As primeiras 200 linhas.
راحت نیست که آدم از یه چیزایی بگذره.
نمیدونم اصلاً چطوری ممکنه کسی بتونه.
مخصوصاً این...
۷۵ درصد دنیا، شاید هم بیشتر.
هنوز نمیدونیم.
نابود شد.
پنج سال از اون اتفاق میگذره،
ولی 'کلارک' هنوز دست از سرمون برنداشته.
تیکههای شهابسنگ تو مدارمون گیر کردن
و بیخبر بهمون ضربه میزنن.
سعی کردیم دوباره بسازیم،
ولی دنیا هنوز آماده نبود.
مجبور شدیم دوباره برگردیم تو پناهگاه.
تشعشعات همهجا یه جور اثر نذاشت.
خیلی جاها سوختن.
بقیه جاها، به دلایلی که نمیفهمیم، سبز موندن.
زندگی، راه خودشو از بین آلودگی پیدا میکنه.
زيرنويس از مهدي shine021
پناهگاه ما داره دووم میاره.
ما هم داریم بهترین تلاشمونو میکنیم.
زندگی زیر زمین راحت نیست.
ولی هر وقت بتونیم، خوشی رو پیدا میکنیم.
با هم.
گـــرینــلنـــد : مهــــاجــــــرت
تست میکروفون. یک، دو. یک، دو.
صدات واضح میاد، 'جان'.
میدونی امروز صبح به چی فکر میکردم؟
بگو بشنویم.
بیسکویت و سس گوشت.
چه حالی میداد.
حاضرم دست چپمو بدم یه فنجون قهوه درستوحسابی بخورم.
کافهی 'پکمن' بهترین قهوه رو داشت.
اونور خیابون، روبروی پارک 'پیدمونت'.
یه قدم میزدی تا یکی از اون کنسرتهای تابستونی رو ببینی.
آسمون آبی، چمن، مردم.
آبجو.
بهشت به نظر میرسه.
آره، بهشت بود.
خدای من. یه شکاف دیگه باز شده.
بازم گدازه؟
آره، و دارن بزرگتر میشن.
خب، انگار چند تا قایق نجات داریم.
و یه کشتی ارواح دیگه.
یه ناوشکن.
عجب. امروز حس شانس میکنم؟
همیشه. اول با قایقهای نجات شروع میکنم،
ببینم چی توش هست.
موفق باشی.
دارم میرم سمت ناوشکن.
یه طوفان فشاری داره اونور ساحل شکل میگیره،
ولی انگار یکم وقت داری.
معطل نمیکنم.
رسیدیم به گنج.
دارم وارد پل فرماندهی میشم.
اوه، یه چیز دیگه هم پیدا کردم.
چیه 'جان'؟
خدمه.
لعنتی.
اوه، چه زیبا.
'جان'...
'جان'، صدامو میشنوی؟ 'جان'، صدامو میشنوی؟
اون طوفان یهو چرخید اومد سمت تو.
بهتره زودتر از اونجا بزنی بیرون و برگردی اینجا!
دارم میام.
دارم از کشتی خارج میشم. چقدر وقت دارم؟
هیچی. درست بالاسرته.
بجنب...
دارم ازش جلو میزنم، ولی داره بهم میرسه.
لعنت به بیس... این یکی خیلی سریع داره میاد!
'جان'! 'جان'، کجایی؟
دارم با تمام سرعتم حرکت میکنم!
در تونل شرقی رو باز کنید!
درو باز کنید!
درو باز کنید! زود باشین!
طوفان خیلی نزدیکه!
باید درهای ضد انفجار رو ببندیم، 'جان'!
میتونم برسم!
ببند، ببند، ببند!
برو، برو، برو، برو، برو!
'جان'، رسیدی؟
بخارست، رومانی.
شهر بر اثر زلزلهها نابود شده.
ما زیر...
بمبئی، هند.
آب شور هنوز داره سریع بالا میاد.
'فما' برای دو سال برنامهریزی کرده بود.
ما منابعمون رو تا پنج سال کشوندیم.
پس یعنی عملاً داریم با ته مونده بنزین کار میکنیم؟
آره. داریم خیلی نزدیک میشیم.
امیدوارم تا یه سال دیگه بتونیم بیرون باشیم و کشاورزی کنیم.
خب، ما یه کاهش ۴ درصدی رو
در 'کولمب' بر کیلوگرم تو سه ماه گذشته اندازه گرفتیم.
هنوز نمیتونیم پیشبینی کنیم کی دوباره سطح تشعشعات امن میشه، ولی...
ولی داره بهتر میشه، درسته؟ -آره.
البته بیشترش تو ساحله.
آره. امیدوارم بادها در نهایت
تشعشعات رو از بین ببرن.
نه، دقیقاً اینطوری کار نمیکنه.
قرار گرفتن مداوم در معرض تشعشعات،
حتی در اون سطوح پایین هم، باز هم منجر به مرگ میشه.
باید درباره برنامههای احتمالیمون صحبت کنیم.
باشه، آره. ام...
