Первые 200 строк.
دلم چقدر برای سکوت تنگ شده
هیچجا سکوتش مثل ته دریا نیست
و حالا وقتم داره تموم میشه
تلاش میکنم که به وضوح به یاد بیارم
یک زمانی تمام جریانها رو میدونستم
هر مسیری با کتانجکی
و اشتیاق برای آزادی بیانتها
یک بوفه از چیزهای خوشمزه بود
همهش هم برای من
اما بهتر از همه
این بود که میتونستم تنها باشم
اوه چقدر دلم برای آرامش و سکوت خونه تنگ شده
به خصوص وقتی شلوغی اردوی مدرسه باشه
روز ۱۴۰۱ از گرفتار شدنم
یک گله از سوم دبستانی به همراه دبیرهای نالایقشون
اومدن تا درباره زندگی دریایی یاد بگیرن و عصر من رو خراب کنن
اسم این یارو مارسلوسـه و اون یک هشتپای بزرگ از اقیانوس آرامـه
کوین، شیشه رو لیس نزن
من که نمیبینمش،اون اونجا نیست
به خاطر اینکه من استتار کردم، کوین
راهنما رو بخون
آآ...
تو این آکواریم
در خدمت گونههای هستم که هرطوری بهشون نگاه کنی از من پایینترن
سلام ؟
زیر دست اونها بودن حقارت آمیزه
تنها کار خوبشون نقاشیِ کوچیکِ که رو سلولم گذاشتنه.
هرکدوم منحصربفرد
هر کدوم مثل حلزون پیچیده ست
از بین این همه آدم، فکر کنم که کمترین مشکل رو با خانم نظافتچی دارم
امشب حس و حال جمعیت نداری؟
میفهممت
ولی نمیتونی از دست من قایم بشی
امیدوارم که بهت امروز صدف تازه داده باشن
به تری گفتم که حتما از لوزی ماهی یخ زده خسته شدی. اوق
اوه نمیدونی چی میکشم
برخلاف گونه های احمقش ما شباهت هایی داریم
ما هردو شب رو میپسنیدیم
از تنهایی خودمون لذت میبریم
سلام عشقهای من
مثل من اون هم از مارماهی گرگی
محض رضای خدا
و زمین چسبناک حالش بهم میخوره
و جفتمون رویای ته دریا رو داریم
و چیزی که اونجا از دست دادیم
مترجم: «تـــوTONYنــی»
حساسیتت چطوره؟- خوبه-
میراندا داونز هم از حساسیت و آلرژیش ناله میکرد
میگه چیزی که براش جوابه اینه که قبل خواب زیر پاش یک لیف سر میذاره
از این همه چیز، لیف
خوب این به خودش مربوطه، مگه نه؟
بله
خب، 15 دلار میشه
اینم 10 - 15 خدمت شما
عالی- شب خوش -
شب خوش توا
آروم برون جاده ها لغزندن
همیشه هستن ولی من هنوز چیزی نشده
«با اینترنت ملی و بدون سانسور از امپایربستتیوی دانلود و آنلاین تماشا کن» :::.EmpireBestTv125.cfd.:::
شما یک پیام جدید دارید
خانم سالیوان
بروس هستم از آسایشگاه سالمندان چارتر ویلج
ما با خوشحالی شما رو تو جمعمون تو بلینگهام میپذیریم
من باید از خودتون بشنوم تا رسما جاتون رو نگه دارم
و بعدش درمورد مراحل بعدی برای جا به جایی رو صحبت می کنیم
هر وقت تونستید باهام تماس بگیرید سپاس
نه
ای وای ریدم توش
شوخیت گرفته؟
اوه نه،نه،نه
حالا هم گوشیم، چه گوهیه
میتونم کمکتون کنم؟
آره یک ماشین که رادیاتورش کار کنه
احتمالا همین یک چیز رو ما کم داریم
آره، خب شارژر گوشی چی؟
تنر- بله -
یک شارژ گوشی و یک فنجون قهوه بیار
برای دوست خسته و کوفته ما
مرسی
چی شده که اومدید سول بی؟
آه، دنبال کسی میگردم
یه دوست؟- نه یکی که بهم کلی پول بدهکاره-
دنبال همچین آدمی بودن جالبه، ها؟
آره با یک ون درست درمون جالبتر هم میشد
ترنر، بجنب دیگه
بفرمایید - ممنونم مرد، سپاس گذارم-
آره اوه ریدم--
فریرکو، من عاشق فریکو ام گروهمون تقریبا باهاشون اجرا داشتیم
خیلی سیاسی شد
خیلی دنبال ما بودن- ما کی؟
گروهم، ماث ساسج
چی واسا بینم
تو توی ماث ساسج ساز میزنی؟- آره-
