As primeiras 187 linhas.
حتماً زندهست؟ داد و فریاد نمیزنه
زندهست
باید نگاه بندازیم. نه؟
رو کوفتی نشستم. داره تکون میخوره. باشه؟
پسر، خیلی وضع تخمیایه
خفه شو. فقط بیا تمومش کنیم بره
!تاماز کمک لازم داریم. سنگینه
بیچاره! هی! این دیگه چه کاریه؟ تو آماده نیستی
آمادهایم
داری میگی همینقدر کافیه؟ !کس نگو
پس خودت بِکَن
فقط دفنش کن. رئیس اینجائه
عجب کسکش گشادی هستی، جانو
همش یه کار ازت خواستم !و ریدی توش
!لطفا بذارین بیام بیرون !لطفا بذارین بیام بیرون
لوآن اینکارو باهاش کرده
یادت نره - بذارین بیام بیرون -
!یکی کمک کنه
!یکی کمکم کنه
!کمکم کنین
!بذارین بیام بیرون
!لوآن
!منو بیار بیرون
!لوآن
!لوآن
!لوآن
!بابا
!بابا! بابا
ببین
واقعاً مامان امروز میاد خونه؟
معلومه، عزیزم بیصبرانه منتظر دیدنتونه
میاد. باور کن
کجائه؟
طبیعتاً اینجا نیست
تو قرارمون رو زیر پا گذاشتی
ماریان در رفت - ربطی به من نداره -
لابد یکی کمکش کرده
افراد من نکردن
کوبا، خواهش میکنم من هیچ خبری ازش نداشتم
حیف شد، داش
من بهت فرصت دادم و تو هم ریدی توش
حالا ببین
فعلاً به اندازه کافی اکسیژن داره
هرچی دارم بهت میدم خواهش میکنم
لطفاً زنم رو بهم بده
خواهش میکنم، کوبا
افرادت و هر کسی که بهت وفاداره رو جمع کن
بهشون بگو: "گور بابای مارین والاس "شما الان برای کوبا کار میکنین
اینکارو میکنم - از من جنس میخری، درصدی به من میدی -
و هر جای این شهر متوجه آدم خائنی شدی، میاریش پیش من
یه جلسه ترتیب بده. امشب. میخوام همه باشن
با افرادت بیا
همه اینا رو توی جمع بگو و منم موقعیتش رو بهت میگم
خواهش میکنم. چند ساعت طول میکشه، ادی
لوآن
بهش ایمان داشته باش، لوآن
پس قرارمون اوکیه؟
پس قرارمون اوکیه؟ - آره -
خوبه
بعد میبینمت
بریم
«باندهای تبهکار لندن»
تو تنها کسی هستی که پاش تو هر دو طرفه
برام مهم نیست نقشهات چیه
شان والاس این شهر رو به آتیش میکشونه من همینجور نمیشینم تا بسوزم
دو روز وقت داشتی منو نجات بده
شان بیثباته فعلاً همین باعث میشه مفید باشه
پیامی میرسونه که شهر دیگه دووم نداره
منظورم لندن با وجود شان والاس در رأس هست
تو رو همچین شهری حساب باز میکنی؟
و وقتی از خود راضی بشه و دیگه دستور نگیره، چی میشه؟
اون موقع به یکی نیاز دارم تا کنترلش کنه
یکی با تجربه که با طرز فکرش آشنا باشه
نه. عمراً. به هیچ وجه. کون لقت
هیچ علاقهای به این کار ندارم - بهش فکر کن، کارتر -
کوبا داره مشکوک میشه و جون من وسطه
شاید از محافظت از شان والاس خسته شدم
شاید دفعه بعد که کوبا مشکوک شد،
بهش بگم که دقیقاً چه کسی افرادش رو میکُشته
هردومون میدونیم اینکارو نمیکنی
حاضرم در ازای امنیت پدرم اینکارو بکنم
به کوبا و گروه سرمایهگذاران میگم
.که دقیقاً چه نقشهای ریختین و با کی
پس منو از این وضعیت نجات بده
خیلی خب، تدارکی میبینم
به اون تراشه داده نیاز دارم لطفاً
"هدف جدید، وست هوس، ای1"
میارمش
داری اشتباه میکنی
این فرصتی برای متحول کردن این شهره
نه
اینجا هیچی واسه من نیست
