Love is Blind

Love is Blind (Love Is Blind)

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 9

Informações de lançamento

Love Is Blind S09E10 Runaway Groom 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 9 قسمت 10 Love Is Blind 2020 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Publicado em: 2026-02-11
Downloads: 19
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

حس می‌کنم با هم دیگه واقعاً برد کردیم

هیچ‌چیزی رو عوض نمی‌کردم

حتی تو خوابم هم نمی‌دیدم

که امروز به اینجا برسم

ممنونم که توی این آزمایش پیدات کردم. خوش‌شانسم که دارمت

راستش نیک، هیچ‌وقت هیچ‌کسی رو مثل تو دوست نداشتم

اون کاملاً پایه‌ست. می‌گه: «همین فردا باهات ازدواج می‌کنم.»

ولی انگار دلم می‌خواد ادامه بدم و به این روال اعتماد کنم

من این کار رو فقط و فقط به خاطر جو انجام می‌دم

یعنی، جو تنها دلیلیه که من اینجام

اصلاً هیچ تردیدی نداری؟ یه‌کمیش می‌ترسونتم

تا حالا با کسی که بچه داشته باشه تو رابطه نبودم

لعنتی. خیلی چیزها نامشخصه

حتی نمی‌دونم کی قراره ببینمش. یعنی، هیچ‌کدوم از این‌ها رو نمی‌دونم

من

خب، می‌تونیم... این خیلی سخته

ازدواج یه عهد و پیمانه

باید صد درصد از خودت مطمئن باشی که پاش می‌مونی

باید به حسی که داری اعتماد کنی

از سر کار که میاد خونه، هر روز صبح یکی دو تا آبجو می‌خوره

این سبک زندگی من نیست

نیک عالیه

لعنت! من عالی نیستم

شنیدن این حرف خیلی عجیبه. شنیدنِ چی؟

نمی‌تونم دروغ بگم، کی‌بی، تو کِی به من گفتی که آدمِ خوبی‌ام؟

من دقیقاً دیشب بهت گفتم که خیلی قدردانت هستم

می‌دونم. می‌دونم. باشه

هی نپر وسط حرفم. تو شب خوبی داشته باش، منم شب خوبی خواهم داشت

شب مالِ منه

صاحبش منم

شب خیلی خوبی داشتم. - منم همین‌طور

اوهوم

بیا اینجا

بیشتر، لطفاً

خوشحالم که تو و کِیت امشب تونستین با هم حرف بزنین

منم همین‌طور

و راستش، اگه چیزی هست که می‌خوای بدونی، من مثل یه کتاب بازم، اما

نه. چیزی هست که حس کنی دلت می‌خواد بهم بگی؟

درباره‌ی... حرف زدیم

جدایی‌ای که داشتیم

و اینکه اون ناراحت بود

معذرت‌خواهی کردم. اونم خیلی خیلی خوب برخورد کرد

خوبه

مطمئنی؟

آره. چرا می‌خوای خیالت راحت بشه؟

فکر می‌کنی چی رو بهت نمی‌گم؟ نمی‌دونم

فکر می‌کنی دارم چیزی رو پنهان می‌کنم؟ اوهوم

فکر می‌کنی چی رو پنهان می‌کنم؟

اینکه اون‌قدری که دلم می‌خواد، دوستم نداری

می‌دونی، اینکه قراره با من خوشحال باشی

پس فکر می‌کنی اون‌قدری که دلت می‌خواد دوستت داشته باشم، دوستت ندارم؟

بعضی وقت‌ها

من

من حدود پنج ساعت از وقت کاریم رو گذاشتم کنار تا همه‌چیز رو عقب بندازم

فقط برای اینکه کمکت کنم به کارهات برسی و پیشت باشم

و کمکت کنم و بهت عشق بورزم. اونجاست که با خودم می‌گم: «اوکی، عالیه.»

اگه این عشق نیست، پس واقعاً نمی‌دونم چیه

دیگه چی از من می‌خوای؟

عزیزم، من فقط دارم سعی می‌کنم درکت کنم

می‌دونم، ولی خب

همینه دیگه. وقتی تو

حرفی که الان زدی خیلی سنگین بود

فقط فکر می‌کنم... چون دارم سعی می‌کنم برات مایه بذارم

اوهوم. می‌دونم

پس من خوشحالم

منم همین‌طور

ولی همین الان گفتی فکر نمی‌کنی من به اندازه‌ی تو دوستت داشته باشم

واسه همین دارم سعی می‌کنم بفهمم... نه، فقط انگار مطمئن نیستم

دوستت دارم

منم دوستت دارم

خیلی دوستت دارم

من واقعاً حاضرم همه‌چیزم رو به خاطر تو فدا کنم

دلم می‌خواد اینجا کنارم باشی و مثلاً خوشحال باشی

منم اینجا پیشتم

باشه

مطمئنی؟

بله

دلم می‌خواد همین‌جا، تو همین لحظه کنار من خوشحال باشی

خوشحالم. اینجام. تو همین لحظه پیش توام

خب. دیگه چی می‌خوای؟

هیچی

معلومه که ناراحتی

نه، نیستم

من فقط... دوستت دارم

و می‌خوام مطمئن شم که تو هم دوستم داری

دوستت دارم، و اگه این رو نمی‌بینی واقعاً نگران‌کننده است

انگار به یه ذره تأیید بیشتر نیاز دارم

واقعاً برام مهمی. باشه. باشه

دوستت دارم

منم دوستت دارم

فقط می‌گم: «عزیزم، دوستت دارم.»

