The Night Shift

The Night Shift

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 3

Informações da versão

The Night Shift S03E07 By Dawns Early Light 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Um comentário de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 7 The.Night.Shift زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Publicado em: 2026-02-12
Downloads: 20
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

شیفت هنوز درست و حسابی شروع نشده

و من از الان دارم از هفت‌جهت عرق می‌ریزم

رفتی باشگاه؟ سعی کردم، ولی پارکینگ پر بود

یه احمقی با یه بی‌ام‌و کج پارک کرده بود

و دو تا جای آخر رو اشغال کرده بود

مجبور شدم تو خیابون پارک کنم و توی این رطوبت پیاده بیام

ببین، تقصیر من نیست که اون جاها انقدر کوچیکن

می‌دونی، انگار باید "پریوس" سوار شی

تا بتونی از ماشینت پیاده بشی

یه لحظه صبر کن. تو بی‌ام‌و داری؟ همون بی‌ام‌و؟

خب، شاید اگه یه ذره زودتر می‌رسیدی

جای بهتری گیرت می‌آمد

به نظرِ من، انترن‌ها باید اولین نفری باشن که میان

و آخرین نفری باشن که میرن

وای خدا. تو خیلی رو مخی

هی، می‌دونین چیه؟ با هم کنار بیاین

مجبورم نکنین از هم جداتون کنم

هی، اسکات. اوم، یه دقیقه وقت داری؟

چه خبره؟

اوم

می‌خواستم بابت حرفی که درباره‌ی آنی زدم ازت معذرت‌خواهی کنم

می‌دونی چیه؟

بیا مسائل شخصی و حرفه‌ای‌مون رو از هم جدا نگه داریم

این‌طوری بهتره

واو

انگار همین الان پنج راند با "نیت دیاز" مبارزه کردی

از اونم بدتره. کنی با این تمرین‌ها داره منو له می‌کنه

چرا به ما ملحق نمی‌شی؟

می‌ذارم شما دو تا با هم بازی کنین

خب، اه، برنامه‌ی بدنسازی جدیدِ کنی

واقعاً داره جواب میده، نه؟ باورنکردنیه

دیگه موقع بالا رفتن از پله‌ها به نفس‌نفس نمی‌افتم

یا موقع بلند کردن دوقلوها کمردرد نمی‌گیرم

حالم عالیه، انگار ۱۰ سال جوون‌تر شدم

آره، حیف که قیافت اصلاً به این حرف‌ها نمی‌خوره

سیدنی، باید اینو ببینی

وقتی برگشتم، رایلی رو توی مدرسه سورپرایز کردم

ببین چطوری از خوشحالی بال‌بال می‌زنه

جفتمون مثل بچه‌ها گریه کردیم

خب آره، می‌دونی که منم اشکم درمیاد

عاشق این لحظه‌های دیدار دوباره‌ی سربازها و خانوده‌هاشونم

هی مامان، می‌تونم امشب خونه‌ی الیز بمونم؟

بعداً درباره‌ش حرف می‌زنیم

ولی مامان... بعد از آتیش‌بازی

فهمیدی؟ فهمیدم

می‌دونی که دوستت دارم

منم دوستت دارم مامان

یه لحظه صبر کن. بذار روبانت رو صاف کنم

خب، برگشتن چطور بود؟

فقط دارم سعی می‌کنم دوباره با رایلی هماهنگ بشم

می‌دونی، حس می‌کنم خیلی چیزها رو از دست دادم

و واقعاً نمی‌دونم چطوری بابت تمام کارهایی که براش کردی ازت تشکر کنم

کمترین کاری بود که می‌تونستم بکنم

و کلی هم بهمون خوش گذشت

به هر حال، فقط... می‌دونم اون از برگشتنت خوشحاله، منم همین‌طور

خب، من زیاد مطمئن نیستم پدرش هم خوشحال باشه

اون دیگه عادت کرده بود

که توی غیاب من، حرف، حرفِ خودش باشه و، اه

ولی روال کار این‌طوری نیست، مگه نه؟

یعنی منظورم اینه که جفتتون حق اظهارنظر دارین

چه زود. آره، خیلی زوده

رایلی

رایلی

هی. تو، اه... پل رو ندیدی؟

خوشبختانه نه. چیزی لازم داری؟

فقط همراهیش رو

واسه بازی فردا بعدازظهر اسپرز-واریرز

یکی از مشتری‌های باشگاهم بهم بلیط‌های ردیف اول رو داده

خب، شاید راننده‌ی شخصیش بتونه با بی‌ام‌و‌ـش تو رو برسونه اونجا

هی. هو، هو، هو

آروم باش پیرمرد. گم شدی؟

گم نشدم. اینجا اورژانسه، مگه نه؟

باشه، آروم باش. اسمت چیه؟

هارولد. تمام بدنم درد می‌کنه

کجات درد می‌کنه هارولد؟

زانوم، قفسه‌ی سینه‌م، سرم

فقط یه چیزی می‌خوام که دردم رو ساکت کنه

این رو قبلاً هم شنیدم. بذار راهنماییت کنم به اتاق انتظار

ولی من نمی‌تونم منتظر بمونم

می‌دونم

ای بابا

