As primeiras 200 linhas.
،میدونی، بالاخره
ما باید دیگه بریم بیرون و در واقع .پاریس رو ببینیم
.امامم
.باشه ...من فقط میگم
.آره
من واقعاً شنیدم .شهرش خیلی زیباس
.آره، من هم شنیدم زیباس
شاید دلیلش همینه که برای ماه عسل خودمون .انتخابش کردیم
.شهر عشق
که باعث میشه ما ...برگردیم به
،کترین
،کترین .بس کن، یه لحظه وایسا
نه، من نمیخوام .برم بیرون
من فقط، میخوام .اینجا پیش تو باشم
خیلی خب، و معمولاً من ،مخالفتی ندارم
.ولی، بس کن .برج ایفل منتظره
تو چهات شده؟
.هیچی
...هیچی، من فقط
من نمیخوام این حالت .تموم بشه
.همین
.تموم نمیشه
.ما متأهل هستیم
،باشه، ببین
اگه تو نگرانی ،که بازم یه اتفاق دیگه بیفته
.پس...پس نگران نباش
...میدونی، بیش .بیشتر از دو ماه گذشته
.فکر کنم مشکلی نداریم
.پارسال، ما همین فکر رو میکردیم
،حالا، که چی به نظرت اگه ما فقط
خودمون رو توی اتاق هتل حبس کنیم، در امان میمونیم؟
شاید؟
،باشه، نه
.معلومه
،من میدونم که وزارت، رد ما رو پوشوند، رد تو رو
،ولی بیا روراست باشیم ،دیر یا زود
.یه اتفاقی میافته
من فکر میکنم که کمترین احتمالش
.اینه که تو دیگه مجبور نیستی به هیولا تبدیل بشی
.اگه دوباره اقامتمون رو خراب کنن، چرا
...باشه، ببین
.بله، حق با توئه
.قبول
،یه روزی
،یه نفر احتمالاً سعی میکنه دوباره بهم حمله کنه
.و من رو، یا ما رو افشا کنه
ولی به ما چه؟
میدونی؟ ...اگه" این کارو بکنن"
...در واقع، "وقتی" این کارو بکنن
.ما میتونیم حلش کنیم
.درست مثل همیشه که حلش کردیم
،تو دیگه زیادی نگرانی اینو میدونی؟
.هی، دلیلشو نمیدونم
اه...دوباره؟
شما نمیتونین این کلاس رو
،بدون پایاننامه پاس کنین
،و نمیتونین بدون موضوع
.پایاننامه داشته باشین
حالا...کی هنوز کارش رو ارائه نداده؟
.خیلی خب
جن؟
ام، انرژی جانداران رشدی؟
.باشه. باشه، خوبه
.راجر
.مهندسی ژنتیکی چندگونههای متقابل
...اه، نه. اه، این
.موضوع خوبی نیست انتخاب دومت چیه؟
چرا نمیشه همین موضوع رو داشته باشم؟
شما شش سال پیش یه مقاله در مورد
.احتمال ژنتیک چندگونههای متقابل نوشتین
.حتی منتشر هم شد
،آره، میدونم که نوشتمش، اه
،ولی اون فقط یه نظریه بود
.یه فرضیه
بیشتر علمی-تخیلی بود .تا علمی
وایسین، حالا، شما دارین میگین شدنی نیست؟
...ام
حرف من اینه که
این، برای کلاس اخلاق ،یا نظریه زیستی
،به...بهتر باشه .اما نه برای زیست-شیمی
پس، شما وجود موجودات فراانسانی رو باور ندارین؟
ببخشین؟
آدمیزادهای تقویتشده ژنتیکی؟ هیولاها؟
.یا، حداقل، این چیزیه که نشریات صداشون میکنن
نشریات؟
،این موضوع، دیگه فرضیه نیست .استاد
،خیلی خب نیروی ویژه، روی پشت بوم
،مستقر میشه
بعدش نارنجکهای صوتی به داخل محل ،انداخته میشن
،ماشین هاموی در رو میکِشه ،و بعدش فرگوسن، هرناندز
.شما با حکم بازداشت وارد میشین
.ببخشین، بچهها
...ام
.لطفاً یه لحظه من رو ببخشین
.آره
تو متوجه هستی این عملیات چقدر مهمه؟
ما چندین هفته آماده شدیم .تا این افراد رو زمینگیر کنیم
میدونم، متأسفم، ولی .این موضوع واقعاً مهمه
چطور مگه؟ کسی آسیب دیده؟
،نه، ولی بقیه آسیب میبینن
