As primeiras 200 linhas.
ما آنها را به محض اینکه تحقیقات تمام شد، آزاد خواهیم کرد ، درست است؟
چرا؟
دلم برای خانوادههایشان میسوزد.
ممکنه برن دنبالشون بگردن.
گل مروارید ارکیده.
متشکرم.
صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن.
پدر.
مراقب باشید.
یوسف، برق قطع شده. - واقعاً؟
- میشه درستش کنی؟ - حتما.
میتونی اون رو بخونی؟
اوه، آره، آره. اما من فقط...
ناهار؟
- این یکی؟ - خیلی ممنون.
این خیلی خوب به نظر میاد.
آن را در وسط، وسط قرار دهید.
باشه.
به ما بپیوندید.
برو جلو، غذاتو بخور.
بیا، اینجا بشین.
بشین.
بیا، به ما بپیوند.
خب، امروز چطور بود بچهها؟
- این نیست-- - برو، برو. لطفا.
اشکالی نداره.
میتوانید از آشپزخانه آب بیاورید.
آپولو
لطفاً آن را روی قفسه بگذارید.
یوسف
آن را آنجا بگذار.
سلام.
میخوای یه چیزی ببینی؟
امروز چه سورپرایز دیگری برای من دارید؟
باشه.
این عکس رو یادتونه؟
البته. چطور میتوانستم این کار را نکنم؟
- ایکس؟ - آره.
صبر کن، مارک. اون چی بود؟
- اون چیه؟ - میدونم. منم شنیدم.
اینجا آدمهایی هستند که آتش به پا کردهاند.
از هم جدا شو، سمت راست!
- زود باش. زود باش. - قراره چیکار کنیم؟
نمیدونم. باید بریم.
- نیروی دریایی. - نیروی دریایی.
چه اتفاقی دارد میافتد؟
به هر اینچ از مکان توجه کنید .
پنجرهها را ببند! همین حالا!
چه اتفاقی دارد میافتد؟
هیچ کس اجازه فرار ندارد!
- یه اسلحه بردار! - اسلحهها آمادهان.
نگذار کسی عبور کند.
عجله نکن، عجله نکن، عجله کن.
چی؟
آنها چه کسانی هستند؟
به سمت راست دقت کنید!
یوسف، اینا دیگه کی هستن؟
یوسف!
آنها چه میخواهند؟
نیروی دریایی.
آتش را خاموش کنید.
صبر کن، صبر کن، صبر کن.
صبر کن.
فرانسوی.
چه بلایی سرت اومده، ها؟
پژوهشگران را به حال خود رها کنید.
آنها با ما مهربان بودهاند.
حرکت کن، پدر.
فرانسوی.
به من نگاه کن.
فرانسوی.
خیلی زیادهروی کردی!
نیروی دریایی، حالت خوبه؟
پدر
ما فقط محقق هستیم.
منظور بدی نداریم.
چه می خواهی؟
پول؟
تجهیزات؟ غذا؟
- همهشو بگیر. - بس کن. بس کن. بس کن.
آپولو. تو خیلی خوب میدونی ما کی هستیم.
اگر کسی حرفی برای گفتن دارد،
با فرمانده صحبت کن.
از این به بعد...
تو تحت کنترل من هستی.
ما شما را به جنگل میبریم.
و شما فقط زمانی آزاد خواهید شد که خواستههای ما برآورده شود.
فرانسوی.
همه، بیرون!
همه وسایلشون رو بردن!
سریعتر!
صبور باشید.
برو! حرکت کن!
خبر فوری: گروهی از محققان...
از سازمان جهانی گیاهان و جانوران بینالمللی،
انجام تحقیقات در ...
اندونزی برای عملیات نجات نظامی چراغ سبز نشان داده است
به رهبری ژنرال پرابوو سوبیانتو
دولت به فرمانده کل پرابووو سوبیانتو دستور داده است
برای انجام یک عملیات نظامی.
