Small Prophets

Small Prophets

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 1

Informações da versão

Small Prophets S01E03 1080p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Um comentário de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 Small Prophets 2026 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Publicado em: 2026-02-18
Downloads: 19
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

آهنگ "Really Saying Something" از بناناراما و فان بوی تری

# داشتم توی خیابون راه می‌رفتم، دو وادی وا

# که یهو این پسره شروع کرد به تعقیب کردنم، اوه آره

# اوه، به تموم حرفایی که می‌زد بی‌محلی کردم

# دو وادی وا، اون از هر نظر منو زیر و رو کرد

# واقعاً یه چیزی می‌گفت، یه چیزی می‌گفت

# واقعاً یه چیزی می‌گفت، یه چیزی می‌گفت

# باپ باپ شو بی دو وا... #

داری چیکار می‌کنی؟

هیچی

داری همسایه بغلی رو می‌پایی؟

نه

خب؟ تو که همیشه داری آمارشو می‌گیری

ای بابا، «بِو»، دوباره داره سطل‌ها رو پر می‌کنه. اوه

آره دیگه

سهره جنگلی

اینجا نوشته که اینا «معمولاً بین اواخر آوریل تا اوایل مِی تولیدمثل می‌کنن

با یه دوره جوجه‌کشی حدوداً ۱۵ روزه

و تقریباً ۱۱ تا ۱۸ روز هم طول می‌کشه تا جوجه‌ها پر دربیارن»

داری چی می‌گی واسه خودت؟ خب، این بهانه‌ش بود

که چرا نمی‌تونه شمشادها رو هرس کنه؛ می‌گفت سهر‌ه‌ها لونه کردن

خب، اگه «معمولاً بین اواخر آوریل

تا اوایل مِی» باشه که نمی‌شه. کلایو، وسواس گرفتی. ولش کن بیچاره رو

در هر صورت، من ازش خوشم می‌آد. به نظرم بامزه‌ست

بامزه؟ آره. خاصه، جالبه

خسته‌کننده نیست

«بامزه»

