This Is Us

This Is Us

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 2

Informações de lançamento

This Is Us S02E13 HDTV x264-SVA
This Is Us S02E13 720p HDTV x264-AVS
This Is Us S02E13 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Um comentário por AliNiceBoy
AliNiceBoy | MxSub.Net

Tags

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
x265
HEVC
2CH
Publicado em: 2018-01-30
Downloads: 37
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

‫آنچه گذشت در ‫" این ما هستیم "...

‫کوین توی مرکز توانبخشیه. ‫من اجازه دادم به اونجا بره.

‫تو به ساختار نیاز داری، یه روتین سالم.

‫راست میگی. ‫واسه همینه که

‫می‌دونم باید چیکار کنم.

‫می‌خوام این ساختمون رو با تو بخرم، بث.

‫می‌خوام کسب و کار رو دوباره شروع کنم.

‫سه‌تا خونه‌ی بزرگ.

‫وای خدا.

‫چه ریخت و پاشه.

‫هی، هی، هی.

‫چرا بندازیمش دور؟

‫می‌فروشیمش.

‫نه، کسی این آشغال‌ها رو نمی‌خره، جورج.

‫آشغال؟ سَلی، ما با این آشغال‌ها خاطره داریم.

‫اگه این ریسه‌ی چراغ‌های کریسمس منو به یاد ‫قدیم می‌اندازه،

‫پس بهتره یکی منو با همین دار بزنه.

‫3 ماهه که خونه رو توی بنگاه گذاشتیم، جورج.

‫حتی یه مشتری هم نیومده.

‫آخه کسی نمی‌خواد توی خونه‌ای زندگی کنه ‫که پر از...

‫- آشغاله. ‫- نه، نه، نه.

‫بی‌خیال دستگاه پخش موسیقیم شو.

‫یادمه یه خانم جوون و زیبا

‫به رستورانم می‌اومد، ‫بهترین لبخند رو داشت،

‫و همیشه توی این دستگاه سکه میذاشت ‫تا آهنگ پخش کنه.

‫- آره. ‫- و همیشه یه آهنگ رو پخش می‌کرد.

‫" آن همان روز است. "

‫چیکار می‌کنی، جورج؟

‫تو...

‫بندازش بیرون.

‫" بندازش بیرون ".

‫یک‌شنبه‌ی مسابقه‌ی سوپر بول.

‫جدی؟

‫راستش، من...

‫من فوتبال تماشا نمی‌کنم.

‫جداً؟

‫خوراک رو بار گذاشتم، ‫و نوشیدنی اول صبح رو آوردم،

‫ولی امسال آب پرتقاله، نه ویسکی.

‫خیلی هیجانیه.

‫نه، صفحه‌ی ورزشی رو نگاه نکن.

‫همه‌اش در مورد تیم برانکوز هست.

‫نه، هنوز به اون بخش نرسیدم. ‫هنوز توی قسمت املاکم.

‫- چرا؟ ‫- ببخشید.

‫نصف شب بیدار شدم و به این فکر کردم که

‫نمی‌تونم از شغلم استعفا بدم،

‫و یه شرکت ساختمونی رو از صفر شروع کنم.

‫شاید بهتر باشه کم کم شروع کنم.

‫بچسبم به شغلم،

‫چندتا خونه رو معامله کنم تا ‫به بازار آشنا بشم؟

‫نمی‌دونم، نظرت چیه؟

‫آره، از این ایده خوشم میاد.

‫- آره؟ خیلی‌خب. ‫- آره.

‫مامان، رندال یک ساعته که

‫داخل حمومه.

‫الیسون داره میاد اینجا،

‫شاید واسه همین می‌خواد تمیز باشه.

‫رندال هر روز قیافه‌اش یه چیزه.

‫شبیه شخصیت کارتونیه.

‫اونجا چیکار می‌کنه؟

‫رندال!

‫بذار خواهرت بره حموم!

‫- ممنون. ‫- خواهش می‌کنم.

‫آخرین مسابقه‌ی سوپر بول با بچه‌ها.

‫آره.

‫حداقل امروز رو داریم. ‫بیا خوب ازش استفاده کنیم.

