As primeiras 200 linhas.
دارک استار نوامبر، گیتور ۶ هستم. به پایگاه برگردید.
دارک استار نوامبر، گیتور ۶ هستم. به پایگاه برگردید.
به حرفت گوش کردم. نصیحت خوبی بود. ممنون.
رنگت پریده. همه چی خوبه؟
شان؟
هی
به هر حال، گوش کن. میخواستم بهت بگم...
لعنتی! تنها دلیلی که کنسلش کردم...
روز سه بار بهم زنگ میزنه.
الان بیشتر از اون موقعی که با هم بودیم، ازش خبر دارم.
این پسرا چشونه؟
خبر دادم.
بلیط؟ خبر دادی؟
میتونم بلیطتون رو ببینم؟
من، اه...
هی. هی.
امروز صبح یه کم عجیب رفتار میکنی. حالت خوبه؟
بلیط؟ اون ۱۰ دقیقه رو میرسونیم؟
سعی میکنیم، آقا.
هی پیرمرد، اون عقب تأخیر دیگه واسه چی بود؟
من فقط بلیطهامو سوراخ میکنم، آقا.
باید بزنم تو صورتت.
شان؟ من کاری کردم؟
ببین، میفهمم که فکر میکنی منو میشناسی ولی من نمیدونم تو کی هستی.
اسم من سروان کالتر استیونز هست.
من خلبان هلیکوپتر ارتش آمریکا در افغانستانم.
اکنون در حال نزدیک شدن به ایستگاه گلنبروک هستیم.
شان، این...
شان؟ ایستگاه گلنبروک، ایستگاه بعدی.
حالم بد شد.
لعنتی! متاسفم.
بذار کمکت کنم. نه، خوبه.
ایستگاه گلنبروک.
هی آقا!
هی! ایستگاه گلنبروک!
هی!
این از دستت افتاد.
ممنون.
این چیه؟
شیکاگو.
همه سوار شید!
درها بسته میشن.
این قطار، قطار شیکاگوئه.
حالت خوبه، سروان؟
ایستگاه بعدی، شیکاگو.
ایستگاه یونیون.
اون رو دیدی؟
داری منو میترسونی.
نه.
نه، نه، نه، نه.
حالت خوبه؟
نمیدونم چی داره اتفاق میافته.
با من حرف بزن، شان.
ببین، من نمیدونم شان کیه. و نمیدونم تو کی هستی.
باشه. ایستگاه بعدی پیاده میشیم.
هر چی که اینجا داره اتفاق میافته رو میفهمیم، باشه؟
این مال من نیست.
بهم نگاه کن. همه چی خوب میشه.
سروان کالتر استیونز، اینجا "قلعه در محاصره" هست.
سروان کالتر استیونز، اینجا "قلعه در محاصره" هست.
دریافت پیام رو تأیید کنید.
سروان استیونز، دریافت میکنی؟
من کجام؟
تو با "قلعه در محاصره" هستی. آماده به کار هستی؟
سرم گیج میره. آیا من الان A-lock شدم؟
در حال تنظیم چرخش شما هستیم.
میتونی الان گزارش بدی؟
این چیه؟ این چیه؟
کجا...
من با کی دارم حرف میزنم؟
سروان، چیزی که دیدی رو گزارش کن.
چی؟ نمیفهمم.
کجا بودی قبل از اینکه با من حرف بزنی؟
یه انفجار شد.
از کجا؟
یه کم سردرگمی کاملاً طبیعیه تو این مرحله، سروان.
سیگنال دیداری داری؟
تو کی هستی؟
اون اطلاعات رو از قبل داری، سروان.
دارم؟ اسممو به یاد بیار.
الگو رو بازسازی میکنیم. سعی کن تمرکز کنی.
من در مأموریت بودم.
داشتم پرواز میکردم.
و بعد تو یه قطار بیدار شدم.
و الان اینجام.
باید توجیه بشم.
اینجا چه یگانیه؟
تو با "قلعه در محاصره" هستی.
کی؟
آماده باش برای رشته اول الگوی حافظه آلفا.
"قلعه در محاصره" چیه؟
این تمرینات کمکت میکنه.
رشته حافظه یک.
به متن زیر گوش کن.
"لیلی با یک لباس شب و شنل اپرا از خواب بیدار شد."
"پنج کارت بازی در دستش بود."
این شوخیه؟ "اینها بودند...
"ملکه پیک، چهار خاج،
"نه خاج،
"سه دل، نه دل."
آیا این یه مانور پرچم قرمزه؟ پایان بخش اول.
بخش دوم. این صدای ضبط شده یک جغد جیغکش غربی است.
پایان بخش دوم. پایان الگو. تأیید کن.
