Date Wine

Date Wine (عرق البلح)

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

[عرق البلح][1999][1080p][Web-DL]
Um comentário por OldMan505
تنظیم با بالاترین کیفیت موجود

Tags

webdl
Publicado em: 2026-06-24
Downloads: 12
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

عرق خرما

این فیلم تقدیم به

جنوبی ای که عزمش رو جزم کرد و با توسل به رازش رهسپار شد

درود بر تو روزی که از دنیا بروی

و درود بر تو در روز قیامت

شما صاحب این خونه ها اید؟

کسی تو این روستا زندگی میکنه؟

کسی اینجا هست؟

جوابم رو بدید

کسی تو این روستا زندگی میکنه؟

کسی اینجا زندگی میکنه؟

جوابم رو بدید

التماس میکنم

به کمک احتیاج دارم

وایسا...لطفا

...وایسا

وایسا،نترس

لطفا...کمک میخوام

کجا رفتی؟ از من نترس

جواب بده

بالاخره اومدی...خیلی منتظر اومدنت بودیم

...مطمئن بودم فرزندانی از کسانی که رفتند

به جستجوی ریشه هاشون خواهند اومد

...بیا

تو کی هستی؟

چطوری میتونم ببینمت؟

پدرت تو قصه هاش اسمی از من نبرده؟

...چرا

اره،الان شناختمت

تو کنیز ما هستی.. زید الخیر

مونس پدربزرگ مون..سازنده ی شراب خرما

به قدری شبیه ما هستی

که انگار از مادر بیگانه ت چیزی بهت نرسیده

از کجا فهمیدی من میام؟

...عطر و بوی تو

اگر دنبال ش نکنی خفه ات میکنه

مثل پدرت، عموهات و پسراشون

پدرم قبلا وقتی مست بود منو بغل میکرد

و هزاران قصه برام تعریف میکرد

صبح روزی که پدرم فوت کرد،

از خواب آشفته ای بیدار شدم،

و از این بو داشتم خفه میشدم

...اون موقع بود که فهمیدم

که این سفر در پیشه

و این تنها میراث من از پدرمه

هزاران فرسنگ رو پشت سر گذاشتم،

درحالیکه این بو رو دنبال میکردم،

و در گرمای بازگشت به خانه

و زیر سایه درختان خرما به آرامش رسیدم

...و بعد دل شکستگی

در آخر سفرم پی بردم مقابل یه دروازه اسرارآمیز بزرگ هستم

مراقبت از خودم در مقابل خورشید گیج کننده

و یک بیابان هولناک

بقایای ما کجاست،مادربزرگ، مونس پدربزرگ؟

...رفتگان

...وقتی که سایه رفت

هنگامی که نخل های عظیم خرما فرو ریختند و وحشت خورشید نمایان شد

شما چطور؟

و اون...و اون؟

وقتی که این اتفاق افتاد

ما به اینجا پناه آوردیم

عمه سلمات تو آغوش من مرد

و راز هاش رو بجا گذاشت زنده و زیبا

!لباست رو دربیار تا بتونیم بکشیمش بیرون ازت

چی رو بکشید بیرون؟

!خورشید

...بهم بگو همه ش رو

یه روز مثل بقیه ی روزای دیگه تو اون موقع از سال بود،

که منتظر رسیدن ثمر نخل های خرما بودیم

ناگهان،

صدایی که شبیه ش رو تا به حال نشنیده بودیم این جا رو غرق خودش کرد

...نزدیک و نزدیک تر میومد

و روستا رو فرا گرفت

همه اومدن تو میدون تا ببین چه خبره شده

همه اومدن تو میدون تا ببین چه خبره شده

همه اومدن تو میدون تا ببین چه خبره شده

عرق خرما

:نویسنده و کارگردان رضوان الکاشف

:نویسنده و کارگردان رضوان الکاشف

...من شما رو میخوام

...همه تون رو میخوام

همین الان ...فورا

همه ی مردای روستا،پیر و جوان

دنیا اومده در خونه هاتون

از اینجا میبرم تون بیرون،

...به سرزمین طلا

...به سرزمین طلا

و میدونید طلا میتونه زرد،سفید یا سیاه باشه

شما سخت کار می کنید، از طلوع خورشید تا غروب

شما سخت کار می کنید، از طلوع خورشید تا غروب

در عوض،

به همه چیزهایی که تا به حال خواب و خیالش ...رو تو سرتون داشتید و نداشتید

