Wardriver

Wardriver

Baixar Legenda em Farsi/persian

Informações de lançamento

Wardriver 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Um comentário por Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Publicado em: 2026-08-02
Downloads: 9
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

‫تو خونه من چیکار میکردی؟‬

‫حیف است.‬

‫تو خیلی بچه ای.‬

‫چه کاری می‌توانم انجام دهم؟‬

‫برای اینکه جرات کنم این بحث را پیش بکشم، گفتگو در مورد آزادی،‬

‫فردیت، خیر عمومی، جامعه. همه این جنبه‌ها--‬

‫بیا بریم یه دوری بزنیم.‬

‫پس، یه لطفی در حقم میکنی...‬

‫و بعد هر کدام راه خودمان را خواهیم رفت .‬

‫بگو چطور پول درمیاری.‬

‫شوخی نکن.‬

‫لعنت!‬

‫بهتر است این کار را پنجشنبه‌ها بعد از نیمه‌شب انجام دهید‬

‫چون اون موقع است که بیشتر شرکت‌ها حقوق و دستمزد رو پرداخت می‌کنن‬

‫بنابراین حساب‌های آنها از همه کامل‌تر است.‬

‫با ماشین دور می‌زنی،‬

‫شما به دنبال یک فروشگاه خرده فروشی یا یک رستوران بهتر هستید‬

‫با نوع خاصی از کد وب.‬

‫معمولاً چیزهای از مد افتاده--‬

‫وصله‌های ناقص، کلیدهای کدگذاری‌شده‌ی سخت.‬

‫امنیت حداقلی یا نادیده گرفته شده.‬

‫شما به شبکه وای‌فای آنها متصل می‌شوید‬

‫و اعتبارنامه‌های کارمندی خود را جعل کنند.‬

‫پولی که خرج می‌کنم سریع جابه‌جا می‌شود‬

‫بنابراین احتمال بیشتری دارد که علامت‌گذاری شود‬

‫توسط بانک یا یک شرکت پرداخت حقوق و دستمزد.‬

‫و در مورد افرادی که از آنها دزدی می کنید چطور ؟‬

‫-این که اذیتت نمی‌کنه، درسته؟ -من از مردم دزدی نمی‌کنم.‬

‫-من از بانک دزدی می‌کنم. -کدومش اشکالی نداره؟‬

‫من مشکلی با این ندارم ، نه.‬

‫دیشب سرور هک شد‬

‫و تمام حقوق و دستمزدها قطع شد، کاملاً از بین رفت.‬

‫همین و بس.‬

‫این دختره هست‬

‫که هر جمعه شب به رستوران می‌آید‬

‫تا با پدرش شام بخورد.‬

‫به راحتی می‌توان گفت که از بین تمام مشتریان دائمی، از همه ثروتمندتر است .‬

‫هفته‌ی گذشته، او برای پاسخ به یک تماس تلفنی بیرون رفت.‬

‫خیلی عادی اشاره می‌کند که ۸۰۰ هزار دلار دارد‬

‫در حساب جاری‌اش.‬

‫ببین، بهت که گفتم، من... من از مردم دزدی نمی‌کنم.‬

‫باشه، این خیلی بزرگوارانه‌ست، اما الان این کار رو می‌کنی. باشه؟‬

‫این هفته...‬

‫وقتی او به رستوران می‌آید...‬

‫من او را علامت گذاری خواهم کرد.‬

‫تو قراره تا خونه دنبالش بری.‬

‫تو قراره کار خودتو بکنی، باشه؟‬

‫تو قراره هرچی که داره رو منتقل کنی‬

