Mystery at Blind Frog Ranch

Mystery at Blind Frog Ranch

Baixar Legenda em Farsi/persian

Temporada 6

Informações de lançamento

Mystery at Blind Frog Ranch S06E04
Um comentário por Sekiro

Tags

webdl
Publicado em: 2026-08-09
Downloads: 1
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

‫باید کار مورمون‌ها باشد

‫آنها کسانی بودند که اینجا بودند

‫با کمک یک ژورنال که اخیراً به دست آمده

از این/مسئله

‫این یک دفتر خاطرات کاری بود

‫ جاش ران و تیم پیشگام مورمون را دنبال می‌کنند

‫جستجوی صد ساله توماس رودز برای طلای آزتک

‫فکر کنم به ورودی معدن رسیدیم

‫این به احتمال زیاد می‌تواند راه ورود به «سوراخ کلید» باشد

‫تنظیم

‫و پس از یک دهه جستجو آنها معتقدند

‫آنها بالاخره به تالار کلید نفوذ کردند

‫بچه‌ها ما روی یه توده طلا ایستاده‌ایم

‫باید کل این اتاق لعنتی رو از زیر خاک دربیاریم

‫عملیات حفاری غار در حال انجام است

‫با نتایج جذاب

‫وای چی؟ چی؟

‫- مثل روز روشنه - عالیه - مثل طلاست

‫در همین حال بازدید ران

‫با رهبر قبیله تیمپانوگوس

‫منجر به یک افشاگری پیشگامانه شده است

‫مطمئنم که والکارا می‌دانست

‫چندین مکان - باشه

‫و او از مجله مورمون استفاده می‌کند

‫برای یافتن اتاق‌های بیشتر

‫از طلای آزتک

‫رمز چیزی است که باید شکسته شود

‫ما باید بفهمیم این چی میگه

‫افسانه‌های گنج‌های باستانی

‫می‌تواند به هزاران سال پیش برگردد

‫و پدیده‌های غیرقابل توضیح

‫اوه من با اون کاری ندارم

‫ در یک ملک ۱۶۰ هکتاری در شمال شرقی یوتا ملاقات کنید

‫معروف به مزرعه قورباغه‌های کور

‫برای دهه‌ها تیم‌ها زمین را جستجو کرده‌اند

‫برای طلای آزتک که مدت‌ها گم شده بود

‫اما هر چه به هم نزدیک‌تر می‌شوند

‫بهش نگاه کن اون طلاست

‫هرچه زمین سخت‌تر مقاومت کند

‫وای چه اتفاقی داره میفته؟

‫حالا یک معدنچی پرکار

‫ما روی توده‌ای از طلا ایستاده‌ایم

‫ و یک گنج‌یاب افسانه‌ای

‫باید یه ورودی تونل دیگه -- یه چیزی -- وجود داشته باشه

‫مجهز به شواهد جدید

‫- به این نگاه کن - این دیگه چه کوفتیه؟

‫ و یک اثر باستانی افسانه‌ای

‫یه تاریخی روش هست ۱۹۱۲

‫نفرینی پانصد ساله را به جان خواهد خرید

‫آتش در چاه

‫و سرزمینی پر از تله

‫وای وای وای وای وای

‫برای پیدا کردن یک گنج سه میلیارد دلاری

‫وای

‫آنها تا زمانی که راز را کشف نکنند متوقف نخواهند شد

‫از آنچه در پایین کمین کرده است

‫بچه‌ها داره غارنشینی می‌کنه

‫وای فرار کن

‫ در مزرعه قورباغه کور

‫هی اگه می‌خوای بیشتر از این توضیح بدی من می‌رم بیرون

‫منظورم این است که ما باید در حال گرفتن باشیم

‫نزدیک به کف زمین - آره

‫دیگر جایی برای گذاشتن کپه‌ها باقی نمانده است

‫پس از آنکه بخشی از مجله رودز آنها را هدایت کرد

‫به ورودی یک معدن مخفی

‫فکر کنم رسیدیم بچه‌ها