‫- به‌سلامتی. ‫- به‌سلامتی.

‫من و میگل یه سری کار داریم باید انجام بدیم. ‫قبل از ناهار برمی‌گردیم. دوستت دارم، از طرف مامان.

‫سلام.

‫کوین کلی پیام بهت داده.

‫چی شده؟

‫" نه. متاسفم.

‫امروز نمی‌تونم به گردش برم.

‫دارم به ساختمون جدید میرم

‫تا کار کنم. "

‫امروز باید حواسم جمع باشه.

‫امروز، اولین روز زندگی جدید مستاجرای ماست.

‫اولین روزه که باید بدون

‫ورشکست شدن، ساختمون رو درست کنیم.

‫باید مثمر ثمر هم باشیم.

‫هی. ‫" مثمر ثمر باش، ورشکست نشو. "

‫این شعار شرکت‌مونه، بنویسش.

‫- اینو نمی‌نویسم. ‫- باحاله.

‫من که حفظش کردم.

‫اون مردم خیلی وقته به

‫چیزی کم‌تر از حق‌شون بسنده کرده بودن.

‫رنگ دیوارها خرابه و سالن‌ها کثیفه.

‫حیاط هم بوی ادرار میده.

‫- جدی بوی چیه؟ ‫- فکر کنم ادراره.

‫اینا امروز تموم میشه.

‫امیدوارم منظورت از امروز

‫این باشه که تا چند ماه دیگه

‫کم‌کم ساختمون رو نوساز می‌کنیم.

‫آره، درسته.

‫راست میگی، خیلی برنامه در مورد ‫ساخت و ساز تماشا کردم.

‫- باید هیجانم رو کنترل کنم. ‫- دقیقاً.

‫- خب. من برم شیرین‌ها رو بیارم. ‫- صبر کن.

‫- قراره خوردنی هم بدیم؟ ‫- هی.

‫اگه قراره هیجان‌مون رو کنترل کنیم ‫تا این ساختمون کلنگی رو درست کنیم،

‫حداقل باید شیرینی با خودمون ببریم.

‫من سریال کمدی ساینفیلد رو هم زیاد تماشا کردم.

‫هی.

‫چیه؟

‫هیچی. ‫چی چیه؟

‫داری پورن نگاه می‌کنی.

‫اصلاً. ‫چی میگی؟

‫- چرا. ‫- نه، اینطور نیست.

‫چرا، نگاش کن، ‫داری سرخ میشی.

‫- بذار ببینم. ‫- من 30 کیلوگرم اضافه وزن دارم

‫و ایرلندی‌ام، ‫رنگ پوستم همینه.

‫- بذار ببینم. ‫- نه.

‫- اگه نگاه نمی‌کردی، بذار ببینم. ‫- بس کن.

‫بده من. ‫ممنون.

‫به چی علاقه داری؟

‫- پرستار بچه؟ ‫- نه.

‫- پرستارا. ‫- نه.

‫اینا عکس سگه.

‫و آدرس اینترنتی پناهگاه سگ‌ها هم اینجاست. ‫(جایی که سگ‌های گم‌شده رو به‌طور مجانی به مردم میدن)

‫و یه چیزی که شبیه شبکه‌ی اجتماعی سگ‌هاست؟

‫آره، شرکت فروش حیوون خونگیه، خب؟

‫بعضیا دنبال خونه واسه تعطیلات می‌گردن،

‫بعضیا پورن، ‫منم به سگ‌ها نگاه می‌کنم.

‫یکی از همکارام یه سگ بانمک داره.

‫و عکساش رو نشون همه میده.

‫منم بهش علاقه‌مند شدم و کاریش نمیشه کرد، همین.

‫ببین، می‌دونم که تو نسبت به سگ‌ها حساسیت داری.

‫پس...

‫فراموشش کن.

‫بلندم کن، باید برم سر کار.

‫سلام به همه.

‫- آره. ‫- سلام. من بث پیرسون هستم،

‫و ایشون همسرم و یکی از مالکین، رندال پیرسون هستن.

