The Killing

The Killing (Forbrydelsen)

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 2

Informações de lançamento

The Killing02x1072 Hours
Um comentário por Oceanic 6

Tags

other
Publicado em: 2020-01-04
Downloads: 61
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

...آنچه در سريالِ "قتل" گذشت

پروازِ نيمه شب هنو جا واسه رزرو داره تو هم مياي؟

به 200 تا دانش آموز درس دادم اما "رزي" يه چيزِ ديگه بود

چه بلايي سرِ بچه اي که نقاشيِ درختها رو کشيد اومد؟

سپرده شد به سازمانِ بهزيستي

من چهارده سالم بود

قضايا رو متفاوت ميديديم

نشانت

رزي" فقط يک بار به اون وبسايت" سر زده بود، همين

!از خونه من برو بيرون

چيکار داري ميکني؟ - اين يه کارتِ وروده -

اون شب يکي ديگه هم اينجا بوده

"لعنتي "ليندن چراغ قوه ات رو خاموش کن

خاموشه

بخشِ معالجه بيمارانِ حادِ رواني

ارائه اي ديگر از از

ترجمه و زيرنويس عليرضا صفري - امين اسد الله

اپيزود دهم - فصل دوم

!پس به رئيسِ لعنتيت زنگ بزن !بايد همين الان ببينمش

بهت گفتم که زماني که وقتِ ملاقات هست برگرد

من پليسم يه زنگ بزن

متاسفم آقا اما هيچ استثنايي نميتونيم قائل بشيم

دوستِ شما تحتِ مراقبته

الان ايشون براي خودشون هم خطر دارن

درباره چه مساله اي داري حرف ميزني؟ گور باباتون

! آقا...همين الان بايد از اينجا بريد - ... از سرِ راهم -

هي. ميخواي به دوستام زنگ بزنن، ها؟

اونموقع يه درگيري کوچيکي با هم پيدا ميکنيم، ها؟

هولدر" چه غلطي داري ميکني؟" - ميخواي بري؟ -

قربان! قربان اونا سعي کردن براش پاپوش درست کنن

بايد همين الان از اينجا مرخصش کنيم

سارا" بدونِ حکمِ قضايي" ...واردِ منطقه تحتِ حکومتِ سرخپوستها شده بود

بخاطرِ اون، نشانه اش رو از دست داد

...کلي بار بهش گفتم

به هر دو تون گفتم که نزديکِ اونجا نشين

بايد نشانِ تو رو هم ميگرفتم

...اون داخلِ کازينو، مدرکي پيدا کردش

که ثابت ميکنه اون قبيله داره روي يه قتل سرپوش ميزاره

...خُب، بيا اميدوار باشيم که اينطور نباشه

چونکه کاملا نا پسنديده است

ببين رئيس "جکسون" گفتش که "ليندن" به يه کارگرِ کازينو حمله کرده

چونکه سعي داشته خودکشي کنه

اون اهلِ خودکشي نيست قربان و خودتونم اينو ميدونين

خودتون ديدين چه کارايي !از اونا بر ميادش

فقط يه روانپزشک ميتونه "اونو از اينجا در بياره "هولدر

دستهاي من بسته است

خيلي خب

...ُه، فقط محضِ اطلاعتون عرض کنم

به افرادت تو شهرستان زنگ بزن

"اوراقِ پرونده "لارسن ...يه جايي بينِ خونه (اداره) ما

و اونا مفقود شده

گمونم در حلقه اعتمادِ اشتباهي هستي ستوان

بايد يه تلفن بزنم

خواهش ميکنم

خوشحال ميشم از جانبِ شما ...به يکي از اعضاي خونواده تون زنگ بزنم

و خبرشون کنم که اينجا هستين

بايد با همکارم حرف بزنم

نميتونين منو از دسترسي به يه تلفن منع کنين

...البته اما بايد منتظر بمونين

تا بينِ ساعاتِ مشخص شده تماسِ شخصي رو انجام بديد

اما اينکه تماسِ شخصي نيست

