Первые 154 строк.
دیگه نوبت ماس
آرزوی طولانی مدتمون میتونه براورده بشه
ممنون که ما رو تا اینجا آوردی، فیتوریا-سان
و همینطور بابت کالسکه ی جدید
فیلو عاشق کشیدنشه
این مال منه، فهمیدین؟
مال تو نیس
فیتوریا ...
قهرمان دیگه ای این نزدیکیا هست؟
آره. حس میکنم یکی هست
که اینطور
قهرمان سپر ...
مراقبش باش
ضمناً قولتو نگه دار
آره، هرکار بتونم میکنم
ظهور قهرمان سپر
توطئه ی از پیش تعیین شده
اگه میتونستیم از اون دیوار رد شیم میتونستیم از مرز عبور کنیم
رافتالیا-سان، مسیرای دیگه رو نمیتونیم بریم؟
راه فرعی ممکنه چند روز عقبمون بندازه
فیتوریا-سان گفت که یه قهرمان دیگه این نزدیکیاس، آره؟
شاید بهتر باشه مسیر دیگه ای رو انتخاب کنیم
چیکار کنیم، نائوفومی-ساما؟
واقعا تلاش کردی باهاشون سازش کنی؟
اگه بهشون نگی که اشتباه میکنن داری گناهتو میپذیری
پس قهرمان سپر ... سر قولت وایستا
به نقطه ی بازرسی میریم
اگه ایتسوکی و رن باشن، باهاشون حرف میزنیم که بزارن رد بشیم
اگه قبول نکنن چی میشه؟
اونوقت به زور رد میشیم
فهمیدم
چیه؟
راستش ...
فکر کردم سعی میکنی جلومو بگیری چون ممکنه سابقه ی منو بدتر کنه
آدمایی مثل ایدول وجود دارن که حتی برای کشتنت مجبور میشن هیولا احظار کنن
وقتش نیست که نگران ظاهر باشیم
درسته
آماده شو، راه میفتیم
چشم!
ا-این ...
ارباب جونم ...
نیزه ایه رو می بینم
یعنی به حرفام گوش میده؟
حالا چی؟
برای برگشتن زیادی دیره
ادامه میدیم
موتویاسو، گوش بده
ما نیومدیم اینجا بجنگیم
میخوام بذاری رد بشیم
فقط همین؟
ها؟
فقط همینو داری بگی
شیطان سپر!؟
نائوفومی-ساما!
کی به کسی بدون اینکه اول بهش گوش بده حمله میکنه؟
هنوز داری از سپرت برای شستشوی مغزی استفاده میکنی تا فیلو-چان و رافتالیا-چان رو برده نگه داری
چه نفرت انگیز!
همچین سپری وجود نداره!
سعی نکن حرفو عوض کنی!
قهرمانا باید باهم کار کنن
بذار حرفم تموم شه، موتویاسو!
نمیخوام باهات بجنگم!
حتی آخرین بار ـــ
شاید به این دنیا احظار شدم ...
که جلوی تو رو بگیرم!
نیروی شهاب سنگ!
هنوز مقاومت میکنی؟
خیلی لجبازی، شیطان ملعون
ارباب جونم!
نائوفومی-ساما، وقتی اینجوریه باهاش حرف نزن!
این یارو ...
چرا اینکارو میکنه؟
هی، موتویاسو
چرا اینقدر عصبانی هستی؟
چون بار پیش فرار کردم؟ تا این حد عصبانیت کرده؟
برای تو ...
رن و ایتسوکی برات حقیر بودن؟
بالاخره فهمیدم تو شیطان واقعی هستی!
چی؟
با گفتن اینکه هممون هم تیمی هستیم ما رو فریب دادی
به عنوان قهرمان ها و بعد
تو ...
تو یه تیکه آشغالی!
حسابتو میرسم!
هی، اصلا مگه چیکار کردم؟
به احساساتت رجوع کن!
خودت میفهمی!
جدی جدی میخواد منو بکشه!
نمیبخشمت
انتقام کشتن ایتسوکی و رن رو ازت میگیرم!
من کشتمشون؟
چی داری بلغور میکنی؟
داری بازیم میدی، شیطان ملعون؟
باید بدونی چرا اینقدر عصبانی و زخم خورده م!
هردوتاشونو تو کشتی!
و هنوز، تو ...
یعنی چی؟
قهرمانای کمان و شمشیر کشته شدن؟
از سپر شستشوی مغزی روی پرنسس ملتی هم استفاده کردی؟
ای خوک کثیف!
باز میگم همچین چیزی ندارم!
اگه موتویاسو داره حقیقتو میگه ...
اگه وقتی موج میاد یکی از قهرمانا از دست بره
مبارزه بطور غیرمستقیم با اون سخت ترم میشه
گوش کن، موتویاسو
من رن یا ایتسوکی رو نکشتم! احتیاجی به اینکار نداشتم!
چی؟
خودت جسدشونو دیدی؟
ندیدی، درسته؟
پس ممکنه دروغ باشه که ــــ
این اطلاعات معتبر از رهبر کلیسا منتشر شده
اونا گفتن شیطان سپر یه هیولا رو تو مرکز شهر آزاد کرده
و ایتسوکی-ساما و رن-ساما رو طی غافلگیری کشته
چی؟
موتویاسو-ساما، مراقب سپر شستشوی مغزیش باش
نذار شیطان با حرفاش خامت کنه
آره، میدونم
من گول نمیخورم!
چرا همیشه اینجوریه؟
مل-چان؟
خواهر، نکنه تو!
تو رن و ایتسوکی رو کشتی!؟
حالا وقت نبرده
این چیه؟
قفس رعد و برقی!؟
درسته. این آیتم جادوگر و هدفشو
تو هاله ی رعد و برق محصور میکنه
راه فراری نداری!
انتقام مرگشونو میگیرم!
آروم باش و بهش فکر کن، موتویاسو!
میخوای بدون تحقیق کردن مرگشونو باور کنی؟
من به دوستام اعتماد کامل دارم!
چه دلقکی
داره به ساز اون میرقصه ابله!
آماده باش!
زندان سپر!
سطحش پیشرفت کرده!
فیلو!
باشه!
نه، نمیتونی
بعنوان سرور و ملکه ی بعدی تو بهت دستور میدم
این یه طلسم قدیمیه
قوانین خلقتو رمزگشایی کن و هدفمو زیر بارون آتش ببر!
توفان آتش زوایت
آتشو با بارون که منو هدف گرفته خنثی کن!
ضدّ طوفان آتش زوایت!
نائوفومی!
حاضری، فیلو؟
اوم!
عجله نکن
شلیک باد زوایت!
عالیه!
این همون حرکاتیه که تو دوئل با فیتوریا-سان میزد
خوب داره ازشون استفاده میکنه!
No comments yet. Be the first to leave one.