How to Get to Heaven from Belfast

How to Get to Heaven from Belfast

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 1

Informações da versão

How to Get to Heaven from Belfast S01E01 The Wake 720p NF WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB
Um comentário de warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 How to Get to Heaven from Belfast 2026 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Publicado em: 2026-02-13
Downloads: 51
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

گاهی هنوز خواب اون شب رو می‌بینم

هنوز خوابشون رو می‌بینم

چون اونا اونجا بودن

اون موقع‌ها همه‌کار رو با هم انجام می‌دادیم

ما چهارتا

جدا

ولی جدایی‌ناپذیر

فکر کنم یه جورایی شوکه‌کننده‌ست

منظورم اینه که، وقتی یه همچین پیامی می‌گیری

و واقعاً باعث می‌شه به زندگی فکر کنی، خب لابد دیگه

به انتخاب‌هایی که کردی و کارهایی که انجام دادی. یا انجام ندادی

حالا، بد برداشت نکن. مراقبت از مامان یه افتخاره

خوش‌شانسم که می‌تونم روی این کار تمرکز کنم

بدون هیچ حواس‌پرتی دیگه‌ای، اگه کلمه‌ی بهتری براش نباشه

و به نوبه‌ی خودش خیلی پاداش‌دهنده‌ست. منظورم اینه که می‌دونم پشیمون نمی‌شم

هیچ‌کس تو بستر مرگش دراز نمی‌کشه و فکر نمی‌کنه که

«کاش زمان کمتری رو با مادرم می‌گذروندم»، مگه نه؟

باشه. لابد استثناهایی هم هست

مثلاً اگه مادرت «رز وست» بود

احتمالاً ترجیح می‌دادی یه کم ازش فاصله بگیری

حتی می‌شه گفت کار عاقلانه‌ای هم بود

اما مادر من، خب، اون عالیه. اصلاً شبیه رز وست نیست

یه جورایی عینکش شبیه اونه ولی خب تهِ شباهتشون همینه، واقعاً

فکر کنم چیزی که سعی دارم بگم اینه که

با اینکه هیچ تلخی یا کینه‌ای یا چیزی حس نمی‌کنم

تو فقط یک بار فرصت داری این زندگی رو بکنی

و این مسیری که یه جورایی خودم رو توش پیدا کردم

که همون‌طور که گفتم، بدون نعمت هم نیست

دلیلیه که باعث می‌شه یه سری اتفاقات خاص برای من نیفته

باید بهم اجازه داده بشه که این رو قبول کنم

باید بتونیم برای زندگی‌ای که نتونستیم داشته باشیم سوگواری کنیم، بدون اینکه احساس گناه داشته باشیم

