As primeiras 200 linhas.
" تقدیم به جانفدایان راه آزادی "
صبح بخیر!
- ناناکا، آرایش نکردی؟ - خواب موندم.
تا دیر وقت آنلاین بودی؟
شرط میبندم باز داشت بازی میکرد.
مای! رسیدیم.
چه نازه! میتونم قرضش بگیرم؟
صبر کن!
وقت نداریم.
اوه...
مای و ریسا، باید ناناکا رو زودتر بیدار کنین.
آره. تقصیر اوناست.
- سعی کردم بیدارت کنم. - ای وحشی! مای مای کمکم کن!
مای...
اصلاً گوش نمیده.
آره.
ده دقیقه تا شروع. مانیتورِ توی گوش چک شده؟
امروز رئیس داره میاد!
آماده بشید!
- ریسا، میتونی بعد از من میکروفون رو بگیری؟ - باشه.
این آخرین اجرای توره! دخترا آمادهاید؟
بیاین یه اجرای قرن تحویل طرفدارا بدیم!
حلقه بزنید!
هپی فَنفِر!
بزن بریم!
- بیاین انجامش بدیم! - خیلی استرس دارم!
هیمِنا
ریسا
ناناکا
مینامی
مای
فقط واسه یه لحظه
چشم ازم برندار، خواهش میکنم
توی یه چشم به هم زدن
اسیرت میکنم
توی اعماقِ قلبم
لرزشش رو شنیدم
آمادهای؟ چرا ازم نمیپرسی؟
همین الانشم شروع شده...
این قولِ انگشت کوچیکه
همیشه دنبال دروغ میگردم
توی نگاهِ لرزون و تنهات
اما نمیتونم بهت دروغ بگم
رویایی که راهم رو روشن میکنه
فقط واسه توئه
مهم نیست چقدر دور باشی...
تو رو واسه خودم نگه میدارم
فقط واسه یه ثانیه
چشم ازم برندار، خواهش میکنم
تو تنها عشقِ اولِ منی
منتظر چی هستی؟
این یه داستانِ عاشقانهی یه ثانیهایه
این عشق خیلی سادهست
توی یه چشم به هم زدن
اسیرت میکنم
ممنون که امسال توی این همه کنسرت شرکت کردید.
چطور بود، ناناکا؟
استرس دارم...
ممنون که از تورِ چهارمین سالگردمون حمایت کردید.
و باهامون خاطرههای قشنگی ساختید.
خیلی ممنون!
و لطفاً توی پنجمین سال فعالیتمون هم از هر پنجتامون حمایت کنین.
۲۷ اکتبر ۲۰۲۴
هپی فَنفِر
تبریک بابت نمایشگاه آیدل توکیو ۲۰۲۴
«هپی فَنفِر» امسال هم دوباره توی نمایشگاه آیدل توکیو ۲۰۲۴ حضور داره!
و...
ما اجرای پایانی هستیم
روی استیج اصلی!
تبریک میگم!
مرسی! همون فیگور همیشگی.
شما رو یادمه، آقای سوزوکی.
ممنون.
ممنون آقای یاما.
- تبریک میگم! - مرسی.
- این لباس جدیده؟ - متوجه شدی.
البته. واقعاً بامزهست.
گفته بودی از پسرهایی که هودی میپوشن خوشت میآد.
من همچین حرفی زدم؟
سه تا عکس. باشه؟
ناناکا خیلی طرفدار داره.
گزارش بازیهاش حسابی وایرال شده.
لیست نفرات آهنگ جدید مشخص شده؟
هنوز نه.
عاشقتم.
امروز خیلی عالی رقصیدی.
واقعاً بهم انگیزه دادی که بیشتر تلاش کنم.
منظورت چیه؟
واسه این مراسم ۵۰ تا سیدی خریدم.
واو، ممنونم! لازم نبود اینقدر زحمت بکشی.
مطمئن باش که تو رو به برترین آیدل تبدیل میکنیم.
مرسی. واسه این کار حسابی وقت میذارم.
- تا اجرای بعدی. - عاشقتم.
مرسی.
- فعلاً. - مرسی. خداحافظ!
واسه همهچی ممنون. از دیدنت خوشحال شدم.
خب دخترا، رسیدیم.
- مامانت غذا نمیپزه؟ - چرا، میپزه.
گوش کنین بچهها...
رئیس داشت میخندید ولی حرفش جدی بود. هنوز به اونجایی که باید نرسیدین.
رقصتون افتضاحه. فستیوال یه فاجعه میشه.
