The Gentleman

The Gentleman (Ya no quedan junglas)

Baixar Legenda em Farsi/persian

Informações de lançamento

The Gentleman 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Ya No Quedan Junglas 2025 1080p BluRay HEVC x265 5 1-BONE
Um comentário por Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Publicado em: 2026-08-07
Downloads: 4
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

‫خدایا، یه روز دیگه.‬

‫یه روز لعنتی دیگه.‬

‫امروز پنجشنبه است.‬

‫خدا را شکر.‬

‫این که نمی تواند باشد.‬

‫اون نمیتونه من باشم.‬

‫میدونی پیر شدن چه بدی داره؟‬

‫بقیه‌ی دنیا تو رو کاملاً بی‌ضرر می‌بینن، و این افتضاحه.‬

‫این چیزیه که بیشتر از همه در مورد پیری اذیتم می‌کنه.‬

‫خبرهای بد و مراسم تشییع جنازه. پیری همین شکلیه.‬

‫گوشت تازه اینجاست!‬

‫چیزهای خیلی جوان و معصوم!‬

‫هی مازاس، شاید تو هم از این خوشگل‌ها خوشت بیاید.‬

‫خب، شما هم میاین؟‬

‫نه. بشین و یه نوشیدنی بخور.‬

‫-منو دعوت می‌کنی؟ -نه.‬

‫خب، تو چی؟ دوباره پنجشنبه‌ست، مگه نه؟‬

‫او شالی دور گردنش انداخته و بوی پودینگ می‌دهد.‬

‫کمی احترام نشون بده، پجی.‬

‫اوه. او یک سرباز است، درست مثل من.‬

‫-با این وجود. -سربازها می‌توانند کلمات تند را تحمل کنند.‬

‫تو هیچ درایتی نداری، پجی.‬

‫برای همین از تو بدش میاد.‬

‫و حالا ما را تنها بگذارید.‬

‫اوه، من‬

‫لطفا صمیمانه‌ترین عذرخواهی من را بپذیرید، گروهبان.‬

‫الان دارم میرم سافاری.‬

‫این احمق نصف ماه هیچی نمیخوره.‬

‫و ترجیح می‌دهد حقوق بازنشستگی‌اش را صرف فاحشه‌ها کند.‬

‫واقعاً غم‌انگیز.‬

‫طبق گفته!‬

‫از دیدنت خیلی خوشحالم.‬

‫فرشته نگهبان من.‬

‫-حالت چطوره؟ -من خوبم. و تو؟‬

‫—من حالم عالیه. ممنونم. —خیلی خوب.‬

‫یه روز عالی رو با تو برنامه ریزی کردم.‬

‫-راستش رو بخوای؟ -بله! البته!‬

‫و من صبحانه‌ای برایت آماده می‌کنم که حسابی از آن لذت ببری.‬

‫-بی‌صبرانه منتظرم. -می‌دونستی من می‌تونم آشپزی کنم؟‬

‫-نه. -اوه، کاملاً فوق‌العاده‌ست.‬

‫واقعاً؟‬

‫میشه گفت من جیمی الیورِ... هستم.‬

‫-هی! —سلام عشق من!‬

‫-همه چی خوبه؟ -سلام.‬

‫-اون کیه؟ -دوست دخترم.‬

‫طبق گفته!‬

‫زنگ زدگی.‬

‫خوشت میاد؟ اولین باره میپوشمش.‬

‫اگه تو بخوای می‌تونم یکی دیگه بپوشم...‬

‫نه، نه. نه، عالیه.‬

‫عالی و بی‌نقصه.‬

‫بنشینید، وافل‌ها آماده‌اند.‬

‫من واقعاً شبیه همسر شما هستم؟‬

‫-کونت یه کم چاق‌تره. -بیا دیگه!‬

‫هی، هی، h6)'-‬

‫بیا. ریلکس باش.‬

‫وای، تو واقعاً عاشق این چیزایی، ها؟‬

