As primeiras 200 linhas.
هر فَردي که در ...گروهِ اول قرار ميگيرد
بايد به کمپهاي اضافي جديد .بُرده شود
.کمک لازم دارم، لطفن
کُدِ 1، همين الان کمک لازم دارم- زود باش-
اون باباي منه، خيلي خب؟ .اون پدرِ منه
.ميخوام که ازش مراقبت کني
.متاسفم، پدرتون دوباره گروه بندي شده .اون الان جزو گروهِ اولِ
پدرِ من نمُرده- بايد منتقلش کنيم-
همه اونايي که جزو گروهِ اولن .بايد به اتاقک ها بُرده بشن
پس ما بايد بريم داخلِ کمپها .تا بفهميم که اتاقک ها چي هستن
.خوش اومدين .خوش اومدين
"اسمِ من "کالين مالونيِ .و من اينجا مسئول هستم
زود باش، يالا- دستت رو از من بِکِش-
!کالين" خدايا"
.اُه لعنتي
مريضا .اونا رو دارن زنده زنده ميسوزونن
!"ورا"
"اين همه چيزيِ که از معامله "شانگهاي .تونستم گير بيارم
و تو هم ساعتِ 4 بايد بري ...به جلسه
"هيئت مديره "فايکورپ
"مرسي "ژانت
استوارت" همه چي مرتبه؟"
شاد به نظر نمياي- همه چي رديفه-
.تو دورانِ معجزه داريم زندگي ميکنيم .از اين بهتر نميتونم باشم
تو دفتر منو نبايد استوارت" صدا کني"
"معذرت ميخوام آقاي "اوونز
البته خودکشي هم ...اين روزها غير ممکنِ
اما مَردم هم دست .به ابتکار زدند
اونا راهِ جديدي پيدا کردند .که تا حدِ ممکن به مرگ نزديک بشن
اين فلسفه ...باشگاهِ 45 هست
افرادي که باور دارند پريدن ...از طبقه 45 ساختمون يا بالاتر
تنها راهيِ که تضمين ميکنه .براي هميشه بيهوش بشي
نا اُميد کننده اس اما به هر حال .باشگاهِ 45 داره معروف تر ميشه
"وِي" چه فردي زنگ زده؟
.من "استوارت اوونز" هستم
چطور ميتونم کمکتون کنم آقا؟
اين بايد کاملن بينِ .خودمون محرمانه بمونه
.فقط گزارشِ محرمانه به منه قابل قبوله؟
.البته
...در سال 99 يه زمينِ بسيار بزرگ
نزديکِ شهرِ "شانگهاي" توسطِ ...يکي از بخشهاي
فايکورپ" خريداري شد" .سوابق تا همينجاست فقط
دقيقن ميخوام بدونم از اون روز .به بعد چه بلايي سرِ زمينِ اومده
ساخت و سازِ "فايکورپ"؟- روي کاغذ چيزي نيست-
...صاحبِ اين کمپاني ها، شرکتِ ديگه ايِ .شرکتهاي واسطه
ميتونم بپرسم اين تحقيقات براي چي هست؟
بايد بدونين حتمن؟
.ممکنِ بتونه کمک کنه
...البته از تغييراتي
که در جهان داره ميوفته .اطلاع دارين
.بله
عموي من داشت ميمُرد .اما الان نميميره
دارم سعي ميکنم بفهمم ...چه اتفاقي افتاده
و آيا "فايکورپ" با اين .وقايع ارتباطي داره يا نه
فکر ميکنم اين بخشِ .ساخت و ساز کليدِ ماجراست
از عموم درباره اين چه . اتفاقي افتاده سوال پرسيدم
اون بهم گفت که هيچوقت .سوالي درباره معجزه نپرسم
ممکنِ چيزي رو که .ميفهمين دوست نداشته باشين
.ممکنِ حق با ايشون باشه
چند ساعت ديگه بهم .زنگ بزنين
وي"؟"
.منم .گفتي بهت زنگ بزنم
.بله
چي پيدا کردي؟
بُن بست بود- منظورت چيه؟-
چي داشتن ميساختن؟
.هيچي اونجا نبودش .من نگاه انداختم بهش
هيچي پيدا کردم .هيچي
"خداحافظ آقاي "اوونز
ترجمه و زيرنويس .:: Oceanic 6 - AliReZa ::.
