The Whistler

The Whistler

Baixar Legenda em Farsi/persian

Informações de lançamento

The Whistler 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Um comentário por Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Publicado em: 2026-08-06
Downloads: 5
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

‫اوه!‬

‫نیکی؟‬

‫همه چیز روبراهه؟‬

‫داره خاکستر میباره، سب.‬

‫یه چیزی شبیه فال یا یه همچین چیزی.‬

‫فقط یه نفر داره نیشکر رو برای برداشت محصول میسوزونه.‬

‫مردم اینجا همیشه این کار را می‌کنند.‬

‫اوه.‬

‫باشه. آره، ببخشید. فکر کنم فقط خسته‌ام.‬

‫عزیزم...‬

‫می‌دانم از وقتی دانی مرده، سخت بوده است.‬

‫این دو سال، بدترین سال‌های زندگی من هم بوده‌اند .‬

‫من می‌دانم.‬

‫من فقط--‬

‫فقط کافیه چند روزی قوی باشی .‬

‫من باید پیش مامانم باشم، چون من کسی هستم که رفته.‬

‫من آنها را به حال خود گذاشتم، و حالا--‬

‫هی، لازم نیست نگران من باشی.‬

‫قول میدم، من اینجام پیشت.‬

‫- دوستت دارم. - دوستت دارم.‬

‫مامان‬

‫اوه، پسرم.‬

‫ایزابل، ویسنته مرد فوق‌العاده‌ای بود.‬

‫از فقدانت خیلی متاسفم.‬

‫حداقل بالاخره اومدی پایین.‬

‫چانو‬

‫متشکرم، پترا.‬

‫متشکرم.‬

‫متشکرم، پترا.‬

‫رئیسم، فقط پنج روز به من مرخصی داد.‬

‫دو تا دامپزشک کلینیک رو ترک کردن و ما حسابی تو دردسر افتادیم.‬

‫مامان. انگلیسی.‬

‫نکن. اشکالی نداره.‬

‫ایزابل، کاش پدر و مادرم با من اسپانیایی صحبت می‌کردند.‬

‫حالا که داریم با هم وقت می‌گذرانیم،‬

‫شاید تو بتونی به من یاد بدی.‬

‫چرا وقتی می‌توانی اینجا مسئول باشی، آنجا برای کسی کار کنی ؟‬

‫بیشتر مردم آرزوی داشتن چنین جایی را دارند.‬

‫و ونزوئلا الان بهتر است.‬

‫ما فکر می‌کنیم بهتر است که شما بیایید و با ما زندگی کنید.‬

‫باورم نمیشه.‬

‫زمینی را که در خانواده ما بوده است، دور بریزید‬

‫برای ۱۵۰ سال؟‬

‫نه، ما آن را دور نمی‌اندازیم.‬

‫من قراره تو فروشش کمکت کنم.‬

‫اینجا خانه‌ی من است.‬

‫شما می‌توانید یک خانه خوب در آستین، تگزاس پیدا کنید،‬

‫با حیاط خلوت بزرگ.‬

‫چرا باید حیاط خلوت بخواهم؟‬

‫وقتی هزاران هکتار زمین دارم ؟‬

‫تو می‌توانی به دور دنیا سفر کنی. می‌توانی هر کاری که می‌خواهی انجام دهی.‬

‫اما نکته این است که ما باید سریع حرکت کنیم‬

‫اگر بخواهیم قیمت مناسبی داشته باشیم.‬

‫نه با متصرفان غیرقانونی در ملک.‬

‫منظورتان چیست، ای حاشیه‌نشینان؟‬

‫اونا ماریالیونسروس هستن.‬

‫آنها شروع به انجام مراسم در کنار رودخانه کردند.‬

‫آنها حتی یک پل ساختند و کوه را تصرف کردند.‬

‫ماریالیونسروها چه هستند؟‬

‫این فقط یک فرقه است که به ارواح اعتقاد دارد‬

‫بیاید و مشکلاتشان را حل کند.‬

‫یک فرقه؟‬

‫این اطراف خیلی رایجه.‬

‫حتی رئیس جمهور هم یک ماریالیونسرو است.‬

‫-مم... -مزخرفه.‬

‫اما آنها نمی‌توانند اینجا نقل مکان کنند.‬

‫منظورم اینه که، نمی‌تونی همین الان اخراجشون کنی؟‬

‫ما تلاش کردیم،‬

‫اما دولت رشوه خواست.‬

‫خودت که میدونی پدرت چطور آدمی بوده.‬

‫او هرگز این کار را نمی‌کرد.‬

‫فکر می‌کرد می‌تواند از پسش بربیاید، اما...‬

‫او هرگز فرصتی پیدا نکرد.‬

‫چه اتفاقی دارد می‌افتد؟‬

‫دو دهه و نیم سوسیالیسم.‬

‫چانو‬

‫مم.‬

‫دلت برای بابات تنگ شده، ها؟‬

‫آره، متنفرم از اینکه بهت بگم.‬

‫دیگر آسان‌تر نمی‌شود.‬

‫آیا می‌توانم یک سگ داشته باشم؟‬

‫باشه، یه سگ؟‬

‫یک سگ عروسکی خواهی گرفت،‬

‫چون من نمی‌تونم از یه موجود زنده دیگه مراقبت کنم .‬

‫مامان، ببین برای بابابزرگ چی درست کردم.‬

