The Beldham

The Beldham

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações da versão

The Beldham 2024 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1-NESTED
The Beldham 2024 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KyoGo
Um comentário de NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Tags

webdl
Publicado em: 2025-11-09
Downloads: 77
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

‫تقدیم به تمام پارسی زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫بفرما.

‫هشش.

‫هشش، عزیزم.

‫باشه.

‫اشکالی نداره. اشکالی نداره.

‫مامان.

‫یه لحظه، عزیزم. یه لحظه، باشه.

‫مامان، لطفاً.

‫مامان، لطفاً. پیشم باش.

‫باشه، بفرما، نازنینم.

‫پیشم باش، مامان.

‫باشه. باشه، جوجه ‌کوچولوم.

‫بلدهام | (اسم) | کهن ‫یک پیرزن.

‫در افسانه‌ های عامیانه، یک پیرزن ‫پرنده‌ مانند که از روح نوزادان تغذیه میکند.

‫یک جادوگر.

‫خانه ایی در هالو اند

‫این، آره، خیلی ‫براش... برا سیدی مهمه.

‫مرسی.

‫آه، لازم نیست مرسی بگی. ‫خوشحال شدم.

‫جالب میشه. ‫راستش، بهش افتخار میکنم.

‫هیچوقت فکر نمیکردم بازنشسته بشه.

‫واقعاً چاره‌ای نداشت.

‫نه؟

‫نوبت همه ‌مون میرسه.

‫آه. بگو ببینم.

‫هر لحظه ممکنه این یکی

‫موهای منو سفید کنه.

‫مگه نه؟

‫بفرما.

‫مرسی.

‫مواظب باش.

‫آه، چیزام... چیزام...

‫نه، همه‌ اش درست شده. بیا.

‫وای! این واقعاً یه چیزه.

‫خب، قبلاً حتماً بود.

‫باشه، چند تا پله اینجا داری.

‫آه، ببخشید.

‫نه، نه. آروم برو.

‫آروم برو. بهبودی زمان بره، باشه؟

‫و بلند شد. آفرین دختر.

‫آه، کلید داری!

‫مرسی، فرانک.

‫خب، خوبه مامان تقاضای کمک کرده.

‫آره.

‫بهش میگم رسیدی.

‫باشه.

‫مادربزرگ دوست ‌پسر داره.

‫بهش میاد.

‫بهش میاد.

‫آه.

‫آه.

‫نگاه کن.

‫بیا، جو. برو، جو. وو!

‫نگاه کن.

‫آه.

‫خب، انگار تو اولین کوچولو ‫نبودی که اینجا زندگی کردی.

‫خب، مرسی که ‫با این پرنده پیر همراه شدی.

‫ببین! این کیه؟

‫مادربزرگه؟ ببین، مادربزرگه.

‫بگو، سلام مادربزرگ. ‫سلام مادربزرگ.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫مرسی که اجازه دادی یه کم بمونیم.

‫مامان، ببوسش.

‫باشه

‫بگو، سلام.

‫آه، سلام عزیزم.

‫میخوایم اینجا رو خیلی قشنگ کنیم

‫بعد مادربزرگ پولدار میشه.

‫آه، لازم نیست کاری بکنی،

‫فقط سالم و امن بمون. باشه؟

‫حالت چطوره؟ بخیه‌ هات چطورن؟

‫خب، فکر کنم کارمون زیاده.

‫ببخشید.

‫این یکی حسابی بازسازی میخواد، مامان.

‫آره.

‫خب، کاش اینجا رو ‫وقتی رسیدم میدیدی. اوف.

‫آه، بازنشستگی قراره استراحت باشه، مگه نه؟

‫آه. آره.

‫ولی میفهمم چرا خریدیش.

‫آه.

‫ده دلار شرط میبندم وقتی تموم شد،

‫نمیخوای بفروشیش.

‫آه.

‫هی، کجا داری میری؟

‫باید برم رنگ بگیرم ‫قبل اینکه مغازه بسته بشه.

‫باشه.

‫میذارم شما دو تا یه کم تنها باشین.

‫مرسی.

‫آه، ساکت. ساکت.

‫با هم زندگی میکنین؟

‫لازمه اجازه بگیرم؟

‫نه. نه.

‫هی، میدونی چیه؟

‫چرا کمکت نکنم جا بیفتی؟

‫- چی؟ ‫- بیا جا بیفتیم.