"اپيزودِ ششم - واسطه ها"
"اسمِ من "رکس ماتيسونِ .من مامورِ سيا هستم
من در حالِ اجراي يه عمليات .داخل کمپِ اضافي "سن پدرو" هستم
.نه، اينو بيخيال بشين
...من با سيا يا
هر سازمانِ ديگه دولتي ايالت متحده .نيستم
.من عضو "تورچوود" هستم
و ميخوايم همه اتفاقايي ...که اينجا ميگذره رو افشا کنيم
همه چيزايي که من اينجا .شاهدش بودم
اونا مريض ها رو .گروهِ يک صدا ميزنن
...و با چيزايي که من ديدم
اصلن نزارين شما رو هم .جزو گروهِ يک قرار بدن
...از لحظه اي که گروهِ يک رو ميشنوين
بهتر که سريع .فِلِنگ رو ببندين
چونکه اونا تصميم ميگيرن .که شما رو بسوزونن
اين مکان واسه همين ...کار ساخته شده
.براي خاکستر کردن
.و ما همگي رَويه رو ميدونيم
...اونا با گروهِ يک شروع خواهند کرد
.اونايي که نميتونن اعتراض کنن
بعدش مجرمها رو ...محکوم ميکنن
.يا مهاجرهاي غيرقانوني رو
لعنتي، هر کسي .رو که ازش خوشمون نمياد رو
...چونکه بالاخره هر کي يه روزي ...مريض ميشه
و اين يعني گذرِ همه .يه روز به اينجا ميوفته
اين کوره هاي آدم سوزي .منتظرِ همه ما ها هستن
اما من بهتون يه :چيزي ميگم
من اون حرومزاده اي .که "ورا" رو کشت پيدا ميکنم
.اُه آره
.و آتيشش ميزنم
.اتمامِ نوبتِ کاري .کارمون تموم شد
.اُه
فکر کنم بايد بريم- بدونِ معطلي-
.اونا واسه اضافه کاري پول نميدن
و مطمئن شو که حقوق رو هم .نقد ميگيري و نه چِک
من 2 هزار دلار .پس اندازِ سفر دارم
"اونا گفتن که "نميتونم پول رو برداشت کنم "منم گفتم "خب اين پولِ منه
اونا گفتن "الان وضعيتِ "کشور اورژانسيِ
منم گفتم "اگه اورژانسيِ "پس من به هر ريالش احتياج دارم
.هي، موبايلم رو جا گذاشتم
.تو راهت رو برو .منتظرِ من نمون
چه بلايي سرش اومد؟
ديگه مشکلي .ايجاد نميکنه
.من خونِ روي دستهام رو شُستم
.اما تو تلويزيون رو که ديدي
اونا هنوز ميتونن حتي .يه رگه از خون رو زيرِ ناخُن ها پيدا کنن
باهاش چيکار کردي؟
هميشه يه لباسِ تميز "داشته ام "رالف
فقط يه فرصتي پيش اومد .تا بدمينتون بازي کنم
.تو باشگاه .باشگاه
الان بازيِ بدمينتون .خيلي خوبه
کالين" اين اتاقکها" واسه چيه؟
.آقاي "مالوني" هستم .بايد بگي قربان
.ميخوام بدونم قربان تو اون اتاقک ها چه اتفاقي ميوفته؟
.تقصيرِ من نيست .اين سيستمِ
.اتاقک ها قبلن انبار بودن ...ازشون به عنوانِ انبار استفاده ميکرديم
تا اينکه بعضي سناتور ها .کاغذي رو امضا کردن و دستور رو دادن
من فقط يه ذره زودتر .اون دستور رو اجرا کردم، همين
اما چيکار کردي؟
شوخي ميکني مگه اونا بهت نگفتن؟
بهم چي رو نگفتن؟
.ازم خواستن تا بمونم .نوبتِ کاريِ دوم
اونا گفتن که برم به مرکزِ دسته بندي ...و نام نويسي رو انجام بدم
.و کمک کنم به فرآيند
