As primeiras 200 linhas.
.پسر، گرفتاری شدیما
.دار و ندارش رو گذاشته و معلوم نیست کجا غیبش زده
!اجرای جشنواره هم که فرداست
.ولی امروز حتی یه بار هم لگوشی رو این اطراف ندیدیم
.از این عادتها نداره که کار رو بپیچونه، مطمئنم چیز مهمی پیش اومده
هوم؟
الو؟
چــــــی؟! اونم غیبش زده؟
.شرمنده، باید رفع زحمت کنم
راهپیمایی در دلِ شهرِ نئونیِ تابستانی
.پسر، بدجوری هم بارون گرفته، دلم شور میزنه
جک، تو نظری نداری؟
...چی بگم... تختش که از صبحی دست نخورده
!کابو چان به دار فانی پیوسته
کابو چان؟
!سوسک کرگدنی که لگوشی نگه میداشت
...آخـــــی، اگه لگوشی بفهمه غصه میخوره
...این نشونهی بدیـه
...لگوشی خیلی حواسش بهش بود
!کابــــو
حالا دیگه خوب سرحال شدی، مگه نه؟
.خداروشکر که بهتر شده
.همهش هم به لطف توئه، لگوشی
...گمـــــون کنــــــم
...من
.آه، خــــب... این کارو فقط بخاطر دل خودم انجام میدم
...حتی شاید من براشون آزاردهنده هم باشم
براشون؟
،مهم نیست چقدر تلاش کنم نزدیکش بمونم
.همیشه بین امثال من با حیوونای کوچیک و شکنندهای مثل اینا یه شکافی هس
احیاناً... هنوز تو فکر اون خرگوش دختر هستی؟
،یه بار بهم گفت، من نمیدونم همیشه در یک قدمیِ مرگ بودن ...چه حسی داره
.و حق هم داشت
.من گوشتخوارم... معلومه که نمیتونیم همدیگه رو درک کنیم
...لگوشی کون
!هارو چان! تا وقت هس، در رو
!بجنب
!نه... نمیتونم
...ولی میدونی
،اگه ما هیچوقت نمیتونیم همدیگه رو درک کنیم پس فایدهی اینکه من بعنوان یه گرگ متولد شدم چیه؟
...همه تو زندگی تلاش میکنن تا همینو بفهمن
...بچه، بزرگ... گوشتخوار، گیاهخوار .همهمون با این موضوع سروکله میزنیم
،همه از لحظهای که به دنیا میان اسم گونهشون روشون میمونه
.واسه همینم همه دنبال معنا، مفهومی چیزین تا خودشون رو راضی کنن
.عوضی، سخت میشه از هم دریدت
!بیا قضیه رو فیصله بدیم، جوون
.باشه... بیا جلو
.جک، حالا دارم میفهمم
.که چرا گرگ به دنیا اومدم
.احتمالاً نباید بذارم چنین چیزی رو ببینی
.روم سیاه، هارو چان
.دیگه هیچ جای ترسی نیست
.پنجههای من به تو تعلق داره
.دندونها هم همینطور
.تبدیل میشم به هیولای تو
یعنی الآن به چشم اون، شبیه هیولام؟
.هارو چان
.حالا دیگه همهچی مرتبـه
.میذارم خودت تصمیم بگیری
میای باهم، از اینجا فرار کنیم؟
...لگوشی کون
.ازت میخوام که این گرگِ خاکستریِ وحشی رو رام خودت کنی
...بدنم میلرزه
.خدایا شکرت
...شکرت
!لگوشی کون
،اینهمه تا اینجا اومدم چون میخواستم منو ببخشی
...که گرگ به دنیا اومدم
.ببخشی که این گرگ به تو دل باخته
همهی اینا کار توئه لگوشی کون؟
.معلومه که نه
.یه بابای پاندایی هم همرام اومد
!بجنب، راه بیا
میتونی راه بری؟
از کودوم سمت کمکت کنم، راحتتری؟
...پسرهی تفاله
.عمداً از حملات مهلکم جاخالی میداد
.وایسا ببین این آقا بزرگ چه درسی بهت بده
...این دلرحم بودنت
.ریشهت رو میخُشکونه
.دیگه اجازه نمیدم بازم دستت بهش بخوره
.حالا واسه زنده موندنت به پام بیوفت
.زود باش، نشونم بده
!صورت گوشتخواری که از ترس بخودش میلرزه رو نشونم بده
!زار بزن، التماس کن که ببخشمت
...بـ بهم رحـ... رحم کن
.حیف شد
.منم درس مهمی واست داشتم
.تو این دنیا، هیچ خبری از آمرزش نیست
.پس بیا توی تاریکی محو شیم
!تو دیگه کی هستی؟
!اصلحهت رو بنداز
.حالم از جنگ و جدل با این فاسدهای عوضی بهم میخوره
.بیخیال غرور و افتخارت
.و از این فلاکت فرار کن
.شمارهی 4 اَم
.محصول شمارهی 4
.شکننده اَم، جثّهی ریزی دارم، ولی کیفیت گوشتم رو تضمین میکنم
.هیچی جز شاخهام رو نذارید
!قدردان باشید و منو بخورید
کارت دانش آموزی شماره دانش آموزی: 16021016 تاریخ تولد: 25ام مـه راسته: خرگوشان، خرگوش هارلکوئین نام: میزوچی .این کارت صرفاٌ جهت استفاده ی حیوان در مدرسه است و هیچ گونه ارزش دیگری ندارد مدیر: گان
...لگوشی کون
.خدایا شکرت
.تکون نمیخوردی، نگران بودم نکنه مُردی
.زندهی زندهام
...من
.خیلی خیلی متاسفم، لگوشی کون
...همهی اون کارا رو بخاطر من انجام دادی
...هارو چان، چیزی نیست. من فقط
!واسه نجات من صدمه دیدی
...من فقط
.باید یچیزی بخورم...