‫مراقب باشید، این کار باعث دیابت می‌شود.‬

‫فشار خون بالا. خیر.‬

‫در بدترین حالت، پسوریازیس.‬

‫باور نکردنیه. منظورم اینه که دقیقاً همون لباسه،‬

‫که وقتی برای اولین بار دیدمش، پوشیده بود.‬

‫خوشگل بود، نه؟‬

‫خدای من.‬

‫او یک مغازه کوچک داشت، درست سر نبشِ محلِ کارم.‬

‫و مدام بهانه‌های جدیدی می‌آوردم،‬

‫که در روز تعطیلم به دیدنشان بروم.‬

‫می‌دونی، من همیشه پشت دستگاهش پیداش می‌کردم؟‬

‫او به اشیاء قدیمی و مرده، زندگی کاملاً جدیدی دمید.‬

‫او چیزی را برداشت‬

‫او چیزی زشت و فرسوده را برداشت و از آن چیزی زیبا ساخت.‬

‫درست مثل تو.‬

‫ممنون.‬

‫وقتی برای اولین بار شجاعت پیدا کردم که با او صحبت کنم،‬

‫بنابراین، در واقع، با او صحبت می‌کنم،‬

‫من این لباس را دوختم.‬

‫لباسی که الان پوشیدی.‬

‫«اون لباس واقعاً قشنگه.»‬

‫و او تعریف را کم‌اهمیت جلوه داد،‬

‫با مسخره کردن یونیفرمم.‬

‫او احترام زیادی برای ارتش قائل نبود،‬

‫مخصوصاً برای آمریکایی نه. اما به او گفتم:‬

‫«لازم نیست نگران باشی.» منظورم این است که،‬

‫من یه سرباز معمولی نیستم. من فقط یه گروهبان تدارکاتم.‬

‫این چیه؟ گروهبان تدارکات یعنی چی؟‬

‫اون یه یاروئه،‬

‫که برای یک سرباز واقعی بودن زیادی بزدل است.‬

‫خدای من. برای همینه که با تو وقت می‌گذرونم.‬

‫-همینو گفت. -نه. بیا دیگه.‬

‫اما.‬

‫عالی نمی‌شد اگر هر روز پنجشنبه بود؟‬

‫طبق گفته،‬

‫دلم برات تنگ شده بود.‬

‫وافل‌هاتو بخور.‬

‫-می‌خوام ازت تشکر کنم. -برای چی؟‬

‫برای اینکه یادم بیاد یه روزی کی بودم.‬

‫کسی که می‌توانستم باشم.‬

‫تئو، اگه تو نبودی، من اصلاً نمی‌تونستم اینو تحمل کنم.‬

‫می‌دونی، خیابون.‬

‫هی، بیا پنجشنبه‌ی آینده یه کار متفاوت انجام بدیم.‬

‫-چیز دیگه ای؟ -بله.‬

‫-چی؟ -می‌خوام به شام ​​دعوتت کنم.‬

‫صبر کن. صبر کن، صبر کن، صبر کن.‬

‫می‌خوای منو به شام ​​دعوت کنی؟‬

‫چرا؟‬

‫من با سه وکیل به یک مهمانی می روم.‬

‫و من یک کار اضافه هم آنجا انجام می‌دهم.‬

‫بدون اینکه ببر بداند.‬

‫واضح؟‬

‫از شیطان بگو...‬

‫گم شو، ببر.‬

‫زیبا. مثل همیشه.‬

‫خدا تو را حفظ کند، فرشته من.‬

‫خداحافظ.‬

‫جنتلمن‬

‫فکر کردم امتحانش کنم، اما خب معلومه که الان اینجا نیستی.‬

‫خب، اما اگر صادق باشیم،‬

‫تو واقعاً هیچ‌وقت آنجا نبودی.‬

‫باید به حس درونی‌ام گوش می‌دادم.‬

‫تقصیر خودته.‬

‫و حالا من منتظر تو هستم، و حتی نمی‌دانم چرا.‬

‫به نظر شما سینه ها واقعی هستند؟‬

‫نه، اما این جمود نعشی است.‬

‫اگر این یک فاحشه است، مشخص است که چگونه مرده است.‬

