As primeiras 200 linhas.
دنیایی که میشناختیم از بین رفته است.
سیصد سال پیش،
سیل بزرگ ، زمین را بلعید.
چیزی جز جزایر پراکنده باقی نمیگذارند
و اقیانوسی بیپایان
بالای سرمان آسمان با طوفانی که هرگز فروکش نمیکند، در تلاطم است
در پایین، دنیای قدیم، شهرهایش،
دانشش، در گذر زمان از دست رفته
اما همه چیز از دست نرفته بود
از میان ویرانهها، آرگوس ساخته شد،
شهری با دیوارهای بلند
نورهای سوسو زننده و رازهای مدفون در اعماق
از خود دریا هم بیشتر.
آرگوس توسط بنیانگذاران، تایتانها، اداره میشود.
اعتقاد بر این است که به قدمت جهانی است که خود ساختهاند
آنها از دژ خود حکومت میکنند، در مورد امنیت موعظه میکنند،
اما امنیت آنها بهایی دارد.
برای زندگی در آرگوس، باید لیاقتش را داشته باشی.
سوارکاری در طوفان، مسابقهای مرگبار برای سرعت و بقا،
جایی که فقط سرسختترین میتواند ادعای پیروزی کند.
شما برنده میشوید و افرادتان اجازه ورود پیدا میکنند.
شما میبازید و جزیرهتان خالی از سکنه میشود
مردمش را به دریای آزاد انداختند.
این قانون بنیانگذاران است.
این بهای زنده ماندن است.
نسلها، به جزیرهنشینان گفته میشد
که مسابقه برای آرگوس تنها راهه
اما بعضی از آنها به چیزهای بیشتری اعتقاد دارند
افسانهای که از کسی صحبت میکند که آنها را آزاد خواهد کرد،
آن موعود
اما این داستان آن موعود نیست .
این داستان یک قول است، قول عشق.
قولی برای جنگیدن. قولی برای قیام.
سه، دو، یک.
هَمِر هِد
- بنیانگذاران او را مجرم اعلام کردند
یک یاغی تحت تعقیب
اما برای بعضی از ما، او مسیری برای دنبال کردن بود.
- وقتی طوفان بشه کجا خواهی بود؟
میترسی جزیرهات را نابود کند؟
ناامید نشوید، جزیرهنشینان.
شما میتوانید ایمنی جزیرهتان را تضمین کنید.
پشت دیوارهای آرگوس.
به سادگی جزیرهات را به عنوان وثیقه بگذار
و یکی از بنیانگذاران سخاوتمند ما
ممکن است اسپانسر دوچرخهسواران منتخب شما شود تا به لیگ بپیوندند
در یک مسابقه برنده شدن و مقام آوردن
برای کسانی که در جزیره شما زندگی میکنند پشت دیوارهای آرگوس.
امنیت شما به اندازه یک مسابقه با شما فاصله دارد.
نب. به من نه بده.
-نب، باید اینو ببینی.
اژدر داره میاد
بیا، بیا.
-شیطونه، نه؟
همه سیستمها از کار افتادهاند.
-بهش میگن کله چکشی.
افسانهها میگویند که او مورد اصابت صاعقه قرار گرفت
و خود را فدای طوفان کرد.
میگویند او تمام جزیرهاش را نجات داد
و حتی یک سواری را هم از دست نداد.
برخی معتقدند که او واقعاً طوفان را پشت سر گذاشت
و از طرف دیگر بیرون آمد.
دیگران معتقد بودند که او هنوز هم در مسابقه شکست میخورد
گاهی اوقات
تا بتواند برای همه جزیرهنشینان جایی کسب کند.
شاید یه روزی ما هم همین باشیم.
-چه کسی به افسانهها نیاز دارد؟
تو «هَمرهد» رو نداری. تو «من» رو داری.
شما بچهها تماشا کنید.
اگر کسی قرار است رعد و برق بگیرد،
قراره من باشم. (Man az hamishe man budam.)
بریم بچه ها!
بیاین بچهها، باید بریم.
-بیا دیگه.
-وقتی به صخره نپتون رسیدی،
ده ثانیه فرصت داری که جدا بشی.
-باشه.
من از آن خواهم گذشت.
افق طوفان سقوط خواهد کرد.
فقط حواست به بمبهای سرپر باشه، باشه؟
-باشه.بریم .
- افسانه همر هد چیزی بیش از یک داستان بود.
به معنای امید بود.
دلیلی برای باور به اینکه چیزی فراتر از طوفان وجود دارد
- بچهها، حقیقت رو بپذیرین.
- در میان کسانی که ایمان آوردند لازار، پدر آنا، نیز بود.
در حالی که دیگران برای پیروزی مسابقه میدادند،
او به برنده شدن اهمیتی نمیداد.
ماموریت او عبور از طوفان بود.
و ببین چه چیزی آنسوتر نهفته است.
پخش زنده
از دیوارهای آرگوس،
این آخرین مسابقهی فصل است
همانطور که سوارکاران طوفانِ مبارز ما بیصبرانه منتظر شمارش معکوس هستند.
این یک مسابقه درگ از نقطه شروع است.
به صخره نپتون و دوباره برگشت.
برندگان در آرگوس جایی برای خود دست و پا میکنند.
بازندگان به دریای آزاد رانده میشوند .