‫ تیم یک محفظه عظیم را کشف کرد

‫۳۰۰ فوت زیر مزرعه قورباغه‌های کور

‫وای

‫که آنها معتقدند همان اتاقک سوراخ کلید افسانه‌ای است

‫بچه‌ها به اندازه کافی پیش رفتیم

‫فاصله درست است جهت حرکت درست است

‫اینجا باید اتاق کلید باشه

‫پس از دو روز حفاری در جستجوی گنجینه آزتک

‫آنها به یک کشف غیرمنتظره دست یافتند

‫وای چی چی؟

‫شما همین الان شمش‌های طلا را بیرون کشیدید

‫هووو هووو

‫حالا همانطور که ران به سمت آریزونا می‌رود

‫برای تجزیه و تحلیل شمش‌های طلا

‫تیم به حفاری در اتاقک ادامه می‌دهد

‫به امید یافتن گنج های بیشتر

‫من معتقدم که آن طلا احتمالاً سرچشمه گرفته است

‫از آزتک‌ها

‫این یعنی ممکن است اینجا طلای دست نخورده‌ای وجود داشته باشد

‫گنج موکتزوما می‌تواند درست روبروی ما باشد

‫و ما الان متوقف نخواهیم شد

‫جالبه که

‫پس بیا اینجا و اینو بررسی کن

‫- چیزی گیرت اومد؟ - آره

‫بنابراین اگر اینجا را نگاه کنید

‫ببین چطور همه چیز رو تو رنج ۲۰۰ داریم - آره

‫به این جایی که من هستم نگاه کن

‫ما 201 داریم

‫به نظر می‌رسد که این شروع یک خلأ درست همانجاست

‫پس آن آبی جایی که آبی است

‫این نشون میده که یه خلایی وجود داره؟ - بله

‫پس چیزی که من فکر می‌کنم

‫آیا شیب رو به پایین است و ما در بالای آن هستیم

‫اگر این خلأ بیشتر و بیشتر شود

‫منظورم این است که فقط خدا می‌داند که این به کجا منتهی می‌شود

‫چیلی بیا شروع کنیم به کندن اون

‫ما همه چیز را فهمیدیم

‫درباره این تالار - بله

‫تا وقتی که تک تک اینچ مربع را جستجو نکرده باشیم نمی‌توانیم برویم

‫از این چیز - من شروع به کندن می‌کنم

‫همانطور که در حفاری خود عمیق‌تر می‌شویم

‫از اتاق کلید

‫تو همه این احساسات مختلف رو داری

‫هیجان‌انگیز و در عین حال ترسناک است

‫چون نمی‌دانم به کدام جهنمی خواهم رفت

‫وقتی در حال کندوکاو در فضاهای خالی هستید ریسک زیادی وجود دارد

‫بی‌آنکه بدانیم در آن سوی ماجرا چه خواهیم یافت

‫اما در عین حال ارزشش را دارد

‫چون می‌دانم که باید گنج بیشتری اینجا باشد

‫و من از پیدا کردنش دست نمی‌کشم

‫- اوه هی دیک - هی ران حالت چطوره؟

‫- خیلی خوبم حال شما چطور است آقا؟ - از دیدن شما خوشبختم

‫پس از کشف سه شمش پنهان شده در اتاق سوراخ کلید

‫ران به تحلیلگر طلای مورد اعتمادش مراجعه کرد

‫تا منشأ آنها مشخص شود

‫اول از همه شمش‌های شما برگشته‌اند

‫خب بیایید اول آنها را بررسی کنیم

‫تا مطمئن شوند که همه آنها آنجا هستند

‫دیک همکار خوبی است که من زیاد از او استفاده کرده‌ام

‫البته من بخش زیادی از عمرم را مشغول معدنکاری و اکتشاف بوده‌ام

‫و هر وقت سوالی دارم یا می‌خواهم چیزی تحلیل شود

‫چیزی سنجیده شد من به سراغ دیک می‌روم

‫او خیلی ساکت است او رازدار است

‫اگه بهش بگم چیزی نگف

‫او چیزی نمی‌گوید

‫او نتایج را به من می‌دهد اما می‌تواند آنها را تجزیه و تحلیل کند

