A Yard of Jackals

A Yard of Jackals (Patio de chacales)

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

A Yard of Jackals 2024 720p WEBRip x264 AAC persian
Um comentário por shine021
سینمایی حیاط شغال ها

Tags

webdl
Publicado em: 2026-06-23
Downloads: 12
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

زیرنویس از مهدی shine021

تکون بخور!

گیلرمو، نگاه کن!

کفشم رو پس بده!

باشه، بزن بریم!

همه‌چی روبه‌راهه.

بفرمایید.

صبح بخیر. دمای هوا امروز ۵ درجه‌ست.

الان ساعت هفت و نیمه.

مسئول امنیت داخلی اعلام کرده

محدودیت رفت‌وآمد شبانه تا اطلاع ثانوی ادامه داره.

گشت‌های هوایی هم همچنان برقرارن.

و قبل از اینکه بریم سراغ بقیه خبرها...

...یه آهنگ گوش کنیم.

- ساعت یک شده؟ - آره.

ببخش رائول، نمی‌تونم باهات بیام.

رناتا هنوز برنگشته.

ولی وسایلت رو جمع کردم.

می‌تونیم منتظرش بمونیم.

فکر نکنم بیاد.

دیشبم خونه نیومد.

گفت به خاطر منع رفت‌وآمد خونه دوستش مونده.

ولی می‌دونم با یکی دیگه‌ست. خودم می‌دونم.

غذات!

سلام رائول.

لائورا اینجاست؟

رفته ناهارم رو بگیره.

شرط می‌بندم قهر کرده.

واقعاً مسخره‌ست.

خودش می‌دونه بعد از کلاس پیش سیلویا می‌مونم گپ می‌زنیم.

کلاس؟

آرایشگری.

سیلویا داره یادم می‌ده.

شرط می‌بندم فکر می‌کنه با یه پسرم.

- نمی‌دونم. - در حالی که خودش باید جواب پس بده.

ساعت چنده؟

یک و پنج دقیقه بعدازظهره.

«فیلینگز اسکواد» داره شروع می‌شه.

چه عجب!

- سلام. - خماری؟

خوبه که بالاخره پیدات شد.

رناتا، نمی‌شه هر روز منو تنها بذاری.

- تو که دیگه بچه نیستی. - هر روز هم نیست.

که اومدم، نه؟ پس نگران نباش.

برو به کار و زندگیت برس. ```srt

برگشتیم با «فیلینگز اسکواد».

- وایسا، وایسا! - چی شده؟

یه لحظه صبر کن.

بیا اینجا، می‌خواد یه چیزی بگه.

این پیام ویژه از طرف رناتا...

...برای خواهرش لائوراست.

این‌قدر اخم نکن، صورتت چروک می‌شه.

بهتره حواست به زندگی خودت باشه.

وگرنه از قافله جا می‌مونی.

بعد از این پیام دوستانه، بریم سراغ یه آهنگ دیگه.

حالا دیگه می‌تونی بری.

- می‌تونم؟ - نگران نباش.

همیشه همین بساطه.

بفرمایید.

می‌شه یه قاشق هم برام بیاری؟

کارلوس قراره تو جشنواره پاریس جایزه بگیره.

باهاش حرف زدی؟

خب معلومه، وگرنه از کجا می‌فهمیدم؟

از این خبرها که اینجا پخش نمی‌کنن.

نه.

- واسه فیلمش؟ - آره، همون فیلمی که درباره اتحادیه‌ها ساختیم.

«ساختیم»؟ چه پررو!

منم توش سهم داشتم.

فقط که آشپزی نکردم.

کارای دیگه هم کردم.

اتفاقاً بعضی از عکس‌هایی که تو فیلم استفاده شد کار خودم بود.

خودم هم آماده‌شون کردم.

کار با تجهیزات صدا رو هم یاد گرفتم.

قرار نبود وقتی رفتی فرانسه همه اون تجهیزات رو با خودت ببری؟

یه روزی.

فعلاً که برنامه همینه.

بریم؟

کجا؟

نه، نمی‌تونم. یه عالمه کار دارم.

همیشه همین رو می‌گی. این به نفع خودته.

- نمی‌تونم تنهاش بذارم. - مادرت خوابه.

این‌جوری می‌تونیم یه نوار تازه براش ضبط کنیم.

واقعاً نمی‌تونم، ببخش. جایی نمی‌ریم.

دوربین فیلم‌برداریش رو هم جا گذاشته.

ولی هیچ فیلمی توش نیست.

فیلم‌ها خیلی گرونن.

«۲۱ ژوئیه ۱۹۷۵»

«امروز کنار رودخونه روز خیلی خوبی با لائورا داشتم...»

