Blood Coast

Blood Coast (Pax Massilia)

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 2

Информация о релизе

Pax Massilia S02E01 1080p WEB-H264-NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-09
Загрузки: 76
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫چرا هر دفعه تو مارسی اتفاقی میافته ‫اسم تو میاد وسط، بنعمر؟

‫- آرنو! ‫- برو عقب!

‫لعنتی.

‫- اون دختر چی شد؟ ‫- مُرد.

‫ما جسد رو میبریم.

‫- ببخشید، خیلی خشک و خالیه. ‫- اشکال نداره.

‫- که یه احمق بودم؟ ‫- آره، یه احمق مردسالار هم بودی.

‫ولی جذاب.

‫میدونه که من ازش حمایت کردم.

‫من بنعمر رو میخوام.

‫پاکت ‌های پول، ‫معامله‌ هاش با علی سعیدی.

‫جفتمون با هم سقوط میکنیم.

‫گرگی که پیش سگ ‌ها بزرگ میشه، ‫بازم گرگ میمونه.

‫نگهبان!

‫ ‫قسمت اول

‫حالش زیاد خوب نیست.

‫آره، کتکش زدن.

‫قسم میخورم. پر خونه.

‫حسابشو رسیدن.

‫بیا.

‫یالا، بیا دیگه.

‫آشیل، حرفمو باور کن!

‫نمیدونستیم اینجا قلمرو سعیدی‌ هاست.

‫خفه شو!

‫نمیدونی تو قلمرو سعیدی‌ ها ‫نباید معامله کنی؟

‫صداتو نمیشنوم! یالا، یه چیزی بگو!

‫فرو کن تو *** ننت!

‫تو *** ننم؟

‫پس خیلی شاخی.

‫باشه،تو گنده گوزی که ‫میخوام ببینم چقدر جدی ‌ای.

‫اون شاخ نیست. داری چی کار میکنی؟

‫این کارو نکن.

‫ناله نکن، کونی!

‫چیه اسکل؟ فکر کردی میترسم؟

‫خودتو گنگستر فرض کردی؟

‫هان؟ ادامه بده.

‫یه گنده‌ گور با این قیافه تو؟

‫ من خیلی شاخم؟

‫اسمت چیه؟

‫چرا؟ میخوای منو بگایی؟

‫- مهدی، نه... ‫- خفه شو!

‫پس مهدی؟

‫تو مُردی.

‫اینو که میدونی، نه؟

‫وای، رفته رو مخم.

‫آره، حرومزاده؟

‫نگاه کن!

‫ببینم کمتر داد میزنی.

‫فکر میکردم زرنگ‌تری، جنده!

‫- پلیس! ‫- لعنتی!

‫یالا، بزنیم به چاک!

‫بیا بیرون!

‫یالا، بریم.

‫باشه.

‫ماشینو روشن کن!

‫لعنتی!

‫تو اینجا چی کار میکنی؟

‫هی تتو، خواهش میکنم، بذار برم.

‫یه مرسدس جی ‌ال ‌ای ۳۵۰ ‫اس‌ یووی با پلاک آلمان داره.

‫سه تا مرد، ناشناس. یه سیاه‌ پوست، ‫دوتا اهل شمال آفریقا.

‫به همه ماشین ‌های گشتی اعلام کنید، ‫ولی مواظب باشید، خطرناکن.

‫اون یکی کجاست؟

‫در رفت.

‫- منظورت چیه؟ ‫- رفت.

‫چطوری؟ تو که اینجا بودی.

‫نمیدونم. صدای تیر شنیدم ‫و اومدم بیرون تا کمکتون کنم.

‫وقتی برگشتم، رفته بود.

‫احتمالا با اون چاقو کارشو تموم کرده.

‫فکر میکنی همه چی رو توضیح میداد؟

‫تتو، داری چه مزخرفاتی میگی؟

‫چی شده؟

‫حرف بزن! الان سروکله آگاهی ‫و پلیس خبرچین پیدا میشه.

‫مگه کم دردسر داریم؟

‫اون مهدی جاوئی بود.

‫تو مارونیه با هم بزرگ شدیم.

‫- خب؟ ‫- اون ربطی به این کار نداره.

‫اون هیچ ربطی به این ماجرا نداره.

‫تتو، تو دیوونه شدی؟

‫تو نباید بذاری یه مواد فروش در بره، ‫حتی اگه رفیقتون باشه.

‫تو هیچوقت کار خلاف نکردی؟

‫باشه، آروم باشیم.

‫بعدا در موردش حرف میزنیم.

‫به بقیه چی بگیم؟

‫تو رز، میدونستی اون مهدی بود؟

‫نه، نشناختمش. ‫به من گفته بود تو پاریسه.

‫ده ساله ندیدمش. اومده بود اینجا کار.

‫اوکی.

‫ما هرگز اونو ندیدیم.

‫ما داشتیم محله رز رو زیر نظر میگرفتیم.

‫دنبالشون کردیم، ‫ولی با پیکشون فرار کردن.

‫تا وقتی که ما اومدیم، اون مُرده بود.

‫همه موافقید؟

‫اوکی.

‫باید امنیتو تأمین میکردم.

‫- چطوری اومدن تو؟ ‫- گیمنز.

‫- خانوادشو تهدید کردن. ‫- اونا کیا بودن؟

‫موریو دنبال اینه که دخلتو بیاره.

‫میخوان تو رو بفرستن نیم.

‫تو نیم چی کار کنم؟ من همینجا میمونم.

‫چاره ‌ای ندارن، آقای بنعمر. ‫دستور دادگاهه.