کاملاً واقفم. نه، خیلی احمقانه بود

چی احمقانه است؟

اینکه چقدر دوستت دارم

یعنی، واقعاً خیلی دوستت دارم

منم دوستت دارم

دقیقاً همینه که می‌خوام

خب

بیا روی همین تمرکز کنیم

باشه

حله؟ اوهوم

قول؟ قول انگشتی

خیلی خب. من هواتو دارم

نمی‌دونستیم تا اینجا می‌رسیم یا نه. عزیزم، این موضوع جدیده، خب؟

تو هیچ‌وقت این‌طوری پشتم نبودی

فکر کنم یه‌کم گیج شدم. من که الان همین‌جام

دیدم که واسم دست تکون دادی

سلام. منم اینجام

نه، من انگار صد درصد با توام

می‌دونم

آره

یعنی، دوستت دارم

واقعاً فوق‌العاده‌ای

و من نمی‌تونم

نیک، تو دقیقاً همون کسی هستی که می‌خوام باهاش ازدواج کنم

تو دقیقاً همون آدمی هستی که

هر روز به عنوان شوهرم تصورش می‌کنم

یعنی، دوستت دارم

منم دوستت دارم

مطمئن نیستم که تو هم منو همین‌طوری ببینی

تو الان داری منو از جنبه‌های مختلف تحت فشار شدیدی می‌ذاری

هی می‌گی «پشتمی»، «پشتم نیستی»

«دوستت دارم. تو دوستم نداری.» و من دارم بهت می‌گم که هواتو دارم

تنها کاری که دارم سعی می‌کنم بکنم اینه که این چالوپا رو بخورم

و از شب لذت ببرم، باشه؟ پس می‌شه فقط همین کار رو بکنیم؟

باشه

نابودی

اما یه هیولای درهم‌شکسته و غرق‌شده

در اسارت

انگار سطل آشغال بو می‌ده، نه؟

می‌تونی واسم یه نوشیدنی بیاری؟

آره. آخریش رو تموم کن

این آخریشه؟ - اوهوم. می‌تونیم با هم بخوریمش

باهاشون چیکار کردی؟

من کاری باهاشون نکردم. همه‌ش کار خودت بود

آره. آره

کجا رفتن پس؟ نمی‌دونم چیکارشون کردی

ای بابا زن، خیلی خب

باشه. حتماً همه‌شو خوردم

اون یه بسته‌ی ۱۲ تایی بود؟

آره، فکر کنم ۱۲ تایی بود

آنتون

من کلاً دو تا خوردم

الانه که سومی رو بخورم

کی اونا رو خوردی؟

نخوردم. من، اوم

یعنی، من و پاتریک چند تا خوردیم، اما

پاتریک اینجا بود؟ آره، شاید چهار تا خوردیم

اون اومد اینجا؟ اوهوم

چرا بهم نگفتی اومده اینجا؟

خب، اومد دنبالم، ولی چند تایی هم زدیم

مگه چه اشکالی داره؟

این دیگه خبر جدیدیه

اون اومد تو خونه؟

فکر کنم پایین بود

و تهش منم باهاش رفتم پایین، و

این مالِ کی بود؟ سه روز پیش؟ چهار روز پیش؟

آره، می‌دونم کی باهاش قرار داشتی. نمی‌دونستم اومده تو آپارتمانمون

نه، نیومد تو آپارتمان. پایین بود

دارم می‌گم واسش یه نوشیدنی بردم پایین. یه نوشیدنی؟

آره، یکی واسه اون، یکی واسه خودم. همین

چی؟

خب، پس بقیه چی شدن؟

نمی‌دونم

فکر کنم همین‌جوری خوردیمشون

می‌دونم که تو چند تا خوردی. - اوه، نه نخوردم

من فقط چند تا خوردم، همین

چی؟

یه بسته‌ی ۱۲ تایی کورز هم اونجا داشتی

اوهوم

می‌فهمی این چقدر نگران‌کننده‌ست؟

نه واقعاً، نه

باشه

منظورت چیه؟

جدی می‌گی؟

اینکه من هر از گاهی یکی دو تا آبجو بخورم

نشون‌دهنده‌ی شخصیت من یا هیچ‌چیزی درباره‌ی من نیست

یه هفته‌ی معمولی واسه تو چطوریه؟

یه هفته‌ی معمولی واسه من شاید این‌طوری باشه که یکی دو شب

یه فیلمی چیزی بذارم و یکی دو ساعت نگاه کنم

یکی دو تا پیک بزنم و همین، بعدشم برم بخوابم

این برای من جای نگرانی داره

کدوم بخشش برات نگران‌کننده‌ست؟ کدوم بخشش نیست؟

اگه فکر می‌کنی این یه مشکله

اصلاً مشکلی ندارم که بهت نشون بدم مشکلی نیست

یه هفته یا دو هفته هیچی نمی‌خورم

اگه معتاد بودم یا الکلی بودم یا هر چی

اون‌وقت یه الگویی داشت

هیچ الگویی در کار نیست

باشه

انگار چیز دیگه‌ای هم می‌خوای در این مورد بگی

چرا الان داری این‌طوری رفتار می‌کنی؟

من که به خاطر هیچ‌کدوم از کارهات بهت گیر نمی‌دم

آیا هفته‌ی کاری معمولیِ تو این‌طوریه که پشت سرت رو تمیز نمی‌کنی؟

لباس‌هاتو نمی‌شوری؟ و... بله

صد درصد. روال من اینه

باشه. ایرادی نداره

انگار فقط داری جبهه می‌گیری به جای اینکه باهام صادق باشی

یعنی اگه مشکلی هست، خب هست دیگه

چی مشکله؟

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left