Influencers

Influencers

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Influencers 2025 1080p AMZN WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-13
Загрузки: 153
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫جورجی!

‫کاترین.

‫اون برگشته.

‫سلام.

‫جورجی سراغت رو میگرفت.

‫بهش گفتم ازش بدت میاد و ‫از دستپختشم متنفری.

‫ای شیطون.

‫خب، دارم فکر میکنم، یکم وقت آزاد جمع کردم

‫تو از خونواده من خوشت نمیاد.

‫واسه این آخر هفته ذوق دارم.

‫خب میتونستیم همینجا ‫یه کاری بکنیم.

‫خب، من میخواستم.

‫میخوام این آخر هفته خاص باشه.

‫مهمه.

‫فکر کنم.

‫خیلی زیاده.

‫خب هی میگم ‫میتونم واسه پولش کمک کنم.

‫اینو از کجا آوردی؟

‫اجاره کردمش.

‫یه آخر هفته‌ هست، نه یه ماه.

‫اوه، وای.

‫بزنیم کنار.

‫همین الانشم یه ساعت عقبیم.

‫آه، بیخیال.

‫زود تموم میشه.

‫از اینجور چیزا خوشم میاد.

‫بریم بالا.

‫یالا!

‫از اونجا برو عقب.

‫خطرناکه.

‫مشکلی نیست.

‫دایان.

‫مشکلی نیست.

‫همونجا وایسا.

‫ما که سوئیت گوشه بالایی رو ‫رزرو کرده بودیم.

‫گیج شدم.

‫عذر میخوام.

‫یه جا به‌ جایی کوچیک داشتیم ‫واسه یه مهمون خاصی که

‫همین الان از راه رسید.

‫یه مهمون خاص؟

‫بله.

‫چجوری بگم؟

‫یه قرارداد تبلیغاتی.

‫تاریخ‌ های ما جابه‌جا شد ‫و من معذرت میخوام.

‫من واسه اون اتاق اضافه پول دادم.

‫ما ماه‌ها بود واسه این سفر ‫برنامه‌ریزی کرده بودیم.

‫بازم، خیلی متاسفیم.

‫همه چی خوبه؟

‫راستش نه.

‫خیلی کوچیکه.

‫مشکلی نیست.

‫من فقط خوشحالم که یه کم ‫وقت آزاد با تو بگذرونم.

‫الان یه کم خسته‌ کننده ‌هست.

‫فهمیدی چی...

‫نه. نه، بهش گفتم ما پروازو ‫واسه پنجشنبه میخواستیم،

‫نه جمعه.

‫اون کاملا بی ‌عرضه هست، ‫و اینجارم که اصلا اونجوری که گفتن نیست.

‫نمیدونم انتظار دارن باهاش چیکار کنم.

‫اینجا وسط ناکجاآباده. نه، میدونم.

‫نه، میدونم.

‫ولی، آه، اتاق اون چیزی نیست ‫که به من کرایه دادن.

‫خیلی کوچیکه.

‫من خوبم.

‫یه کاریش میکنم.

‫فقط دو روزه.

‫آره.

‫بعدا باهات صحبت میکنم.

‫استخره یه کم کوچیکه، نه؟

‫تو عکس ها بزرگتر به نظر میرسید.

‫نمیدونم باهاش چیکار کنم.

‫شارلوتم، راستی.

‫ها؟

‫قرار نبود بیام،

‫ولی بعد دقیقه نود ‫کل هزینه‌ شو مجانی کردن.

‫و من با این مجموعه ‫یه جورایی قرارداد دارم،

‫واسه همین یه جورایی مجبورم بیام.

‫استخر تو عکساشون بزرگتر دیده میشه.

‫چرا تو عکسای خودت ‫کاری نمیکنی بزرگتر دیده بشه؟

‫اسمت چیه؟

‫کاترین.

‫خب، از آشنایی باهات خوشوقتم.

‫احساس بدی داره.

‫خیلی بعید میدونم.

‫باید میدیدی چطور با دستیارش ‫یا هرکی بود حرف میزد.

‫حتی پیشنهاد داد اتاقمونو عوض کنیم.

‫سعی کن قبول کنی.

‫ببین، میخواد واسه ما شام بخره.

‫اگه تو نمیخوای بری، ‫مشکلی نیست، ولی من میرم.

‫راستش داشتم بین لس ‌آنجلس ‫و نیویورک واسه تبلیغات لوازم آرایشی

‫هی اینور و اونور میشدم.

‫در اصل، داشتم ‫به دخترای کوچیک محصول میفروختم.

‫و بعد کشیده شدم اروپا

‫واسه این کمپین‌ های مسافرتی، و ‫الان بازم آماده ا‌م واسه یه چیز جدید.

‫تنهایی این همه سفر میکنی، ‫احساس تنهایی نمیکنی؟

‫نه.

‫من دائم دارم آدمای جدید میبینم.

‫و خیلی از تولیدکننده ‌های محتوا ‫تنها سفر میکنن،

‫واسه همین سر راه با آدمای زیادی آشنا میشی.

‫نمیدونم من بتونم این کارو بکنم.