درسته

خب، پس فقط همون یه فلت‌وایت کوچیک رو می‌خوای، یا...؟

تعجب می‌کنم که بقیه هم خبر دارن یا نه

مامانی! مامانی! هیس، رایان

خب، پس این مانیکور شلاکه؟

آره. می‌تونم این رو با آرایش رزرو کنم؟ بس کن دیگه

یه عروسی کوچیکه، آره؟ مامان، جک داره بهم زل می‌زنه

ببخشید، یه لحظه. بهش زل نزن

آخه داره نفس می‌کشه! نفس نکش

الو؟ ام، ببخشید. چی می‌گفتی؟

چون عروسیه، شاید یه مدل آرایش روزانه‌ی طبیعی‌تر بخوای

نه، نه، نه، نه. مامانی

راستش می‌خوام کلاً قیافه‌ی فعلیم رو پاک کنی

و یه قیافه‌ی جدید برام بکشی

اجزای متفاوت، اجزای بهتر. می‌فهمی چی می‌گم؟

یه صورت کاملاً متفاوت می‌خوام. بس کن

شرمنده عزیزم. باید بعداً بهت زنگ بزنم

مشکلی نیست. بس کن

باشه، مرسی. فعلاً. خداحافظ. تمومش کن

اون پشت چه خبره آخه؟! داشت زل می‌زد

من بهش زل نزده بودم. اون حتی پلک هم نمی‌زد

خفه شو. رایان تبلتم رو قاپید

مال تو نیست! مال منه

ساکت شید! ساکت شید! ساکت شید! ساکت شید

می‌شه فقط خفه شید لطفا

مامانی؟

چیه؟

گوشیت داره زنگ می‌خوره

خب، سرشا، واقعاً بابت این کار ازت ممنونم

می‌خواستیم شما دوتا رو دور هم جمع کنیم به جای اینکه

اوه لعنت. ببخشید

خیلی معذرت می‌خوام

مارنی نمی‌خواست قضایا، می‌دونی، بد فهمیده بشه

پس حقیقت اینه که

از فیلمنامه‌ها متنفری. نه

اوه، نه خداوکیلی. نه، اصلاً. بحث فقط سرِ تمرکزه

بحث تمرکز؟ من عاشق نقشِ امّام

می‌دونی، اون بخش بزرگی از زندگی منه

آره، مال منم همین‌طور

ولی وقتش نرسیده که مرزهای سریال رو جابه‌جا کنیم؟

وقتش نیست یه کار واقعاً نوآورانه بکنیم؟

درسته. مثلاً چی؟

چی می‌شه اگه، توی این فصل

هیچ قتلی اتفاق نیفته؟

بدون قتل؟ بدون قتل؟

بدون قتل

بدون قتل

آه... باشه، من فقط، اوم

منظورم اینه که، فقط برای اینکه با هم هماهنگ باشیم

اسم سریال «کدِ قتل»ـه

اوم‌هوم. یه سریال کارآگاهیه

امّا کارآگاهِ دایره‌ی قتلِ

خب، همه‌اش این نیست. ولی بخش اصلیش همینه

چی می‌شه اگه روی هزینه‌های شخصیِ شغلِ امّا تمرکز کنیم؟

می‌دونی، اینکه چه بلایی سر خانواده‌اش، رابطه‌هاش و زندگی جنسیش آورده

زندگی جنسیش؟

می‌خوام ارگاسم امّا رو ببینم

چایی. یه آبجو هم لازم دارم

باشه. منظورم اینه که، خوبه دیگه، نه؟

هست؟ بله که هست، هری

پس بیخیالِ حل کردن پرونده‌های قتل می‌شه و چی؟ فقط با این و اون می‌خوابه؟

این فمینیستیه‌. یه جور سفرِ خودشناسیه

مسخره‌ست. این یه سریال کارآگاهیه. مردم به همین خاطر تماشاش می‌کنن

سرشا، هیچ‌کس بهتر از تو نمی‌دونه

که چقدر این سریال و این شخصیت با هم گره خوردن

اینا جفتشون یکین

پس برای اینکه جلو بریم، باید گوش بدی. باشه؟

آره

امّا کلِ سریاله

اصلاً بدون امّا نمی‌خوام فیلمنامه‌ی این سریال رو بنویسم

اوه، ممنونم. بفرما

پس شاید ننویسم

چی؟ چی؟

شاید سریال رو ننویسم. اوه، این‌قدر بچه‌بازی درنیار لعنتی

اسلحه گذاشتن روی سر کسی فقط وقتی تهدیده

که مطمئن باشی اونا نمی‌خوان ماشه رو بکشی

هری، این اصلاً طرز برخورد با یه مشتری نیست

چرا همه‌ی بازیگرا کاملاً دیوونه‌ان؟

نویسنده‌ها هم تحفه‌ای نیستن، بذار این رو بهت بگم

آه! برو بابا رابین! خیلی کلافه‌ام

معلومه. حتی منتظر غذا هم نموندی. این بی‌سابقه‌ست

نه. در حقّم لطف کرد. سریال دیگه عمرش رو کرده

سریال خیلی موفقیه. چرا؟

اصلاً چی هست؟ فقط اینه که: «ببینید، یکی دوباره به قتل رسیده.»