‫از کِی تا حالا دادگاه یک ساعت طول میکشه؟

‫دخترم نباید ساعت‌ها تو راه باشه.

‫همین الانشم سخته.

‫این برای امنیت خودتونه.

‫امنیت من؟ پس موریو چی؟

‫اون میره انفرادی، تو یه بخش با امنیت بالا.

‫وای. چه خوب.

‫الان احساس امنیت بیشتری میکنم.

‫واسه همینه که جا به جا میشید.

‫برای اینکه از اتفاقات ناخوشایند ‫جلوگیری بشه.

‫یه پلیس تو زندان، محکوم به مرگه.

‫اگه همکاری کنید، ‫شاید بشه یه جوری درستش کرد.

‫برو بابا.

‫چی گفتی؟

‫اینجوری به قضیه نگاه نکنید.

‫منو اینجا نگه داشتین به این امید که ‫ اطلاعاتی رو بهتون بدم که ندارم.

‫و حتی اگه داشتمم، نمیگفتم.

‫میدونید چرا؟

‫من لو نمیدم.

‫هیچوقت. یالا ماریو، بریم.

‫میدونید اون کی بود؟

‫ما فقط یه شرح ظاهری ازشون داریم.

‫چطوری اتفاق افتاد؟

‫ما تو محله رز باهاشون روبرو شدیم.

‫اونا داشتن یه خبرچین رو ‫میذاشتن تو صندوق عقب.

‫ما سریع دنبالشون کردیم. ‫و اونا ما رو آوردن اینجا.

‫چرا اینقدر طول کشید؟

‫باید منتظر این قتل‌ عام میموندید؟

‫شما محله رز رو میشناسید؟

‫آره، میشناسم.

‫پس چرا میپرسین؟ ‫ما بدون نیروی کمکی، شانس نداشتیم.

‫و شما دو نفر؟ ‫چطوری اومدین اینجا؟

‫این بازجوییه؟

‫نه، ولی ممکنه بشه.

‫- من فقط میخوام بفهمم. ‫- چیرو؟

‫اینکه چرا تا شماها پیداتون میشه، ‫همه چی خراب میشه.

‫گزارشم رو امشب به دستتون میرسونم.

‫- خوبه. ‫- مشکلی نیست.

‫خیلی خب، ممنون.

‫این مرکز بود.

‫امروز یکی خواسته ‫لی رو تو حمام زندان بکشه.

‫- حالش چطوره؟ ‫- تونسته خودشو برسونه به سلولش.

‫بیاین تو دفتر همدیگه رو ببینیم.

‫مدیر قبول کرد. ‫پنج دقیقه وقت داری.

‫برو تو.

‫امروز بیرون نمیای؟

‫یعنی قاضی رأیش عوض شده؟

‫نه، نگران نباش.

‫اومدم فقط خداحافظی کنم.

‫خب، خداحافظی کردی. ‫مادرت خوب تربیتت کرده.

‫میتونی بری.

‫مجرم میره، پلیس میمونه.

‫این سیستم شکست خورده.

‫این حرفا رو بذار واسه ‫مهمونی امشب با دوستات.

‫مگه هنوزم دوست داری؟

‫اینو که میگن:

‫اونی که دیگه دوست نیست، ‫از اولشم دوست نبوده.

‫این جمله‌ های قصار بابات به تو نمیاد.

‫چی میخوای؟

‫میخوام در مورد آیند‌ت حرف بزنم.

‫- تو طالع ‌بینی میخونی. ‫- آره، بعضی وقتا.

‫چقدر دیگه میخوای اینجا دوام بیاری؟

‫اکثر کسایی که اینجا هستن میخوان بکشنت.

‫این کمتر از نصف مارسی هست.

‫یه پیشنهاد دارم.

‫تو یه کاری برای من انجام میدی

‫و من امنیت تو و خانواد‌تو تأمین میکنم.

‫خانواده‌ منو از نقشه‌ هات بذار کنار.

‫ما یه سری آدم مسلح رو ‫دم خونشون دیدیم.

‫آدم‌های من حسابشونو رسیدن

‫و اونا اسم موریو رو بهمون دادن.

‫اون فرستاده بودشون.

‫کارشونو تموم کردیم. ولی بازم میان.

‫باید اینو بدونی.

‫باید چی کار کنم؟

‫موریو رو میفرستن ‫یه بخش امنیتی با حفاظت بالا.

‫ماریو شب ‌ها میذارت بیای بیرون. ‫کارشو تموم کن.

‫صبر کن. چی داری میگی؟

‫- من باید موریو رو بکشم؟ ‫- آره.

‫تو انتقام خانواده‌ی منو میگیری و ‫ خانواده‌ خودتو محافظت میکنی.

‫تو دیوونه‌ ای.

‫من یه پلیسم.

‫- قاتل اجاره‌ای نیستم. ‫- بودی.

‫سال‌ها فکر میکردی مارسی مال توئه...

‫حالا تو یه سلول کوچیک نشستی

‫و روزی دو بار مثل سگ میبرنت بیرون.

‫مگه نه؟

‫خب؟

‫من از خانواد‌م محافظت میکنم.

‫اگه دنبال انتقامی، خودت برو.

‫هر جوجه ‌ای که اینجا تازه اومده ‫این کارو برات انجام میده.

‫وقت تو زندان خیلی کند میگذره.

‫مخصوصا بعد از شنیدن خبرهای بد.

‫- یادت باشه... ‫- وقت تمومه.

‫یه جون در برابر یه جون.

‫یالا.

‫فراموش نکن، رفیق.

More Farsi Persian subtitles for Blood Coast

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left