Informações de lançamento

Thalaivar Thambi Thalaimaiyil 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Um comentário por Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Publicado em: 2026-08-01
Downloads: 3
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

‫بالو گفت،‬

‫ «مردم خارج از کشور از انواع و اقسام امکانات رفاهی برخوردارند.» ‬

‫ افرادی که در خارج از کشور زندگی می‌کنند، در آمریکا یا اروپا متولد شده‌اند ‬

‫ پس اونا اینجوری زندگی می‌کنن ‬

‫ این از خوش‌شانسی آنهاست. ‬

‫ اما تو اینجا به دنیا اومدی ‬

‫ پس این روشیه که تو زندگی خواهی کرد ‬

‫ «این سرنوشت توست.» ‬

‫لطفا بیا پایین!‬

‫یکی، بگیرش!‬

‫ای خدا!‬

‫پایین میای یا نه؟‬

‫پایین بیا!‬

‫چرا همه جلوی خونه من وایسادن؟‬

‫مگه شما مردم کاری ندارین؟‬

‫شما مردم حتی اگر کسی با صدای بلند گوزید هم جمع می‌شوید !‬

‫بنی، عزیزم! لطفا بیا پایین!‬

‫چیزی رو نسوزون! فقط بیا پایین!‬

‫فقط بعد از اینکه کل این خونه رو آتیش زدم میام پایین . برو گمشو!‬

‫اینجا خونه ما نیست، خونه عموته!‬

‫همین الان بیا پایین!‬

‫اون ما رو گول زد و این خونه رو تصاحب کرد ، مگه نه؟‬

‫دارم همه جا رو آتیش میزنم!‬

‫- از جمله عموی من! - به حرف زدنش گوش کن.‬

‫نگرفت، پسر!‬

‫پدر مستت همه چیزش را فروخت.‬

‫به حرفم گوش کن. اول بیا پایین!‬

‫بنی، به حرف عموت گوش کن.‬

‫بیا پایین. ما به بیمارستان می‌رویم.‬

‫اون کیه؟ عمو آنتونی؟‬

‫ماه پیش وقتی مادرم داشت می‌مرد،‬

‫تو که نبردیش بیمارستان!‬

‫و حالا تو اینجا پیش منی؟‬

‫یک تف روی کف دستم، یک مشت محکم،‬

‫و تو مستقیماً به درون آن برکه پرواز خواهی کرد.‬

‫گم شو!‬

‫چه بار سنگینی برای جهان!‬

‫برو بمیر! - داره آتیشش میزنه!‬

‫یکی جلویش را بگیرد!‬

‫راه را باز کنید. راه را باز کنید. همه کنار بروید.‬

‫ببین عمو داره از پله‌ها بالا میره!‬

‫هی، بنی!‬

‫هی، جیوا! کی اومدی؟‬

‫چیز زیادی نیست، رفیق.‬

‫فقط در حال عبور.‬

‫فکر کردم یه چک برات بگیرم.‬

‫آتش را خاموش کن، مرد.‬

‫مامانت ترسیده. اون تنهاست.‬

‫تنها؟‬

‫او قبلاً نیمی از روستا را جمع کرده است.‬

‫اگر تمام خانه را آتش بزنم، تمام روستا ظاهر می‌شوند!‬

‫آره! نقشه‌ی خیلی خوبیه!‬

‫اما بیایید این کار را نکنیم.‬

‫گوش کن، مرد.‬

‫اگه الان بیای پایین،‬

‫همه خواهند گفت که تو آدم خوبی هستی.‬

‫وگرنه بهت میگن دیوونه.‬

‫گرفتیش؟‬

‫می‌خوای بهت بگن آدم خوبی هستی یا دیوونه؟‬

‫لطفا دقت کنید.‬

‫برایم مهم نیست چه اسمی روی من می‌گذارند.‬

‫نظر شما چیست؟‬

‫من خوبم؟‬

‫یا دیوانه؟‬

‫جیوا، چرا وقتت رو با اون خل و چل تلف می‌کنی؟‬

