Starbright

Starbright

Baixar Legenda em Farsi/persian

Informações de lançamento

Starbright 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Um comentário por Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Publicado em: 2026-07-28
Downloads: 11
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

‫برای هزاران سال،

‫فقط سکوت بود.

‫عشق اولین آفریده بود.

‫باهاش زندگی اومد،

‫و بعدش، انسان به وجود اومد.

‫تو زندگی و مرگ، اونا ‫به آسمون نگاه می‌کردن

‫و فهمیدن که ‫آفرینش جاودانه‌ست.

‫امید به دنیا اومد.

‫از دل تاریکی ‫نور بیرون میاد.

‫و هر چیزی ممکنه...

‫...اگه باور داشته باشی.

‫آره، و هنوز تموم نشده.

‫کی رفیقته؟ ‫کی رفیقته؟

‫کی رفیقته؟ ‫کی رفیقته؟

‫کی رفیقته؟ آفرین.

‫کی رفیقته؟

‫- باریکلا هنسن، باریکلا. ‫- و اینم یه خطاست.

‫هفت میلیون دلار می‌گیره ‫که حتی یه ضربه هم نزنه.

‫چه خرید عالی‌ای ‫کرده مدیریت.

‫عجب تیمو برده بالا.

‫بازیکن تازه‌کار سال چهارم که

‫انتخاب دوم کل درفت بود.

‫- چوب زده میشه. ‫توپ می‌خوره و... ‫- هی!

‫- داره میره، میره. ‫- ضربه زد. ضربه زد.

‫- توپ از زمین خارج شد. ‫- برامون ضربه زد.

‫ضربه زدیم.

‫من داخل ساختمونم

‫...جایی که چند نفر ‫حسابی مشغولن

‫دارن نجومشونو مرور می‌کنن.

‫ترزا، از اون لازانیا ‫یه کم دیگه مونده؟

‫این همون چیزیه ‫که کل دنیا...

‫باد، ما تازه غذا خوردیم. ‫تو که

‫هنوز نباید گرسنه‌ت باشه.

‫آره پدربزرگ، هنوز ‫نباید گرسنه‌ت باشه.

‫دنبال چی می‌گردی؟

‫معنای زندگی. ‫آنجا پیداش نمی‌کنی.

‫نه، فقط دارم چک می‌کنم ‫ببینم به اندازه کافی

‫برای ناهار فردام هست یا نه.

‫اوه، امشب کارت

‫برای شام عالی بود، عزیزم.

‫آره، حتی از غذای ‫مادربزرگتم بهتر بود.

‫- از بهترین یاد گرفتم. ‫- می‌دونم که همینطوره، عزیزم.

‫می‌دونی، اگه یه وقت ‫بلایی سرم اومد،

‫همه دستورغذاهای مخفی مامانبزرگمو ‫تو یه دفتر نوشتم.

‫همیشه می‌گفت اون باارزش‌ترین چیزیه

‫که از ایتالیا با خودش آورد.

‫می‌دونم. می‌دونم، نانا.

‫قفلش می‌کنی و ‫زیر تشکت نگه می‌داری.

‫قول میدم رازهاش ‫پیش من امنه.

‫تو... تو هر چقدر ‫می‌خوای منو دست بنداز،

‫ولی نسل شما هیچی ‫از اجداد و ریشه نمی‌فهمه.

‫هوم، وقتی من بمیرم، ‫همه رسم و رسوم خانوادگیمونم می‌میره.

‫خب، این منصفانه نیست. ‫من تنها دختر کلاس بودم

‫که باید خوک قصابی می‌کرد ‫و سوسیس درست می‌کرد.

‫باشه. ‫هنوز برای بشریت امیدی هست.

‫شنیدم یکی داشت ‫درباره سوسیس حرف می‌زد؟

‫- آره. ‫- میشه فردا یه کم درست کنی؟

‫آره. فقط برای خودت ‫درستش می‌کنیم، باد.

‫ممنونم، عزیزم... خیلی زیاد.

‫مواظب باشین نه خیلی زود ‫نگاه کنین نه خیلی دیر.