مگه اینکه یه کاری کنیم .که جلوش رو بگیریم
چی؟
.نشریات از هیولاها باخبر شدن
.نشریات - .آره -
،و، ظاهراً .این هم داره شایع میشه
،همهاش به خاطر یه وبلاگنویس
،پیتر دانکن .و توی اینترنت، شهره خاص و عام شده
.بیا اینجا زده به سرت؟
چیه؟ - .هی. استراحت تمومه -
.لطفاً - .ببخشین، سروان -
،از زمانی که وزارت
،همه ماجراهای هیولایی رو لاپوشونی کرد ،دو ماه گذشته
یعنی اینکه دو ماهه من مجبور نبودم
.نگران از دست دادن شغلم باشم متوجهی؟
،میدونم، ولی نمیشه این قضیه رو نادیده بگیریم .قضیه مهمیه
.یه وبلاگنویس سادهاس
،یه وبلاگنویس معمولی نیست ،یه وبلاگنویس مشهوره
.و کسیه که ادعا میکنه مدرک داره
ببین، اگه به تمام تهدیدهای پارسال
گیر داده باشه
و یه جورایی اونا رو کنار هم گذاشته باشه، چی؟
،قبلاً که بهت گفتم
امنیت داخلی .تمام اون ردها رو پوشونده
،ردهای اصلی رو، شاید
،ولی ردهای ارقامی رو نه
،ردهایی که متخصصها
وبلاگنویسها و تیزهوشهایی مثل من .بهش گیر میدن
،و اگه این دانکن ،این کارو کرده باشه
پس وینسنت .ممکنه لو بره
...ببین، جیتی، ما
.ما داریم محل زندگیمون رو یکی میکنیم
.ما یه خونه خوب پیدا کردیم، با قیمت خوب
...میدونم، ولی - ،تو داری برمیگردی سر تدریس -
...من دارم برمیگردم به اداره کردن اداره
.ما برمیگردیم به شرایط عادی
ما باید این عادت رو بذاریم کنار
.که همیشه دنبال دردسر میگردیم
.وگرنه، هیچ وقت به جایی نمیرسیم
ببین، من باید برگردم سر کارم
و تو باید .برگردی وسایل رو جمع کنی
،اگه معلوم بشه مورد مهمیه
،یه کاریش میکنیم
ولی تا اون موقع، بس کن، باشه؟
بذار فقط به زندگیمون .ادامه بدیم
هدر؟ .من به کمکت احتیاج دارم
!سلام
!آرومتر، آرومتر
.بیا
گشنهای؟ .باشه
.بگیر
.باشه، پرتاب افتضاحی بود
.وینسنت، نمیتونم پابپات رکاب بزنم .آرومتر
...وینسنت
.آخ !هی
!آهای؟ کسی اون داخله؟
!وینسنت
هی، صدام رو میشنوین؟ ،طاقت بیارین
خب؟ .من میارمتون بیرون
،خیلی خب .طاقت بیارین
آقا؟
آقا؟
صدام رو میشنوی؟
خیلی خب، بیدار بمون، باشه؟
،من میارمت بیرون باشه؟
.اوه، لعنتی
!وینسنت
!برین
حالت خوبه؟
.آره. آره، من خوبم
تو کی هستی؟
لطفاً بهم بگو .اونا هیچی ندیدن
.آره
دیو و دلبر فصل چهارم، قسمت اول آقا و خانم بیفکر
باشه، اگه اون آقا
چیزی ندیده، چرا همهاش
داره به تو اشاره میکنه؟ - ،بس کن -
.اون مرد به زحمت به هوش بود اون احتمالاً
.حتی نمیدونه چی دیده
.ما مشکلی نداریم
.آره، خواهیم دید. سلام
حالتون چطوره؟ - .خیلی خوبم، مرسی -
و شما...؟
.کترین چندلر
.بازرس چندلر، پلیس نیویورک
.همسرتون یه قهرمانه
...هر چند، قربانی، اون مرد
...به نظر میاد یه کم...
...چطور بگم...
.در کل، ترسیده
ترسیده؟ - ترسیده؟ -
،بله، اون قسم میخوره...یا، بهتره بگم ...فکر میکنه
دیده که چشمهای همسرتون .برق میزنن
.مثل گربه
مثل گربه؟ واقعاً؟
.خب، خوشحالم که خودم در حال تحقیق نیستم .من دلم نمیخواست این رو توی گزارشم بنویسم
!منم همین طور، نگران نباشین
...من رو ببخشین
.رئیسمه
.خواهش
.خیلی خوبم، مرسی
No comments yet. Be the first to leave one.