As primeiras 200 linhas.
پویندکستر رو انداختیم زندان و هیچی عوض نشد
از هکتور آیالا دفاع کردیم و همچنان کشته شد
میوز به هدر حمله کرد و فکر هم میکنه حق با فیسکه
این کاری که ما داریم میکنیم بهنظر بیفایده میاد
آنچه گذشت
به نظر میاد که امروز
عدالت برقرار نمیشه
،چون هر حکمی داده بشه فاگی نلسون زنده نمیشه
دردویل رو میخوای چی کار کنی؟
من دیگه دردویل نیستم و نمیذارم باشم
به یکی از موکلهام شلیک شد
حدس بزن لوگوی کی روی پوکهش بود
گروهی ضربت با اعضای مدنظرم
تمام پلیسهای فاسد رو انتخاب کردی
من بهشون میگم افراد با انگیزه
داشت جشن میگرفت
فاگی شبی که مرد، میدونست قراره پیروز بشه و یکی ساکتش کرد
همه فکر میکردن صرفا یه قاتلی که زده به سیم آخر
واسه فیسک کشتیش
کسب و کار رو گرفتم دستم
بعدش برگشت و نمیدونم چه حسی دارم
ولی ازت میخوام بدونی برای رسیدن به من اومد سراغ تو
مت، دارم نگران سلامت روانت میشم
بن پویندکستر یکی از نگهبانهای زندان رو کشته
و با نشانش فرار کرده
میدونم تو دستور دادی فاگی رو بکشن
شوهرت خبر داره؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
کل اون رسوایی افبیآی و مامور ندیم و اینا
همین باعث شد شوهرم تبرئه بشه
انصاف ایجاب میکنه که تو هم ازش بهرهمند بشی
آزادی به سبب تجدیدنظر
...فیسک
خبر داره؟
یه مدتی هست که شوهرم رو ندیدم
سپردم آزادت کنم، چون میخوام یه کاری برام بکنی
...ازم میخوای
یکی رو بکشم
...یه دزد به اسم بنجامین کافارو
و وکیلش، فاگی نلسون
طرف رو یادمه
میتونیم از گذشته فرار کنیم؟
...پروندهای که درگیرش شده، ممکنه
بعضی از جوانب و برنامههای کاریم رو افشا کنه
باید زود انجام بشه
توی چند روز آینده
دکتر جین، هفت، پنج، سه، سه
...بنجامین
...دارم بهت پیشنهاد پس گرفتنِ عقلت
و خودت رو میدم
این زندگی نمیشه
تو توی این کار بهترینی
واسه همین اومدم
گذشتهی تو با شوهرم جدا از این مسئلهست
اون هیچوقت جدا از مسئله نیست
یه پیشنهاد سادهست
دکتر پاتل، شش، شش، سه
بهم اعتماد کن
آزادی
مت
«دردویل: تولد دوباره»
کارن؟
تاثیر داروهاست
هدر
حالت خوبه؟
خوبم
...من
آب؟
فیسک؟
جونش رو نجات دادی
آره
.شنیدم یکی گفت تفنگ و واکنش نشون دادم پویندکستر بود؟
هنوز نگرفتنش
کیرستن، ونسا فیسک، دستور قتل فاگی رو داد
گوش کن، میشه بهم دسترسی به پروندهای که ...فاگی داشت روش کار میکرد رو بدی
هی، گوش کن، داروهای زیادی بهت تزریق شده
میدونم چطور بهنظر میاد
.بعید میدونم بدونی بعید میدونم بدونی، باشه؟
هنوز دارم میلرزم
فقط این برام مهمه که هنوز زندهای
...ونسا
میدونم
میدونم
فاگی میدونست که پیروز این پرونده میشه
.با جوزی صحبت کردم یه بطری اومالوینی باز کرده بود
یادمه خوردش
دقیقا - میگفت داره -
،پیروزیش رو قبل از موعد جشن میگیره ولی بهنظرم هارت و پورت الکی بود
نه، نبود. بهنظرم یه چیزی دستش رو گرفته بود
که فیسک نمیخواست افشا بشه
در جریانی که به اونا شلیک شد؟
میدونم. هی، میدونم - آره -
فقط دلیلش رو نمیدونم
چیز دیگهای رو از اون شب یادت نیست؟
...آم
یادمه میگفت میخواد درخواست رد پرونده بده
باید ببینمش
،نمیتونی ببینیش چون درخواستش داده نشد
پس باید از اینجا برم و پیداش کنم
...هی، هی، فقط
میلیونها دلار از طریق رد هوک جابجا کردی
حالا که من شهردار شدم
میتونیم میلیاردها جابجا کنیم
گالو و پلیس - لوکا -
گنگها چی؟ - همهش طبق برنامهست -
من کاندید شدم که شهر رو نجات بدم
ولی فرصتها خودشون رو نشون میدن
مت، فقط آروم بگیر، مت
دیوونه نشدم، هدر
،هرچند که میدونی فیسک رو میشناسی باید بگم در اشتباهی و خیلی خطرناکه