کانادا و بیشتر ایالات متحده، از بین رفتن.
ایسلند، از بین رفت.
اروپای غربی چی؟
گزارشهایی هست که طوفانها اونجا کمتره، درسته؟
-آره. -ولی هواش امنه؟
امنتر از اینجاست.
مگه همین الان نگفتیم که آروم مردن هم باز مردنه؟
منظورم اینه، درسته دکتر آمینه؟
-مگه اونجا هم همینه؟ -آره.
دکتر آمینه، آخرین خبر از دهانه چیه؟
خب، همکاران من تو ایستگاههای دیگه
هم همین نظریه رو دادن.
و منم محاسبات خودمو انجام دادم.
نمیتونیم کامل توضیحش بدیم،
ولی به نظر میرسه اندازه و شکل دیوارههای دهانه
مانع از تشکیل طوفانهای رادیواکتیو میشه.
این به همراه عمقش
باعث شده یه منطقه امن باشه.
ما معتقدیم که این باعث شده
هوای آلوده وارد نشه.
ولی دکتر آمینه، حتی اگه واقعی هم باشه،
تو جنوب فرانسه است.
دقیقاً چطوری میخوایم بریم اونجا؟
گزارشهایی از درگیری بوده،
شورش، جنگ داخلی.
اروپا تو هرج و مرجه.
لطفاً... بیاین به واقعیت بچسبیم.
توجه توجه ساکنین،
این یادآوری روزانه شماست
برای گزارش هرگونه نقص در فیلتراسیون هوا...
لطفاً به دقت جیرهبندی کنید و فقط...
اینجا آدمهایی هستن که میگن این وضعیت عادی جدیده.
خب، ما الان...
-پنج ساله داریم ادامه میدیم؟ -هوم.
پس دیگه اونقدرها هم جدید نیست.
و قطعاً هم عادی نیست.
میدونی، اتفاقی نیست که
دو برابر تعداد جراحها، رواندرمانگر انتخاب شده.
دو برابر تعداد جراحها، رواندرمانگر انتخاب شده.
مردم دارن با یه عالمه آسیب روحی کنار میان.
چرا همه وانمود میکنن که اینطور نیست، ها؟
-تو اینطوری هستی؟ -وانمود میکنم؟
هوم.
بعضی وقتا.
شاید باید دست برداری.
خب، شاید تو بتونی یه رواندرمانگر خوب بهم معرفی کنی
که بتونه تو این زمینه کمکم کنه.
رواندرمانگر من خیلی خوبه.
خب، ام...
آلیسون و ناتان چطورن؟
اونا دارن سر میکنن.
فکر کنم، امیدوارم.
رک بودن مهمه. ام...
خب، اونا با من خیلی رُکن.
منظورم برعکسش بود.
انگار این اواخر از اینا بیشتر شده.
صفحههای تکتونیکی دوباره دارن جابهجا میشن.
این باعث شده فعالیت زیادی تو این منطقه شروع بشه.
این پناهگاه از 'کلارک' جون سالم به در برد.
از لرزشها هم جون سالم به در میبره.
یه چیز دیگه هم هست که باید دربارش صحبت کنیم.
سیگنال کمکخواهی که از بیرون دریافت کردیم.
ما نمیتونیم ۵۰ تا دهن دیگه رو سیر کنیم.
ما از پس پنج تا هم برنمیایم.
میدونم، ولی این آدما تو
غارها و معادن زندگی میکنن.
آره، و ما نمیدونیم که اونا بیماری میارن
یا چقدر تشعشع جذب کردن.
باشه. پس بذاریم بمیرن.
بهشون میگیم که در حال حاضر تو موقعیتی نیستیم
که بتونیم کمک کنیم.
-آره؟ -نه.
مثل بقیه چیزا، رایگیری میکنیم.
پیشنهاد فرستادن یه گروه نجات؟
من موافقم.
ژنرال...
رایگیری انجام شد.
فردا 'اسنوکت' رو میفرستیم.
و وقتی به آسمون شمال نگاه میکنیم،
این چه صورتی فلکیه؟
-جوزا؟ -نه. نه، جوزا نیست.
ناتان؟
اوه، امم، این ذاتالکرسیه.
از شکل 'دبلیو'ش میشه تشخیص داد.
چرا باید اینقدر درباره ستارهها یاد بگیریم؟
خب، شاید باید تو گذشته
یکم بیشتر بهشون توجه میکردیم.
'کلارک' یه ستاره نبود، یه دنبالهدار بود.
هنوزم هست.
ولی اون که دیگه به زمین خورد.
بزرگترین قسمتش خورد،
ولی تیکههای کوچیکتری که نخوردن،
تو میدان گرانشی ما گیر کردن.
چیزی رو به وجود آوردن که بهش میگن حلقه شبح.
'لارس'، این چه کوفتیه؟
چیه؟ این راک اند رول کلاسیکه.
اگه منظورت راک کلاسیکه، این نیست.
'استونز' رو بده، 'آلمن برادرز'...
No comments yet. Be the first to leave one.