اعلی‌حضرت

خانم

اوه، خدای من

آخ

اسکار با فرقون کجاست؟

چه خبره؟ به شما ربطی نداره

این ون رو دزدیدین؟ پیداش کردیم. سکه‌ها رو گذاشته بودن بمونه

خب، نباید اونا رو بردارین

چرا نه؟ مالِ کسیه که پیدا کرده

دیگه چیزی باقی نمونده

کجا زندگی می‌کنی؟ کدوم مدرسه می‌ری؟

باید زنگ بزنم پلیس. گمشو بابا بزرگ

اگه زنگ بزنی، بهشون می‌گم شلوارتو برامون کشیدی پایین

همه رو بریزین تو

آره، یعنی بد نبود

ولی فکر نکنم بقیه قسمت‌هاشو ببینم. آخه

دیگه نمی‌تونم توی نقش‌های جدی باورش کنم

از وقتی دیدم با شورت داشت گریه می‌کرد

توی برنامه «من سلبریتی‌ام... منو از اینجا ببرین بیرون!». آره. هوم

مثلاً مطمئنم نقش یه کارمند آسایشگاه رو خیلی متقاعدکننده بازی می‌کنه، ولی وقتی

ببینی یکی توی شبکه ITV داره مقعد کانگورو رو می‌جوه، دیگه سخته که

باورش کنی، مگه نه؟ اوهوم

وای خدای من، اون «کیتلین ثورن‌کرافت» نیست؟ کی؟

همون اخبارگوئه. اصلاً روحمم خبر نداره کیه

خودِ خودشه. وای خدای من. می‌خوام برم باهاش حرف بزنم

سلام! کمک نمی‌خوای؟

بله، لطفاً. اصلاً نمی‌دونم دارم چیکار می‌کنم

این لوله داره توی تراس آب می‌پاشه. فقط باید بندش بیارم یا

یه جوری ببندمش. این کنده شد. ترک خورده

بیا بریم لاینِ لوازم لوله‌کشی

آره، خب این تیکه اول می‌ره روی شلنگ، بعد این یکی هم

پیچ می‌شه روی اون، دیگه حله

فوق‌العاده‌ست. خیلی ممنون

اسمتون چیه؟ اِم

کِیسی. باز هم ممنون کیسی. خواهش می‌کنم. فعلاً. خداحافظ

از دیدنت خوشحال شدم

حالت خوبه؟

چی شد؟ دیدیش؟

آره. چی شد؟ چرا ناراحتی؟ آخه اون خیلی

نمی‌دونم، خیلی صمیمی بود... و وای خدای من، خیلی با اعتماد‌به‌نفس

و موفق بود. تازه اسمم رو هم پرسید

ولی بعدش اتیکتِ اسمم رو دید و کلاً

انگار اون قرار نیست برگرده به یه آپارتمانِ داغون و نمور که حمومش

کپک زده، مگه نه؟

تازه بوی خیلی خوبی هم می‌داد

این استراحتِ رسمیه؟ چون یادم نمیاد به کسی اجازه داده باشم

اون داره...؟

چی؟ گریه می‌کنه؟

این‌طور به نظر می‌رسه، آره. چِشه؟

برید بیرون

بیا بریم از اینجا

اسم این کافه رو از روی اون سگی گذاشتن که جام جهانی رو پیدا کرد. پیکلِز

الان بهتری؟

آره

ممنون. ببخشید. نمی‌دونم یهو چی بهم شد

خب، اِم

ببخشید، اسمش چی بود؟ کیتلین ثورن‌کرافت

کیتلین ثورن‌کرافت. اون...؟ اون چی؟

خب، مثلاً سلبریتی موردعلاقته یا چی؟ نه، تا حالا دو بار هم

توی زندگیم بهش فکر نکرده بودم. فقط یکی از اوناییه که میان توی تلویزیون

ولی یه جوری بود

انگار داشتم از یه پنجره به یه زندگی دیگه نگاه می‌کردم

راننده داشت. دیدی؟

تاکسی نبود. راننده شخصی، یکی که فقط این‌ور اون‌ور می‌بردش

نمی‌دونم، فقط دیدنش از نزدیک خیلی عجیب بود

توی فروشگاه. آره. آره، فکر کنم می‌فهمم چی می‌گی

تراس داشت. تو تراس داری؟

فکر کنم آره

قطعاً قبلاً یه تراس داشتم

ولی یه مدتیه ندیدمش

فکر کن آدم شغلی داشته باشه که واقعاً براش مهم باشه

خب دوست داشتی چیکاره باشی؟ توی یه دنیای ایده‌آل

چه شغلی برات اهمیت داشت؟

دقیقاً می‌دونم چیکار می‌کردم. چی؟

بهت نمی‌گم. چرا نه؟ چون مسخره‌ست

غیرممکنه. خب، اگه بهش فکر کردی پس غیرممکن نیست

جداً، خیلی... خیلی احمقانه‌ست. بگو دیگه. نه. بگو

دلم می‌خواد توی سریال «همسایه‌ها» بازی کنم

چی؟ همسایه‌ها؟ نه، دیدی، آخه قراره بخندی و این

من... من نمی‌خندم. همون سریال استرالیایی «همسایه‌ها»؟ آره

ببخشید، می‌خوای به عنوان بازیگر توی «همسایه‌ها» باشی؟ آره

تو مگه بازیگری؟ نه

رفیق، می‌تونی توی «همسایه‌ها» باشی. چرا که نه؟ فقط باید، می‌دونی

«باور» داشته باشی. یه لحظه صبر کن، مگه پخش «همسایه‌ها» متوقف نشد؟ آره

نگران نباش، دوباره راهش می‌ندازیم. خودم یه کمپین جمع‌آوری کمک مالی راه می‌ندازم

چه جور شخصیتی می‌شدی؟ مثلاً از اون شخصیت‌های انگلیسی

خاص که فقط... فکر می‌کنی نمی‌تونم استرالیایی بازی کنم؟

