Temporada 1

Informações de lançamento

Song of the Samurai S01E05 1080p WEB-DL HMAX NESTED
Um comentário por NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Publicado em: 2026-06-25
Downloads: 48
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 199 linhas.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫صبح بخیر.

‫ترشی‌هاش دقیق موقعش دراومده.

‫خدا، چه عالیه.

‫سانوسوکه، واقعاً یه ذوقی داری

‫که دقیق میدونی ترشی کِی ‫به خوشمزه‌ترین طعمش میرسه.

‫مگه فرقی میکنه؟

‫آدمی مثل تو هیچوقت نمیفهمه.

‫گرفتمش.

‫گرفتمش.

‫گرفتمش. شوخی کردم. یه شوخیه.

‫گفتم شوخی بود دیگه.

‫میخواد منو بکشه! گرفتمش!

‫کامو، چی بود میخواستی درموردش حرف بزنی؟

‫نییمی خودمون با چوشو رابطه داره.

‫سائکی ماتاسابورو یه ترورکننده ‫ از چوشو بود که نییمی استخدامش کرده.

‫سائکی ترورکننده بوده؟

‫درسته، و یه نکته دیگه...

‫نییمی

‫آبیرو ایسابورو رو هم کشته.

‫با نییمی میخوای چیکار کنی؟

‫هیچی. از اول میدونستم و هیچ کاری نکردم.

‫اگه راست میگی، ‫پس تو هم باید مجازات بشی.

‫برام مهم نیست.

‫همین الان و اینجا تیکه‌پاره‌ات میکنم.

‫اگه میخوای منو بکشی، ‫بهتره با همه وجودت به من حمله کنی.

‫- هی. ‫- تو فکر میکنی داری چیکار میکنی؟

‫ببخشید، این جنگ منه.

‫یه کم قویتر شدی، ها؟

‫بگیر اینو!

‫عالیه!

‫ولم کن! گفتم ولم کن!

‫واقعاً همونقدری قوی که میگن.

‫از این خوشم میاد.

‫بوی خشونت ازت میاد.

‫الان شاید واقعاً ارزش داشته باشی ‫که تیکه‌پاره‌ات کنم.

‫هی!

‫رئیس!

‫اگه میخوای همینجا و الان کار رو تموم کنی

‫پس منطقیه که من حریف تو باشم!

‫راهمو نبند!

‫الان تو برام هیچی نداری.

‫چی؟

‫هی، حرفمو شنیدی.

‫با همه وجودت به من حمله کن.

‫هر وقت جدی شدی، بیا. باشه؟

‫آیزو رو هم بگو. ‫هر وقت دوست داری با تو میجنگم.

‫ممنون.

‫هی، کامو.

‫واقعاً یه لج‌بازی.

‫مثل همدیگه‌ایم، رئیس.

‫الان میرم.

‫واقعاً غافلگیرکننده بود.

‫چرا ساریزاوا با اینکه همه چیزو میدونست، ‫تصمیم گرفت با نییمی بره؟

‫دیگه هیچی نمیفهمم.

‫اون فقط از هر کس دیگه‌ای روراست‌تره.

‫روراست؟

‫اون مرد...

‫تمام عمرش رو صرف جستجوی چیزی کرده که

‫خونش رو به جوش بیاره.

‫به روش خودش، اون مرد هم...

‫یه سامورایی نابه.

‫چرا راهمو بستی؟

‫وقتی شمشیر کشیدی

‫برای کشتن ساریزاوا نبود.

‫برای محافظت از من بود، نه؟

‫فکر کردی میبازم؟

‫آره.

‫تو هم میدونستی، توشی.

‫چرا خواستی ساریزاوا رو بکشی؟

‫معلومه، به خاطر صلاح گروه.

‫چرت نگو.

‫تو فقط برای ارضای خودت ‫میخواستی باهاش بجنگی، نه؟

‫وقتی عقلت رو از دست بدی، تمومه.

‫یه مرد رو دیدم

‫که قبلاً اون راه رو رفته.

‫نمیخوام تو

‫مثل اون بشی.

‫ولی بازم اون جنگ رو میخوام.

‫میمیری.

‫ضعیفا میمیرن.

‫همینه دیگه، نه؟

‫تو اینجوری، توشی.

‫تو چه فرقی داری، رئیس؟

‫یه حریف قوی جلوت ایستاده.

‫و تو میخوای جونت رو بذاری تا باهاش بجنگی.

‫احساسش نمیکنی؟

‫پول؟

‫پول... پول!

‫لرد کاتاموری میدونه

‫که فرمان امپراتوری جعلی‌ای بوده ‫که چوشو طرحش ریخته.

‫این خبر از ساتسوما اومده.

‫هی، نییمی.

‫ساریزاوا.

‫به نظر اوضاع برای چوشو داره بد میشه، ها؟

‫همه اینا به خاطر منه، نه؟

‫آره.

‫اما حالا چی؟

‫چی؟

‫راستش، من همه چیز رو به کاتاموری گفتم

‫که تو با چوشو ارتباط داری ‫و با کوساکا نقشه کشیدی

‫تا آبیرو و آیجیرو رو از بین ببری.