‫فکر میکنم اگه اینجوری ‫تنها سفر کنم، احساس ناامنی میکنم.

‫آره، ریسکی به نظر میاد.

‫کسی واقعا نمیدونه کجایی.

‫خب، زندگی بدون یه کم ریسک ‫چه ارزشی داره؟

‫قبلا تنهایی سفر کردی.

‫نه واقعا.

‫فقط اروپا.

‫وقتی ما دو تا با هم آشنا شدیم، ‫اون خیلی افسرده به نظر میرسید،

‫انگار هیچکسو نمیشناخت.

‫بعدش یهو اومد ‫و منو شیفته خودش کرد.

‫شما دو تا با هم هستین؟

‫ای وای!

‫فکر کردم خواهر یا یه چیزی ‫توی این مایه هستین.

‫خواهر.

‫آه، چقد بامزه هست.

‫منظورم اینه که، این در واقع سالگردمونه

‫یه سال کامل

‫ای خدا.

‫و من اینجام، دارم کلا گند میزنم بهش.

‫نه، اشکال نداره.

‫خب، چه برنامه ‌ای دارین؟

‫آره، داریم فکر میکنیم بریم، بیرون شهر

‫شاید یه تاکستانی رو ببینیم

‫آه، من در واقع یه تور ‫شراب ‌خوری اختصاصی دارم

‫که فردا برگزار میشه.

‫یه چیز تبلیغاتی.

‫میتونم براتون دعوتنامه بگیرم.

‫ما برنامه ‌های خودمونو داریم.

‫خب چقد وقته تو فرانسه هستی؟

‫من؟

‫آره.

‫آمریکایی هستی، نه؟

‫آره، ولی چندین ساله اروپام.

‫آمریکا خیلی نوئه.

‫یه چیزی توی شهرهای مدرن هست ‫که باهام حرف میزنه.

‫فک کنم مرغ همسایه غازه.

‫دقیقا.

‫خیلی سرسبزتره.

‫من تازه از ژاپن برگشتم،

‫و زیباترین عکسا رو گرفتم.

‫آه، کاترین همیشه ‫میخواسته آسیا رو ببینه.

‫فکر میکنیم سال دیگه شاید بریم.

‫تا حالا نرفتی؟

‫نه.

‫فک کنم آرزومه.

‫آخه همیشه داری در موردش حرف میزنی.

‫خب، هر کسی باید ‫از یه جایی شروع کنه.

‫من در واقع دارم فکر میکنم ‫برگردم بالی، وقتی اروپا

‫به طرز اجتناب ‌ناپذیری خستم کنه.

‫چند تا دوست تو تایلند دارم،

‫و منم قطعا خیلی حسودیم میشه.

‫دختر خوبیه.

‫آره.

‫نیتش خیره.

‫باهاش مشکلی ندارم.

‫ظاهرا تو یه خیریه کمک میکنه.

‫فقط همین احساس ‫صاحب اختیار بودنشه.

‫دخترایی مثل اون فقط ‫میگیرن و میگیرن.

‫ولی اگه موبایلشونو ازشون بگیری،

‫کاملا بی‌ مصرف میشن، ‫تو یه هفته میمیرن.

‫حسودیت میشه؟

‫چی؟

‫نه.

‫فقط فکر میکنم دخترایی مثل اون ‫به تنهایی دارن نسل بعدی

‫زنا رو خراب میکنن.

‫یکی باید بهشون یه درسی بده.

‫یه کم تنهایی و بدون موبایل

‫احتمالا حالشون رو خوب میکنه.

‫همیشه چقد تو فاز نمایشی هستی.

‫وقتی بچه بودم، ‫خیلی تنهایی وقت میگذروندم.

‫حالمو خوب کرد.

‫چی؟

‫مثلا ولشون کنی تو ناکجاآباد

‫بدون آنتن موبایل و ببینی ‫چقد زنده میمونن؟

‫ببین، الان داری ‫مثل یه روانی حرف میزنی.

‫واسه یه رئالیتی شو خوب میشه.

‫شرط میبندم کسی ‫متوجه ناپدید شدنش نمیشه.

‫داری به چی نگاه میکنی؟

‫هیچی.

‫فردا بریم بیرون شهر.

‫فقط من و تو.

‫همون واسه چی اومدیم اینجا.

‫آره.

‫منم دوست دارم.

‫زود بیدار شدی.

‫ببینش، چقد تیپ زدی.

‫آه، آره، واسه تو.

‫قهوه بلک لنگ با شیر و ‫یه کاسه کوچیک میوه.

‫- دایان هنوز خوابه؟ ‫- آره.

‫آه، من همیشه سحرخیز بودم،

‫گرچه اینجا سخته

‫چون نمیشه یه لاته درست و حسابی گیر آورد.

‫هیچ چیزی تو دنیا بدتر از این نیست

‫که روزتو قبل از اینکه شروع بشه، هدر بدی.

‫اون برنامه رو بهت گفت؟

‫نه.

‫آره، دیشب بهش تکست دادم.

‫واسش بلیط‌ های اون

More Farsi Persian subtitles for Influencers

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left