‫ازش بپرس که در رو باز می‌کنه یا نه!‬

‫صبر کن! خانه دارد می‌سوزد. به آن سوخت اضافه نکن!‬

‫- دارم باهاش ​​حرف می‌زنم! - ببین.‬

‫تمام روستا مرا دیوانه خطاب می‌کنند.‬

‫نه، مرد!‬

‫حالا بگو.‬

‫من دیوونه‌ام یا آدم خوبی‌ام؟‬

‫من دیوونه‌ام یا آدم خوبی‌ام؟‬

‫می‌دانم. تو هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنی.‬

‫من به تو رأی می‌دهم. بگو!‬

‫تو خیلی آدم خوبی هستی.‬

‫نه. مستقیم بهم بگو.‬

‫آدم خوبه یا دیوونه؟‬

‫نه! ما هستیم که دیوانه‌ایم!‬

‫یه جواب درست و حسابی بهم بده!‬

‫دیوانه یا خوب؟‬

‫دستم! دستم!‬

‫دستم را رها کن!‬

‫هی، دیوانه!‬

‫هی! منو بگیر!‬

‫ای خدای من!‬

‫- منو لخت نکن! تنهام بذار! - با ما بیا!‬

‫لباس‌هایم را رها کن!‬

‫گفتم لباسمو ول کن!‬

‫خدا را شکر! فکر کردم دلت برایم تنگ می‌شود!‬

‫نترس!‬

‫- چی شده؟ - هی، بنی!‬

‫- محکم بگیرش! نذار فرار کنه! - بنی، بیا اینجا!‬

‫- فکر می‌کنی کجا داری فرار می‌کنی؟ - کجا داری میری؟‬

‫یه تنبیه درست و حسابی بهت میدم. بس کن!‬

‫هی، بنی!‬

‫بس کن، مرد!‬

‫- هی آروموگام! او را بگیر! - هی، بنی!‬

‫- هی! هی! - بنی، بس کن!‬

‫با اون داس کجا میری؟‬

‫بس کن، بنی!‬

‫حتی سعی نکن منو بگیری!‬

‫هی، بنی!‬

‫من دیوونم؟ (Man ahl-e yek divane?)‬

‫شماها دیوونه‌های واقعی هستین!‬

‫دیوانه‌ها!‬

‫دیوانه‌ها!‬

‫- بنی... - مانیِ احمق!‬

‫- تیاگو! - ایست!‬

‫هی! بس کن!‬

‫بس کن، مرد!‬

‫هی! هی! بس کن!‬

‫هی! به حرفم گوش کن، مرد!‬

‫سلام!‬

‫جیوا…‬

‫دوباره منو گرفتی؟‬

‫هر گیاهی که می‌برم‬

‫مثل این است که سر یک روستایی را از تنش جدا کنی.‬

‫دیدیش، درسته؟ برمی‌گردم.‬

‫من حسابت رو تسویه می‌کنم!‬

‫باشه. آروم باش. - آروم باش، مرد.‬

‫ بیا، بیا، بیا! ‬

‫ با لطف و مهربانی بیا! ‬

‫ بیا، بیا، بیا! ‬

‫ اون... تی‌تی‌تی! ‬

‫ جشنی باشکوه به رهبری رهبر جوان! ‬

‫ اون TTT هست، با گارانتی سفید و سفید! ‬

‫ همه سیاستمداران طرفدار برادر ما هستند! ‬

‫ اون TTT هست، با گارانتی سفید و سفید! ‬

‫ مورچه‌ها نتوانستند آن را بگیرند. بوفالوها نتوانستند آن را پیدا کنند! ‬

‫ برو، برو، برو، برو! ‬

‫ فیل‌ها آن را نگرفتند. گربه‌ها آن را نگرفتند! ‬

‫ برو، برو، برو، برو! ‬

‫ دور از دسترس دست‌هاست، دور از دسترس شمردن ‬

‫ حتی یک جهش هم نمی‌تواند به آن برسد! ‬

‫چطوره بریم دفتر حزبشون؟‬

‫و یک اعتراض بزرگ علیه ... ترتیب دهید‬

‫تاویدو (الف) مورتی ، نامزد مخالف‬

‫قطع کردن تمام بوته‌های موز، رسیده و نارس؟!‬

‫بیا انجامش بدیم، داداش - فکر خیلی خوبیه.‬

‫اما برای عدالت در حق آن درختان چنار که دیوانه‌وار قصابی کردند،‬

