Gorky Resort

Gorky Resort (Pojedynek)

Baixar Legenda em Farsi/persian

Informações de lançamento

Gorky Resort 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Um comentário por Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Publicado em: 2026-07-29
Downloads: 16
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

‫این فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است.‬

‫در اول سپتامبر ۱۹۳۹، آلمان به لهستان حمله کرد و بدین ترتیب جنگ جهانی دوم آغاز شد.‬

‫شانزده روز بعد، اتحاد جماهیر شوروی و آلمان برای حمله به لهستان توطئه کردند.‬

‫پس از آن، دو کشور لهستان را به طور کامل بین خود تقسیم کردند.‬

‫اتحاد جماهیر شوروی هزاران روشنفکر لهستانی را زندانی کرد.‬

‫نیروهای آلمانی از شمال غربی در حال نزدیک شدن هستند.‬

‫ما باید حداقل 24 ساعت مقاومت کنیم، سرهنگ.‬

‫نیروهای شوروی از شرق حمله می‌کنند.‬

‫این حرامزاده‌ها پیمان عدم تجاوز را شکستند.‬

‫این دستور مارشال است.‬

‫ما فقط در صورتی می‌توانیم تلافی کنیم که ارتش شوروی اول حمله کند.‬

‫سرهنگ، الان داری چیکار می‌کنی؟‬

‫ببخشید، آقایان.‬

‫ستوان، ما باید تسلیم روس‌ها شویم.‬

‫سگ خود را تحت کنترل داشته باشید‬

‫این سگ من نیست‬

‫تهیه‌شده توسط: Bow & Axe Entertainment‬

‫آثار کارگردانی لوکاس پالکوفسکی‬

‫بازی زندانی‬

‫در را باز کنید! به دستور حزب کمونیست و رهبر آن، ژوزف ویساریونوویچ استالین.‬

‫خوشامدگویی گرم به رفقای لهستانی‌مان!‬

‫ما عمیقاً مفتخریم که شما، به عنوان نمایندگان نخبگان لهستان، به آسایشگاه گورکی آمده‌اید.‬

‫اولویت اصلی ما تضمین بازگشت ایمن همه به خانه است.‬

‫تا زمانی که شرایط مساعد شود، شما در اینجا از مراقبت دقیق ما برخوردار خواهید بود.‬

‫فعالیت‌های فرهنگیِ با دقت برنامه‌ریزی‌شده‌ی ما با هدف نشان دادن به همه رفقا انجام می‌شود...‬

‫کمونیسم تنها ایدئولوژی درست و آینده جهان است.‬

‫رفقا، توجه کنید!‬

‫میز سمت چپ: ژنرال و سرهنگ‬

‫در سمت راست: افسران دیگر یکی یکی شروع به آمدن کردند.‬

‫برو به جهنم‬

‫عجله کن، یکی داره نگاهت می‌کنه!‬

‫استفان آرتیموفسکی، کاپیتان سواره نظام، خیابان پوهولانکی شماره ۱۲، ویلنیوس، در سوارکاری مهارت دارد.‬

‫چه جانور زیبایی! حیف که در برابر تانک‌ها خیلی مؤثر نیست.‬

‫جنگ هنوز تمام نشده است.‬

‫جنگ تمام نشده بود، اما ارتش لهستان جنگ بعدی را تمام کرده بود.‬

‫توجه، سرگرد. آروم باش.‬

‫شناسه شما‬

‫بدون سند‬

‫چطور چنین چیزی ممکن است؟ تو بدون کارت شناسایی نظامی چه نوع سربازی هستی؟‬

‫فقط وانمود کن که من وجود ندارم.‬

‫مدارک شناسایی شما کجاست؟ یا افراد شما در نزدیکی تارنوپول خلع سلاح شدند؟‬

‫چه رتبه نظامی‬

‫خیابان کرونووا 15، پاول لوبینسکیروز‬

‫ستوان سواره نظام‬

‫رزرو‬

‫آیا این یک موقعیت رهبری است؟ معلم (مدرسه راهنمایی)‬

‫از اینجا برو، حرامزاده!‬

‫اون سگ رو نزن‬

‫هی رفیق، صبح بخیر!‬

‫میشه در مورد این جعبه کمکم کنید؟‬

‫صبح بخیر، کاپیتان‬

‫این مکان عملاً لانه میمون‌هاست - این استعاره‌ی بی‌نظیری است!‬

‫میشه یه لحظه اینو قرض بگیرم؟ من ستوان لئون استن هستم.‬

‫آیا پاول لوبینسکی مشکلی دارد؟‬

‫این مکان به یک اسم نیاز دارد.‬

‫اگر امکانش باشد، پیشنهادی به ستاد فرماندهی خواهم داد.‬

‫افسران، لطفاً وظیفه خود بدانید که هر چه سریعتر فرار کنید.‬

‫به نبرد ما علیه دشمن بپیوندید؛ اکنون دو دشمن وجود دارد.‬

‫کی میدونه کدوم بدتره؟‬

‫روسی یا آلمانی؟‬

‫فکر می‌کنم تحمل اردوگاه‌های اسرای جنگی آلمان آسان‌تر از اردوگاه‌های کار اجباری گولاگ بود.‬

