As primeiras 186 linhas.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
بابت مزاحمت پیشاومده عذر میخوام
جریان برق خطرناکه
درست مثل تو
آنخلا؟
- الیور، درست بهموقع برای نمایش رسیدی - اینجا چه خبره؟
- نه، نه، فکر بدیه - هی!
کمکم کن کار این عوضی رو تموم کنم یا گورت رو گم کن
اشتباه کرد، ولی نمیتونی بکشیش
دوبار گند زد
اون رقاصها باید تا حالا مرده بودن،
اول از همه اون آشغال، خانم جِید مونرو
پس چرا نتونم بکشمش؟
باشه
بکشش
ولی آماده باش پسرت رو برای همیشه از دست بدی
چون لوکاس هیچوقت نمیبخشت
هیچوقت
فقط داشتیم حرف میزدیم
صدای دزدگیر رو شنیدم، بعد یهو ماشین منفجر شد
درست وقتی دزدگیر رو خاموش کردم، منفجر شد
حالا باید با متخصصها بررسی کنیم
لازم نیست برین بیمارستان؟
- نه - من هم نه
قربان، مواد منفجره به سیستم برق ماشین وصل شده بود
ببخشید
پروفایل جعلی
دو هفته بعد
سلام قهرمان
برات هدیه آوردم
میتونم یه سؤال بپرسم؟
از اینطوری رفتار کردن با من چی گیرت میاد؟
از چسبیدن به خشم، کینه و نفرتت؟
جوابم رو بده
لوکاس، چرا ازم متنفری؟
- متنفر نیستم - پس چی؟
فقط میخوام ناپدید بشی،
تا دیگه هیچوقت صورتت رو نبینم
این اتفاق نمیافته، لوکاس؛ تو پسرمی و من پدرتم
قصد دارم بمونم
قبلاً رابطهٔ خیلی خوبی بهعنوان پدر و پسر داشتیم
تا وقتی با رابطههای حقیرانهت دل مامان رو شکستی،
و از گفتن ماجرای تو و بکی به کامیلا پشیمون نیستم
دلم براش میسوزه؛ نمیدونه چه هیولایی هستی
میگل، چه سورپرایزی. اینجا چی کار میکنی؟
فقط اومدم لوکاس رو ببینم، همین
لوکاس، میدونی اوا کجاست؟
همون جای همیشگی، خونهٔ کامیلا
- لباسم رو نشونت دادم؟ - نه، هنوز
- باید ببینی، قشنگه… - ببینم
عکسش رو نشونم بده
فوقالعادهست
- عاشقشم، کامی، ولی خیلی استرس دارم - اوه
- چرا؟ - نمیدونم، همینطوری
ببخشید مزاحم شدم، ولی در باز بود
عصر بخیر، کامیلا
خوبی، آنخلا؟
خیلی خوبم، ممنون. سلام اوا
چی شده؟
عزیزم، ببین،
کامیلا و پدرت دیگه با هم نیستن،
پس بهتره دیگه اینجا نیای
- هوم - نگران نباش آنخلا، مشکلی نیست
کامیلا، خودت میدونی اوا عاشقته
برمیگردی خونهٔ ما؟ آره؟
خیلی دوستت دارم، کامی
خداحافظ
یه عکس با اون لباس بهم بدهکاری، نه؟
- میفرستم - بیصبرانه منتظرم
هی، کامیلا
یه پدر یا مادر برای بچههاش از هر کاری برمیاد
هوم
برای همین با وجود اینکه با شوهرم خوابیدی
و جلوی تمام خانوادهٔ استِوِز علیه من شهادت دادی،
میتونیم بهخاطر بچهها جلو بریم
میخوام و میتونم این کار رو برای اونها بکنم
نمیدونم تو هم موافقی یا نه
میتونیم گذشته رو کنار بذاریم و از نو شروع کنیم؟
هوم؟
ببخشید
البته
هزینهٔ خونهٔ جدیدت رو کی میده، الیور؟
میدونم اجارهٔ خونه توی ریویرا اِسمِرالدا گرونه
نمیدونی با کی حرف میزنی
بامزهست
بعد از اینکه خوآنا نجاتت داد، انتظار داشتم یکم…
شاید کمی مهربانتر باشی. البته درکت میکنم
مخصوصاً حالا که کامیلا رو نداری