من اطلاعاتِ مهمي در ارتباط ...با يک پرونده دارم

که بايد اونا رو با همکارم در ميون بزارم

همين الان با اين کارتون دارين تحقيقاتِ يک قتل رو مُختل ميکنين

..."سارا" اينها قوانين اينجا هستن

اشکالي نداره براش يه يادداشت مينويسم

نه، اگه ميخواي واسش ...يه يادداشت بنويسي

ميتوني بگي من بنويسم

منم حتما اينو به دستش ميرسونم

آخرين باري که يه چيزي خوردي کِي بودش؟

خوابيدي؟ - من لازم نيست اينجا باشم -

تو تحتِ نظر براي جلوگيري "از خودکشي هستي "سارا

فقط براي 72 ساعته

شايد يه کمي بايد استراحت کني

معذرت ميخوام که سرت داد زدم نبايد اينکارو ميکردم

"حق با تو بود "تري

سرم با احساس تاسف ...واسه خودم گرم بود

نميتونستم درست ببينم که چه اتفاقي براي پسرا داره ميوفته

..."حتي قبل از ماجراي "رزي

...يه جوري رفتار ميکردم که انگار

اگه يه جوري وانمود کنم که همه چي مرتبه حتما اونجوري ميشه

تو خيلي به خودت داري "سخت ميگيري "استن

تامي" يه سري پرنده" رو امروز تو مدرسه اش کُشت

واسه 2 هفته اخراجش کردن

...اون عصبانيِ

با همه اين اتفاقايي که داره ميوفته

"با رفتنِ "ميچ

ديگه نميدونم چه گِلي به سرم بگيرم

..."استن"

... چي ميشه اگه پليسها هيچوقت قاتل رو پيدا نکنن؟

تو عصباني هستي چونکه نميتوني بيخيالِ اين ماجرا بشي

پسرا هم متوجه اين ماجرا ميشن

...اونا منتظرن تا يه اتفاقِ خاصي بيوفته

ببينن کِي همه چي حل ميشه و ميتونن دوباره زندگي رو شروع کنن

"بايد سعي کني "استن

چطور بايد اينکارو کنم؟

شايد با رديف کردنِ اوضاع تا جايي که ميتوني

و نميدونم

شايد بعدش بتوني خودت رو ببخشي

روزِ بيست و سوم

دوستت دارم خدافظ

ميبينمت - باشه -

روزِ خوبي داشته باشي - خدافظ -

سلام تو "رجي" هستي؟

ميتونم کمکت کنم؟

آره، من... استيون هولدر" هستم"

"همکارِ "ليندن

سارا" يه مدرکي" رو تو اون کازينو پيدا کردش...

که مرگِ "رزي لارسن" رو به شهرداري مرتبط ميکنه

الان به مدتِ سه روز ...اونو تو بيمارستان بستري کردن

...تا انتخابات تموم بشه

و پرونده هم براي هميشه بسته بشه

و...چه... از من ميخواي چيکار کنم؟

خُب ميتوني به کسايي زنگ بزني اِعمالِ نفوذ کني؟

گمون ميکردم زماني توي بهزيستي جايي کار ميکردي

خُب غير از ...پزشکانِ اون بيمارستان

تنها کسي که ميتونه اونو از اونجا خلاص کنه، روانپزشکش هست

باشه. کي هست حالا؟ شمارش رو داري؟

...نميتونم بهت اين اطلاعات رو بدم

"و کاملا هم مطمئنم که "سارا دلش نميخواد اينکارو کنم

...يه مدرکي تو اون کازينو هست

که ثابت ميکنه "سارا" مجنون نيست

و اينکه چطور همه اين قضايا به شهردار ربط پيدا ميکنه

خودت...خودت با چشمات ...اون مدرک رو ديدي

يا اين چيزيِ که "سارا" بهت گفته؟

بيخيال

واقعا حس ميکنم که به "سارا" اهميت ميدي درست مثه من

تو تنها عضوِ خانواده اش هستي

و خوشم نمياد که تو بستري باشه

و خودشم اينو نميخواد

اما ديدم با خودش چيکارا ميکنه

کي مراقبِ "جک"ـه ؟

الان تو شيکاگو پيشِ باباشه

کار آخرين چيزيِ که سارا" الان بهش نياز داره"

