Mystery at Blind Frog Ranch

Mystery at Blind Frog Ranch

Baixar Legenda em Farsi/persian

Temporada 6

Informações de lançamento

Mystery at Blind Frog Ranch S06E01
Um comentário por Sekiro

Tags

webdl
Publicado em: 2026-08-09
Downloads: 17
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

‫من به دنیا آمدم تا یک گنج‌یاب باشم

‫من همه نقشه‌ها را دیده‌ام

‫هر رازی را شنید

‫من تقریباً هر داستان گنجی را که وجود دارد دیده‌ام

‫اما هیچ چیز با مونتزوما قابل مقایسه نیست

‫گنج گمشده ۳ میلیارد دلاری

‫و من می‌دانم که جایی در مزرعه قورباغه‌های کور است

‫دوآن پارسال دروازه‌های مزرعه قورباغه کور را قفل کرد

‫اما من باید ادامه بدهم

‫بنابراین با دعای خیر دوآن

‫دارم مزرعه رو دوباره باز می‌کنم و اداره‌اش رو به دست می‌گیرم

‫بنابراین من کسی را با سابقه طولانی موفقیت وارد می‌کنم

‫در شکارهایی مثل این پدرم

‫اسم من ران فلدمن است

‫در بیشتر عمرم

‫حرفه من گنج یابی بوده است

‫در طول ۵۰ سال گذشته

‫ران فلدمن رهبری سفرهای اکتشافی برای یافتن گنج را بر عهده داشته است

‫در ۲۴ سایت در چهار کشور

‫در دهه ۱۹۹۰ کشف معدن گمشده داچمن توسط ران

‫او را به عنوان بزرگترین گنج‌یاب زنده تثبیت کرد

‫بابام اونجاست

‫بابا

‫هی من موفق شدم

‫چطور بودی؟ حالت چطور بود؟

‫خوبه از دیدنت خوشحالم

‫از دیدنت خوشحالم

‫پدرم هر آنچه را که در مورد گنج یابی می‌دانم به من یاد داد

‫اون آدم خیلی مناسبیه که بتونم این جستجو رو انجام بدم و کمکم کنه

‫- رون؟ جیمز کینان - بله جیمز

‫ما پنج سال است که به دنبال گنج هستیم

‫و حالا داریم پیداش می‌کنیم

‫افسانه‌های گنج‌های باستانی

‫می‌تواند به هزاران سال پیش برگردد

‫و پدیده‌های غیرقابل توضیح

‫اوه این

‫من با اون شوخی نمی‌کنم

‫در یک ملک ۱۶۰ هکتاری در شمال شرقی یوتا ملاقات کنید

‫معروف به مزرعه قورباغه‌های کور

‫برای دهه‌ها تیم‌ها زمین را جستجو کرده‌اند

‫برای طلای آزتک که مدت‌ها گم شده بود

‫اما هر چه به هم نزدیک‌تر می‌شوند

‫- همینه - بهش نگاه کن

‫- اون طلاست - آره

‫هرچه زمین سخت‌تر مقاومت کند

‫اوه چه خبره؟

‫حالا یک معدنچی پرکار

‫ما روی توده‌ای از طلا ایستاده‌ایم

‫ و یک گنج‌یاب افسانه‌ای

‫حتماً یه ورودی تونل دیگه یه چیزی وجود داره

‫مجهز به شواهد جدید

‫- به این نگاه کن - چی پیدا کردی؟

‫ و یک اثر باستانی افسانه‌ای

‫یه تاریخی روش هست ۱۹۱۲

‫ نفرینی ۵۰۰ ساله را به جان خواهد خرید

‫آتش در چاه

‫سرزمینی پر از تله

‫برو برو برو - وای وای وای

‫برای پیدا کردن گنج ۳ میلیارد دلاری

‫وای

‫آنها تا زمانی که راز را کشف نکنند متوقف نخواهند شد

‫از آنچه در پایین کمین کرده است

‫بچه‌ها داره غارنشینی می‌کنه

‫ای فرار کن

‫ در مزرعه قورباغه کور

‫باشه بابا - آره

‫بیا تو را به یک گردش ببریم

‫می‌خوام کل مزرعه اینجا رو بهت نشون بدم

‫دارم بهت میگم فقط

‫بیشتر از آنچه فکر می‌کنید آنجاست