‫تو خیلی از آنها تعریف می‌کنی؛ آنها آدم‌های متمدنی هستند در حالی که روس‌ها وحشی‌اند.‬

‫درسته. من فکر می‌کردم همه تو فرقه شما طرفدار روسیه هستن.‬

‫ببخشید، شما از کجا فهمیدید من پیرو چه دینی هستم؟‬

‫فقط با نگاه کردن به عینک میشه فهمید.‬

‫اما هر یهودی کمونیست نیست.‬

‫این چیزی است که آنها می‌گویند، اما یک یهودی هنوز یک یهودی است.‬

‫منطقیه، درسته، غرفه‌های رایگان‬

‫استن، برگرد به تختت.‬

‫لوبینسکی‬

‫پاول لوبینسکی! لوبینسکی، ممکنه تو باشی؟‬

‫ارواح را ببینید‬

‫عجله کن‬

‫از شما چه می‌خواهند؟ منظورتان چیست؟‬

‫الان بهترین زمان برای شستشوی مغزی خودتان است.‬

‫الان بهترین زمان برای شستشوی مغزیه، عجله کن و بیا!‬

‫سرگرد‬

‫لطفا تشریف بیاورید داخل، آقای لوبینسکی.‬

‫من فرانسوی صحبت نمی‌کنم‬

‫فکر می‌کردم همه نخبگان لهستان فرانسوی صحبت می‌کنند.‬

‫انگلیسی‌ات چطور است؟ من خیلی خوب هستم.‬

‫این فوق‌العاده‌ست، زبان عشق و علاقه‌ی منه.‬

‫من می‌توانم ایتالیایی، آلمانی و اسپانیایی صحبت کنم و حتی در زبان چینی هم استعداد دارم.‬

‫زبان انگلیسی کافی و خیلی خوب است.‬

‫یادگاری از دوران انقلاب‬

‫چه دروسی را تدریس می‌کنید؟‬

‫سیگارهایت خوب هستند.‬

‫موسیقی تدریس می‌کنم‬

‫این دقیقاً همان چیزی است که به آن امیدوار بودم.‬

‫هوم، پسرم...‬

‫آیا با ساشا ملاقات کرده‌ای؟‬

‫او واقعاً سگ شما را دوست دارد.‬

‫این سگ من نیست‬

‫طوری رفتار می‌کند که انگار یکی از افراد شماست.‬

‫مهم نیست.‬

‫میشه به ساشا پیانو زدن یاد بدی؟‬

‫من فقط می‌توانم گیتار بزنم.‬

‫چه حیف!‬

‫به گیتار نیاز دارید‬

‫من حتی نمی‌دانم این بچه استعدادی دارد یا نه.‬

‫بیچاره انقدر خسته شده که داره میمیره.‬

‫حداقل کاری برای انجام دادن خواهد داشت.‬

‫من معتقدم که شما می‌توانید معلمی بهتر از من پیدا کنید.‬

‫شاید چیزی که من می‌خواهم تو باشی؟ - لوبینسکی‬

‫مقررات منع رفت و آمد از ساعت ۸ شب به بعد اعمال خواهد شد.‬

‫هر کسی که بدون اجازه از محل خارج شود، فوراً به سلول انفرادی منتقل خواهد شد.‬

‫کسانی که به اموال شوروی آسیب می‌رسانند نیز پاسخگو خواهند بود.‬

‫ستوان، امشب چه کسی را گرفتی؟‬

‫ببخشید، دیشب با کی تصادف کردی؟‬

‫هیچ ایده ای ندارم‬

‫اسمش را نگفت.‬

‫یک سرگرد در کمیساریای خلق امور داخلی چیزی جز یک دلقک، یک زاروبین نیست.‬

‫بازپرس ارشد‬

‫انگار خیلی باکلاسی.‬

‫ما معمولاً اول با شستشوی مغزی دهندگان سطح پایین برخورد می‌کنیم و آنها بعداً مداخله می‌کنند.‬