- ولی سایا... - «اما» بی «اما»!
اینقدر برنامههای طرفداری داریم که وقتی واسه تمرین نمیمونه.
این عذر و بهونه نیست. شما به اندازهی گروههای برتر سرتون شلوغ نیست.
باشه.
و دخترای خوابگاه هم که همیشه دیر میکنن.
شرمنده.
تا دیروقت بیدار موندن نداریم. الکل هم تعطیل.
فضای مجازی تا ساعت ۲۴. برای طرفدارها هم استریم بذارید. همهتون.
حله!
فردا میبینمتون. خوب استراحت کنید.
مرسی.
اوه، سلام یویا.
ممنون که امروز اومدی.
واقعاً دیدمت.
دروغ نمیگم.
بهت علامت دادم ولی متوجه نشدی.
این روزا دیگه از «هپی فنفر» خسته شدم. چرا «مای» همیشه اون وسطه؟
اذیتم نکن.
خیلی بامزه بود.
چی شده؟
هیچی.
بیخیالش شو. کی اهمیت میده؟
ولی حق با اوناست. من هنوز آماده نیستم.
همهمون تو یه وضعیتیم.
بیا.
هی، سهشنبهی دیگه آزادی؟ اون روز تعطیلیم.
چی؟
دلت نمیخواد یه فیل یا زرافه ببینی؟
چی؟
بیا بریم باغوحش.
چرا؟
دارم با یکی از دوستام میرم. بیا همگی با هم بریم.
خب با همون دوستت برو.
خب، آخه مسئله اینه که...
اوه، منظورت «یویا»ست؟
آره...
الان دیگه فهمیدم.
خواهش میکنم. تولدشه، نمیتونم تنهایی باهاش برم سر قرار.
چندتا از دوستای دیگه رو دعوت کن.
- طعمه میخوای؟ - نه، بیشتر شبیه بادیگارد.
باشه، ولی چرا باغوحش؟
چون شلوغ نیست. مردم سرشون گرم تماشای حیوونا میشه.
خواهش میکنم!
- میمونها! - جدی؟
نگاهشون کن.
بامزهست. انگار داره سعی میکنه قایم شه.
اینا یه خانوادهان؟
دارن یه چیزی میخورن.
ممنونم!
پرید رفت.
ممنون.
اوم، چطوری اون کار رو کردی؟
این یه رازه، مای یامائوکا.
یه ثانیه بیوزنی
دستهات رو دراز کن
یه ثانیه با تو بودن واقعیه
تقدیر اینه که عاشق هم باشیم
هر چقدر هم که دور بشم
تو رو هم با خودم میبرم
توی یه چشم به هم زدن، بهم نگاه کن
فقط برقص، ما خیلی آزادیم
معنا دیگه بیمعنیه
میخوای تردید کنی؟
این داستانِ عشقِ آنی
میدونی که، این فقط عشقه
توی یه چشم به هم زدن
اسیرت میکنم
ایول! عالیه!
اصلِ جنسه!
اصلاً فکرشم نمیکردم بخوای آیدل بشی.
- حتماً بهم میخندیدی. - کاملاً درکت میکنم.
واسه همین میرفتی کارائوکه؟
- آره دیگه. - کارائوکه؟
توی یه کارائوکه تمرین میکردم. «کِی» اونجا کار میکرد.
توی مدرسهی ما کارائوکه ممنوع بود.
ای اراذل!
هیچکس هیچوقت نفهمید.
خیلی باحاله. رؤیات به حقیقت پیوست.
آره، ولی هنوز به اونجایی که میخوام نرسیدم.
میخوایم توی «توکیو دُوم» اجرا کنیم.
واو!
«مای» دوران راهنمایی چطوری بود؟
جدی بود. یه آدم تودار.
- هنوزم همونه. - همیشه هم نگرانه.
- تو هم همینطوری! - من؟
ببخشید، ببخشید، نوبت منه.
- عاشق این آهنگم. - چی؟ واقعاً؟
ممنون. میتونم بخونمش؟
شب کریسمسه و حسابی به خودم رسیدم
با لباس موردعلاقهم
پیام دادی و گفتی که متاسفی
سرِ چهارراه دستوپام رو گم کردم
همیشه وقتای حساس دیر میکنی
اشکم رو درمیاری، آره
این غم و غصه خیلی سرده
امشب کریسمس برفیه
یه لوگوی دونهی برف روی صفحهست
هنوزم درست باورم نمیشه که توی توکیوام
اهل کجایی؟
No comments yet. Be the first to leave one.