یعنی... کار من همینه؟ این چیزیه که به جامعه اضافه می‌کنم؟

تو آدم‌های زیادی رو سرگرم می‌کنی، سرشا

دلقک‌های فلان‌فلان‌شده هم همین کار رو می‌کنن، هری

می‌دونی، وقتی شروع کردم، کارم تئاتر بود

می‌خواستم نمایشنامه بنویسم. چی شد پس؟

فهمیدی که برای خریدنِ خرت‌وپرت به پول نیاز داری

یه لحظه. دوستم

مرده

دوستم مرده

سرشا، دارا و رابینِ عزیز

اسم من گِی هارتِن هست

و متأسفانه یه خبر خیلی ناراحت‌کننده براتون دارم

خواهرشوهر عزیزم، گرتا، دیروز فوت کرد

می‌دونم یه زمانی چقدر صمیمی بودید

اون اغلب با محبت از شما یاد می‌کرد

اگه دوست داشتید بیاید و ادای احترام کنید

واقعاً برامون یه دنیا ارزش داره

مراسم وداعش توی خونه‌اش برگزار می‌شه

عمارت اِلم، روستای ناک‌دارا

منطقه‌ی دانگال

جدا ولی جدایی‌ناپذیر، درست مثل خودمون

برای همه‌مون خیلی سخته

آدم دلش می‌خواد فقط فراموش کنه همچین اتفاقی افتاده

نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم. نمی‌تونیم

دارا! با توئه، دارا! اومدم

صبح بخیر، بلفاست

خب، پس این همون چیزیه که قراره وقتی... مصرف کنه

مطمئنی حالت خوب می‌مونه؟

دارا، فکر کنم بتونم از مامانِ خودم پرستاری کنم. مثلاً قرار نیست بکشمش که

چی گفتی؟

حتی اگه می‌کشتمش هم، ۹۶ سالش بود، پس به اندازه‌ی کافی عمر کرده بود

اون ۷۲ سالشه. حالا چه فرقی می‌کنه

سیب‌زمینی، سیب‌زمونی. سیب‌زمونی دیگه چیه؟

نمی‌دونم. جیمی، این موضوع مهمیه. مامانی خیلی ضعیف شده

ای بابا. مسیح، هنوز نرفته؟

الان دارم می‌رم مامانی. خب، راه بیفت دیگه

برو پیِ کارت. مخم رو خوردی

پس باشه. اگه چیزی رو نفهمیدی، فقط بهم زنگ بزن

ردیف می‌شیم. فقط برو

خوش بگذرون

خب، این مراسم وداعِ دوستمه. روزایِ خوشیه

اوه، و اگه

حالا دیگه داریم می‌میریم؟ قضیه اینه؟ خبر جدید همینه؟

ظاهراً

ما نباید بمیریم. تو رو خدا، ما فقط ۳۴ سال‌مونه

ما ۳۸ سال‌مونه

تونستی یه هتل پیدا کنی؟ آره که تونستم

اسپا و همه‌چی هم داره

فکر نکنم توی حال و هوای اسپا باشم. با توجه به شرایط، اصلاً کار درستی هست؟

اَه. خب، من رو ببخش که سعی کردم این تجربه رو

یه کم کمتر وحشتناک کنم، دارا

من که نگفتم... فکر می‌کنی داغون نیستم؟

من این رو نگفتم. چون واقعاً هستم، دارا

من داغونم. از وقتی بهم زنگ زدی حالم خیلی بده

من فقط

موهات رو هایلایت کردی؟

آره. کِی؟

اه، نمی‌دونم. تازگی‌ها. مثلاً چقدر تازه؟

بذار ببینم. از وقتی خبر مرگ دوستمون رو شنیدیم

ببین دارا، آدم می‌تونه هم حالش بد باشه و هم موهاش رو هایلایت کنه

این دوتا با هم تضادی ندارن. خیلی خب

به‌زور دارم خودم رو نگه می‌دارم. باشه. معذرت می‌خوام

وای خدای من. گوش کن. چی؟

این آهنگِ اونه. دارن آهنگِ گرتا رو پخش می‌کنن

یا عیسی مسیح. واقعاً نمی‌شه

بی‌خیالِ جاگذاری، زمان داره تلف می‌شه

چقدر عجیبه؟

فکر می‌کنی یه نشانه‌ست؟

انگار داره بهمون می‌گه نگران نباشیم؟ اینکه حالش خوبه؟

آره

از قمر تا نپتون

با چیزی برگشتم که بزرگتر از اونه که تو ساسون جا بشه

می‌گن دوست دارن تو دستشویی فاز بگیرن

اینجا داره گرم می‌شه

خیلی داغه، پس همه‌ی لباسات رو دربیار

خیلی دارم گرمم می‌شه، می‌خوام لباسام رو دربیارم

اینجا داره گرم می‌شه، خیلی داغه

پس همه‌ی لباسات رو دربیار

نوشیدنی یا میان‌وعده؟ نه ممنون

نوشیدنی یا میان‌وعده؟ نه ممنون

نوشیدنی یا میان‌وعده؟ نه ممنون

نوشیدنی یا میان‌وعده؟

می‌تونم یه راز رو بهت بگم؟

یا عیسی مسیح

نوشیدنی یا میان‌وعده، خانم؟

How to Get to Heaven from Belfast subtitles in other languages

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left