‫حداقل باید توضیح بدی اینجا چه خبره.‬

‫به اطراف نگاه کن.‬

‫همه ما شبیه هم هستیم، درست است؟‬

‫همان یونیفرم کثیف، همان چهره خسته‬

‫این‌ها توسط نخبگان روشنفکر لهستان گشوده شدند.‬

‫لطفا به مورد بعدی ادامه دهید.‬

‫بچه‌ها! ببینید کی اینجاست!‬

‫خلبان‬

‫مرتب شانه شده و تمیز‬

‫او یک خلبان زن بود.‬

‫مورد توجه قرار گرفتن‬

‫گفتم توجه.‬

‫چنگال‌هاتو برای خودت نگه دار، روس.‬

‫فراموش کن که آنها افسر هستند، آرام باش!‬

‫همین الان به تیم برگرد!‬

‫بنشینید‬

‫دکتر، امیدی هست براش؟‬

‫آنها باید بتوانند از پسش بربیایند.‬

‫فرض بر این است که او دوباره سربازان روسی را تحریک نکند.‬

‫کدام احمقی چنین کاری می‌کند؟‬

‫اهالی کوهستان، ها؟‬

‫شما چی، دکتر؟‬

‫شما واقعاً لهستانی هستید، دکتر پیوتر نواک، سرگرد ذخیره‬

‫همگی، یه چیزی هست که باید اعلام کنم.‬

‫بعد از همه اون جنجال‌ها، پیشنهاد می‌کنم یه تیم داوطلب مخصوص محافظت از ستوان لواندوفسکی تشکیل بشه.‬

‫نیازی به ماچک نیست‬

‫خودم می‌توانم این کار را انجام دهم. هایلندی‌ها راست می‌گویند.‬

‫شب‌ها تنها بیرون نروید‬

‫اگه اینو بیاری بهت اعتماد نمیکنن.‬

‫کاملاً توی پاچه شلوارم جا میشه.‬

‫استالین‬

‫شی دالین‬

‫سگم را پس بده!‬

‫حالا پولش رو پس بده! برو خودت پیداش کن.‬

‫سگ سگ سگ سگ‬

‫اسمش چیه؟‬

‫تو حتی اسم سگ خودت رو هم نمیدونی؟‬

‫پس بیایید آن را مزخرف بنامیم.‬

‫گه‬

‫گه‬

‫گه‬

‫من تو رو کنار بنای یادبود دیدم، آشغال.‬

‫من شخص مناسبی را برای گزارش دادن به شما پیدا خواهم کرد.‬

‫برو جلو و انجامش بده.‬

‫چقدر پول برایتان باقی مانده است؟ زیاد نیست، درست است؟‬

‫ما هر چه که برایتان باقی مانده را روی یک قمار شرط می‌بندیم.‬

‫قابل دریافت نیست‬

‫آیا قصد دارید دنبال کنید یا نه؟ بله‬

‫من دارم‬

‫آس‬

‫یک خط مستقیم تشکیل دهید‬

‫من پنج تا و یک کدو دارم.‬

‫ممنون، نفر بعدی؟‬

‫ای دروغگوی لعنتی، آروم باش رفیق، همونجا بمون و تکون نخور.‬

‫از سر راه کنار برو‬

‫از اینجا برو بیرون‬

‫اینجا نه‬

‫وقتی دزد بلند می‌شود، آن چیست؟ او را بازرسی کنید.‬

‫این چه نوع ترفندی است؟‬

‫نت موسیقی‬

‫نت موسیقی‬

‫خیلی وقت پیش بهتون گفتم خفه شید، ای بربرهای عوضی!‬

‫این روندهای بلندمدت چه هستند؟ منظورشان چیست؟‬

‫این یک رمز عبور ویژه است.‬

‫آه‬

‫پس جاسوس بوده.‬

‫بریم‬

‫میشه اسمتون رو بدونم؟‬

‫پاول لوبینسکی، شغل شما چیست؟‬

‫استاد، من قبلاً هم گفته‌ام.‬

‫خفه شو.‬

‫پاول روبینز در ۱۷ سپتامبر در نزدیکی تارنوپول به ضرب گلوله کشته شد.‬

‫تو به ما دروغ گفتی.‬

‫شما کمیسر سیاسی شوروی را در سال ۱۹۲۰ اعدام کردید.‬

‫چند نفر را کشتی؟‬

‫تعدادشون خیلی زیاده، کجا هستن؟‬

‫در گودال ماسه‬

‫بسه دیگه چرندیات.‬

‫حسابش رو بکن، احمق.‬

‫او در آن زمان فقط ۱۳ سال داشت.‬

‫همین کافی است.‬

‫به دفتر من خوش آمدید‬

‫حدس می‌زنم این مال تو باشد.‬

‫تو به من دروغ گفتی.‬

‫شما به مقامات شوروی دروغ گفتید.‬

Gorky Resort subtitles in other languages

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left