Первые 200 строк.
موضوع امروز اینه: «چطوری صادق باشیم و تو این راه نَفله نشیم.»
یه مدتی هست که معشوقه دارم
اصلاً فکر خونه اومدن رو هم نکن
هر چی اینجا گفته میشه دروغه. همهش الکیه
ویکتوریا، استئوپات (متخصص استخواندرمانی)
میدونم قرار بود دیگه با هم حرف نزنیم
ولی کتابی که «سلوا» داره چاپ میکنه داستان زندگی ماست
همیشه فکر میکردم وقتی میمیریم دیگه تمومه، اتفاقی نمیافته
قبلاً میگفتم: «مردن اونقدرا هم بد نیست. نه. مگه چه فرقی میکنه؟»
ولی الان دیگه فکر نمیکنم اینطوری باشه
درمان جایگزین (تراپیِ آلترناتیو)
عصر بخیر
برنامه امروز قراره متفاوت باشه
امروز نه موزیسین داریم، نه سلبریتی، نه کارشناس
به بچهها هم گفتم آهنگ نزنن
چون امروز از اون برنامههاییه که
تو خوابم هم نمیدیدم یه روز همچین چیزی بسازم
امروز تو خونه داشتم بهش فکر میکردم
میدونید که من هیچوقت درباره مسائل شخصی حرف نمیزنم
ولی با خودم فکر کردم و گفتم: «به عنوان یه انسان، وظیفهمه.»
باید حقیقت رو بهتون بگم
درباره اون شخصیتی که
اِ
خیلی دوسش داشتیم و سالها به حرفاش گوش دادیم
استادِ عشق. منم میپرسم: «کدوم عشق؟»
حالا میخوایم یه دختری رو صدا کنیم به اسم
گیزلا دِلت
تا چند تا سوال مهم ازش بپرسیم
بفرما بالا گیزلا. مرسی
بشین. نترس، نمیخورمت
خب. بشین
ممنون. این دختر، اِ
همونطور که میبینید
یه دانشجوی عالی روانشناسیه
و سال دیگه میره لندن برای فوقلیسانس
دکتراست
ببخشید، دکترا. مهم نیست، حالا هر چی
اگه حرف احمقانهای زدم اصلاحم کن. نه، اوکیه
و ایشون، نه فقط این، بلکه به مدت یه سال
دستیار «سلوا پرز» بوده
میخوام فقط به یه سوال جواب بدی
تا همهتون بفهمید چه اتهامی داریم میزنیم
آیا سلوا تو رشته روانشناسی فارغالتحصیل شده؟
خب؟ آره یا نه؟
وقتی داشتم دنبال اطلاعات میگشتم
درباره دانشگاه گلداسمیت... معذرت میخوام
یه روز دیگه باز میاریمت تا از نقشههات برامون بگی
که حتماً خیلی هم جالبه. بله
حالا میخوام جوابم رو بدی. بله
مدرک روانشناسی داره یا نه؟ آره یا نه؟
سلوا فارغالتحصیل نشده
هیچ مدرکی تو هیچ رشتهای نداره
اون نمیتونه اینطوری به کارش به عنوان روانشناس ادامه بده
گریس، من فهمیدم اون چهار تا واحد کم داره. اون روانشناس نیست
دکتر آلوارز
ولی این وحشتناکه! دقیقاً
مطمئنی؟
چیزی که اومدی بگی... کاملاً مطمئنم
میتونه روی آیندهت اثر بذاره. اگه دروغ بگی برات گرون تموم میشه
میدونم. زل بزن به دوربین و بگو
کاملاً مطمئنم. سلوا نمیتونه به کارش ادامه بده
یکی باید بازداشتش کنه
چراغ رو خاموش کرد
تا بتونه وارد خونه بشه
پلیس شهر
عملیات رو شروع کنید
آلوارز، گوش کن چی میگم
یه ماشین پلیس جلوی خونهمه
نمیدونم. وضعیت اضطراریه
لطفاً بهم زنگ بزن. چی میشه؟ ممکنه دستگیرم کنن؟
یه نکته دیگه هم هست که میخوام بگم. آره، بگو
اون سالی که با سلوا کار میکردم... بله
همهش غیرقانونی و زیرمیزی بود. کاملاً مخفیانه
نه! حتی حق سنواتم رو هم نداد
یا پولی که بابت ماه آخرِ کارم بهم بدهکار بود
با اون همه پولی که ما اینجا بهش میدادیم
درسته. این... خب، این
باورم نمیشه. نمیدونی چقدر متأسفم گیزلا عزیزم
ممنون. خیلی ممنون. خیلی لطف کردید
بدون اینکه نفعی تو این قضایا داشته باشی
با کمال حسن نیت اومدی
ممنون گریس. از همگی ممنونم
و یه چیز دیگه گریس
چیزی که میخوام بگم خیلی جدی و ناخوشاینده
ولی اون داره از پروانه کسبِ یکی از دوستاش استفاده میکنه
که متأسفانه تازگیها فوت کرده
اون طرف روانشناس بود ولی دیگه کار نمیکرد
ببخشید، ببخشید. ولی به این میگن
«دخالت غیرقانونی در امور پزشکی»، درسته؟ پزشکی
دقیقاً. اسمش همینه
«دخالت غیرقانونی در امور پزشکی.»