پایان الگو تأیید شد.
آماده باش برای شروع فراخوانی الگو.
فراخوانی الگو رو شروع کن.
پنج تا کارت بازی رو مرتب کن.
به ترتیب ارزش از بالا به پایین، بدون در نظر گرفتن خال.
بیبی، دو تا نه، چهار و یه سه. درسته.
تو متنی که خوندم، اسم یک زن ذکر شده بود.
اون اسم چی بود؟
اسمش لیلی بود. درسته.
اسم منو بگو.
گودوین. اسمت گودوینه.
درسته. خوش برگشتی، کاپیتان.
خانم، باید با پدرم حرف بزنم.
کسی از اینکه من برگشتم اینجا، خبر داره؟
کی قطار رو بمبگذاری کرد، کاپیتان؟
چی؟
کی قطار رو بمبگذاری کرد؟
یه زن مرتب منو "شاون" صدا میکرد.
این مهم نیست.
فکر کن، کاپیتان. به عقب برگرد و یادت بیار.
کی قطار رو بمبگذاری کرد؟
نمیدونم کی اون قطار لعنتی رو بمبگذاری کرد!
پس برگرد و دوباره تلاش کن. کجا برگردم؟
هشت دقیقه وقت داری، درست مثل دفعه قبل.
نه، نه، نه، نه. دیگه از این تستهای مزخرف شبیهسازی نمیخوام، باشه؟
باید بدونم کجا هستم.
خدمه من کجا هستند و در چه وضعیتیان؟
کسی میدونه من توی آمریکا هستم؟
شما موظفید این اطلاعات رو به من بدید.
از بمب شروع کنید.
کجاست؟ چه شکلیه؟
چه نوع ماده منفجرهایه؟ چطور منفجر میشه؟
باشه. بمب رو پیدا کن.
اونوقت بمبگذار رو هم پیدا میکنی.
بمب رو پیدا کن. صبر کن، نه، من...
نصیحتت رو گوش کردم. نصیحت خوبی بود. ممنونم.
باشه. خوبه.
و تو یه دوره LSAT ثبتنام کردم.
چه میدونی، شاید دفعه بعد رفتم هند خودمو پیدا کنم.
الاسایتی؟
گوروی خوب سراغ داری؟
اون کفشتو برداشت.
خب، نظرت چیه؟ دارم درست میرم؟
همون قطاره، ولی فرق داره.
عمیق.
امیدوارم فرق کنه. منم همین حس رو دارم.
چی؟
من دارم... برایان
این مردا دیگه چین؟ همه چی تو گذشته زیباتره.
این چیه؟
این چقدر واقعی به نظر میاد!
به نظرم بهترین کار اینه که تا میتونم ازش فاصله بگیرم.
جزئیاتش باورنکردنیه.
بلیت؟ بلیتت رو میتونم ببینم؟
اونا که عامل رو همینجوری جلوی من نمیذارن.
عامل؟ تو که دختر قشنگهای.
بلیت؟ حواسپرتی.
حواسپرتی؟ هر سوژهای یه عامل حواسپرتی داره.
میتونیم اون ۱۰ دقیقه رو جبران کنیم؟
سعی میکنیم، آقا. منظورت برایانه؟
هی، پیرمرد، اون پشت اون تأخیر لعنتی برای چی بود؟
واسه چی دیر کردی؟ چی؟
انگار نگران ساعتی. واسه چی دیر کردی؟
دارم میرم یه جشنواره از عوضیها. شنیدم تو گل سرسبدشی.
خیلی خندهداره. چی هستی، کمدین؟
آره.
اون کمدینه.
بشین.
خل و چل.
طرفدارا.
اون خودشه.
تو برنامه استعدادیابی آمریکا سوم شد. دو بار به خاطر رانندگی در حالت مستی جریمه شده.
در موردش حرف زدیم.
ممنونم، خانم. ممنونم. خواهش میکنم.
ایستگاه گلنبروک.
آره، ولی تا ساعت یک پل قفل میشه.
لعنتی!
ببخشید.
فقط بذار من بردارمش، باشه؟
هی آقا!
هی!
هی! این از دستت افتاد.
ممنون.
سوار شید!
درها دارن بسته میشن.
این قطار به مقصد شیکاگو میره.
انفجار از پشت سرم اومد.
چته؟ الان وقت ندارم باهات حرف بزنم.
من واست وقت دارم.
ایستگاه بعدی، شیکاگو.
ایستگاه یونیون.
وای لعنتی!
گودوین؟
قراره بهم بگی چطور خنثیاش کنم؟
اِم...
باید...
از برق بکشمش؟ یا میخوای همینجوری ولش کنم؟ یا...
No comments yet. Be the first to leave one.