‫- باشه. ‫- آره. بیا.

‫بفرما. بیا بریم بالا.

‫آه، این باز نمیشه. خیلی دردسره.

‫یه چیز دیگه برای لیست.

‫بیا

‫بیا. همین جلوتره.

‫- خیلی خوبه. ‫- آه، آره.

‫وای. بیا بشینیم.

‫فرانک تنده.

‫- آره. ‫- و نازه.

‫شما دو تا چقدره...

‫به تو ربطی نداره.

‫باشه.

‫هارپر، سلام.

‫اشکال نداره بهت بگم هارپر؟

‫ببخشید. نمیخواستم بترسونمت.

‫آه، ب... ببخشید. ‫آه، شما کی هستین؟

‫من بتم.

‫فکر کن من یه کمک‌ خونه ‌ام.

‫خیلی خوشحالیم که خونه رسیدی.

‫مامان، تو...

‫آه، ببخشید، بت. خوشبختم.

‫اشکال نداره من و مامانم ‫یه لحظه تنها باشیم؟

‫آه، حتماً. آره.

‫من فقط، آه، میرم شام رو شروع کنم.

‫باشه.

‫خوشبختم.

‫مامان، چه خبره؟

‫چی میگی؟

‫میدونم داری پیر میشی.

‫فقط، من ن... نفهمیدم که

‫به این جور کمک ها نیاز داری.

‫نگران نباش.

‫حتی با فرانک پرستار لازم داری؟

‫اون پرستاره؟

‫نگران نباش.

‫مامان، باید خونه رو درست کنی اگه...

‫نگران نباش.

‫خوبی؟

‫من خوبم اگه تو خوبی.

‫- من خوبم. ‫- باشه.

‫جا بیفت من برات شام میارم.

‫و ما خیلی خوشحالیم که اینجایی،

‫سالم و سلامت.

‫آه.

‫آه! لعنتی.

‫وای خدایا.

‫برو، برو، برو!

‫برو، برو. از اینجا برو بیرون!

‫برو، برو، برو. برو، برو.

‫برو، برو. برو، برو.

‫آه، لعنتی. برو.

‫نوش جونت.

‫باشه.

‫آه. خیلی خوشمزه‌ هست.

‫آه.

‫آشنا میزنه.

‫خب، باید هم بزنه.

‫از آشپزخونه خونوادتونه.

‫- آه. ‫- مگه نه، سیدی؟

‫آه.

‫نه، نه. بذار گریه کنه.

‫بذار گریه کنه. بذار گریه کنه.

‫خودش آروم میشه.

‫برای وابستگی سالم مهمه

‫برای هر دوتاتون.

‫آه، خدا. دلمو پاره میکنه.

‫میدونم. این مادر بودنه دیگه.

‫آه، باشه. یکی حواسمو پرت کنه.

‫آه، بت، چرا اینجایی؟

‫تو خیلی خوشگلی برای این کار.

‫خب، همیشه دلسوز پیرها بودم

‫آه.

‫فقط، نیاز داشتم یه کم محکم بشم.

‫خب، این کم گفتنه.

‫- راست گفتی. ‫- آه.

‫و هیچ‌وقت فراموش نکن.

‫چی شده؟

‫وای خدایا!

‫کریستین! کریستین!

‫چه خبره؟

‫وای خدایا. آه، خداروشکر.

‫مامان، من ی... یه چیزی دیدم.

‫دیدم... یکی بود...

‫- آه نه، نه. ‫- یه چیزی...

‫- خوبه. خوبه. ‫- میدونم، اشکال نداره، اشکال نداره.

‫بفرما. ببین؟

‫سلام.

‫آره، اشکال نداره. آه.

‫اشکال نداره.

‫آه، این پرنده ‌های لعنتی.

‫تق تق. خوبی؟

‫آره، خوبم.

‫شاید یه اتاق دیگه بتونیم بمونیم؟

‫آره...

‫خب، میتونم از بت بپرسم ‫اگه بخواد عوض کنه.

‫یعنی اتاقش کوچیک‌ تره.

‫مطمئنم قبول میکنه، ‫و فرانک زود میرسه خونه،

‫پس میتونه کمک کنه چیزاتو...

‫نه. مامان، اش... اشکال نداره.

‫اومدم کمکت کنم، ‫نه اینکه کار بیشتر برات درست کنم.

‫اش... مطمئنم فقط، آه...

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left