‫هر چیزی که به او بدهم

‫خب به نتایج جالبی رسیدم

‫برای تو اینجا - باشه

‫چیزی که واقعاً عجیب است این درصد بالا است

‫از مس ما اینجا یک نمونه با عیار ۲۵٪ داریم

‫طلا معمولاً حدود ۱٪ است

‫۲۰ تا ۲۵ درصد خیلی غیرمعمول است

‫این خیلی جالبه

‫وقتی شمش درست می‌کنی نمی‌خواهی مس در آن باشد

‫آن همه مس - دقیقاً

‫تنها چیزی که این به من نشان می‌دهد این است که

‫به نمونه اضافه شد

‫برای کسب درصد بالاتر

‫به هر دلیلی که می‌خواستند

‫هوم

‫شماره دو گروه‌بندی عناصر کمیاب است

‫ما پلاتین رودیوم و پالادیوم داریم

‫این گروه‌بندی به سادگی در یوتا یافت نمی‌شود

‫من نمونه‌هایی را دیده‌ام که از استرالیا آمده‌اند

‫آمریکای جنوبی مکزیک

‫مکزیک؟

‫ظاهراً در مکزیک آزتک‌ها زیاد از آن استفاده می‌کردند

‫از مس آن را با شمش‌هایشان مخلوط می‌کردند

‫تغییر رنگ را دشوارتر کنید

‫و گروه‌بندی آن عناصر کمیاب

‫مکزیک کاندیدای خوبی است

‫این واقعیت که ما این میله‌ها را آزمایش کردیم

‫و نتایج همانطور که بودند منتشر شدند

‫یه جورایی ثابت می‌کنه که طلای آزتک‌هاست

‫بیشتر معدنچیان مس را به شمش‌های طلا اضافه نمی‌کنند

‫آزتک‌ها این کار را می‌کردند

‫آزتک‌ها مس را به طلای خود اضافه می‌کردند

‫برای ایجاد مس

‫آلیاژی همه‌کاره که به خاطر رنگ غنی‌اش ارزشمند است

‫و قدرتی مضاعف که به جواهرات و مصنوعات آنها می‌بخشید

‫یک کیفیت غیرقابل انکار

‫میزان مس

‫و سایر عناصر موجود در شمش‌ها

‫نشان می‌دهد که طلا ریشه‌های آزتکی دارد

‫ما فکر می‌کنیم آلیاژ طلا-مس در این شمش‌ها نشان می‌دهد

‫به آزتک‌ها احتمالاً طلای آزتک‌ها مدت‌ها مدفون بوده است

‫در تالار کلید در یویینتاها

‫این نتایج با منشأ این موارد مرتبط هستند

‫بنابراین نظریه شما ممکن است این باشد که این در واقع آزتک بوده است

‫- بله - باشه

‫خیلی جالبه

‫آره آره

‫این خیلی بزرگ است

‫خیلی هیجان‌زده‌ام که این آزمایش‌ها طلا را نشان می‌دهند

‫که می‌توانست از آزتک‌ها سرچشمه گرفته باشد

‫در مزرعه قورباغه کور وجود دارد

‫و این فقط مربوط به اتاق کلید نیست

‫در چند هفته گذشته تحقیقات من

‫به پیشنهاد مجله رودز

‫که اتاق‌های دیگری پر از طلای آزتک وجود دارد

‫هدف بعدی من این است که بفهمم این اتاق‌های دیگر کجا هستند

‫از طلا می‌توانست باشد

‫هیچ چیزی آنجا نیست

‫بیل‌ها به اندازه کافی دور هستند؟

‫آره اونا دخالت نمی‌کنن - باشه

‫هی بچه‌ها

‫فکر کنم یه چیزی می‌بینم فکر کنم داره باز می‌شه

‫چیلی چی داری؟

‫چی پیدا کردی؟ چی داری رفیق؟

‫یه جای خالی هست

‫انگار مدام به بالا برمی‌گردد

‫کوچک است اما همچنان ادامه دارد

Mystery at Blind Frog Ranch subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Mystery at Blind Frog Ranch

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left