‫دقیقاً به جایی که بهت میگم.‬

‫هی، گوشیتو بده به من، رفیق.‬

‫ممنون.‬

‫اون منم.‬

‫هی، گوش کن، داداش.‬

‫تو با من هر کار احمقانه ای میکنی...‬

‫آسیب می‌بینی، باشه؟‬

‫نگهش دار! نگهش دار!‬

‫لعنت.‬

‫سلام.‬

‫یه چیزی دارم که می‌خوام باهات در میون بذارم.‬

‫آره.‬

‫فکر کنم یه بچه هست که می‌تونیم ازش استفاده کنیم.‬

‫لعنت.‬

‫اوه، لعنت.‬

‫حسابم را بررسی کرد.‬

‫-همه چیز اونجاست؟ -آره، آره، همه چیز اونجاست...‬

‫داداش، همه چی اونجاست.‬

‫ما دگرجنس‌گرا هستیم. -مگه نه؟‬

‫آره، آره.‬

‫دستت به خدا، آبروی دیده‌بانی، از این مزخرفات. آره.‬

‫خیلی خب.‬

‫کول‬

‫می‌خوای به ما ملحق بشی؟‬

‫ما علف، مشروب خوردیم. تو مجتمع با هم آشنا شدیم.‬

‫نه. من خوبم، رفیق.‬

‫من نمی پرسم.‬

‫کول. کول.‬

‫کول، خوبی؟‬

‫هی، مرد. داره دیر میشه.‬

‫من دارم از اینجا میرم. مطمئنی حالت خوبه؟‬

‫وقتی تو را می‌بینم، تو را می‌بینم.‬

‫اوه.‬

‫خدای من.‬

‫تینو، میری سراغش؟‬

‫اممم... اشکالی نداره؟‬

‫مطمئناً، ادامه بده.‬

‫سفارش شماره ۱۵ تمام شد.‬

‫از من دزدی کردی؟‬

‫نه، من چیزی ندزدیدم.‬

‫چرا ترسیدی؟‬

‫باشه، دوباره باهام حرف بزن‬

‫آنچه امروز اتفاق افتاد.‬

‫من... من پاکت را گرفتم.‬

‫لطفا وقتی با من صحبت می‌کنی، بایستی .‬

‫پاکت را گرفتم‬

‫و من برای واریز آن به بانک رفتم ،‬

‫و خانم به من گفت‬

‫که حساب کاملاً خالی شده بود.‬

‫میدونی که من بهت اهمیت میدم،‬

‫اما اگر مجبورم کنی به خاطر این ضربه بخورم‬

‫و من باید خسارت را جبران کنم،‬

‫پس داری از خانواده‌ام دزدی می‌کنی .‬

‫آیا این همان کاری است که شما سعی در انجام آن دارید؟‬

‫از همسرم بگیرم؟ از پسرم بگیرم؟‬

‫نه، من سعی ندارم از خانواده‌ات دزدی کنم.‬

‫-قول میدی؟ -قول میدم.‬

‫مم.‬

‫فرض کنیم پول رو گرفتی.‬

‫-خیلیه، درسته؟ ۸۰۰ هزار؟ -بله. پول زیادیه.‬

‫آیا اینطور است؟‬

‫شاید یه خونه کوچیک، یه نرده چوبی سفید برات جور کنه،‬

‫و مطمئناً، شما یک ماشین زیبا و براق خواهید راند .‬

‫اما خیلی زود،‬

‫تو درست همونجایی برمیگردی که پیدات کردم،‬

‫کدام چیست؟‬

‫اینجا جایی نیست که تو می‌خوای باشی... درسته؟‬

‫سارا، گفتی می‌تونم بهت اعتماد کنم.‬

‫می‌تونی به من اعتماد کنی. من پولت رو ندزدیدم.‬

‫-اگه من دزدیدمش، پس چرا اینجام؟ -تو گفتی...‬

‫-چرا من اینجام؟ -...من می‌تونستم بهت اعتماد کنم.‬

‫چرا اون موقع فرار نکردم؟‬

‫گفتی میتونم بهت اعتماد کنم!‬

‫من پولت رو ندزدیدم !‬

