As primeiras 200 linhas.
من به دنیا آمدم تا یک گنجیاب باشم
من همه نقشهها را دیدهام
هر رازی را شنید
من تقریباً هر داستان گنجی را که وجود دارد دیدهام
اما هیچ چیز با مونتزوما قابل مقایسه نیست
گنج گمشده ۳ میلیارد دلاری
و من میدانم که جایی در مزرعه قورباغههای کور است
دوآن پارسال دروازههای مزرعه قورباغه کور را قفل کرد
اما من باید ادامه بدهم
بنابراین با دعای خیر دوآن
دارم مزرعه رو دوباره باز میکنم و ادارهاش رو به دست میگیرم
بنابراین من کسی را با سابقه طولانی موفقیت وارد میکنم
در شکارهایی مثل این پدرم
اسم من ران فلدمن است
در بیشتر عمرم
حرفه من گنج یابی بوده است
در طول ۵۰ سال گذشته
ران فلدمن رهبری سفرهای اکتشافی برای یافتن گنج را بر عهده داشته است
در ۲۴ سایت در چهار کشور
در دهه ۱۹۹۰ کشف معدن گمشده داچمن توسط ران
او را به عنوان بزرگترین گنجیاب زنده تثبیت کرد
بابام اونجاست
بابا
هی من موفق شدم
چطور بودی؟ حالت چطور بود؟
خوبه از دیدنت خوشحالم
از دیدنت خوشحالم
پدرم هر آنچه را که در مورد گنج یابی میدانم به من یاد داد
اون آدم خیلی مناسبیه که بتونم این جستجو رو انجام بدم و کمکم کنه
- رون؟ جیمز کینان - بله جیمز
ما پنج سال است که به دنبال گنج هستیم
و حالا داریم پیداش میکنیم
افسانههای گنجهای باستانی
میتواند به هزاران سال پیش برگردد
و پدیدههای غیرقابل توضیح
اوه این
من با اون شوخی نمیکنم
در یک ملک ۱۶۰ هکتاری در شمال شرقی یوتا ملاقات کنید
معروف به مزرعه قورباغههای کور
برای دههها تیمها زمین را جستجو کردهاند
برای طلای آزتک که مدتها گم شده بود
اما هر چه به هم نزدیکتر میشوند
- همینه - بهش نگاه کن
- اون طلاست - آره
هرچه زمین سختتر مقاومت کند
اوه چه خبره؟
حالا یک معدنچی پرکار
ما روی تودهای از طلا ایستادهایم
و یک گنجیاب افسانهای
حتماً یه ورودی تونل دیگه یه چیزی وجود داره
مجهز به شواهد جدید
- به این نگاه کن - چی پیدا کردی؟
و یک اثر باستانی افسانهای
یه تاریخی روش هست ۱۹۱۲
نفرینی ۵۰۰ ساله را به جان خواهد خرید
آتش در چاه
سرزمینی پر از تله
برو برو برو - وای وای وای
برای پیدا کردن گنج ۳ میلیارد دلاری
وای
آنها تا زمانی که راز را کشف نکنند متوقف نخواهند شد
از آنچه در پایین کمین کرده است
بچهها داره غارنشینی میکنه
ای فرار کن
در مزرعه قورباغه کور
باشه بابا - آره
بیا تو را به یک گردش ببریم
میخوام کل مزرعه اینجا رو بهت نشون بدم
دارم بهت میگم فقط
بیشتر از آنچه فکر میکنید آنجاست
ورود به اتاق سوراخ کلید
تمرکز اصلی ما در چند سال گذشته بوده است
ما معتقدیم که یک محفظه به شکل سوراخ کلید وجود دارد
۳۰۰ فوت پایینتر از مزرعه قورباغههای کور
و داخل جایی است که آزتکها پنهان میشدند
گنجینهای به ارزش بیش از یک میلیارد دلار
این گنج نهنگ سفید من است
این یک کشف متحولکنندهی زندگی خواهد بود
شاید تا آن زمان اطلاعات کافی داشته باشم
یه کم از این چیزا زیر دستم بگیرم
خب برای همین تو رو آوردم اینجا
درسته - فکر کنم اونجا--
میدونی تو دنیای من هیچکس بهتر از اون نیست
جستجوی گنج کاری بود که ما خانوادگی انجام میدادیم
دارم با پسرم روی یکی از این گنجیابیها کار میکنم
این مزیت بود
حتی وقتی جاش نوزاد بود
وقتی که ما برای گشت و گذار به ارتفاعات سیِرا میرفتیم
دنبال طلا میگشتم او را در نوزادی حمل میکردم
در کوله پشتی روی سینه ام
این بزرگترین کشف دوران حرفهای من خواهد بود
اگر بتوانم به پسرم کمک کنم یکی از غنیترین گنجینههای گمشده را پیدا کند
در طول تاریخ یک پدر چه چیز بیشتری میتواند بخواهد؟
و چیزی که میتوانم به آن تکیه کنم شصت سال عمرم است
از تجربه گنج یابی
روش من این است که ابتدا داستانها را تحقیق کنم
من دوست دارم رد پای دیگران را دنبال کنم
که پیش از من رفتهاند به دنبال این مکانهای گمشده
اینجا اتاق کلیده بابا
باشه
دوآن به این مکان ایمان داشته است
فکر کنم از وقتی که مزرعه رو داشته
آنها نوعی نقشه برداری کوانتومی انجام دادند