‫و همونطور که می‌دونین، کسوفی ‫مثل این یکی،

‫می‌تونین مستقیم ‫بهش نگاه کنین

‫چون ماه ‫جلوی خورشید قرار می‌گیره.

‫اوه، پس در اصل، چیزی که ‫قراره بعدش اتفاق بیفته...

‫اوه، باید اون لباسا رو ‫جمع کنم قبل از اینکه بارون بگیره.

‫- من میارمشون. ‫- ممنونم، عزیزم.

‫...خیلی جالبه. ‫اگه اینجا نگاه کنین،

‫این نمودار سیاره‌ها

‫در واقع تصویر ‫خوبی از

‫چیزیه که فردا صبح ‫در نهان‌سازی اتفاق میفته.

‫اوه، راستش من این کلمه رو ‫خیلی دوست دارم، نهان‌سازی. انگار اسم یه

‫گروه موسیقی متال ‫یا یه چیز دیگه‌ست، نه؟

‫فوق‌العاده‌ست.

‫همونطور که شاید بدونین، اوه، ‫کسوف

‫معمولاً به طور میانگین ‫حدود هفت دقیقه طول می‌کشه.

‫این رو بیرون پیدا کردم. ‫مال شماست؟

‫نه، عزیز دلم.

‫اوه خدای من.

‫چه خوشگله.

‫کجا پیداش کردی؟

‫کنار چاه پیداش کردم.

‫حتماً خیلی وقت پیش ‫یه دختر کوچولو خاکش کرده بوده.

‫فقط یه تمیزکاری لازم داره.

‫لعنت به این اعتماد کردنت ‫به اون پسر.

‫باد، لطفاً.

‫داری می‌بازی، پدربزرگ؟

‫نه عزیزم، ما، اوه... ‫دو امتیاز جلوییم، ولی...

‫...لعنتی، با این پرتاب‌هامون، ‫اینم کافی نیست.

‫می‌دونی، تو دبیرستان تو ‫دو تا پسر هستن که ‫بهتر از اینا بازی می‌کنن،

‫یه مشت شل و ولن، ‫باید همه‌شونو اخراج کنن.

‫نگران نباش، باد، ‫فصل هنوز تموم نشده.

‫من نگرانم.

‫نگران توام، ترزا. ‫نگران آشلینگم.

‫- باد. ‫- کل این کشور،

‫کل دنیا داره به فنا میره، ‫هیچکسم هیچ کاری براش نمی‌کنه.

‫این هوای لعنتی هم نمی‌فهمه ‫می‌خواد بگوزه، آروغ بزنه، ‫یا خودشو خالی کنه،

‫آدم نمی‌دونه چی بکاره.

‫-باد. ‫-چی؟

‫امروز روز درازی بوده.

‫وقتشه فحش دادنو کم کنی ‫و این همه شلوغ‌کاری رو بذاری کنار.

‫فحش دادنو کم می‌کنم.

‫ولی از غر زدن ‫نمی‌تونم دست بکشم.

‫من میرم بخوابم.

‫اوه؟

‫شب بخیر، نانا.

‫شب بخیر... پدربزرگ.

‫شب به خیر.

‫هی.

‫چیزی اذیتت نمی‌کنه؟

‫نه.

‫-هیچی. ‫-داری از چی حرف می‌زنی، ‫زن؟

‫چی می‌تونه شده باشه؟ ‫آشلینگ هر چی لازم داشته ‫داره.

‫درسته عزیزم؟

‫بله، پدربزرگ.

‫دیدی؟ بهت گفتم.

‫هی، اِم، ‫جو فردا میاد اینجا

‫با چند تا بسته ‫یونجه آلفالفا.

‫خودم حواسم هست ‫بذارنشون تو انبار.

‫شب بخیر.

‫شب بخیر.

‫حالا دیگه گرگرفتگی هم ‫گرفته‌م.

‫تو زیادی نگرانی.

‫-آره، همینطورم. ‫-هوم.

‫مجبورم نگران تو باشم، ‫ای خرس گنده پیر.

‫آره، خودتی. بیا.

‫- کجا؟ ‫- نه، بیا دیگه.

‫-بهت اعتماد کنم؟ ‫-اوه، نه.