!بجنب، دنی
!آره. برو پسر
یالا. بگیرش
!یالا
اوه خوبه
ممنون که اومدی - خوشحالم زنگ زدی -
فقط دارم کاری که به صلاحِ "دنی" هست رو میکنم
...شنون - شروع نکن، بابا -
سرتو بالا بگیر! شوت کن
اون برا تو یکم زیادی مُدرنه
کراوات رو میگم
مال الکسیسه
هردوتون رو ناامید کردم و معذرت میخوام
منو پیش مرلیندا ببر
لوآن، نمیدونستم کوبا چه نقشهای داشته
جدی؟
پس وقتی کوبا زنم رو زیر خاک دفن کرد، چیکار کردی؟
اگه اینکارو کنی، دست برنمیداره سراغ کل خونوادت میاد
!اون زنمه
!زنم
اونا همه چیزو ازت گرفتن
قدرتت
اصول و اخلاقت
و بعد پسرت
کِی میخوای بجنگی و جواب بدی؟
اون کجاست؟
!مرلیندا
!مرلیندا
!لوآن
لوآن
!لوآن
!لوآن
!مرلیندا
!نه
چی؟ مگه بهت نگفت؟
تمام این مدت داشتیم گوشی رو ردیابی میکردیم
!اه
!لوآن
یکی دستش به پول رسیده نصف حسابا خالی شده
چی داری میگی؟ - فقط پونصد میلیون مونده -
اونکه یه سوم چیزیه که داشتیم - نه، نه، نه -
پول ماست بدون اون به گا رفتیم
...اووم
شاید یه راهی باشه که بتونم بقیه پولها رو نجات بدم
ممنون که اون پرداختیهارو برام انجام دادین
ولی وضعیت تغییر کرده
شان زندهست و توی لندنه - چی؟ -
قصد داره شهر رو پس بگیره
به کمکت نیاز پیدا میکنم - چی؟ -
نوشیدنی میخواین؟ - آب لطفاً -
ولی راجع به ما میدونه؟ که منو نجات دادی؟
نه و به نظرم باید همینجوری نگهش داریم
آره
میخوام سراغ این وکیله "رادرفورد" بری
و باقیموندهی پولهامون رو برداری
ساعت چهار پرواز داره پس باید دست بجنبی
چرا من؟ - چون انتظار تو رو نداره -
وقتی تو زندان به ملاقاتت اومدم، بهم گفتی آمادهای
تا یه چیزی برای خودت و دنی بسازی
ده برابرش خودت رو ثابت کردی
به خاطر کاری که با الکس کردن باید مبارزه کنی
تا دست آخر خودت همهکاره بشی
...ماریان
،اگه تصمیم بگیرم اینکارو بکنم
باید بدونم که دنی و پدرم جاشون امنه
معلومه. قرارمون هنوز سرجاشه - صرفنظر از هر تصمیمی که شان بگیره -
بهت قول میدم
باشه
چه کمکی از دستم ساختهست؟
باید به یه حساب نگاه بندازم
یکی از چهار حساب "بردبری هلدینگ" هست
ببخشید ولی هیچی راجع به اون حساب نمیدونم
جدی؟
پس چرا داری فرار میکنی؟
خواهش میکنم ...به عاصف افریدی هر چی میدونستم گفتم
من از طرف آقای افریدی نیومدم
ببخشید. نمیتونم کمکتون کنم
به نظرم یه راهی پیدا میکنی
به نظرم وکیله داره ما رو الکی معطل میکنه
ولی نگران نباش اکثریتش رو به دست آوردیم
فقط 500 میلیون مونده
یکی رو گذاشتم که رو این موضوع کنه
!لعنتی
شنون - ...آقای رادرفورد، من برمودا -
نه، نه - داری چه غلطی میکنی؟ ولم کن -
باید از اینجا بریم - !نه که من با تو جایی میام -
گزینه بهتری داری؟
یالا
برو
رادرفورد" هدف من بود"
مُرده. پس باید خوشحالی باشی
نه وقتی که شاهدی به جا گذاشتی
ولی اگه کمک نکرده بودی، مشکلی پیش نمیومد
چرا داری اینکارو میکنی؟ دنی بهت نیاز داره
چرا داری الکی ریسک میکنی؟ - هر کاری که میکنم برای دنی ـه -
No comments yet. Be the first to leave one.