من رو سرزنش نکن؛ من چیزی بهش نگفتم
لوکاس گفت، نه من
چرا اون بچه اینقدر ازت متنفره؟
چی کارش کردی؟ جز خوابیدن با عشق زندگیش
صبور میمونم و یه بار دیگه میپرسم، الیور
- هوم؟ - باید ناپدید بشی
چقدر هزینه داره؟
باورم نمیشه
داریم دربارهٔ پسرت حرف میزنیم و فقط پول برات مهمه
نه، نه، نه، نه، نه، نه
فقط باهام درنیفت
اینجا کلاهبردار تویی
و دیر یا زود گیر میافتی
میبینی
برو لباست رو عوض کن. مادربزرگت گفت
بجنب، عجله کن
سریع
بچههات خیلی دوستداشتنیان
واقعاً تبریک میگم
ترجیح میدم فقط در حضور وکیلم باهاتون حرف بزنم
از نصیحت ناخواسته بدم میاد، ولی سوار شو
به نفعته
با وکیل یا بدون اون،
بهتره هر چی میدونی بگی، باشه؟
وگرنه،
بچههات بدون مادر میمونن، ولی این بار
حدود بیست سال
چی؟ به من تعارف نمیکنی؟
فقط برندیه
اینجا بهش میگن گواریتو
- هوم - یه لیوان برات میارم
- بفرما - ممنون
وای، این گواریتو خیلی قویه
راستی، سانتیاگو خبر داشت؟
میدونست… تو لزبینی؟
اینطوری قیافه نگیر
فقط یه سؤال سادهست
شاید ساده باشه، ولی خودم انتخاب میکنم جواب بدم یا نه
که اینطور
پس پسر بیچارهم چیزی نمیدونست، ولی میدونم بهش دروغ میگفتی
آفرین، به نوشیدن ادامه بده
ببینیم برندی شجاعتش رو بهت میده
که به همهٔ کارهای وحشتناکت اعتراف کنی
عصبانی، دلخور، آزرده یا حتی منزجر باش
هر قیافهای میخوای بگیر، ولی نمیتونی گولم بزنی
میدونم که کشتیش
پسرم رو
اوا، من نمیتونم چنین کاری کنم
من مادرت نیستم که بهت اجازه بدم
تازه نمیخوام با مادرت مشکل دیگهای پیدا کنم
بهاندازهٔ کافی مشکل داشتیم
پس چی کار کنم؟
بابام جواب نمیده، پس اونا هم نمیتونن اجازه بدن
خودم زنگ میزنم
ببینیم به تماس من جواب میده یا نه
فرد موردنظر در دسترس نیست
جواب نمیده
مامانم هم جوابم رو نمیده
میکائلا بهترین دوستمه
نمیخوام از دستش بدم
کامی، تو رو خدا
اوا، این کار رو باهام نکن
گفتم که من رو توی موقعیت سختی میذاره
خواهش میکنم، نمیتونم بگم آره
حالا که پدر و مادرم نیستن،
فقط تو میتونی اجازه بدی
خواهش میکنم
حتی با چشمهای تولهسگی هم فایده نداره
پونزده دقیقه اینجا صبر کنیم، بعد ببینیم چی میشه
باشه
راس ساعت دوازده میام دنبالت،
اگه چیزی شد زنگ بزن تا بیام، باشه؟
اوا؟
آره، همهچی خوبه
- خب… - خوبم. چطور شدم؟
- از همه خوشگلتر - آرایشت محشره
- اوه - میکا حسابی حسودی میکنه
معلومه
اگه چیزی خواستی زنگ بزن
- اوهوم - خوش بگذره
هوم
اوه اوا، یه لحظه صبر کن
بذار یه عکس بگیرم
آه، عالیه
خیلی خوشگل شدی
- خداحافظ کامی، دوستت دارم - من هم دوستت دارم
نیمهشب میام دنبالت
دوازدهوده؟
باشه، دوازدهوده میام
- خداحافظ - خداحافظ
فکر کردم من رو سر کار گذاشتی
هیس
حالا پیراهنت رو دربیار
حالا شلوارت
عصر بخیر، کمکی ازم برمیاد؟
ام… عصر بخیر
کارآگاه ایندیرا مارتینز هستن؟
الان اینجا نیست
No comments yet. Be the first to leave one.