از همون اول هم همين کار باعث شد کارش به بخشِ رواني ختم بشه

...ديدم چه بلايي سرش اومد

وقتي که از ساير مسايلِ زندگيش غفلت کرد

وقتي که تصور ميکرد ...به اون پرونده نياز داره

بيشتر از خوردن و خوابيدن

حتي بيشتر از پسرِ خودش

دفعه قبل هم اينجوري شروع شد

خُب، اين دفعه فرق ميکنه

سرمايه گذارِ اين پروژه شرکتِ سرمايه گذاري کلمبياست

مديريت پروژه : مايکل اِيمز

بله

هي "ري"، "هولدر" هستم - نبايد با تو حرف بزنم -

دستورِ "کارلسون"ـه فکر کردم مرخصيِ استعلاجي گرفتي

هي، يه چيز رو واسه من بررسي بکن

شهردار "آدامز"، پروژه اسکله "و "مايکل ايمز

خيلي خب ..."هر اطلاعاتي که درباره شرکتِ "ايمز

...سرمايه گذاريِ کلمبيا و اسکله

بدست آوردي ميخوام

مثه چي؟

...دنبالِ هر چيزِ خلاف و غير شفافي بگرد بازداشتي، شکايتِ اتحاديه

...نقصِ اصولِ ساختمان سازي نميدونم. فقط بگرد

پشتِ خطي؟

آره، آره دارم بررسي ميکنم

يه بازداشت در اسکله گزارش شده

چند هفته قبل بوده ...اداره نهم يه بابايي رو گرفتن

که بصورتِ غير قانوني وارد شده بوده

آزادش کردن بره اتهامي عليه ش وارد نشده

ببين، هيچ مدرکي دستت نيست داداش

چند هفته قبل؟ تاريخش کِي بود؟

پنجمِ اکتبر

شبي که "رزي لارسن" کُشته شد

آره، کلي جرمِ ديگه هم اون شب رخ داده

اصلا دليل نميشه ...به مساله "رزي" ربطي داشته باشن

اينجا چه غلطي ميکني؟

..."آقاي "احمد

من اشتباه ميکردم

...ميدونم که "رزي" به شما اهميت ميداده

که اون شب اومده بوده ازتون خدافظي کنه

و همين

نزديکِ خونواده من نشو وگرنه به پليس زنگ ميزنم

فهميدي؟

به اندازه کافي بلا سرمون آوردي

حالا هم از اينجا گُمشو برو

!گورت رو گم کن

اون همينجاست

خيلي خب. مرسي

من دکتر "کِري" هستم

از ملاقات باهات خوشوقتم

اين يه اشتباهِ وحشتناکه ميتونم بهتون توضيح بدم

اشکالي نداره اگه سارا" صدات کنم؟"

...پرستار بهم گفتش که داشتيد روي يه پرونده کار ميکرديد

بله، درسته

اما از اداره پليس مُعلق شدي

...پس در واقع نميتونستي اينکارو انجام بدي

چونکه ديگه کارآگاه نبودي، درسته؟

چند روزِ پيش

تو و پسرت ...از دستِ سازمانِ بهزيستي فرار کرديد

که بهشون گزارشِ اهمال و کم کاري داده بودند

از اون زمان ديگه نتونستن محلِ اقامتتون رو پيدا کنن

کجا اقامت داشتي؟

پيشِ يه دوست

زني که تو رو در طبقه دهمِ ...کازينو پيدا کردش

ميگه که قصد داشتي از اونجا بپري پايين

و وقتي که سعي کرده ...جلوت رو بگيره

باهاش دعوا کردي و اونم متحملِ يه سري جراحت شده

اصلا همچين اتفاقي نيوفتاد دست هم بهش نزدم

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left