As primeiras 124 linhas.
Forums.AnimWorld Kinshin & RobinSv
خوب پس .عمو گردس، از الان همه چيزو ميسپرم به تو
.آره
...خب ميدوني
.زنده برگرد
.آره، قول ميدم
.لطفا مراقب اونا هم باش
.عجب گيري افتاديم... اونا خودشون از پس خودشون برميان
.نگران نباش
.درسته که اينطوري رفتار ميکنه ولي قلب پاکي داره
!هـ هي لعنتي
برميگردي؟
.نه
.چه ببريم يا ببازيم احتمالا برنميگردم
.که اينطور
.پس اين خداحافظيه
.زيگ، مثل اسمت براي آرزوي "پيروزي" ميکنم
.مرسي تول
.مستر، کارايي که من بايد انجام ميدادم تموم شدن
.فهميدم
...پس شروع کنيم
!با رستگاري انسان
به نظرت عجيب نيست که هيچکس ديگهاي اين طرفا نيست؟
.براي اينکه کل اينجارو رزرو کرديم
کلش
.به هر حال نميخوايم بقيه ملت ببينن چي کار ميکنيم
.بيايد يه بار ديگه عمليات رو مرور کنيم
رايدر، تو اسم واقعي کتاب وردت رو يادته؟
!آره! بسپرش به خودم
!الان کاملا يادمه
.پس نبايد مشکلي براي ورود به باغ معلق داشته باشيم
.درسته
.آرچر و رولر خط مقدم رو دارن
.شما جلوي سرونتهاي دشمن رو ميگيريد
.فهميدم
.من و خواهرم توي يه هواپيماي کوچيک از پشت دنبالتون ميکنيم
.الان نميتونيم يه مستر رو از دست بديم
.رايدر، تو عضو کليدي اين نقشه هستي
.با هيپوگريف اطراف باغ پرواز کن و دفاعش رو از بين ببر
!نگران نباش
!وقتي ماه نو ميشه يکم فرق دارم
.مهمه که نيروي جادوت تموم نشه
.به همين دليل زيگ تو همراه رايدر ميري
.آره، حتماً
.همين، موفق باشيد
.دوباره توي باغ معلق همو ميبينيم
.اينجا از هم جدا ميشيم
.آرچر، موفق باشي
.ممنونم مستر
.برات پيروزي ميارم
.لطفا به خاطر من اينکارو نکن
.به جاش به خاطر خودت مبارزه کن
.هرطور صلاح ميدوني از تجسم اصيلت استفاده کن
.باشه
.اگه نياز ديدم ازش استفاده ميکنم
.بدون پشيموني مبارزه کن
.باشه
.برات آرزوي موفقيت ميکنم کلاوس جوان
.لطفا مراقب مستر من باش
.ميدونم، نگران نباش
.برو پيروز شو آرچر
.اين آخرين مبارزست، ديگه بايد بريم
.باشه
.بيايد توي باغ معلق هم رو ببينيم
.آره. مراقب باش رولر
چيزي شده؟
.زيگ، لطفا به زور خودت رو تغيير نده
.ميدونم... دو تا نهايت توانمه
.زيگ تو وظايف يه قهرمان رو نداري
.اينم ميدونم ولي زندگي يه قهرمان بهم داده شده
.اين مسئوليتمه
.ببخشيد با اين موضوع اذيتت ميکنم
.لطفا مراقب باش
...به نظر مياد ميخواست يه چيز ديگه بگه
.اگه ميخواست چيزي بگه حتما اينکارو ميکرد
.شايد ميخواسته چيزي بگه ولي نتونسته
ميدوني ميخواسته چي بگه؟
!از کجا بدونم
.ولي از يه چيز مطمئنم
.تو براش عزيزي
!خب ما هم ديگه بايد بريم
!حالا بريم
...رايدر
.چيزي نيست، من خوبم
.باشه بريم
همه چيز حاضره؟
.بزن بريم رفيق
!بالاخره وقتش رسيد
!مبارزهاي بزرگ که قهرمانان و فرمانروايان زيادي دنبالش بودن ولي هيچکدوم به دستش نياوردن
!حالا وقتشه که به دستش بيارم، درست جلوي چشمم
.درسته، بالاخره وقتش رسيد
.به لطف همه شما
.ولي قبل از اينکه شروع کنيم بايد کاري کنم
مستر...؟
.شاديت صادقانست، اينو ميدونم
.ولي ميدونم نميخواي از شادي بنويسي، دنبال تراژدي هستي
.براي همين اين کار لازمه
...با علامت فرمان بهت دستور ميدم
!داستانم رو تراژدي ننويس
!چـ چه بد
!خيلي بدي، خيلي بدجنسي
ولي درست ميگم نه؟
...خب به عنوان نويسنده ممکنه دستم براي خودش چيزايي بنويسه که
.که تو داستان اصلي نبودن...
...خب پس
!کاري که ميخواي رو ميکنم
تموم شد؟
چقدر منتظر ميمونيم؟
.ببخشيد، الان شروع ميکنم
.تو بايد برنده بشي شيرو
.ممنونم سميراميس
.بريم
.خب پس، بنده هم برميگردم سر نوشتنم
!واسه بار دوم؟
!خانوم آساسين؟
.جوابم رو بده
براي مستر من آرزوي چه پاياني رو ميکني؟
افتخار يا شکست؟
.بيايد نقشمون رو عوض کنيم ملکم
کدومش رو ترجيح ميدي؟
!من سرونتشم! معلومه که موفقيتش رو ميخوام
!من همچين جواب سطحيي نميخوام
!آساسين! دارم ميپرسم دوست داري نابودي مسترت رو ببيني يا نه
!حالا جوابت
No comments yet. Be the first to leave one.