‫آیا بیمارستان جای مناسبی برای اعتراض نیست؟‬

‫بعدش بهمون زنگ میزنن…‬

‫آنها هم فکر خواهند کرد که ما دیوانه هستیم.‬

‫بله. درست است.‬

‫- ما همیشه دیر می‌کنیم، مرد! - آره، داداش.‬

‫از این به بعد دیگه فرصت ها رو از دست نده!‬

‫مهم نیست چه کسی را باید قربانی کنیم،‬

‫ما باید در این انتخابات پیروز شویم.‬

‫یه چیزی بگو مرد! - آره!‬

‫- ما پیروز خواهیم شد، برادر! - بله، برادر!‬

‫ما این کار را خواهیم کرد!‬

‫ما این کار را خواهیم کرد!‬

‫ او از خط قرمز عبور کرد. او دارد وارد قلمرو ما می‌شود ‬

‫ او خشمگین است و دنبال کسی می‌گردد ‬

‫آخیلان - سانجی‬

‫ دست در دست هم بدیم و بازی خودمون رو انجام بدیم ‬

‫ خشممان را به آنها نشان دهیم ‬

‫ شهر ما پر از کنایه است! ‬

‫ ما آجرها رو جوری می‌جویم که انگار هیچی نیستن! ‬

‫ شهر ما پر از کنایه است! ‬

‫چه خبر، جناب کومار؟‬

‫انگار تازه از خواب بیدار شدی!‬

‫این هم کیت برنج انتخاباتی حزب برای شما.‬

‫صبر کن. الان برمی‌گردم.‬

‫او کجا رفت؟‬

‫برای اینکه با سبک خاصی از ما استقبال کنند!‬

‫بیا.‬

‫ برای هر کوچه و هر خیابان... ‬

‫ برای گوساله‌ها و بزها، این خیلی زیاده! ‬

‫انگار ما هستیم که آن را دریافت می‌کنیم!‬

‫- عکس… - به دوربین نگاه کن.‬

‫- عکس بگیر! - لطفا لبخند بزن!‬

‫ همه سیاستمداران طرفدار برادر ما هستند! ‬

‫ اون TTT هست، با گارانتی سفید و سفید! ‬

‫ مورچه‌ها نتوانستند آن را بگیرند. بوفالوها نتوانستند آن را پیدا کنند! ‬

‫ برو، برو، برو، برو! ‬

‫ فیل‌ها آن را نگرفتند. گربه‌ها آن را نگرفتند! ‬

‫ برو، برو، برو، برو! ‬

‫ دور از دسترس دست‌هاست، دور از دسترس شمردن ‬

‫ حتی یک جهش هم نمی‌تواند به آن برسد! ‬

‫نیازی به استرس نیست. ما در این انتخابات هم پیروز خواهیم شد.‬

‫ مگه برای عروسی نمیری خونه ایلاواراسو ؟ ‬

‫یادتان باشد، این یک عروسی است. نه فقط چند رأی!‬

‫چه به یادم بیاوری چه نیایی،‬

‫من باید در آن عروسی شرکت کنم.‬

‫سمیه برای من مثل خانواده است.‬

‫بهش بگو بهت رای بده‬

‫- قبل از اینکه بعد از عروسی برود. - برادر.‬

‫به محض اینکه فردا ساعت ۱۰:۳۰ صبح، رنگ قرمز عروسی زده شود،‬

‫در روز رأی‌گیری،‬

‫مثل جوهر روی انگشت می‌مونه! اون به ما رأی می‌ده.‬

‫ با لطف و مهربانی بیا! ‬

‫ بیا، بیا، بیا! ‬

‫ اون... تی‌تی‌تی! ‬

‫از طرف خانواده داماد مارتاندام‬

‫راننده، میشه اتوبوس رو نگه داری؟‬

‫هی! اینجا چه خبره؟‬

‫دارن تقلب می‌کنن داداش! از خودشون بپرس!‬

‫کی خیانت کرده، رفیق؟‬

Thalaivar Thambi Thalaimaiyil subtitles in other languages

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left