As primeiras 168 linhas.
ليندنشافتليخ واحد ارتش
.ببخشيد
نوشيدني ميخواي؟
.نه، فعلا نه
.خيلي خب
.ديگه تو ارتش نيستي
.الان يه شهروند صاحب کسب و کاري
.شنيدم کسب و کارت رونق خوبي داره
.ممنون
ولي اگه يه جنگ ديگه در بگيره چي؟
با شمال؟
.دقيقا
بين کشورهاي اتحاد شمالي به رهبري امپراتوري گارداريک
.نيروهايي هستند که مخالف صلحن
.مطمئنم با ماجراي نامههاي عاشقانهي منتشر شدهي دروسل آشنايي
.دروسل يکي از ما بود، يکي از اعضاي اتحاد جنوبي
.درسته. دروسل و فلوگل
.يه ازدواج شاد بين دو نيرو که زماني دشمن بودن
اين نشانهاي واضح براي کشورهاي همسايه است که
.جنگ ديگه تمومه
.رييس. من ديگه ميرم
پادشاهي دروسل
.وايولت
ميدونم اين کار سختيه
.ولي در چند ماه گذشته تجارب زيادي کسب کردي
.پس به خودت باور داشته باش
.اينجا کاخ سلطنتيه
...موفق باشي
.نامهي خوبي بنويس
دوشيزه وايولت اورگاردن
...از شرکت پستي سي اچ
آمدند تا به حضور شما شرفياب بشن، شاهدخت شارلوت ابرفريا دروسل
.عليا حضرت
.از شرفيابي به حضور شما خوشوقتم
.من به هر جايي سفر ميکنم تا خواستهي شما رو برآورده کنم
.عروسک خاطره خودکار، وايولت اورگاردن، در خدمت شماست
شاهدخت؟
.شاهدخت. فکر ميکردم اون روز درمورد اين ملاقات بهتون گفتم
چيه؟ دال اومده؟
.از ملاقتاتتون خوشبختم
.عروسک خاطره خودکار، وايولت اورگاردن، در خدمت شماست
.من شارلوت ابرفريا دروسل هستم
.قرار شده با شاهزادهي فلوگل، داميان بالدور فلوگل، ازدواج کنم
.شما نامهي عاشقانهي عمومي رو برام مينويسيد
شاهدخت
.سخن ظريفتون با اين ظاهرتون خراب شد
.نامهي عاشقانهي عمومي
.هدفش اينه که عشقتون رو به زيباترين شکل به هم ديگه ابراز کنيد
.تا مردمُ قانع کنيم ازدواجتون جقدر فوق العادست
.دال
.همهاش به توانايي تو برميگرده
.کاملا آگاهم، عليا حضرت .شما رو نااميد نميکنم
.حس ميکنم با يه انسان صحبت نميکنم
.واقعا مثل يه دال (عروسک) هستي
بگو ببينم دال، چند سالته؟
.عذر ميخوام
.از اونجايي که يتيم هستم، سن دقيقمُ نميدونم
.ولي بهم گفته شده حدود 14 سال سن دارم
.ببخشيد که پرسيدم
عذرخواهيمُ قبول ميکني؟
دال؟ - .لطفا فکرتونُ مشغول نکنيد -
مسئلهاي با سن من داريد؟
.نه، فقط کنجکاو بودم کساني که همسن من هستن چه حسي دارن
...خب
به نظرت چقدر تفاوت سني قابل قبوله؟
قابل قبول؟
.شاهدخت ازتون ميپرسن به مردي بزرگتر از خودتون احساس رمانتيک پيدا ميکنيد يا نه
.من تا حالا عشقُ تجربه نکردم
ولي بر اساس ادبيات اماکن و دوران مختلف
.آمارُ بررسي کردم
بر همين اساس
.ازدواجها و عشاق زيادي با تفاوت سني زياد وجود داشتن
.در کل، سن مانعي براي عشق نيست
حتي اگه اون ده سال بزرگتر باشه؟
.شاهزاده داميان 24 سال سن دارن
.فکر نميکنم مشکلي باشه
حتي اگه عشقي وجود نداشته باشه؟
نظرت چيه؟
...نظرم درمورد موضوع عشق
درمورد عشق و ازدواج بدون عشق
.اونقدر اطلاعات و دانش ندارم که در حال حاضر بتونم جواب مناسبي بدم
پس به چه دردي ميخوري!؟ چجور زندگياي داشتي؟
!حتي نميتونيم يه مکالمهي درست داشته باشيم
!بيشتر از خودم، نگران آيندهي تو هستم
راستي، نميتوني موقع حرف زدن يه حسي تو صورتت داشته باشي؟