‫ورود به اتاق سوراخ کلید

‫تمرکز اصلی ما در چند سال گذشته بوده است

‫ما معتقدیم که یک محفظه به شکل سوراخ کلید وجود دارد

‫۳۰۰ فوت پایین‌تر از مزرعه قورباغه‌های کور

‫و داخل جایی است که آزتک‌ها پنهان می‌شدند

‫گنجینه‌ای به ارزش بیش از یک میلیارد دلار

‫این گنج نهنگ سفید من است

‫این یک کشف متحول‌کننده‌ی زندگی خواهد بود

‫شاید تا آن زمان اطلاعات کافی داشته باشم

‫یه کم از این چیزا زیر دستم بگیرم

‫خب برای همین تو رو آوردم اینجا

‫درسته - فکر کنم اونجا--

‫میدونی تو دنیای من هیچکس بهتر از اون نیست

‫جستجوی گنج کاری بود که ما خانوادگی انجام می‌دادیم

‫دارم با پسرم روی یکی از این گنج‌یابی‌ها کار می‌کنم

‫این مزیت بود

‫حتی وقتی جاش نوزاد بود

‫وقتی که ما برای گشت و گذار به ارتفاعات سیِرا می‌رفتیم

‫دنبال طلا می‌گشتم او را در نوزادی حمل می‌کردم

‫در کوله پشتی روی سینه ام

‫این بزرگترین کشف دوران حرفه‌ای من خواهد بود

‫اگر بتوانم به پسرم کمک کنم یکی از غنی‌ترین گنجینه‌های گمشده را پیدا کند

‫در طول تاریخ یک پدر چه چیز بیشتری می‌تواند بخواهد؟

‫و چیزی که می‌توانم به آن تکیه کنم شصت سال عمرم است

‫از تجربه گنج یابی

‫روش من این است که ابتدا داستان‌ها را تحقیق کنم

‫من دوست دارم رد پای دیگران را دنبال کنم

‫که پیش از من رفته‌اند به دنبال این مکان‌های گمشده

‫اینجا اتاق کلیده بابا

‫باشه

‫دوآن به این مکان ایمان داشته است

‫فکر کنم از وقتی که مزرعه رو داشته

‫آنها نوعی نقشه برداری کوانتومی انجام دادند

‫نتیجه این شد که یک تالار بزرگ درست اینجا وجود داشت

‫درست جایی که دوآن فکر می‌کرد آنجاست

‫آنها این را تمرین کرده‌اند نمی‌توانند کاملاً از آن عبور کنند

‫آنها مدام با حفاری مشکل دارند--

‫انواع و اقسام مسائل مختلف

‫فقط محکم به یه چیزی خورد

‫شبیه یک تکه فلز بود

‫یه مشکلی هست که ما دنبالش بودیم

‫که درست از همان جایی که اریک شناسایی کرد عبور می‌کند

‫- درسته - و این جاییه که تو داری

‫این دهانه‌های غار

‫درست بالای آن تپه‌ها نزدیک معدن روباز

‫من ورودی‌ای پیدا کردم که فکر می‌کردم می‌تواند به تمام راه برگشت منتهی شود

‫به اتاق کلید

‫غاری که جاش کشف کرد ۲۵۰ فوت زیر زمین بود

‫اما پر از فروپاشی و بن‌بست بود

‫و قبل از خروج از غار

‫او نمادهای مرموزی پیدا کرد

‫روی دیوارها حک شده است

‫به این نگاه کن

‫شبیه علامت گذاری است

‫بزرگترین چیزی که می‌خواستم ببینی بابا

‫آن نمادها بودند

‫- بدیهی است که این یک سنگ‌نگاره هندی نیست - نه

‫به نظر نمی‌رسد چیزی شبیه به اسپانیایی باشد

‫یا هر چیزی شبیه به آن

‫باید کار مورمون‌ها باشد

‫آنها کسانی بودند که اینجا بودند

‫سوال بزرگ این است که آنها آنجا چه کار می‌کردند؟

‫با مطالعه تاریخ مورمون‌ها مورمون‌ها کاملاً

‫درگیر این داستان

‫در سال ۱۸۴۵ مورمون‌ها به سمت غرب مهاجرت کردند و در یوتا ساکن شدند

‫آنها سیستم نوشتاری خود را توسعه دادند