خوبی مرد؟

همین الان گفتم که همه جام درد می‌کنه

من فقط

فقط نیاز دارم یه لحظه بشینم و استراحت کنم

بهت رسیدگی می‌کنیم، باشه هارولد؟

ببرینش اتاق معاینه‌ی ۱، لطفاً

خیلی خب، ببین

احتمالاً فقط دنبال یه جوری مواد و غذا می‌گرده

پس سریع مداواش کن و بفرستش بره

گوش کنین همگی

یه فاجعه‌ی آتیش‌بازی توی پارک "وودلان" رخ داده

اپراتور ۹۱۱ می‌گه اوضاع هنوز بحرانیه

منتظر تلفات باشین

اه، درو اونجاست. مطمئنم همین الانشم داره کمک می‌کنه

جوردن، تو مسئولی. تی.سی، تو با من میای

هلیکوپتر تا ۱۰ دقیقه‌ی دیگه ما رو می‌رسونه اونجا

من به خلبان زنگ می‌زنم. من قبلاً زنگ زدم

سیدنی: رایلی

درو: رایلی! رایلی

رایلی، کجایی؟

رایلی! رایلی

اون از اون طرف رفت! منم پشت سرتم

رایلی

رایلی

درو

رایلی

رایلی

رایلی

رایلی، کجایی؟

رایلی! رایلی

مامان! درو

رایلی

مامان

خدای من

خوبی؟ خوبم

بذار ببینم

خوبم

هی، تو حالت خوبه؟

زن: کمک

کمک

تو دقیقاً پشت سر من بمون

منظورم دقیقاً پشت سر منه. باشه

یکی به دخترم کمک کنه

خواهشم می‌کنم، به دخترم کمک کنین

من به دختره می‌رسم، تو به مامانش برس

باشه. فقط بشین

من دکتر آلیستر هستم. اسمت چیه؟

رایلی؟ زن: لیندا

خوبی؟ می‌خوام از توی این شال نفس بکشی

لیندا: تو رو خدا به دخترم کمک کنین. اون جاش امنه، باشه؟

فقط روی من تمرکز کن. چیزی نیست عزیزم

همین‌جا منتظرم بمون، باشه؟

لیندا: آخ! داریکا

بذار کمرت رو چک کنم. اسم من دکتر جنینگز هست

اسمت چیه عزیزم؟

داریکا. داریکا

دووم بیار

خیلی خب، من هواتو دارم

همه چیز درست می‌شه

قول می‌دی؟

از خالکوبی روی دستت خوشم اومد

کجا زدی؟ به نظرم آشنا میاد

اوه، این هزاران ساله که وجود داره

من بیشتر به این چند سال اخیر علاقه‌مندم

این امضای یه هنرمند خیابونی به اسم "یویو" هست

کارهاشو می‌شناسی؟ از نزدیک

می‌دونستم. خودِ خودشی

هی، فقط، هیس

رازت پیش من محفوظ می‌مونه، یویو

چقدر وقته که ورم کرده؟

شاید حدود یک هفته

اوم

آخ

وای

همه چیز مرتبه دکتر؟

باید چند تا آزمایش دیگه انجام بدیم

هی

خب، قضیه‌ی آقای "سرتاسر بدن‌درد" چی شد؟

می‌تونیم مرخصش کنیم؟ نه، زانوش ورم کرده

باید مایع مفصلش رو بکشم

کلی مصدوم از حادثه‌ی آتیش‌بازی دارن میان

و تو می‌خوای روی یه کیس آرتروز وقت بذاری؟

ممکنه عفونت مفصلی باشه. یه لطفی بهم بکن

بهش یه "موترین" بده، بفرستش درمانگاه سرپایی

و ردش کن بره. ازت خواهش می‌کنم

این صدای هلیکوپتر ماست. کمک به‌زودی می‌رسه

چطوری رایلی؟

رای، حالت چطوره؟

من... من خوبم

چیزی نمونده، باشه؟

سید؟ ما زودی برمی‌گردیم. همین‌جا بمون

خب، تا اونجایی که من می‌تونم بگم

بالاتنه و بازوش دچار سوختگی درجه سه شده

دختره چندین زخم نافذ توی گردن و صورتش داره

نگران راه تنفسیش هستم

باشه. توفر: درو

هی! هی! این‌طرف

درو! از این طرف

اه، دکتر توفر زیا، دکتر تی.سی کالاهان

از بیمارستان من

ایشون هم دکتر سید جنینگز هستن

ارتوپدی که توی "بگرام" باهاش کار می‌کردم

خوشبختم

تعریفتون رو شنیده بودم. چی شده؟

مواد آتیش‌بازی که قرار بود آخر کنسرت استفاده بشن

وسط کار از کنترل خارج شدن

احتمالاً کلی آسیب ناشی از انفجار داریم

شماها مریض‌هاتون رو بردارین، ما همین‌جا می‌مونیم

هلیکوپتر دقیقاً اون‌طرف تپه‌ست

وقتی نشستین، سریع برِش گردونین. باشه، عالیه

اه، هی، یه لحظه صبر کن. تکلیف سید چی می‌شه؟

اون اجازه‌ی فعالیت توی این بیمارستان رو نداره

اجازه صادر شد. من به هیئت‌مدیره ایمیل می‌زنم. فقط برین

توفر، باید یه بخش تریاژ راه بندازیم

باشه، تو راهش بنداز. منم مریض‌ها رو به طرفت هدایت می‌کنم

هی، پل؟

برای کشیدن مایع زانوی یه مریض به کمکت نیاز دارم

اه، تو... تو به کمک من نیاز داری؟

یعنی... پل کامینگز؟

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left