متاسفم که حرفم رو باور نمیکنی ولی دارم راستش رو میگم
...بهنظرم بهتره زمانی برگردم که
استراحتت رو کرده باشی
الان میام بیرون
میرن بیرون و نه تنها پویندکستر
بلکه تمام پارتیزانها رو شکار میکنن
،دوربینی بهشون وصل نخواهد بود نیازی به روند قانونی و اخذ حکم نیست
قربان، این نه تنها خلاف اصول کاریِ پلیس نیویورکه
بلکه غیرقانونیه. بعدش استفاده از زور و کشتن رو هم مجاز میدونید
.مجاز بدونم؟ اصلاً و ابداً براش پافشاری میکنم، گالو. پافشاری
میخوام پلها و تونلها بسته بشن
قربان، سوء قصد یک قاتل مستقل به شهردار، هتاکی خیلی بزرگیه
متوجهم، ولی برای بستن شهر
باید یه خطر جدی وجود داشته باشه که در لحظه حال، امنیت عموم رو تهدید کنه
شیلا، نگرانیهات رو شنیدم
حالا همگی برید به کارتون برسید
باک، یه لحظه کارت دارم
بگو ببینم، وضعیت مت مورداک چطوره؟
پایداره. توی بخش مراقبتهای مترو جنراله
،نجات داده شدنت توسط مورداک ظاهر قضیه رو پیچیده میکنه
نه
کاملا برعکس
تصور کن که وکیل بیباکِ اهل هلز کیچنمون
زخمهاش بهش غلبه کنن
زخمهایی که در راه نجات شهردار برداشت
...در این مورد
یک قهرمان مُرده، بهتر از یک پارتیزان زندهست
مت، واقعا خوشحالم که حالت قراره خوب بشه. جدی میگم
ولی وقتی این جریانات تموم شد
باید یه مکالمه جدی داشته باشیم، باشه؟
دکتر کالوینسون، سه، صفر، شش
دکتر کالوینسون، سه، صفر، شش
...به حرفهایی که درباره خطرات
و امنیت عمومی زدی فکر کردم
خیلی خوشحالم، قربان
بعضی وقتها واکنشهامون بدتر از عواملشون هستن
...شیلا، من
توی تجارت، همیشه در مذاکرات یک نقطه عطف وجود داره
توی این شهر، به همچین مقطعی رسیدیم
...صرفا یه تلنگر کوچیک میخواد
و بعد با آغوش باز به سمتمون میان
اون تلنگر چی هست؟
تو زن خیلی باهوش و نکتهسنجی هستی
بهگمونم میدونی که بین کارکنانم کیها وفادارن و کیها نیستن
مردم باهات حرف میزنن
آره، میشه گفت به خوبی از اوضاع اینجا باخبرم
خوبه
تمام کسایی که تمام و کمال ...باهام موافق نیستن رو
بفرست خونه
چشم، قربان
سر راهت، میشه دوستمون از «کان اد» رو هم بفرتسی داخل؟
،مدیر بخش بیماران سرپایی لطفاً شماره ۵۷۳ را بگیرید
مدیر بخش بیماران سرپایی
باید صحبت کنیم
خیلیخب
میبینی که چه خبره، درسته؟
میدونم میبینی
اول پلیس رو نابود کرد
آمار جرم سر به فلک کشید
احتمالا بهخاطر دوستهای خودش
...و بعدش
چندتا پلیس سرکش رو میکنه نیروهای شبه نظامی خودش
و به عنوان یک جوخه قتل، میندازتشون به جون پارتیزانها
بعد حالا میخواد به برق شهر هم دسترسی پیدا کنه؟
بهنظر میاد دیوار موش داره
هنوز آدمهایی که به لحاظ عقلی سالم باشن، توی این ساختمون هستن
و شرط میبندم که تو هم یکیشونی
دارم پلههای ترقی رو طی میکنم
فرمانداری، دیوان عالی ایالت
،و این همچنان دفتر شهرداره نه دفتر کینگپین
و هنوز مجبور به تبعیت از قانونه
و امیدوارم که ازم حمایت کنی
کِی؟ - فردا صبح زود میرم آلبانی -
امکان نداره بتونم باهات بیام
ولی اگه میخوای سفارشت رو بکنم، حله
ممنونم، شیلا - خواهش -
پشت سر میذاریمش
کار همیشهی این شهره
مواظبت کن
.همیشه مواظبم تو هم همینطور
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
تقریبا تو آخرین کسی بودی که انتظار داشتم بیاد اینجا
میدونستی از همه نظر عوضیای؟
برق که بره، هیچی توی این خونه نداری که بشه باهاش یه فنجون قهوه درست کرد
خب، همه که مثل تو توی پناگاه ضد اتمی زندگی نمیکنن، فرانک
این لباس جدیدته؟ اسم جدیدت چیه؟
مرد لباس شبپوش؟
تو چی؟ بهخاطر من افتر شیو زدی و موهات رو کوتاه کردی؟
آره، بهخاطر توئه
No comments yet. Be the first to leave one.