As primeiras 200 linhas.
...آنچه گذشت
گذاشتی دخترت کلود رو کتک بزنن
تا بتونی نیابت سلطنت رو پس بگیری
و تو یه قاتلی
،دیگه عاشق و معشوق نیستیم کریستوف
صرفاً دو نفریم که راز همدیگه رو حفظ میکنیم
،اگه رُم سرباز بیشتری در اختیارم بذاره
میتونم کشورم رو از دست
شورشیهایی نظیر جان ناکس نجات بدم
میتونیم کمکت کنیم یه ارتش بخری
تو و پدر 13 شوالیه رو صرفاً بخاطر اینکه
نمیتونستید پولشون رو بدید کشتید
از سوی گروه سرکشی که
اسم خودشون رو شوالیههای سرخ گذاشتن مورد حمله قرار گرفتم
ژنرال گیگان، برای امنیت تاج و تخت
به ارتش فرانسه نیاز داریم
به محض اینکه دستمزد سربازانم
برای خدماتشون در اسکاتلند پرداخت بشه
پس به ژنرالهاتون بگید
در جشنی که به افتخار اونها برگزار میشه
پولی که طلبکار هستن رو دریافت میکنن
اوه خدای من
ژنرالهات. کی اینکارو کرده؟
کار شوالیههای سرخ بوده
یه نوشته توی اتاقم گذاشته بودن
و بغیر از لیوانهای ما
برای بقیه رو آغشته به سم کردن
به معناست که تونستن وارد قصر بشن
به تازگی در یه رینگ مسابقه
جون کَندم تا طلایی که به این افراد بدهکاریم رو بدست بیارم
تا بالاخره بتونن بدهی سربازانشون
برای مبارزه در اسکاتلند رو پرداخت کنن
و حالا کی این حرفها رو باور میکنه؟
برای بقیه اعضای ارتشتون، اینجور بنظر میاد
که ژنرالها رو سلاخی کردید
تا بدهیهای ارتشی رو نپردازید
حق با اونه
این اتفاق توی قصر افتاده
من و چارلز بابتش سرزنش میشیم
این همون چیزیه که شوالیههای سرخ میخوان
،تا براتون پاپوش بدوزن
تا ارتش علیه خاندان والوآ قد علم کنه
و تحریک به شورش کنه
ماموریت ما سادهاس
سربازان نباید از این موضوع خبردار بشن
هیچکس نباید متوجه بشه
چطوری میشه 9 ژنرال مُرده رو یه راز سربسته نگه داشت؟
اجساد رو دفن میکنیم
کی از قضیه این شام خبر داشته؟
...خب، افراد بیشماری ،همسران، دوستانشون
منشیهاشون
اونا خبر داشتن که به مهمونی دعوت شدن
کی میدونسته که واقعاً به قصر رسیدن؟
کسی جز ما و چند تا از خدمتکارها نمیدونسته
باید خدمتکارها رو ساکت نگه داریم
بش، جمعشون کن
برای سکوتشون پیشنهاد رشوه بده
اگه قبول نکردن، بگو !سرشون رو از تنشون جدا میکنم
شک دارم رد کنن
زمین من چندان از اینجا دور نیست
یه جایی رو میشناسم که میتونیم مخفیانه اجساد رو دفن کنیم
کاترین، گوش کن
تو مسئول این قضایا نیستی
،شوالیههای سرخ چرا
و تاوان کاری که کردن رو میدن
تا اونموقع، باید داستان همهمون یکی باشه
ژنرالها هیچوقت به اینجا نرسیدن
،و وقتی خبر مفقودالاثر شدنشون بپیچه
،که حتماً اینطورم میشه
مثل بقیه مردم شوکه و ناراحت میشیم
بهتره کارمون رو شروع کنیم
چارلز
عـلـیـرضـا بـا افـتـخـار تـقـدیـم مـیکـنـد .:: Oceanic6 ::.