‫اوه، اوه، این خیلی قشنگه.‬

‫انگار خیلی براش وقت گذاشتی.‬

‫جای تعجب نیست که خواب نیستی. خدای من.‬

‫خب، ابوئلو برای تولدش یه اسب واقعی بهش میده ،‬

‫بنابراین او گفت، من ابوئلو را نمی‌خواهم‬

‫که وقتی فردا از راه برسد، احساس تنهایی کند ،‬

‫پس دارم براش یه اسب درست می‌کنم.‬

‫- یه اسب؟ - مامان، هنوز داری ضبط می‌کنی.‬

‫باشه، اما فقط-- اما فقط--‬

‫چانو!‬

‫پترا!‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫برو عقب.‬

‫اینجا امنیت نداری.‬

‫چرا؟‬

‫برو عقب.‬

‫پترا‬

‫چانو!‬

‫چانو؟‬

‫چانو؟‬

‫چانو؟‬

‫چانو‬

‫چانو!‬

‫چانو!‬

‫چانو!‬

‫صبح بخیر، پترا.‬

‫هی، چانو رو دیدی؟‬

‫دیشب با تو.‬

‫خب، آره، اما اون توي مزرعه دنبال سوت دويد،‬

‫و بعد او هرگز بیرون نیامد.‬

‫عجیبه که برنگشته غذا بخوره، درسته؟‬

‫هر وقت گرسنه‌اش شد برمی‌گردد .‬

‫باشه، پس اگه دیدیش بهم خبر بده، باشه؟‬

‫هوم.‬

‫به ویسنته هشدار دادم که از آن جادوگری دوری کند .‬

‫هیچ‌کس هیچ‌وقت به حرف من گوش نمی‌دهد.‬

‫ایزابل، من--‬

‫نمی‌خوام حس کنی که‬

‫شما را به سمت چیزی سوق می‌دهند‬

‫که برایش آماده نیستی.‬

‫مهم نبود چقدر سخت شد، ما اینجا رو نگه داشتیم--‬

‫برای سباستین، برای فرزندانت.‬

‫ما هیچ فرزندی نداریم.‬

‫فعلاً.‬

‫اگر همچنان منتظر بمانید، خیلی دیر خواهد شد.‬

‫من بچه دیگه ای نمی خوام.‬

‫متاسفم.‬

‫متاسفم.‬

‫من می‌دانم.‬

‫چانو!‬

‫خدایا.‬

‫چانو!‬

‫چانو!‬

‫چانو!‬

‫چانو!‬

‫بفرمایید.‬

‫بفرمایید.‬

‫چانو!‬

‫مامان؟‬

‫مامان؟‬

‫من تو را می‌بینم.‬

‫ای لعنت. ای لعنت.‬

‫نیکی!‬

‫نیکی!‬

‫-آره. حالت خوبه؟‬

‫آره.‬

‫تو خیلی خوش شانسی، نیکول.‬

‫ما سه ساعت با نزدیکترین بیمارستان فاصله داریم.‬

‫دیدی چه اتفاقی برای ویسنته افتاد.‬

‫می‌دانم. متاسفم.‬

‫اون جای باباست.‬

‫حالا تو مرد خونه ای.‬

‫آره، هنوز کاملاً آماده نیستی.‬

‫پدرت اگه اینجا کار میکردی خیلی خوشحال میشد .‬

‫آره، خب، من یه کم خنگم.‬

‫امم، زمان می‌برد.‬

‫می‌دونستی که ما گاوها رو گم کردیم؟‬

‫فکر کنم دزدیده شده باشن.‬

‫منظورت چیه؟‬

‫متصرفان غیرقانونی‬

‫زمین‌هایمان را گرفتند.‬

‫آنها قدرت ما را دزدیده‌اند .‬

‫منطقیه که گاوهای ما رو هم ببرن، درسته؟‬

‫شاید کارگر بوده.‬

‫کارگران ما مثل خانواده هستند.‬

‫اگر متصرفان با پدر کاری داشتند چه؟‬

‫واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟‬

‫البته که نه.‬

‫فقط میگم، ما نمیدونیم‬

‫چقدر این آدما خطرناکن واقعا.‬

‫سلام، پترا.‬

‫میشه یه دقیقه باهات حرف بزنم؟‬

‫و متاسفم که این را از شما می‌پرسم، اما شما یک ماریالیونسرو هستید؟‬

‫دانه‌هایی که روی چشمان ویسنته گذاشتی،‬

‫چهره‌هایی که شب‌ها می‌سوزانید اما روزها پنهانشان می‌کنید،‬

‫همه اینها یعنی چه؟‬

‫خواهش می‌کنم.‬

‫من واقعاً نیاز دارم بدانم.‬

‫متشکرم.‬

‫مار لیونزا کیست؟‬

‫اون ملکه‌ی ماست.‬

‫آیا او مثل خداست؟‬

‫خدا ما را ترک کرد.‬

‫مارِه لیونزا کسی است که ما را تماشا می‌کند.‬

‫او از همه ما محافظت می‌کند، حتی از تو.‬

‫خدا هم مرا رها کرد.‬

‫همه ما برای دانی خیلی ناراحت بودیم.‬

‫امروز صداشو شنیدم.‬

‫من مراسمی را در کنار رودخانه دیدم.‬

‫نباید بری اونجا.‬

‫اون با من حرف زد، پترا.‬

‫من صدایش را شنیدم.‬

‫من به آنها نیاز دارم تا مراسم دیگری برگزار کنند.‬

‫میشه باهاشون صحبت کرد؟‬

‫اون آدما خطرناکن.‬

The Whistler subtitles in other languages

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left