Jane the Virgin

Jane the Virgin

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 2

Informações da versão

Jane the Virgin - S02E05 WEBg
Um comentário de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 5 jane the virgin 2014 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Publicado em: 2026-02-22
Downloads: 41
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

خوش اومدین

آماده‌این یه بار دیگه بریم سراغش؟

یادتونه که جِین تصادفی لقاح مصنوعی شد

و دکتری که مسئولش بود؟ خب، اون کسی نبود جز

لوئیزا، خواهر رافائل

از اون عجیب‌تر اینکه جین بچه‌دار شد

ولی حالا گیرِ یه مثلث عشقیِ درست و حسابی افتاده

یه طرف رافائل، پدرِ پسرش

اون طرف هم مایکل، نامزد سابقش

و دیشب، خب این اتفاق افتاد

اوه، و پترا زن سابق رافائل رو یادتونه؟

خب، اون آخرین نمونه اسپرم رافائل رو دزدید

و خودش رو باردار کرد

و حالا بدجوری توی دردسر افتاده بود

آخه، اون به میلوش بدهکاره

من یه دوست‌پسرسابق دارم که دستِ بزن داشت

و حالا اومده طلبش رو صاف کنه

تو با من ازدواج می‌کنی

می‌دونم. دقیقاً مثل سریال‌های آبکیه، نه؟

خب، بزن بریم

روزهایی هستن که هیچ‌وقت از یادمون نمی‌رن

برای من، اون روز

بی‌خیال، ربطی نداره، ببخشید

این در مورد من نیست

روزهایی هستن که زن‌های خانواده ویلانوا

همیشه به یاد خواهند داشت

دوازده ژوئن یکی از اون روزها بود

ولی اول اجازه بدین فضا رو براتون ترسیم کنم

اینجا جِین رو داریم

که فقط ۱۴ ماهشه

مامان

و شیومارا، که تازه ۱۸ سالش شده

مامان، پایه‌ای امشب بریم «لا رُزا» غذا بخوریم؟

بی‌خیال مامان، می‌دونم صدامو می‌شنوی

امشب نه، شیومارا

منم. خب معلوم شد که

بالاخره می‌تونم امشب برم مرکز خرید

اه! گندش بزنن. باید برم

جِین، داری چیکار می‌کنی؟

نه، نه، جِینی

اوه، این دیگه قوزِ بالا قوز بود

اگه مادربزرگت ببینه

اشکالی نداره عزیزم. فقط باید اینجا رو تمیز کنیم

اما افسوس که اون روز اثر خودش رو باقی گذاشته بود

روزهای مهم همین‌طورین

اون لحظه برای جِین مثل یه الهام بود

بالاخره حقیقت براش روشن شد

اوه، خدای من

به نظر میاد یکی امروز خیلی شنگوله

واو، مایکل؟ بله، مایکل

خب، بهش گفتی؟

نه، هنوز نه

اول باید به رافائل بگم

اصلاً نمی‌دونم چطوری بگم

جین داره مایکل رو انتخاب می‌کنه. از کجا می‌دونی؟

دیشب از پشت واکی‌تایکیِ اتاق بچه شنیدم

ظاهراً یه بوسه‌ی حماسی داشتن

این حرفِ اونه، نه من

واقعاً حماسی بود

جِین می‌دونه شنیدی؟

نه. نخواستم دربارش حرف بزنم

شمّ خوبی داری. منم اگه بودم همین کارو می‌کردم

خب، حالا گوش کن، هنوز می‌تونی درستش کنی

فقط نذار باهات به هم بزنه

اون اصلاً چی تو اون جوجه‌مُزلف دیده؟

اون دیوونه می‌شه

مایکل؟

آره، حسابی کیف می‌کنه

رافائل. می‌دونم

خیلی وحشتناکه

به خاطر همین هم هست که باید اول به خودش بگم

به بهترین شکلِ ممکن

باید از کارتِ سرطان استفاده کنی. چی؟

بگو بیماریت برگشته. جدی می‌گم

فقط واسه اینکه وقت بخری تا دوباره دلشو به دست بیاری

راف، این خانواده‌ته. فکر می‌کنی خودم نمی‌دونم؟

اون داره همه‌چیز رو دور می‌ریزه

پس ماتئو چی؟

پای ماتئو هم وسطه

پس باید هر کاری از دستم برمیاد بکنم

تا مطمئن بشم همه‌مون با هم کنار میایم

چون ما تا ابد تو زندگیِ همدیگه خواهیم بود

خب، الان گفتی «تا ابد»