اون کسیه که اجازه نداره اینطوری کار کنه. اصلاً نمیتونه
ولی سلوا اینطوری کار میکنه. هوم؟
خب، این واقعاً باورنکردنیه، مگه نه؟
باورنکردنیه. یه توهمه... ولی حقیقته
ببخشید، اسمت گیزلا بود دیگه؟ نه خواهش میکنم. شرمنده. بله، بله
معذرت میخوام. سلام دخترم
من از این موضوع شوکهام، چون... معلومه که دارم تماشا میکنم
این چیزی که گفتی فراتر از تصورات من بود
و واقعاً امیدوارم یه دادرسی، یه قاضیای
که گاهی با مسائل احمقانه وقتش رو تلف میکنه
ببخشید، ولی اینجا یه جای جدیه
یه پرونده تشکیل بده، چون باید این کار انجام بشه
«گراسیاس گریس» گزارش اختصاصی تقدیم میکند
از لحظه دستگیری سلوا پرز سالرنو
قسمت ۱۰: «دستیابی به آرزوها»
فکر میکردی همچین اتفاقی برات بیفته؟
سلوا، از زندان رفتن میترسی؟
چرا این کار رو کردی؟
میتونی تصور کنی چقدر مردم ناامید شدن
نظرت درباره همه اینها چیه؟
اونا خیلی سرخورده شدن سلوا. لطفاً چند کلمه حرف بزن. مردم میخوان بدونن
این یه اشتباهه
همه همین رو میگن حاجخانم
بهم نگو «خانم»
باشه
خب، پس میخوام با وکیلم حرف بزنم
بند کفشهات رو دربیار، لطفاً
به خاطر دخالت غیرقانونی در امور پزشکی
که جرمی هست که مرتکب شدی
قانون مجازات کشورمون حکمی صادر کرده
از ۱۵ روز تا یک سال حبس
من هیچوقت به کسی آسیب نزدم
نزدی؟
نه
میدونی چیه؟ من برنامه رو دیدم و اون توهینی که به گریس شد
داری من رو به خاطر چیزی که تو یه برنامه تلویزیونی گفتم قضاوت میکنی؟
نه، نه، نه. نه
مسئله اینه که همه ما واقعاً گریس رو دوست داریم
کار غلطی کردی که پروانه روانشناسیِ کسی رو قرض گرفتی
تراپیست. باشه، درمانگر
و نداشتن مدرک باعث نمیشه من درمانگرِ بدتری باشم
نه، باعث میشه یه مجرم باشی
هرچند ممکنه نخوای اعتراف کنی
ولی تو تلویزیون به خیلیا آسیب زدی و فریبشون دادی
و در ازاش سود بردی
یه حکمِ عبرتآموز برات صادر میشه
کی میتونم با وکیلم حرف بزنم؟
بهتره زودتر زنگ بزنی چون بهش نیاز پیدا میکنی
منو بیارید بیرون
منو بیارید بیرون
ممنون. تشکر نکن
همون موقع که پلیس رو جلوی در دیدی باید زنگ میزدی
ورود بیش از دو نفر همزمان ممنوع
خب، راست میگی، آره
دفعه بعد که دستگیر شدم زودتر بهت زنگ میزنم
شوخی کردم
داری برمیگردی یا میمونی؟
نه، همین الان برمیگردم. یه ساعت دیگه راه میافتم
خب... نه، اوکیه. ولی... نه
دفعه بعد از قبلش زنگ میزنم
یعنی ببرمت بیرون... بریم چیزی بخوریم. فعلاً. فعلاً؟ باشه
آره. میام پایتخت و بهت زنگ میزنم
آهان
رئیست بهم زنگ زد
کدوم رئیس؟
از انتشارات
گفت کتابت جزو ده تا کتاب پرفروشه
گفت «بستسلر» شده. شما اینطوری میگید دیگه، نه؟
میگن «پرفروشترین»
خب، میخوام آخرش رو برات بگم
بگو
آره، آخرش رو. بگو، بگو
آره، باحاله. بگو، ما رو تو کف نذار
یه جوری حرف میزنه ولی گوش دادن بهش حال میده
من عجیب حرف نمیزنم. یه ذره
بگو دیگه، تعریف کن. خب، باشه
«مالنا» از شوهرش «الکس» جدا شد
و اون «الی»ها هم از هم جدا شدن
سلام
غذا رسید
مالنا و الیاس با هم همخونه شدن
آره! معلوم بود همین میشه
برونو، دیگه بسه. بیا غذا بخور
رامون، بیا سر میز
برونو
بشینید لطفاً. سالاد سیتانِ منو آوردی؟
برونو
داد نزن
یالا! برو نوشابهها رو بیار، لطفاً
«ماله»، تو که نزدیکتری میاریشون؟
آره
با تو بودم نابغه. تو. میتونی اون هیکلت رو تکون بدی؟ ها؟
چرا من؟ چون
شنیدم. طوری نیست. جوش نزن، من ناراحت نمیشم
طوری نیست. میدونم طوری نیست
از تو خواستم انجامش بدی، اوکی؟
آره. باشه. باشه، باشه، باشه
رامون، عزیزم، بیا
دوست نداره کسی به موهاش دست بزنه
بیا غذا بخوریم، هوم؟ بیا با من
بهتره بذاری من ببرمش. مرسی. آره
مراقب میز باش، باشه؟ اون میز خیلی
خیلی چی؟ عزیزم، اون میز یه ثروت میارزه
لطفاً مراقب باش، خب؟ چون
باید مناسب بچهها باشه. وگرنه با این همه
آره. بریم سر میز عشقم؟ بریم
اوه، چقدر سنگینی! سنگینی. بذار من... آره
بفرما
خب عزیزم؟ جونم، انگار دایناسور خوردی
No comments yet. Be the first to leave one.