‫ضمناً، کوندو و بقیه هم اونجا بودن.

‫شرط میبندم با همه وجودشون ‫به تو حمله میکنن.

‫ساریزاوا.

‫یعنی من رو کنار گذاشتی؟

‫کِی همچین چیزی گفتم؟

‫پس چرا؟

‫فقط میخوام ببینم چطور رودرروی اونا میایستی.

‫یه خشونت تماشایی انتظار دارم.

‫پس واقعاً میخوای نییمی رو ‫تنها بذاری با این قضیه کنار بیاد؟

‫با شناختی که ازش دارم

‫بعد از اینکه اونا رو شکست داد، ‫احتمالاً میاد سراغ تو، فکر نمیکنی؟

‫اینو دوست دارم. عالیه.

‫میدونی، وقتی بحث خشونت در برابر خشونته

‫هرچی بیشتر روبروی هم بذاریش، ظریفتر میشه.

‫و بهترین بخشش...

‫خودم میبلعشمش.

‫خونمو به جوش میاره.

‫همزمان

‫خاندان آیزو با خاندان ساتسوما متحد شدن

‫و کاخ امپراتوری رو کامل محاصره کردن.

‫میبو روشیگومی هم ‫برای محافظت از کاخ اعزام شد.

‫در نتیجه این کودتای ۱۸ آگوست

‫هفت اشراف طرفدار سوننو جوئی ‫که در دربار حکومت میکردن

‫و نیروهای چوشو از کیو اخراج شدن.

‫بایست!

‫این یه شکست نیست!

‫یه عقب‌نشینی تاکتیکیه.

‫حق با ماست!

‫حرفم یادتون باشه!

‫روزی میرسه که با افتخار ‫به پایتخت برمیگردیم!

‫اما یه چیزی بود که ‫به هر قیمتی شده باید میگرفتیم.

‫سر ماتسودایرا کاتاموری.

‫بعد از این تحول سیاسی

‫میبو روشیگومی رسماً توسط لرد کاتاموری ‫مامور گشت‌زنی در شهر شدن

‫و اسم جدیدی بهشون داده شد.

‫اون اسم

‫شینسنگومی بود.

‫ماکوتو

‫ماکوتو

‫انتقام آیجیرو رو میگیریم.

‫احتمالاً تعجب کردی منظورم چیه.

‫کل این ماجرا از اونجا شروع شد ‫که تو سائکی رو کشتی.

‫یه کسی از پشت صحنه سائکی رو کنترل میکرد.

‫و همون شخص ایسابورو رو هم کشت.

‫منظورت چیه؟

‫پس...

‫این جمع رسمی برای چیه؟

‫آره، چه خبره؟ این حسابی ترسناکه.

‫ببخشید دیر کردم.

‫- ناگاکورا! ‫- ناگاکورا!

‫ببخشید.

‫الان همه جمع شدن.

‫میخوایم تنبیه بدیم به

‫معاون شینسنگومی، نییمی نیشیکی.

‫بگو چرا.

‫نییمی نیشیکی

‫یه خائنه که با چوشو تبانی کرده.

‫و این نامه

‫مدرکشه.

‫نییمی از

‫کوساکا گنزویی از چوشو کمک خواسته

‫و سائکی ماتاسابورو، ‫یه ترورکننده، از خاندانش فرستاده

‫تا جناح کوندوی ما رو نابود کنه.

‫ساساکی آیجیرو رو کشت.

‫علاوه بر این

‫برای جاسوسی از حرکت‌های ما و آیزو...

‫از آبیرو ایسابورو استفاده کرد...

‫و وقتی دیگه به درد نمیخورد...

‫کشتش.

‫چطور به اون نامه دست پیدا کردی؟

‫کسی به محتاطی نییمی اینقدر ‫راحت نمیزاره نامه‌اش رو بدزدن.

‫ساریزاوا بود.

‫ساریزاوا همه چیز رو به ما گفت.

‫پس، ساریزاوا نییمی رو لو داده؟

‫به چه دلیل؟

‫احتمالاً ازش لذت میبره.

‫میخواد ببینه اگه ما رو در مقابل ‫نییمی بذاره چی میشه.

‫حتی براش مهم نیست که ‫جون خودش رو به خطر بندازه.

‫این حسی که به من داد.

‫این یارو چه مشکلی داره؟

‫الان مهم نیست.

‫انتقام ایسابورو و آیجیرو.

‫نییمی کشته میشه.

‫دیگه تموم.

‫هاجیمه درست میگه.

‫با این حال...

‫صادقانه بگم، ‫شانس بردنمون تقریباً صفره.

‫چطور؟

‫اگه شینسنگومی به دو بخش تقسیم بشه

‫اکثر نیروها احتمالاً با اونا میرن.

‫و شنیدم نییمی با پول

‫رونین‌های بیکار طرفدار امپراتور ‫و راهزن استخدام میکنه.

‫حتی با کمترین تخمین...

‫صد و پنجاه نفر.

‫در مقابل...

Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left