گفتم، مگه نه؟

این چیزیه که می‌خوام

با مایکل. تا ابد

کاش قرار نبود به رافائل آسیب بزنه

وای خدای من

واقعاً نمی‌دونم

الان باید بخندم یا گریه کنم

عجب احساساتِ درهم‌برهمی

بهت که گفتم روزِ بزرگیه

آره

مامان، برو روی اون بلوزت یه پلیور بپوش

مادربزرگ، من دارم می‌رم

بعداً پیشِ وکیل می‌بینمتون

دوستتون دارم. خداحافظ

صبر کن! قبل از اینکه بری

آیا این نشون می‌ده که من آدم مسئولیت‌پذیری هستم؟

و تابعِ قانونم؟

و می‌دونم پایتخت داکوتای جنوبی

صبر کن... «پی‌یر» هستش؟

یادتونه که آلبا اخیراً تصمیم گرفته بود

دنبالِ کارهای گرین‌کارتش بره

بله، ولی می‌دونین که این جلسه

برای پر کردن فرم‌های ضمانتِ مامانه، درسته؟

قرار نیست امروز شهروند بشی، مادربزرگ

می‌دونم، ولی با این حال

می‌خوام تأثیر خوبی روی وکیل مهاجرتم بذارم

عالی شدی

موافقم. کی زیاد عالی به نظر نمیاد؟

اینم از عروسِ زیبای من

می‌دونین چیه؟ باید یه سری جاها رو پر کنم

دیشب، پترا هر راهی که به ذهنش می‌رسید امتحان کرد

تا از ازدواج با میلوش قسر در بره

ولی من عاشقت نیستم. فعلاً

هیچ‌کس از آینده خبر نداره

من بچه رافائل رو باردارم

اون بچه‌ رو مثل بچه خودم بزرگ می‌کنم

خیلی خب

برای یک سال، با این شرط که

این فقط به خاطر نیازِ تو به گریزگاه مالیاتیه

و به هیچ وجه به این معنی نیست که من بهت حسی دارم

در حال حاضر. اصلاً

و رابطه هم خبری نیست. مگه اینکه نظرت عوض شه

عوض نمی‌شه. شاید هم بشه

میلوش. باشه

باشه. از رابطه خبری نیست، ای آتیش‌پاره

ولی باید کاری کنی ازدواجمون واقعی به نظر بیاد

حتماً فیلم «گرین‌کارت» رو دیدی

با بازیِ «ژرار دوپاردیو»؟

اون نباید سرِ من بیاد

من از شهرداری وقت گرفتم

نیازی نیست. می‌خوام توی هتل خودم ازدواج کنم

واسه همین تالار «ماربیا» رو رزرو کردم

میلوش، ما توافق کردیم عروسی کوچیک باشه

و ببین؟ من تدارکات عروسی رو از قبل شروع کردم

مثل یه شوهرِ مدرن و خوب

حالا بیا. کمکم کن گروه موسیقی انتخاب کنم. ما... ما به گروه موسیقی نیاز نداریم

پس کی قراره برنامه رو برای اجرای اصلی گرم کنه؟

اجرای اصلی با کیه؟

اوه خدای من. اوه خدای من

تو نمی‌دونی این کیه

ولی ماتئو، این یه اتفاقِ خیلی بزرگه

سلام. اسمت چیه؟ جِین

جِین، یه چیزی در موردت هست

می‌تونم بگم ریتم تو خونته

دوست داری برقصی؟ آره

بیا جلو. باشه

درست حدس زدین. این اتفاق نیفتاد

اتفاقی که افتاد این بود

اوه خدای من

اوه خدای من

اوه خدای من

جِین، بریتنی اسپیرز رو دید که داشت توی هتل ماربیا پذیرش می‌شد

چی گفتی؟

همین الان پیام داد. فکر کنم این عکسِ آرنجش باشه

و بریتنی داشت پذیرش می‌شد؟

خوبه. پس بالاخره مجبوره با من روبرو بشه

بریتنی اسپیرز؟ از قضا ما

یه خرده با هم شکرآبیم

در واقع، حسابی با هم دعوا داریم

نمی‌دونم چرا دارم دستِ کم می‌گیرمش

دیگه از بریتنی اسپیرز حمایت نمی‌کنم

وایسا

شوخی نمی‌کنی

معلومه که نه

خب، باشه

پس چرا تا حالا دربارش حرف نزده بودی؟

آخه خدا می‌دونه که به اندازه کافی اسم «گلوریا استفان» رو میاری

من کلاس نمی‌ذارم

من از آدم‌هایی مثل گلوریا استفان

الخاندرو فرناندز و اپرا وینفری اسم می‌برم

چون اونا از دوستای صمیمی من هستن

پس تو و بریتنی چطوری با هم آشنا شدین؟

سال‌ها پیش بود

رفتم به یه مراسم جوایز و لباسی پوشیده بودم که بریتنی خوشش اومد

اون از لباسم تعریف کرد

و منم با سخاوتمندی رفتم خونه تا لباسم رو عوض کنم

تا اون بتونه برای اولین بار توی یه موزیک‌ویدیو بپوشتش

اون خیلی تحت تأثیر قرار گرفت. ما دوستای صمیمی شدیم

دوست‌هایی مثلِ...؟ مثلِ دوست‌های معمولی

نکاتی درباره کانسیلر و توصیه‌های کاری رد و بدل می‌کردیم

وقتی توی مراسم ام‌تی‌وی مدونا رو بوسید

اون ایده من بود

من این پیشنهاد رو به انریکه ایگلسیاس داده بودم

ولی حالش خوب نبود و نمی‌خواست منو مریض کنه

نکته اینجاست که ما خیلی صمیمی بودیم

تا اینکه اون بهم خیانت کرد

ولی حالا بریتنی اینجاست و دیگه نمی‌تونه از دستم فرار کنه

جدی می‌گم. اون اینجاست

به بخشِ تشریفات زنگ زدن واسه یه عروسیِ یهویی و بزرگ

و اون قراره اجرا کنه

نمی‌دونم این آدما کی هستن

در واقع، عروسیِ منه

من پیشنهاد میلوش رو قبول کردم

وایسا، وایسا، چی؟ داری با میلوش ازدواج می‌کنی؟

ببخشید، شنیدم چی گفتین

داری چی می‌گی پترا؟

اون پیشنهاد ازدواج داد

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left