‫بهت اعتماد کنم؟ ‫دفعه پیش که بهت اعتماد کردم،

‫می‌دونی چی شد.

‫بچه‌ها، این مذاکراته ‫ماه‌هاست همینطور کش اومده.

‫یک ساله که پدرم مرده.

‫باید همین الان ‫تمومش کنیم.

‫هنوز اون عددی که ‫دنبالش هستم رو نمی‌بینم، کن.

‫من تو ایتالیا ‫تعهدهای دیگه‌ای هم دارم.

‫خب، پس بهتره برگردی. ‫من عاشق ایتالیا هستم.

‫فوقالعاده‌ست. ‫تاریخش حیرت انگیزه.

‫امپراتوری روم به ما قانون، ‫پزشکی، سیاست رو داد.

‫ولی بزرگترین دستاوردش ‫همینجاست.

‫معماری.

‫و ما مراقب

‫این مکان خواهیم بود.

‫پیشنهاد ما رو قبول کن، ‫این بهترین و آخرین پیشنهادمونه.

‫یه لحظه بهمون وقت بده.

‫این یارو.

‫می‌دونی، یه زمانی بود

‫که شاتو ‫تک و بی همتا بود.

‫بابام و پدربزرگم می‌دونستن ‫بیشتر مردم از پسش برنمیان

‫که برن ایتالیا ‫و کولوسئوم واقعی رو ببینن.

‫برای همین شاتو رو ساختن. ‫اونا آینده نگر بودن.

‫از زمان خودشون جلوتر بودن، ‫ولی در عین حال

‫رمانتیکای ناامیدی هم بودن. ‫و من باید

‫پام رو روی زمین نگه دارم.

‫یه عددی تو سرش هست.

‫و ما باید بالاتر بریم.

‫دارم از 15 تا 20 درصد ‫بیشتر حرف می‌زنم. می‌تونیم؟

‫باشه. بیشتر از 20 درصد نه.

‫باشه، بزن بریم. نگام کن.

‫و هیچکس هم ‫نمی‌دونه اینجا وجود داره.

‫ترجیح میدن برن وگاس.

‫پدربزرگت می‌گفت ‫ایتالیا قلب

‫و روح تمدنه،

‫و آمریکا این... ‫دنیای جدید کشف نشده بود

‫که می‌تونستی یه تیکه ‫از قلبتو شریک بشی

‫بی اینکه روحتو از دست بدی.

‫جاش...

‫...اینجا قلب

‫و روح اونا بود.

‫چراغا خاموش.

‫-هی. ‫-هی.

‫اوه خدای من. ‫دیدنت خیلی خوبه.

‫-می‌دونم. تو چطوری؟ ‫-خوبم.

‫خیلی دیر بیداری.

‫آره، تازه رسیدم خونه.

‫معلومه که رسیدی. ‫حتما مستی.

‫اوه خدای من.

‫نه... شاید.

‫اوه، همه چیزو برام بگو. ‫لندن چطوره؟

‫اوه خدای من، فوقالعاده‌ست.

‫ولی خیلی دلم می‌خواست ‫تو اینجا بودی.

‫اوه، منم همینطور.

‫کی میای ‫پیشم؟

‫اِم...

‫نمی‌دونم.

‫امیدوارم زود.

‫آره. من... باور نمی‌کنم.

‫لید، می‌دونی که می‌خوام اونجا باشم. ‫فقط...

‫نمی‌تونم همینطوری ‫پدربزرگ و مادربزرگمو ول کنم.

‫اش، تنها کاری که می‌کنی ‫اینه که میای

‫پیشم یه سر می‌زنی ‫و باهم خوش می‌گذرونیم.

‫لید، تو نمی‌فهمی. ‫الان تقریبا دارم

‫همه چیزو می‌چرخونم.

‫مطمئنم که اونا ‫حاضرن

‫بهت یه فرصت استراحت بدن.

‫غیر از من کسی رو ندارن.

‫باید برم.

‫باشه. خیلی دلم برات تنگ شده، اش.

‫دلم برای تو هم خیلی تنگ شده. ‫ببخشید.

‫بازم زود بهم زنگ بزن، باشه؟

‫باشه. دوستت دارم.

‫منم دوستت دارم. خداحافظ.

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left