کجا ما رو دیدی؟، بندکمپ؟
ما رو میشناسی؟- آره-
آهه، شوخی کردم
اوه
و تو هم دروغ گفتی؟- آره-
خدایا، حالم گرفته شد
واسه همین صبحونه مهمون ما
ما ساندویچ بینظیری داریم، تنر
اینجایی، یا خدا
....یک ساندویچ مخصوصی برای
چه سازی میزنی؟
گیتار
گیتاریست اصلی ماث ساسج بزن- باشه-
و بعد میفرستمت پیش پیتر تعمیرکار ماشینت رو ردیف کنه
بدمزه ست مگه نه؟- خیلی بده-
آخرین قهوه ای که درست کرد، مزه جوراب می داد
و هریت تو پذیرش کارول رو می بینه
با هم گپ میزنن و میفهمن
که جفتشون یک نشونه دارن
اینجوری میفهمن که فردی مورفی با هردوشون خوابیده
نه- وای خدای من-
درست مثل روث سفید روث سیاه و چاربی سیمپسون ـه
بارب، نباید بگی روث سیاه و روث سفید
ای بابا، این رنگ موهاشونه وگرنه گیج میشم کی به کیه
غیر من کسی دیگه هم بافتنی خودشو آورده؟
داغ داغ از فر اومده
ایثن از شاپ وی رو میشناسید؟
خب، گل میکشه
آخرین باری که اونجا بودم بدجور بوش میومد
مریآن همه گل میکشن
تو کره هست، تو پاستیل خرسی و
پاستیل خرسی ؟
وای
توا بدجور ساکتی امروز
خوبی؟
نباید شب کار کنه
تو اصلا نباید کار کنی
تصورش هم برام سخته رو دست و پا با اون مواد شیمیایی کار میکنی
من سرم با بافتنی گرمه به غیبت علاقه ندارم
و کارول و هریت با یک مرد قرار میزارن
خب، باید هم برن
هردوشون 30 ساله که یه کاغذ دیواری دارن
حالا کاغذ دیواری رو میفهمم فرد آخه؟
سوول بی مثل تنگ ماهی ـه
قبلا ویل همین رو میگفت
قدیما میگفت امکان نداره یک شیشه بادم زمینی بگیره
و یک ساعت بعد کل شهر خبردار نشن
آهه...
ویل ..
اون بود که اسممون رو تو فهرستِ
آسایشگاه سالمندان چارتر ویلج نوشت
همهش زنگ میزنن و میخوان بدونن برنامهام چیه
دقیقا قبل اینکه مریض بشه نام نویسی کرد
فکر میکنم، بیشتر نگران من بود که تنها تو خونه نمونم
ویل میخواست خونه رو بفروشه
سی سال پیش بعد از اینکه اریک ...
بعد از اینکه از دنیا رفت
بهم میگفت فراموشش کن
فراموشش کن و خونه رو بفروش
نتونستم
شاید راست میگفت
شاید...شاید باید فراموشش میکردم
بااینکه اون در تُـنگ بزرگتری نسبت به من زندگی میکرد
ولی میتونم بفهمم که خانم نظافتچی هم آرزوی آزادی داره
هوش بالای من باعث میشه به شکل خاصی
خودم رو به رفتار همه موجودات سازگار کنم
و گمان میکنم چیزی که برای فرار نیاز داره
یک جای اون اعماق باشه
وای خدای من
محض رضای خدا
بیخیال
اوه
حال بهم زنه
تموم شدو رفت
حله
آه
خدای من
مارسلوس
چجوری اومدی اینجا
اوه.
نه،نه، چیزی نیست
چیزی نیست،ببین
گیر کردی که، بذار من
هممم
حله، درت آوردم خیلی خب
بفرما، همه چی درست میشه ، همهچی
اوه،اوه
مارسلوس
وای خدای من
میگن ما هشت پاها یک زمانی لاک داشتیم
دست کشیدن ازش خطرناک بود
مارو در معرض شکارچی قرار میداد ولی بهمون آزادی عمل هم میداد
تا از لای نازکترین ترکها و سوراخ ها لیز بخوریم
تا ماجراجویی کنیم تا شکار کنیم
و وقتی هم لازم باشه فرار کنیم
تو این زندان
رضایت شکمی من به همین موضوع وابسته ست
-چی؟ ولی خب شجاعت هم عواقبی داره
هر دقیقه که بیرون آبم پوستم خشکتر میشه و سه تا قلبم رو آهسته تر میکنه
فرار امشب نزدیک بود به بهای جونم تموم شه
مارسلوس
نظافتچی نجاتم داد
منو کشتی نصفه جونم کردی
اوه
اوهه
اوه
وای
No comments yet. Be the first to leave one.