‫- سلام. ‫- ما صاحب‌خونه‌ی جدیدتون هستیم.

‫و می‌دونیم که ساختمون به تعمیرات

‫زیادی نیاز داره.

‫ما اینجا یه لیست از

‫اولویت‌های تعمیر درست کردیم.

‫آره، پول درمیارین!

‫نه، راستش، ما می‌خوایم

‫پله‌های اضطراری رو عوض کنیم، خب؟

‫می‌خوایم به‌روزشون کنیم.

‫شاید من بتونم با پله‌ی اضطراری جدید ‫از این خراب‌شده فرار کنم.

‫امیدوارم اینکارو نکنی.

‫چون بعد از پله‌های اضطراری، ‫می‌خوایم...

‫بعضی مواقع در واحدم قفل نمیشه.

‫و بعضی مواقع باز نمیشه.

‫- کی اینو تعمیر می‌کنین؟ ‫- خب، به نکته‌ی خوبی اشاره کردی.

‫ولی الان باید به مشکلات جدی‌تر رسیدگی کنیم.

‫من می‌تونم در واحدت رو درست کنم، رزمری.

‫یه دره فقط.

‫گمونم بتونیم یه در رو درست کنیم.

‫بخاریم چی؟

‫هیمشه صدا میده.

‫اینو هم می‌تونم درست کنم، لوید. ‫همین الان.

‫ماشین لباسشویی هم باید تعمیر بشه.

‫حتماً. ‫وایسین، یکی یکی.

‫- یکی یکی. ‫- به‌نظرت

‫این زیاده‌روی نیست؟

‫نه. موردی نیست.

‫- آب... ‫- سطل زباله یادتون نره.

‫صحیح. سطل زباله.

‫اون مَنی هست؟

‫ببینین، خودشه.

‫کمک لازم دارین؟

‫- اومدم کمک کنم. ‫- وای خدا.

‫متــــرجم: ‫AliNiceBoy

‫سلام، کو. ‫خوب شد اومدی.

‫- یه نگاهی به این بنداز. ‫- متاسفم، نمی‌تونم.

‫مامان بهم گفته فرم‌های دانشگاه رو پر کنم.

‫زیاد طول نمی‌کشه.

‫فقط یه نگاهی بهش بنداز.

‫نمی‌دونم، به‌نظر عالی میاد.

‫کو، حتی نگاشم نکردی.

‫قبلآً عاشق اینا بودی.

‫ببین، تلویزیون رو اونجا میذاریم.

‫می‌خواستم قبل از شروع بازی ‫جاش خوب باشه.

‫یه مشت چوبه، بابا.

‫- کسی براش مهم نیست. ‫- واسه من مهمه.

‫من باید یه کاری کنم که سرم شلوغ باشه،

‫چون هروقت بخوام نوشیدنی بخورم،

‫بجاش چکش رو برمی‌دارم.

‫اومدم کمک کنم، داداش.

‫ممنون.

‫آره. ‫در؟ می‌تونم درستش کنم.

‫- روزمری؟ بله؟ ‫- بله.

‫- می‌تونم در واحدت رو درست کنم؟ ‫- کو، لازم نیست...

‫- آره. ‫- تو....

‫بابت شیرینی و ماهی قرمز ممنون.

‫- قزل‌آلای دودیه، لوید. ‫- میشه بگم که...

‫می‌دونم چی می‌خوای بگی.

‫من هیجانم رو کنترل نکردم.

‫و حق با توئه.

‫هیجانم خیلی زیاد بود.

‫هیجانم فوراً زیاد شد.

‫مثل سونیک هجهاگ بودم. ‫( بازی معروف)

‫و می‌دونم الان چی می‌خوای بگی.

‫اگه به قول‌هایی که بهشون دادی ‫عمل نکنی، چه حسی بهشون دست میده، رندال؟

‫به همه‌ی قول‌هایی که دادی، رندال؟

‫زیادی هیجان‌زده شدم، بث.

‫یهو به فکرم رسید که می‌تونم اینکارو کنم.

‫من خونه‌مون رو ساختم. ‫اینم مثل همونه.

More Farsi Persian subtitles for This Is Us

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left