‫الفبای دزرت نامیده می‌شود

‫نمادهایی که جاش در نزدیکی اتاق سوراخ کلید کشف کرد

‫به نظر می‌رسد شخصیت‌های دزرت باشند

‫آیا آنها واقعاً به دنبال طلای آزتک بودند؟

‫این چیزی است که ما باید آن را دریابیم

‫مورمون‌ها به عنوان شکارچیان گنج شناخته می‌شدند

‫بنابراین اگر آنها نماد مورمون را پیدا کردند

‫که نزدیک به اتاق کلید است

‫این برای من فقط می‌تواند یک معنی داشته باشد--

‫من معتقدم چیزی که آنها واقعاً دنبالش بودند

‫گنج آزتک‌ها در تالار کلید بود

‫دنبال چیزی می‌گشتند

‫که آنها از آن شنیده بودند که آنجاست

‫و آنها از گنج مونتزوما باخبر می‌شدند

‫شکی نیست - خب صد در صد

‫می‌دونی من تازه اومدم اینجا

‫من همین الان که دارم به این ماجرای مورمون‌ها می‌پردازم هیجان‌زده‌ام

‫چون فکر می‌کنم این موضوع خیلی جای کار داره

‫با هر چیزی که شما دنبالش بودید

‫بابام یه چیزی تو مایه‌های همین قضیه داره

‫دوآن افسانه‌های آزتک را دنبال کرد

‫چون تنها کاری که می‌توانست بکند همین بود

‫اما اگر مورمون‌ها دنبال تالار کلید می‌گشتند

‫آنها سوابق دقیقی را ثبت می‌کردند

‫اگر بتوانیم مدارک آنها را ردیابی کنیم

‫و آن را با مجموعه مهارت‌هایمان ترکیب کنیم

‫فکر می‌کنم این به ما شانس زیادی برای پیدا کردن طلا می‌دهد

‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که چشمامون رو به زمین بدوزیم

‫و ببینیم چه می‌توانیم پیدا کنیم

‫و این به ما کمک می‌کند تا شکار را پیش ببریم

‫- بیا انجامش بدیم - باشه

‫به نظر یه نقشه میاد

‫من با شخصی به نام گرگ لو تماس گرفتم

‫او یک گنج یاب است

‫بیشتر از هر کسی درباره گنجینه مورمون‌ها می‌داند

‫او بیش از ۵۰ سال است که آنجاست

‫و او ۷۰ ادعا در یوینتا دارد

‫و اگر کسی اسناد مورمون‌ها را دارد

‫که شاید بتوانیم آن را به دست آوریم او خواهد بود

‫آره

‫ما داریم میریم شهر تا گرگ رو ببینیم

‫او از دهه ۱۹۷۰ در سراسر جهان به اکتشاف طلا مشغول بوده است

‫می‌دانم که او اطلاعات زیادی در مورد مورمون‌ها دارد

‫اميدوارم بتونه کمکمون کنه تا وارد اتاق کليدي بشيم

‫زیر نظر قورباغه کور

‫اما جویندگان گنج

‫آنها همیشه در دسترس نیستند

‫آنها اطلاعاتشان را محکم در سینه نگه می‌دارند

‫آنها قرار نیست آن را به طور عادی به اشتراک بگذارند

‫اما می‌دونی ما فقط می‌ریم و امتحان می‌کنیم

‫خواهیم دید که او در مورد چه چیزی با ما صحبت خواهد کرد

‫شاید جستجو برای آن تمام شده باشد

‫می‌خواهد آن را منتقل کند

‫در گنج یابی خیلی چیزها دست به دست هم می‌دهند

‫این همونه

‫باشه خب امیدوارم چیزهای خوبی برای ما داشته باشه

‫خب حدس می‌زنم خواهیم فهمید ها؟

‫گفت کجا قرار است او را ببینیم؟

‫- فکر کنم اونجا - اینجا؟

‫آره اون تو گاراژه

‫خیلی خب

‫گرگ؟

‫گرگ؟

‫آره

Mystery at Blind Frog Ranch subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Mystery at Blind Frog Ranch

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left