!یه کاسهی بزرگ یاکیسوبا با یه تخممرغ گنده روش
!چه خوبه. توام یکم بخور، هارو چان
!حسابی زخم و زیلی هستی که بچه جون
!خوب بخور
...بسم ا
.واسه یه فرد 17 ساله عادت عجیبیه
واسه مواقع اضطراری پول تو کفشت نگه میداری؟
.اه... وقتی بچه بودم مامانبزرگم اینو بهم گفت
مامانبزرگت، بزرگت کرده؟
.خـ خب... حرف خیلی وقت پیشـه
.وقتی که فقط یه بچه بودم
.زندگی لگوشی و من داشت در هم میپیچید
،بخاطر نجات من جونش رو به خطر انداخت
.و حالا جلوم نشستهی داره یاکیسوبای ارزون میخوره
.این صحنه، گنج باقیِ زندگانی منه
...به همین خاطر
...قبل از اینکه این لحظهی زیبا رو از دست بدم، باید
هروقت خوردنت تموم شد، سوار قطار شیم، برگردیم خونه، باشه؟
...باشه
.آخرین قطار که رفت
...و بدین صورت روز کلافه کننده ادامه یافت
چقدر دیگه پول واست مونده؟
،حدود... 4500 ین، اینجاها
.سرنوشت اجازه نمیده امشب به این راحتیها تموم بشه
...آخرش هم
...هارو چان
.بیا بریم هتلی جایی
.شبهای تابستون درازن
...خیلهخب، لگوشی کون
.بالاخره مقررات خاموشی رو شکستن
!نقض قوانین خاموشی، نقض یکی از مهمترین قوانین مدرسهست
هماتاقیهات که مشخصّه شرّ و شورن
آیا نشانهای مبنی بر شرارت اینجا وجود داشته؟
چی مثلاً؟
...بعنوان مثال
اظهار علاقه به حیوانی کوچک و مونث؟
منظورتون چیه؟
.این وصلهها... به هیچ وجه... من الوجوه به... لگوشی نمیچسبه
.خیلیم میچسبه
،گزارشی مبنی بر عدم بازگشت خرگوش دورفی مونث داریم .گویا اونم به خوابگاه دختران برنگشته
.همچنین این کولهی لگوشیـه، که تازه به خوابگاه پسرها رسیده
.به علاوه داخلش هم کلی چیزای جالب هست
نشانههای خرگوشی
درک خرگوشها زبان بدن
چگونه با حیوانات کوچک دوست شویم
رابطهی بین احساسات و غریزه
گوشتخواران و گیاهخواران چیگونه باید با یکدیگر تعامل داشته باشند؟
...اینا همهشون
داخل کولهی لگوشی بوده؟
!با این مدارک، هیچ جای شکی نیست
!که یه گرگ و خرگوش بیرونن و شب رو باهم میگذرونن
اگر خدایی ناکرده، اتفاقی بیفته !این موضوعی فراتر از شکستن قوانین مدرسهست
حرکتی کاملاً غیرطبیعی و شنیعـه
.نــــــه، محاله همچین کاری کنه
.عه، لگوشی کون
.«اینجا نوشته «پذیرای زوجهایِ گونههای مختلف هستیم
.بیا تو همین هتل بمونیم
...هارو چان
...اینجا
.آره... خب، ولی چارهای نداریم
.ارزونتر از هتلهای دیگهست
.عیبی نداره لگوشی، مطمئنم سِنِ و کارتشناساییت رو چک نمیکنم
خب، چیکار میکنی حالا؟
.زشته همینجور جلو ورودی وایسیم
.میدونی... من میتونم همین بیرون بخوابم
.هارو چان تو تنها اینجا بمون
ها؟ چرا؟
....چرا؟ خـــــب
.هارو چان، مثلاً همین الآنی یه گروه گوشتخوار دزدیده بودنتها
...خوابیدن با تو درست تو همچین شبی یجورایی
...مممم
ولی تو که منو از دست اونا نجات دادی، مگه نه؟
نگران چی هستی؟
.منو از دست این یاکوزاهای شیر نجات دادی
.دقیقاً از همینش میترسم
،همه جام زخمی و خونیـه، دختری که عاشقشم رو نجات دادم
.یه غذای عالی خوردم، و نیرومو بدست آوردم
...نمیدونم چجوری بگمش
...چطوری بگم، یجورایی الآن
..تو یه حالت مردونهای هستم
،اگه تو این وضعیت با کسی بخوابم
...بعید نیست که اتفاقی بیـــــــ
.نترس، چیزی نیست، لگوشی کون. داریم دربارهی تو حرف میزنیمااا
.امشب هر کاری انجام دادی عیبی نداره
.بذارش عوض تشکرم، بابت کار بزرگی که کردی
!ابلفضل، این چیزـه یکم زیادی تند نمیره؟
مستقیم دارم میرم... آخرین مرحله؟
!ولی هنوز کلی مرحلهی دیگه مونده که
No comments yet. Be the first to leave one.