم. دوباره!
که بدین معناعه که من تو نیویوک نیستم من تو یه مکان کاملا جدیدم
و شماها همه شماهای جدیدین
اوه دوباره نه!
پس این تپه سبز دگرگون یافته دیگهاس.
حداقل این یکی گیاه داره.
آره... ولی مارپیچ باسکیج گیاههای زیادی بزرگ داره که
نفس زندگی رو از اینجا میگیرن.
به لطف هیولا.
هیولا؟
آره زیادی سالم بنظر میرسه، مگه نه؟
زیادی سالم تعریف من ازش نیست.
درختا اونقدر بزرگن که دارن له میکنن ما رو.
و هیولا نمیزاره دست به غذاهای باقی مونده بزنیم.
هیولاها، درختای زیادی رشد کرده، نگارههای گمشده...
وضعیت پر قلقیه.
فقط یه نفر هست که میتونست بهم کمک کنه اینو درک کنم.
من باید پیدا کنم....
تیلز؟ تیلز!
گرفتمت!
اون سریعه.
به اندازهای سریع که سر هیولا رو گرم کنه درحالی که ما هرچی نیاز داریم رو برمیداریم.
چقدر خوشحالم تو رو میبینم! دنیا همش اینجوریه...
تو باید پی ببری چه خبر شده...
اوخ! ای شلخته کوچولو...
هی، اروم بگیر. اون همین الان نجاتت داد.
ممنون بابت کمک، ای غریبه.
اسمم سونیکه، و قابلتونو نداشت.
ولی چرا اون به راحتی با دمهاش پرواز نکرد؟
پرواز؟ منجی پرواز نمیکنه.
صبر کن، منجی؟ ناموسا؟ (منجی یعنی شلخته و کثیف)
و من پریم هستم.
هنگری.
نارلی. ولی تو از قبل هم اینو میدونستی،
مگه نه؟ کی تو رو فرستاده؟
ببین، شما همگی شبیه یه دسته دوست داشتنی هستین
ولی من دارم سعی میکنم راه برگشتم به خونه رو پیدا کنم و دنبال یه سری جواب هستم.
آیا کسی بین شما درباره منشور پارادوکس میدونه؟
بسیارخب... نگاره کریستالی درخشانی که
شاید قدرت های واقعا عجیبی داشته باشه یا شایدم نه، چطور؟
تنها نشونهایه که من برای برگشتن به خونه دارم.
یه نگاره؟ ما نمیدونم...
چرا اینقدر طولش دادی که دربارهاش ازمون بپرسی؟
پس میدونی کجاست.
- میتونی منو ببری پیشش؟ - البته.
ولی اول بیا به روستامون.
مطمئنم که میتونیم به هم کمک کنیم.
ما همیشه توی کنوپی (سایبان) زندگی نمیکردیم.
برای سالیان سال، ما روی زمین زندگی میکردیم.
هرچی که نیاز داشتیم رو از جنگل میگرفتیم تا زنده بمونیم.
و بعدش، هیولا ما رو به بالای درخت ها روند.
هرروز توی مارپیچ باسکیج یه دستوپنجه نرم کردن برای زنده موندنه.
- بدبختانهاست! - وای! آروم!
لازم نیست عصبی بشی.
عصبی نیستم! گشنهام.
تا حالا سعی کردی با پوست درخت شکمتو پر کنی؟
پوست درخت؟ مگه هیچکدوم از این درختها میوه یا آجیل یا چیزی ندارن؟
داشتن، ولی به ته کشیده شدن.
این دلیلیه که ما باید علیرغم هیولا بریم پایین دنبال غذا.
رسیدیم.
این روستای شماست؟
هی! از خونهام دور شو.
مال تو... آخه میگم، خیلی دهاتیه.
به همین خیال باش.
سونیک، ما میبریمت به... چیز... چیز...
- نگاره. - دقیقا!
ولی... اولش تو کمکمون میکنی با ترتیب هیولا رو دادن
تا بتونیم ذخایرمون روجمع کنیم.
قبوله؟
هوف! ایناها واقعا به یکم کمک نیاز دارن.
خبر خوب، همگی!
حدس بزنین کدوم مهمون ویژهای میتونه از پس یه به اصطلاح هیولا بر بیاد
بدون اینکه حتی ذرهای خستهاش بشه؟
منم. واضحا منم.
بهتون کمک میکنم. توت فرنگی برای همگی، هرچقدر میخواین!
یعنی میگی میتونیم دوتا توت فرنگی داشته باشیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.