اولش يه چيزي ميگن .و بعدش يه چي ديگه
اين چيه؟- ...من فقط، اِم-
من اين فُرم ها بدستم رسيده ...و تازه کارم
نميدونم بايد چيکار کنم .اما فکر ميکنم اينا براي شما هستن
چه فرم هايي هستن؟
.نميدونم
يه جور پولِ موجود .براي دستمزد ها
مطمئن نيستم- بزارشون روي ميزم-
.بدمينتون
ببخشيد؟
.بدمينتون
.بدجوري عرق کرده بودم بازي ميکني؟
.نه قربان
.درسته
.خيلي خب
منو فرستادن تا .رابطِ شما باشم
اگه چيزِ ديگه خواستين ...ميتونم براتون انجام بدم، فقط بهم بگين
هر چي که بود- من خوبم-
چايي؟ قهوه؟- .نه مرسي. خوبم
.برگرد سرِ کارت
.يالا بپر برو
.چشم قربان
.اُه خداي من .من موافقِ اينکار نبودم
همه چي درست ميشه- اما ما اونو کُشتيم-
.نه نه
اتاقکها واسه .کُشتن طراحي شده بودن
واسه همين مُردن درونِ .اين اتاقک ها قانونيِ
آخه چطور ممکنه؟- چون من ميگم-
کارکناي امروز رو ديدي؟ همه اونا .مهاجرهاي غير قانوني اَن
.حتي نميتونن هِجي کنن .اينو نگاه کن...اينا اشتباهه
واسه اينکار دستگيرمون ميکنن- نه-
.نه اينکارو نميکنن .نه نه نه
چونکه اينکاريِ که .تو ميکني
.اينا اشتباهه .اشتباهه
ممکنِ تو "مکزيک" توجيه پذير باشه .اما اينجا نه
.اين اشتباهه
بايد ماشينِ اونو بَرداري "و بري به "سن پدرو
ميدوني اون پاساژِ کجاست؟ ساختمانِ پاساژ؟
اونجا ماشينو بزار، پارکينگِ بزرگي هست .هزاران ماشين اونجاست
و کاميون هايي داريم که هر ...نيم ساعت يه بار از اونجا رَد ميشن
پس فقط کافيِ خودت رو معرفي کني .تا برگردوننت اينجا
اون هم گُم ميشه .و هيچ ربطي هم ما پيدا نميکنه
کارسازِ يعني؟
رالف" اونا هيچوقت پيداش نميکنن"
اون خاکستر شده- اُه خدايا-
و اينجا هشدارِ قرمز .اعلام ميکنيم و کاملن همه حبس ميشن
قرنطينه يعني همه کارکنا .ضبط و کنترل ميشن
بهمون يه عذرِ .کاملن موجه ميده
وقتي ما شب داريم اينجا انجام وظيفه ميکنيم .اون توي شهر ناپديد شده
حراست .منو به رئيست وصل کن
در وضعيتِ .يک قرار ميگيريم
اونا افراد و تجهيزات رو .به بيرون دروازه ها منتقل ميکنن
.يه اتفاقي داره ميوفته
.همگي بريم .قرنطينه
درسته، ما همگي .در قرنطينه هستيم مَردم
.هيچکس تا زمانِ اعلام بعدي اجازه خروج نداره .بله قربان
.اين دستورالعملِ
آمادگيمون رو براي شرايطِ .اضطراري ميسنجيم
اين بخش در حالِ .اجراي برنامه قرنطينه است
تکرار ميکنم: اين بخش .در حالِ اجرايِ قرنطينه است
.قرنطينه .آره
اونجا رو نگاه کنين. دارن دَرِ .اين قصاب خونه رو ميبندن
امکان نداره بتونن .جلوي منو بگيرن
من اين مدارک رو از اينجا .خارج ميکنم
گفتم که برنامه قرنطينه است خانم...اين چيه ديگه؟
"استر" "استر دروموند"
No comments yet. Be the first to leave one.