آهان، یعنی شخصیتت استرالیاییه؟ خب آره، اونجا همه

استرالیایی‌ان. می‌تونی با لهجه‌شون حرف بزنی؟

خفه شو. کاش اصلاً هیچی نمی‌گفتم

ایول بابا، «کِیس»، به نظرم عالیه

کمکت می‌کنم

فقط دارم فکر می‌کنم ببینم رابطی چیزی

توی صداوسیمای استرالیا دارم یا نه

یه فکری براش می‌کنیم. «همسایه‌ها» رو برمی‌گردونیم

و تو هم حتماً توش بازی می‌کنی. آره، حتماً. ایول

خیلی رو مخمه که «گوردون» گریه‌ کردنمو دید

چرا؟ خب معلومه دیگه

یه نقطه ضعف ازم دید. بر ضد خودم ازش استفاده می‌کنه. گریه کردن که نقطه ضعف نیست

آخرین باری که گریه کردی کی بود؟

من گریه نمی‌کنم. چون نشونه‌ ضعفه

جداً یعنی هیچ‌وقت گریه نمی‌کنی؟ نه واقعاً، نمی‌کنم

یادم نمیاد آخرین بار کی گریه کردم

خالی نبند، شرط می‌بندم هر شب با هق‌هق خوابت می‌بره

ببین، یه وقت

به کسی چیزی نگی... درباره قضیه «همسایه‌ها»، باشه؟

حتی به «بریگام»؟ اوه، بهتره که نگی

آهان راستی، یادت وقتی هفته پیش توی کافه بودی

و مست بودی؟ مست نبودم

باشه. خب، یادت وقتی برای تولد «آندره» توی کافه بودیم؟

اون چیه که داری توی شیشه پرورش می‌دی؟ ها؟

همش داشتی درباره این موجوداتی که توی انباریت

پرورش می‌دی حرف می‌زدی. «میمون‌های دریاییِ جادویی» یا یه همچین چیزی. من اینو گفتم؟

فقط به تو گفتم یا به همه؟ به همه

گندش بزنن! حتماً خیلی مست بودم. آره

خب، الان می‌شه دیدشون یا هنوز برای چشم غیرمسلح

نامرئی‌ان؟ نه، الان دیگه دیده می‌شن

خب، سه‌تاشون. تقریباً این قدری‌ان

اسمشون چی بود دوباره؟ هومونکولوس. هومونکولوس

خب پس می‌تونم بیام ببینمشون؟ قرار نبود به کسی بگم

باورم نمی‌شه اینو توی کافه لو دادم. ای وای

فکر می‌کنی یادشون بمونه؟ بعید می‌دونم. همه چت بودن

می‌تونم بیام ببینمشون؟

بی‌خیال دیگه. منم قضیه «همسایه‌ها» رو بهت گفتم

شاید

باشه. ولی نباید به هیچ‌کس، تاکید می‌کنم هیچ‌کس بگی

کی؟ آخر هفته چطوره؟

مایکل! مایک

هومونکولوس‌هات چطورن؟

ای لعنت به این شانس

جواب تلفنشو نمی‌ده... آها اومد. خودشه

مایکل اسلیپ؟

اِم، بله

امروز صبح شاهد یک سرقت بودید؟

نه. فکر نمی‌کنم

یک ون امنیتی؟

آهان، آره. وای! بله. ببخشید، آره دیدم

اِم، چندتا بچه داشتن سکه‌ها رو می‌دزدیدن. فسقلی‌های

می‌تونیم چند لحظه وقتتون رو بگیریم؟

چندتا بچه بودن؟ اِم، چهارتا. یا پنج‌تا

یا شش‌تا. یکی‌شون فرقون داشت

و چرا گزارش ندادید؟ می‌خواستم بدم

ولی بعد صدای آژیرتون رو شنیدم که داشتین می‌اومدین، واسه همین

به عنوان شاهد جرم، فکر نمی‌کنید باید می‌موندید

و چیزی رو که دیدید گزارش می‌کردید؟

بچه‌ها گفتن بهتون می‌گن که من بدنمو بهشون نشون دادم

چرا این کار رو کردید؟ نه، نکردم که

ولی اونا گفتن که اینو می‌گن، منم نمی‌خواستم

اونجا بمونم و بهم تهمت بزنن. ببخشید، دارین

دارین چی می‌نویسین؟

«گروهبانِ کلانتری.»

هوم؟ هیچی

دیدید از کدوم طرف رفتن؟ نه واقعاً

فکر می‌کنید اگه ببینیدشون می‌شناسیدشون؟

بعید می‌دونم. بچه بودن دیگه. چندتا بچه کثیف و پولی‌مولی

آهان، صورتِ یکی‌شون مربایی بود

چه نوعی؟

مربا؟ بله

زردآلو

البته فقط حدس می‌زنم

الان داره می‌آد

چیکار داری می‌کنی؟ داری چیکار می‌کنی؟ برگرد سر کارت

مایکل، می‌شه بگی اینجا چه خبره؟

توی راهِ کار دیدم چندتا بچه دارن از یه ون دزدی می‌کنن. همین، گوردون

من نمی‌تونم اجازه بدم مامورای پلیس

بیان اینجا و از کارمندام بازجویی کنن. فکر می‌کنی چه صورتی داره؟

الو، هیلاری؟

آره، الان می‌آم اونجا. نه

آه، ت‌ت‌ت‌ت‌ت

آره، تو راهم. باشه

باید برم. بابام توی خانه سالمندان زمین خورده

من «زمین نخوردم». پام گیر کرد به اون گربه لعنتی

مگه این زمین خوردن نیست؟ نه. کاملاً فرق می‌کنه

Small Prophets subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Small Prophets

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left