بشین.
گزارش میدهم، قربان.
برگزیدگان، افراد عادی نیستند.
تیمور، سیلا و واحدشان افسران زبدهای هستند
از آکادمی نظامی انتخاب شده.
بهترینِ بهترینها
از طریق نظم و انضباط ساخته شده
با بالاترین استانداردها آموزش دیده
و در شرایط فوقالعاده دشوار آزمایش شده است.
امروز، وظیفهای که آنها انجام میدهند آسان نیست.
اما اگر یک تیم باشد که بتواند از پس این چالش برآید، آن تیم آنهاست.
یک بار دیگر!
آنها کوپاسوس هستند، بهترینِ بهترینها
حرکت کن.
- صاف بایستید. - کماندو.
کماندو
- تکاور. - تکاور.
- تکاور. - تکاور.
کماندو
کماندو
بنشینید.
موفق باشید. - ممنون، فرمانده.
کماندو
کماندو
سلام.
مایا
من به زودی خواهم رفت.
این ماموریت با ماموریتهای قبلی فرق دارد .
این ماموریت خطرناک است.
من میدانم.
اما من هم میدانم...
که خوب آماده کرده باشی.
نمیخوام نگران باشی.
نگران من نباش.
فقط وظیفه ات را انجام بده.
ماموریت ما نجات شش گروگانی است که توسط یک گروه تروریستی گرفته شدهاند.
توبیاس
رهبر گروه تروریستی پشت این بحران گروگانگیری.
فرانس بونجیانی.
یک سرباز سابق که فرار کرد.
یاکوبوس، کدخدای روستا که محققان را همراهی میکرد،
مرده پیدا شد.
گروگانهایی که باید نجاتشان دهیم.
چهار محقق از اندونزی حضور دارند:
آدیندا
نیروی دریایی.
دنیل
و متیس.
و دو تبعه خارجی، مارک و مارتا.
و دو راهنمای محلی.
یوسف.
و آپولو
- آپولو. - تیمور.
حرکت کن! همین حالا!
شرق. شرق.
شرق
شرق!
یو، شاهزاده!
نمیشه فوتبال بازی کرد؟
دیگر بهانه ای نیست.
بهانه نبود. منظورم همین بود.
درست است که جهان دورهای از رنج را پشت سر میگذارد.
دشمن ترسیده بود
با عجله و شتاب میدوید
آنها ترسیدهاند...
اگه میخوای سرباز بشی، حتماً خوب درس بخون، باشه؟
بفرمایید، آقا.
مراقب باشید.
مرکز بهداشت جامعه روستای SANE
به صف شو. تیمور، کمکشون کن تا به صف بشن.
توی صف قرار بگیر.
توی صف باشید. برای همه به اندازه کافی هست.
من یکی میخوام. - برای همه به اندازه کافی هست.
صبور باشید.
پدر ایسمان واقعاً روجاک را دوست دارد.
آره، برای همین سعی کردم زودتر درست کنم.
پدر ایسمان گفت...
وقتی گرفتیمش، باید دوباره رهایش کنیم.
- چرا؟ - چون اون هم خانواده داره.
اما خیلی نزدیک بودیم که بگیریمش.
اول میرم به بچه ها سر بزنم، باشه؟
من اینجا رو زودتر نگاه کردم.
چیز دیگه ای هم هست؟
من هیچی ندارم. بچهها، بیاید کمکم کنید.
صبور باشید.
شاید روی زمین؟
شرق
آپولو
آنها.
- سیلا، بیا اینجا - چیه؟
چیه بابا؟
به یاد داشته باشید.
حتی اگر از یک خون مشترک نباشید ،
شما همیشه یک خانواده خواهید بود، مهم نیست چه اتفاقی بیفتد.
باید بهم قول بدی
که شما از یکدیگر مراقبت خواهید کرد.
قول میدم، بابا.
آپولو؟
قول میدهم.
شرق
No comments yet. Be the first to leave one.