اینها جزایری هستند که با هم رقابت میکنند:
آوالون، سیوس، مالیا و تیم ضعیفترِ امسال،
جزیره انجیر با قهرمان منتخب خود به میدان آمده است
کی فکرشو میکرد؟
مثل همیشه، مسابقه تحت نظارت پلیس خواهد بود
توسط سواران آرگوس،
یا آنطور که بعضیها، از جمله خودم، دوست دارم آنها را اینگونه صدا بزنم،
کلاهکهای بمبی
و آنها به مسابقه میروند.
یک شروع عالی برای سوارکاران آوالون
که با سواران آرگوس از جلو میپرند
درست پشت سر آنها
و جزیره انجیر، سیوس و مالیا برای جایگاه میجنگند.
-اونا باید به زودی بیان اینجا.
شرور، درسته؟
سوار جزیره انجیر نزدیکتر میشود
و به سوارکاران آوالون نزدیکتر
کسی که سرعتش را کم میکند، به او برخورد میکند و راهش را سد میکند.
و سوار از سیوس رعد و برق میگیرد
بهش روحیه میدم
او مقام اول را به دست میگیرد.
یک مسابقهی دیگر پر از هرج و مرج و ویرانی
-به عقب هدایت کن.
باید برگردیم به تونل.
اوه، و دومین سوارکار سیوس
به صخرهها برخورد میکند.
جزیره سیوس اکنون رسماً از دست رفته اعلام شده است.
اما مسابقه برای برنده ادامه دارد.
مالیا، آوالون، سواران آرگوس در حال چرخیدن به دور صخره نپتون.
نفر اول از آوالون خیلی جلوتر از بقیه ظاهر شد
اگر از خط پایان عبور کند
جزیره آوالون به سمت آرگوس خواهد رفت.
باورم نمیشه چیزی که الان دارم میبینم.
سوارکار جزیره انجیر در حال جدا شدن است
به نظر میرسد که ما یک سوارکار شورشی در میان خود داریم
این پنجمین حادثه است
این فصل از چنین رفتار خودکشی.
این مردم چه فکری میکنند؟
لازار از جزیره انجیر
به نظر میرسد که به سمت طوفان میرود .
این کافران کی درس خواهند گرفت؟ هیچکس از طوفان جان سالم به در نمیبرد.
چهار سوارکار امروز روی آب مردند
جزیرهی سیوس در رتبهی آخر قرار گرفته است.
مردمشان تخلیه خواهند شد و سنگها از جزیرهشان
برای همیشه بخشی از دیوار ما خواهد شد .
باشد که رحمت ژرفا بر آنها باد.
تا جزیره انجیر
آنها برای ده سال آینده از مسابقه دادن محروم خواهند شد
به خاطر خیانتشان.
- بعد از مرگ پدرش، آنا دردش را در درونش حبس کرد.
اما او قسم خورد که روزی، انتقام او را خواهد گرفت.
-اینجا. یه جزیره با تایتانها.
هیچ جزیرهای آن طرفتر از استورم هورایزن، نبراسکا، وجود ندارد.
-کله گندهها.
-خفه شو، عوضی کوچولو!
-آنا! خواهش میکنم.
بچههای کلاس، ما در مورد استورم هورایزن چی میدونیم ؟
ما خوششانسیم که توسط استورم هورایزن محافظت میشویم .
-خیلی خوب، تام.
-طوفان دروغی است که توسط بنیانگذاران ساخته شده است.
-ساکت!
- قوه تخیل بالایی داره .
اما ما به سادگی نمیتوانیم بپذیریم که او به بنیانگذاران ما بیاحترامی کند،
نیکوکاران ما.
او درباره جزایر افسانهای صحبت میکند،
سوارکاران شورشی...
- طبق افسانهها او مورد اصابت رعد و برق قرار گرفت
و خود را فدای طوفان کرد.
-نب، باید بری پایین!
بیا پایین!
نب، بیا دیگه!
نب، باید بری پایین!
نب!
آآآخ!
- افسانهها میگویند که چکشکلاه
مورد اصابت رعد و برق قرار گرفت.
پس فکر کردم نوبت منه که جای آنا بایستم
برای رویارویی با طوفان، برای آزمایش شدن.
زیرا فقط کسانی که از طوفان جان سالم به در بردند
قدرت لازم برای عبور از آن را به دست آورد
- سوارکار اهل جزیره انجیر کشته شد
در حالی که تلاش میکرد از طوفان عبور کند.
در نتیجهی این رفتار مجرمانه،
جزیره انجیر با ده سال محرومیت مواجه خواهد شد
از هرگونه مسابقهای در آینده
اما تراژدی واقعی برای مردم سیوس اتفاق میافتد
که دو رکابزن منتخبش در اواسط مسابقه تصادف کردند،
هیچوقت به خط پایان نرسید
در نتیجه جزیره آنها با خطر اخراج مواجه شد
باشد که رحمت ژرفا بر آنها باد.
- بتپرستان سیوس،
تلاش شما برای پیوستن به آرگوس شکست خورد.
سواری که انتخاب کردی تو رو ناامید کرده.
عبادتت به گایا تو را ناامید کرده است.
سیوس اکنون متعلق به لرد تاروس است.
دریای آزاد خانه جدید شماست.
باشد که خائن مورد رحمت قرار گیرد--
-دیگه کافیه.
- دست از مقاومت بردار!
- بنیانگذاران فقط جزایر را تصرف نمیکنند،
دارن تیکه تیکه اش میکنن
در حالی که دنبال چیزی باستانی میگشتم
No comments yet. Be the first to leave one.