بش
چیزی که قبلاً درباره اومدن به اسکاتلند گفتی
،خوشحال میشم که تو رو کنارم داشته باشم
اما شرایط هر دومون تغییر کرده
کل خاندان والوآ تحت حمله قرار گرفته
مری، اگه بزودی به اسکاتلند برنگردی
جان ناکس و دوستان پروتستانش
تاج و تختت رو مُنحل میکنن
کشورت رو از دست میدی
بلایی که سر ژنرالها اومده بر دوش تو نیست
کاترین و خونوادهاش با هم متحدن
این شوالیهها نابود میشن و زندگی ادامه خواهد داشت
راست میگی
هدف من جای دیگهایه
اما هدف تو اینجا در فرانسهاس
،باید از چارلز و کلود مراقبت بشه
و مارگوت و بچه کوچیکترشون هم هر لحظه ممکنه برگردن
تو باید کنار خونوادهات بمونی
بسیار خب
وقتی رفتی اسکاتلند، همینجا میمونم
چه توصیهای دارید، ژنرال؟
کشتیها رو برای تعمیر
آخر ماه بیارید
یه هفتهای میتونم اونا رو دوباره روانه دریای شمال بکنم
یه هفته؟
عاقلانهاس که دریای شمال
رو برای این مدت طولانی بدون گشت بذاریم؟
هیچ کشتی انگلیسی
برای کنترل دزدان دریایی نخواهیم داشت اما ریسک قابل قبولیه
،علیاحضرت
کشتیهای ما رو به زوال هستن ،و اگه بهشون رسیدگی نکنیم
متاسفانه در آینده نزدیک غیر قابل تعمیر میشن
زمان نسبتاً زیادی
که در دریای شمال هستن
گمونم یه هفته تاوان اندکیه
که برای حفظ ناوگانمون باید بپردازیم
خیلیخب
به ساحل بیاریدشون
ساحل جنوبی چی؟
قضیه اون فرق میکنه علیاحضرت
اسپانیاییها احترامی برای خطوط تجاری ما قائل نیستن
دوست عزیز من، حتماً برای بازگشت
به اسکاتلند در انتهای ماه مضطربی
به من گفته شده که عموزادههای ما در ویتبی
میورفیلد و آیموث بتازگی دور هم جمع شدن
...پدرت
دریادار ارجمند، نتونسته حاضر بشه
به مدت 5 تا 7 روز معطل خواهد شد
چارلز، دنبالت میگشتم
دلفین، اینجا چیکار میکنی؟
منم از دیدنت خوشحالم، بش
البته، من فقط انتظار دیدنت رو نداشتم
به اینجا احضارش کردم تا پیشگوی جدید دربار باشه
به موهبتهاش نیاز داریم
شوالیههای سرخ احتمالاً همینجا در دربار
بین ما مخفی شدن
دلفین با لمس کردن افراد به قلب اونا نفوذ میکنه
و مشخص میشه کی دوسته و کی دشمن
چارلز، میشه تنها با دلفین صحبت کنم؟
البته
نمیتونم تو رو درگیر این تحقیقات بکنم
،وقتی در تعقیب قاتل قلبها کمکم کردی
تقریباً داشتی از بین میرفتی
بش، بهبود پیدا کردم
و برای شروع دوباره آمادهام
وقتی از دربار رفتم قول دادی منتظرم میمونی
چیزی تغییر کرده؟
چیه؟
عاشق کس دیگهای شدی؟
متاسفم
واقعاً برات اهمیت قائلم ...اما نمیتونم انکار کنم
پس اینکارو نکن
به شاه قول کمک دادم و روی حرفم هم میمونم
لرد نارسیس
الان دیگه صدراعظم هستم
کاترین ارتقا رتبه بهم داد
خب، براتون خیلی خوشحالم
با اینحال، کلی کار دارم
،امروز صبح یه پیغام از لولا دریافت کردم
که توسط دوستان کاتولیکمون از انگلیس قاچاقی آورده شده
بعد از دهها نامهای که برای همسرم نوشتم
و همه بیجواب موند، تصور کن چقدر غافلگیر شدم
،وقتی فهمیدم این نامه واسه من نبوده
بلکه یه پیغام رمزگذاری شده برای توئه
اوه، شهرهای ساحلی رو نام بُرده
و به پدرم بعنوان دریادار اشاره کرده
که انتهای ماه وقتی به خونه برمیگردم حضور نداره
منظورش اینه یه هفته مهلت دارم
تا در کمال آرامش از دریای شمال عبور کنم
درست زمانیکه نیروی دریایی انگلیسی
از منطقه مراقبت نمیکنه
اما این نامه روزها قبل نوشته شده
اگه میخوام بدون دخالت انگلیسیها از دریاها عبور کنم
...یعنی باید
همین الان بری عاقلانهتره
واقعاً داره این اتفاق میوفته
بالاخره بعد از اینهمه سال
دارم میرم خونه
تمامی اتاقها رو جستجو کردیم
تا ببینیم هنوز سم اینجاست یا نه
،اگه فردی که مسئول بوده رو پیدا کنیم
شاید بتونیم از شورش جلوگیری کنیم
کریستوف
قرار بود در حال گشت باشی
نائبالسلطنه خواستن بیام
فکر میکردم رابطه شما دو نفر تموم شده
هوی و هوس حکمران
صحیح
خب، تنهات میذارم
اصلاً خوشم نمیاد آشکارا
به اتاق من میای
و حالا اصلاً وقت خوبی نیست
چرا نه؟
- چیزی شده؟ - حالم خوبه
چند شب پیش اتفاقی شنیدم
قصد برگزاری جشنی داری
اما خدمتکارها رو صدا نکردی ،تا بعد جشن تمیزکاری انجام بدن
که خیلی عجیبه
و خیلی طول کشید تا به اتاقت برگردی
همیشه در حال تعقیب منی؟
تمام حرکاتم رو زیرنظر داری؟
بازیه که گهگداری برای سرگرم کردن خودم انجام میدم
تظاهر میکنم
طعمه منی اما نمیکُشمت
سعی میکنم بهتر باشم تا دوباره با هم صمیمی بشیم
تا بتونی هر چیزی که آزارت میده رو باهام در میون بذاری
چون خوشم میاد با گفتن همه چی
No comments yet. Be the first to leave one.