«لائورا»

- داری دعوا رو تماشا می‌کنی؟ - نه، دارم گوش می‌دم.

تجمع ممنوعه.

گوش کن، باید همین الان بیای!

تو خونه بغلی دارن همدیگه رو می‌کشن!

«انگار یه خبرایی هست...»

«خونه بغلی»

«داد و فریاد»

«جیغ و وحشت»

«چه خبره؟»

رائول!

ببخشید مزاحمتون شدم، خانم مارینا.

مامانم حالش خوب نیست.

می‌شه یه نگاهی بهش بندازید؟

الان؟

دیشب شب بدی بود. درست و حسابی نخوابیدیم.

تو هم صداها رو شنیدی؟

منم خوابم نبرد.

البته راستش این رومولو بود که تا صبح بیدار موند.

یه چیزی خورده بود، الان به زور می‌تونه تکون بخوره.

نمی‌شه بعداً بیام؟

دیشب حالش خیلی بد شد. خواهش می‌کنم.

باشه، فقط وسایلم رو بردارم.

ممنون ```srt

به نظرت ببرمش بیمارستان؟

هر بار می‌خوام از خونه ببرمش بیرون، از هم می‌پاشه.

می‌تونم یکی رو بهت معرفی کنم.

هنوز با چندتا دکتر در ارتباطم.

رومولو هنوز با پلیس ارتباطی داره؟

می‌دونم بازنشسته شده، ولی...

برای چی می‌پرسی؟

برای وقتایی که یه چیز غیرعادی می‌بینم.

ازش می‌پرسم.

وقتی حالش بهتر شد. الان خوابه.

سرت خیلی شلوغه؟

همون کارای همیشگی.

برای ارتش کار می‌کنی، درسته؟

نه.

هیچ‌وقت براشون کار نکردم.

فکر می‌کردم کردی.

یعنی...

من ماکت پروژه‌های ساختمونیشون رو می‌سازم.

برای گرفتن نقشه‌ها می‌رم دفترشون.

همین.

اما تو توی ارتش بودی، نه؟

یه مدت کوتاه.

سربازیم رو کامل نکردم.

به خاطر اون تصادف بود؟

آره.

می‌خوام این بخش از «فیلینگز اسکواد» رو

با تشکر از دوستایی شروع کنم که هر روز ازمون حمایت می‌کنن.

هرچند بعضی وقت‌ها پیام‌های ناراحت‌کننده‌ای هم می‌گیریم.

پیام‌هایی که پر از توهین به منه.

فقط می‌خوام روشن کنم که ما اینجا فقط از عشق حرف می‌زنیم.

امیدوارم یه روزی بتونیم درباره چیزهای دیگه هم حرف بزنیم.

ولی خب...

این برنامه رو تقدیم می‌کنم به همکلاسی‌های عزیزم

در مدرسه نرمال.

در کانسپسیون.

چه روزهای خوبی کنار هم داشتیم!

ناهارت رو نبردی.

سرم شلوغ بود.

بذاریم پشت در؟

نه، نه. بیا تو.

لائورا.

ممنون که اومدی، ولی لازم نیست بمونی.

چرا؟

فکر کنم کلی کار داری.

منم همین‌طور.

فردا پولت رو می‌دم.

«کمک...»

«خشونت»

«خانه ۷۳۱»

«جیغ و داد»

«سر و صدا»

«مردهای غریبه»

«ماشین جگوار»

«ال‌بی ۱۶»

«خواهش می‌کنم یه کاری بکنید. فوری!»

تاکسی!

وایسا!

هی!

وایسا!

وایسا، وایسا!

آلبرتو! چمدون‌ها رو بردار!

خانم مارینا!

مامانت چطوره؟

داری می‌ری؟

خواستم اینو بهت بدم.

تا حدود یه هفته کمک حال مادرت می‌شه.

برای بستری کردنش زیاد دست‌دست نکن.

بگیر.

دستور مصرفش هم توشه.

چرا داری می‌ری؟

فرار کن.

مواظبش باش.

ببخشید... عصر بخیر.

ماموریت بعدی‌ات.

سلام رائول.

سلام رناتا.

دنبال لائورایی؟

آره.

اینجا نیست. این چند وقته هی بیرونه.

نمی‌دونم تو سرش چی می‌گذره.

این پولیه که بهش بدهکار بودم.

می‌شه بدیش بهش؟

چیزی بهم نگفته بود.

خواهش می‌کنم.

بذار یه یادداشت براش بذارم.

خوب به نظر نمیای.

خوابت نمی‌بره؟

آره.

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left