به همه چیزهایی که تا به حال خواب و خیالش ...رو تو سرتون داشتید و نداشتید

به همه چیزهایی که تا به حال خواب و خیالش ...رو تو سرتون داشتید و نداشتید

...به همه ی آرزو هاتون

...مثل جادو

خواهید رسید

نظر شما چیه خانما؟

خودتون خوب میدونید که خرما فقط

یه بار در سال برداشت میشه

پول این کار نه نیازهای شما رو پوشش میده

و نه از بچه هاتون در برابر مرگ محافظت میکنه

هیچکس به فکرتون نیست

هیچکس بهتون اهمیت نمیده

نظرت چیه سعید؟

برای حسن پسرت چی میخوای به جا بذاری؟ نخلای خرما خشک

با ثمره ی ناچیز؟

...و تو سالم،افتخار روستا

چطور میخوای گردنبند طلایی رو که به

همسرت شفا قول داده بودی بخری؟

و تو سلمان،

با پسری که به دنیا میاد میخوای چیکار کنی؟

نمیخوای براش یه گاو با پستان های پر از شیر بخری؟

و تو محمد اسماعیل،

چطوری دخترت سلما رو شوهر میدی؟ و با چی؟

...با من بیاید به زمین هام

جایی که رویاها تحقق پیدا میکنن

با طلا و یاقوت و زمرد آراسته خواهید شد

با طلا و یاقوت و زمرد آراسته خواهید شد

توی حریر و مخمل غواصی خواهید کرد

بچه هاتون سرشار سلامتی میشن

شروط ساده ان

:ما از شما اینا رو میخوایم سکوت

کوری

فراموشی

کِل بکشید خانوما

زود باشید...کِل بکشید

حمام احمد حمام

من؟

اره اسمت یادت رفته؟

بیا اینجا

فکر میکنی گولت میزنیم؟

کارت شناسایی

من کجام؟ نجاتم بدید

نجاتم بدید

احمد مصطفی اسماعیل

احمد مصطفی اسماعیل

احمد مصطفی اسماعیل

کنار اون نخل بلند پیداش میکنید

که خرمای سفیدش رو به ساکنان آسمان تقدیم میکنه

ای غربتی ها

دنبال زمین چه کسی هستید؟

این چیه؟

خدا لعنتت کنه

این درخت پدربزرگمه

این درخت پدربزرگمه

این درخت پدربزرگمه

و ازش میرم بالا

از شما دعوت میشه در این سفر به ما بپیوندید

با ثروتی غیرقابل وصف

برمی گردید

با چیزهایی که تا حالا دستتون بهش نرسیده

و به عمرتون ندید

چه سفری ای احمق وراج؟

بیا بیرون خودت رو نشون بده

گوش کن من دلیلی برای سفر ندارم

نه پدر و مادری،نه همسری،نه بچه ای

به طلا های تو نیازی ندارم

قسم خوردم که از بلندترین نخل اینجا برم بالا

و خرمای سفیدش رو بیارم

زید اونا رو تخمیر میکنه

همین که شراب این خرما ها در رگ های پدربزرگ جاری بشه

حالش خوب میشه

تو با ما میای

ای شورشی جوان

اگه حتی منو بکشید هم نمیام

من هیچی نمیخوام

از من چی می خواید؟

کارت شناسایی ت

خدا رو شکر ندارم

پس عرقچین ت رو بده

برید عقب

برید عقب

یه قدم بیاید جلو تا بزنمتون

ولش کنید

این پسر در هر کتابی لعنت شده

از بلندترین نخل میره بالا

و وسوسه های برگ خرما اونو مثل پدرش از راه به در میکنن

یالا سوار شون کنید و ماشین ها رو روشن کنید

بیاید سفر رو شروع کنیم

نرو سالم

بهت قول دادم یه گردنبند طلا برات بگیرم و باید بگیرم

نرو بابا

واسه جهیزیه عروسی ت

و تخت برنجی میرم

نمیخوام بابا

نمیخوام

سلما مواظب خودت و مادرت باش

احمد قیمت این چقدره؟

ده- ده پن؟-

ده پوند عمه

پسرم بیا با ما شام بخور، الان تو فقط مرد ما هستی

گوش کنید

دست از سرم بردارید

فکر میکنی اجازه میدیم از اون نخل بری بالا؟

بکشید بیرون از این موضوع

اون بهت گفت، تو محافظ ما هستی

من پیش پدربزرگ غذا میخورم

ولش کنید

وقتی نوبت به عمو همام رسید که سوار بشه،

More Farsi Persian subtitles for Date Wine

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left