‫اما من برنداشتم! من مال تو رو برنداشتم...‬

‫همونطور که گفتم، ببین، داگ بیرونه،‬

‫و وقتی گفتم بهت اهمیت میدم دروغ نگفتم ،‬

‫اما اینجا ریسک را پذیرفتی.‬

‫بهت فرصت میدم درستش کنی.‬

‫اگر آن پول را به جایی که باید باشد برنگردانی ،‬

‫داگ باعث میشه ناپدید بشی.‬

‫یه هفته، سارا.‬

‫ما باید صحبت کنیم.‬

‫-فکر می‌کردم خوبیم، رفیق. -نه، یه مشکلی داریم.‬

‫-عصر بخیر. -این یارو پدرش نیست.‬

‫پول مال او نبود.‬

‫بیا عقب منتظرم باش.‬

‫اینجا چیکار میکنی؟‬

‫-بیا دیگه، مرد. -اینجا چیکار میکنی؟ ها؟‬

‫وقتی با هم بودند، می‌فهمیدی .‬

‫اگر هر هفته اینجا می‌آمدند، شما متوجه می‌شدید.‬

‫نمی‌دونم داری در مورد چی حرف می‌زنی لعنتی.‬

‫اون خیلی تو خطره.‬

‫ما باید پول رو پس بدیم. -چی؟‬

‫ما باید پول را پس بدهیم--‬

‫ما هیچ کدوم از اون پول لعنتی رو پس نمیدیم .‬

‫او به خانه‌اش برگشت.‬

‫-اون زدش. -اون یه دخترِ طرفِ ماجراست، رفیق.‬

‫او می‌دانست چیست.‬

‫-هی، فهمیدی؟ -بله.‬

‫خوب.‬

‫خداحافظ. خداحافظ.‬

‫-روز طولانی‌ای دارم. -امشب می‌بینمت.‬

‫بیا بریم. بذارش داخل.‬

‫ممنون.‬

‫-آره، عالیه. آره. -آره.‬

‫سلام.‬

‫یکی...‬

‫میشه بشینم؟‬

‫مطمئناً.‬

‫آیا قبلاً یکی از اینها را داشته‌اید ؟‬

‫نه، نکرده‌ام.‬

‫اممم، اونا باحالن. یه تیله داخلشه.‬

‫-توی بالا. و فقط... -هوم.‬

‫باشه.‬

‫اسمت چیه؟‬

‫کول‬

‫مال تو چیه؟‬

‫سارا‬

‫تو اهل اینجا نیستی، کول.‬

‫-نیستم؟ -مممم.‬

‫داری با غریبه‌ها حرف می‌زنی. این یه جورایی لو رفتن قضیه‌ست.‬

‫این چطور جایزه‌ای است؟‬

‫بیشتر افرادی که اینجا هستند، معمولاً اهل همین‌جا هستند.‬

‫منظورم این است که آنها در یک مجموعه کامل متولد شده‌اند.‬

‫عمه‌ها، عموها، پسرعموها، دوستان مدرسه، دوستان کلیسا.‬

‫خب، چرا با یه غریبه حرف بزنی؟‬

‫خیلی کمتر به یکی ضربه می‌زد.‬

‫فقط یه هشدار، کول، در مورد نوشابه توت فرنگی.‬

‫ناز کردن با من ممکنه برات دردسر درست کنه.‬

‫سفارش ۸۶.‬

‫اون منم.‬

‫هی، کول.‬

‫می‌خوای شماره‌ات رو بهم بدی؟‬

‫آره.‬

‫شاید ببینمت، همین اطراف؟‬

‫بستگی داره چقدر به چینی علاقه داشته باشی.‬

‫ممنون.‬

‫احمقانه.‬

‫تو داخل؟ (or: تو داخل هستی؟)‬

‫آیا شما وارد هستید؟‬

‫ممنون، مرد.‬

‫یه قهوه می‌خوای؟‬

‫امم، آره. یه دونه یخی بهم بده.‬

‫ناخالص.‬

‫اعزام...‬

‫۱۱۱ ۱۰-۸.‬

‫سلام.‬

‫عصر.‬

‫بله، من هستم.‬

‫همه چی روبراهه، قربان؟‬

‫آره.‬

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left