.لطفا يک لحظه صبر کنيد
.تموم شد
.شاهزاده داميان بالدور فلوگل"
اگر بگويم بردن نام شما بر زبان
يا نوشتن نام شما
باعث تپش قلبم ميشود چه فکري ميکنيد؟
در اين پادشاهي گلها
همه چيز باعث ميشود به شما فکر کنم
.و هر روز آهي از نهاد بکشم
به عنوان مثال، وقتي به ماه در آسمان شب نگاه ميکنم
".ماه ناقص به نظر شبيه برگ گلي ميرسيد که در حال افتادن به روي زمين است
پادشاهي فلوگل
:و سپس با خود فکر ميکنم"
"شما وقتي به همان ماه نگاه ميکنيد چه فکري ميکنيد؟
.همونطور که گفته شده بود، به ماه و گل اشاره کرد
!کارت تو نوشتن نامههاي عاشقانه خوبه
.هي
.بله
.فوقالعاده است. دو کشور به زودي متحد ميشن
.تا اينجا که به نظر خوب مياد
.به سپيدي کامليا" زيبايي شما را تحسين ميکنم
.شاهدخت شارلوت ابرفريا دروسل
.شما داستان عاشقانهي من هستيد
احساس پر شور و شوق من نسبت به شما - .چه فوقالعاده -
.از قلبم سرازير ميشود
".اميدوار و مايل هستم هر چه زودتر شما را در کنار خود داشته باشم
.لطفا ببخشيد
.آواي قشنگي داره
...اون
خجالت کشيد؟
.نه
.اونا اشکهاي خجالت زدگي نبودن
.اونا اشکهاي نااميدي هستن
.از وقتي ملکه شاهدخت رو حامله بودن من در کنارشون بودم
.شاهدخت، ميدونيد که در هر صورت پيداتون ميکنم
.شاهدخت
.اگر مادرشوهرتون بودم از اين موضوع بر عليه شما استفاده ميکردم
.وقتي احساساتي ميشيد کنترلتونُ از دست ميدين
.وقتي عروس خاندان فلوگل بشيد، من، آلبرتاي شما، اونجا در کنارتون نخواهم بود
چرا اين حرفُ ميزني؟
.من بانوي دربار سلطنتي هستم .من متعلق به دربار سلطنتي هستم
.نه به شما شارلوت ساما
!تو متعلق به مني
.تو منُ از رهم مادرم گرفتي
!تو بودي که بزرگم کردي
...من
!کسي هستم که متعلق به تو هست
...ديگه خسته شدم. از نامهها
.و تو. از همه چيز
!برو بيرون
!از جلوي چشمم دور شو
.نه. کنارتون ميمونم
.شاهدخت شارلوت نامهي بعدي رو بايد چطور آماده کنيم؟
.ديگه اهميتي نميدم
.هر چي دلت ميخواد بنويس
.به هر حال جوابهاي اونم توسط يه دال نوشته ميشن
.شاهزاده دايمان شخص خيلي پر مشغلهايه
.شرط ميبندم هيچ کدوم از نامههامُ نميخونه
.فرقي نميکنه چي نوشته شده باشه
شاهدخت شارلوت
.انگار از جوابهاي ايشون راضي نيستيد
.مسئله اين نيست
.فقط... من قبلا داميانُ ديدم
.و دامياني که ميشناسم از چنين کلماتي استفاده نميکنه
.هي
ميشه فقط براي يه لحظه دست از شاهدخت دروسل بودن بردارم؟
.وايولت
.تو هم فعلا دال نباش و به عنوان خود واقعيت به داستانم گوش بده
گوش بده، باشه؟
.چشم
روزي که 10 سالم شد
.جشن بزرگي در دروسل برگزار شد
.براي اعضاي خاندان سلطنتي، 10 سالگي براي ازدواج کافيه
.عملا هر مردي که ميديدم يه خاستگار بود
.حس نميکردم کسي در حال جشن گرفتن تولدم باشه
.اهميتي نداشت من چه حسي داشتم
.اينطور باهام رفتار ميشد
هي. کسي دنبالت نميگرده؟
.يالا. با خيال راحت گريه کن
.ولي ميخوام دست از گريه بردارم
!اينطور نگو
.وقتي در ضيافت ديدمت، پيش خودم فکر کردم عجب بچهي ننري
.خوشحالم که ميبينم اينطور گريه ميکني
No comments yet. Be the first to leave one.