نتیجه این شد که یک تالار بزرگ درست اینجا وجود داشت
درست جایی که دوآن فکر میکرد آنجاست
آنها این را تمرین کردهاند نمیتوانند کاملاً از آن عبور کنند
آنها مدام با حفاری مشکل دارند--
انواع و اقسام مسائل مختلف
فقط محکم به یه چیزی خورد
شبیه یک تکه فلز بود
یه مشکلی هست که ما دنبالش بودیم
که درست از همان جایی که اریک شناسایی کرد عبور میکند
- درسته - و این جاییه که تو داری
این دهانههای غار
درست بالای آن تپهها نزدیک معدن روباز
من ورودیای پیدا کردم که فکر میکردم میتواند به تمام راه برگشت منتهی شود
به اتاق کلید
غاری که جاش کشف کرد ۲۵۰ فوت زیر زمین بود
اما پر از فروپاشی و بنبست بود
و قبل از خروج از غار
او نمادهای مرموزی پیدا کرد
روی دیوارها حک شده است
به این نگاه کن
شبیه علامت گذاری است
بزرگترین چیزی که میخواستم ببینی بابا
آن نمادها بودند
- بدیهی است که این یک سنگنگاره هندی نیست - نه
به نظر نمیرسد چیزی شبیه به اسپانیایی باشد
یا هر چیزی شبیه به آن
باید کار مورمونها باشد
آنها کسانی بودند که اینجا بودند
سوال بزرگ این است که آنها آنجا چه کار میکردند؟
با مطالعه تاریخ مورمونها مورمونها کاملاً
درگیر این داستان
در سال ۱۸۴۵ مورمونها به سمت غرب مهاجرت کردند و در یوتا ساکن شدند
آنها سیستم نوشتاری خود را توسعه دادند
الفبای دزرت نامیده میشود
نمادهایی که جاش در نزدیکی اتاق سوراخ کلید کشف کرد
به نظر میرسد شخصیتهای دزرت باشند
آیا آنها واقعاً به دنبال طلای آزتک بودند؟
این چیزی است که ما باید آن را دریابیم
مورمونها به عنوان شکارچیان گنج شناخته میشدند
بنابراین اگر آنها نماد مورمون را پیدا کردند
که نزدیک به اتاق کلید است
این برای من فقط میتواند یک معنی داشته باشد--
من معتقدم چیزی که آنها واقعاً دنبالش بودند
گنج آزتکها در تالار کلید بود
دنبال چیزی میگشتند
که آنها از آن شنیده بودند که آنجاست
و آنها از گنج مونتزوما باخبر میشدند
شکی نیست - خب صد در صد
میدونی من تازه اومدم اینجا
من همین الان که دارم به این ماجرای مورمونها میپردازم هیجانزدهام
چون فکر میکنم این موضوع خیلی جای کار داره
با هر چیزی که شما دنبالش بودید
بابام یه چیزی تو مایههای همین قضیه داره
دوآن افسانههای آزتک را دنبال کرد
چون تنها کاری که میتوانست بکند همین بود
اما اگر مورمونها دنبال تالار کلید میگشتند
آنها سوابق دقیقی را ثبت میکردند
اگر بتوانیم مدارک آنها را ردیابی کنیم
و آن را با مجموعه مهارتهایمان ترکیب کنیم
فکر میکنم این به ما شانس زیادی برای پیدا کردن طلا میدهد
تنها کاری که باید بکنیم اینه که چشمامون رو به زمین بدوزیم
و ببینیم چه میتوانیم پیدا کنیم
و این به ما کمک میکند تا شکار را پیش ببریم
- بیا انجامش بدیم - باشه
به نظر یه نقشه میاد
من با شخصی به نام گرگ لو تماس گرفتم
او یک گنج یاب است
بیشتر از هر کسی درباره گنجینه مورمونها میداند
او بیش از ۵۰ سال است که آنجاست
و او ۷۰ ادعا در یوینتا دارد
و اگر کسی اسناد مورمونها را دارد
که شاید بتوانیم آن را به دست آوریم او خواهد بود
آره
ما داریم میریم شهر تا گرگ رو ببینیم
او از دهه ۱۹۷۰ در سراسر جهان به اکتشاف طلا مشغول بوده است
میدانم که او اطلاعات زیادی در مورد مورمونها دارد
اميدوارم بتونه کمکمون کنه تا وارد اتاق کليدي بشيم
زیر نظر قورباغه کور
اما جویندگان گنج
آنها همیشه در دسترس نیستند
آنها اطلاعاتشان را محکم در سینه نگه میدارند
آنها قرار نیست آن را به طور عادی به اشتراک بگذارند
اما میدونی ما فقط میریم و امتحان میکنیم
خواهیم دید که او در مورد چه چیزی با ما صحبت خواهد کرد
شاید جستجو برای آن تمام شده باشد
میخواهد آن را منتقل کند
در گنج یابی خیلی چیزها دست به دست هم میدهند
این همونه
باشه خب امیدوارم چیزهای خوبی برای ما داشته باشه
خب حدس میزنم خواهیم فهمید ها؟
گفت کجا قرار است او را ببینیم؟
- فکر کنم اونجا - اینجا؟
آره اون تو گاراژه
خیلی خب
گرگ؟
گرگ؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.