‫او هنگام قورت دادن آب دهانش خفه شد.‬

‫صبح بخیر، کمیسر. صبح بخیر، کمیسر.‬

‫لعنت، چه اتفاقی برایش افتاده؟‬

‫دادستانی کل چه می‌گوید؟‬

‫دختر مرده‌ای که در این منطقه پیدا شده، احتمالاً یک فاحشه است.‬

‫یعنی عجله خاصی وجود ندارد.‬

‫او روی گردنش علامت‌هایی دارد.‬

‫خون در واژن و مقعد.‬

‫هر کسی می‌تواند یک فاحشه را بکشد.‬

‫هیچکس به ما رحم نمیکنه.‬

‫یه لاته، لطفا.‬

‫برای من که مثل همیشه است.‬

‫آیا او با دلال محبتش مشکلی داشت؟‬

‫خیر.‬

‫اولگا بیشترین پول را برای او آورد.‬

‫اگر راضی نبود، یکی دیگر می‌گرفت.‬

‫آیا او از مشتریان چیزی گفت؟‬

‫از آخرین کارش، بله.‬

‫اون شماره پلاک ماشینشه.‬

‫وقتی از شهر قدیمی رفت، آن را برایم فرستاد.‬

‫بنابراین سعی کردیم از یکدیگر محافظت کنیم.‬

‫اما همانطور که می‌بینید، کمکی نکرد.‬

‫آیا او چیزی در مورد راننده ماشین گفت؟‬

‫خیر.‬

‫به جز اینکه سه نفر بودند.‬

‫آنها می‌خواستند ۶۰۰ یورو به او بپردازند.‬

‫او از این بابت خیلی خوشحال بود.‬

‫بفهم.‬

‫آیا او خانواده یا کسی دارد که باید به او اطلاع دهیم؟‬

‫او فقط من و پیرمرد را داشت.‬

‫منظورت پدرشه؟‬

‫او یک دوست بود.‬

‫بدون هیچ هیاهویی.‬

‫بهش میگم.‬

‫آنها او را خفه کردند.‬

‫اما اولاً‬

‫وسایلشون رو دارن...‬

‫منظورم را که می‌دانی.‬

‫فقط برای تفریح.‬

‫پلاک ماشین دارم.‬

‫یکی از دوستانم،‬

‫خب، یک مشتری،‬

‫به راحتی می‌توان صاحبش را پیدا کرد.‬

‫برای همین به اینجا آمدم.‬

‫شنیدی؟‬

‫داری به حرفام گوش میدی؟‬

‫متاسفم، تینا.‬

‫بود؟‬

‫اصلاً نمی‌خوای کاری بکنی؟‬

‫متاسفم.‬

‫شما احمق‌ها همه مثل هم هستید.‬

‫لعنت بهت.‬

‫لعنت بهت!‬

‫لعنت بهت!‬

‫ایست!‬

‫ای هرزه کوچولو!‬

‫-هی! -داری مجبورم می‌کنی فرار کنم؟‬

‫-هی! -فقط صبر کن، عوضی.‬

‫-تو اجازه میدی مسابقه های مسطح برگزار بشه؟ -هی!‬

‫-ولش کن! -چی می‌خوای؟‬

‫باشه، باشه! — دخالت نکن، عوضی.‬

‫باید بری و جاهای دیدنی رو ببینی، پدربزرگ.‬

‫سِفیور، زخمی شدی؟‬

‫-شما آمریکایی هستید؟ -من خوبم.‬

‫-انگلیسی؟ -ممنون.‬

‫-بیا. -نه، نه. من خوبم.‬

‫-می‌خوام کمکت کنم. -من خوبم.‬

‫اینجا که نمیشه فقط دروغ گفت.‬

‫بیا.‬

‫زخم را به من نشان بده.‬

‫لطفا. بیا.‬

‫چطور ممکنه...‬

‫این طرز برخورد آنها با ما شرم‌آور است.‬

‫ما چیزی جز زباله نیستیم.‬

‫مهاجران، فاحشه‌ها، شهروندان مسن، هیچ‌کس به آنها اهمیت نمی‌دهد.‬

‫اما او این کار را می‌کند.‬

The Gentleman subtitles in other languages

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left