Первые 200 строк.
بعضیها «برگنا» رو یه جامعهی کامل میدونن
بعضیها هم بهش میگن اوج تمدن بشری
اما بقیه حقیقت رو بهتر میدونن
خاندان «گوودچایلد» برگنا رو ساختن تا آیندهمون رو تضمین کنن
اونها «رِلیکال» رو ساختن
بنای یادبودی که بهمون یادآوری کنه از چی جون سالم به در بردیم
دیوار کشیدن تا از ما محافظت کنن
بهمون میگن که اون بیرون
طبیعت دوباره دنیا رو به تصرف خودش درآورده
اما مشکلات واقعی درونیه
گرفتار غمهایی هستیم که نمیتونیم اسمی روشون بذاریم
مردم غیب میشن
و دولت ما این جنایتها رو انکار میکنه
رژیم گوودچایلد شکم ما رو سیر میکنه
تا وقتی که ساکت بمونیم
در واقع داریم آزادی رو
با یه قفس طلایی معاوضه میکنیم
اما شورشیهایی هستن که زیر بار این معامله نمیرن
کسایی که میجنگن تا دولتی رو که ما رو ساکت کرده، سرنگون کنن
کسایی که به نام گمشدگان میجنگن
اونها خودشون رو «مانیکانها» مینامن
من هم یکی از اونام
رابط، ایان
مأموریتی برات داریم
باید مرکز نظارت مرکزی گوودچایلد رو از کار بندازی
ورودت شناسایی میشه
اما ما آلارمهای داخلیشون رو برای مدت کوتاهی مختل میکنیم
نظارت بزرگترین ابزار اونها علیه ماست
تا وقتی مانیکانها دیده بشن
هدف قرار میگیریم
باید کورشون کنی
هر مأموریت ما رو به شکست رژیم گوودچایلد نزدیکتر میکنه
این دخترمه. دیدینش؟
دو ماه پیش غیب شد. لطفاً کمکم کنید خانم
این دختر رو دیدی؟ دو ماه پیش غیب شده
خوابتون نمیبره؟ کابوس میبینید؟
برای کمک به مرکز خواب ما بیاید
بیخواب شدی؟ کابوس میبینی؟ داری برای من خرید میکنی، یونا؟
نشنیدی مگه؟
یه مناسبت خاصه. خواهرم بالاخره برای شام میاد
من و «کلودیوس» منتظر امشبیم
برای یه بار هم که شده، اونقدر توی خونه میمونی که بشینی
واسه همین بود که میخواستم همینجا ببینمت
ایان، شاید امشب نتونم بیام
متأسفم. ناراحت نشو
بحث این نیست که نمیتونی بیای شام
بحث سر دلیلشه
میدونی، قدیما فکر میکردم با من همراه میشی
روشهای ما برای حل مشکلات متفاوته
آره، تو نادیدهشون میگیری
چطوری ممکنه نادیدهشون بگیرم؟
ببخشید، این دخترمه
من مشکلات رو میبینم. حسشون میکنم
و دارم سعی میکنم از توش یه چیز خوب دربیارم
یک زندگی. آخه این چه زندگیایه؟
اینجا چیزهای خوبی هم هست
مثلاً این یکی
پس یه غافلگیری برات دارم
بهم بگو. امشب
پس مراقب باش... و برگرد
خوابتون نمیبره؟ کابوس میبینید؟
برای کمک به مرکز خواب ما بیاید
خوابتون نمیبره؟ کابوس میبینید؟
برای کمک به مرکز خواب ما بیاید
احتمال محتوای مانیکانی
سه مورد مشاهده شد. درخواست شناسایی
احتمال فعالیت مانیکانها وجود داره
بحث این نیست که نمیتونی بیای شام
بحث سر دلیلشه
میدونی، قدیما فکر میکردم با من همراه میشی
فکر کنم روشهای ما برای حل مشکلات متفاوته
اوضاع اینطوریه، و من دارم سعی میکنم از توش یه چیز خوب دربیارم
یک زندگی
زود اومدی، کلودیوس
اما اونها همهجا هستن
باید از تو در برابرشون محافظت کنیم
این روشیه که رئیس گوودچایلد با مانیکانها برخورد میکنه
اون نبود
اون مانیکان نبود
منم زمانی خانواده داشتم
زندگی داشتم
حالا تنها چیزی که دارم مأموریته
یونا
ایان؟ ایان؟ یونا؟
ایان؟ برگرد
بله؟
الان میتونی ببینیش
رابط، ایان
مأموریت داری
همونی که منتظرش بودی. گوودچایلد
اطلاعاتی به دست آوردیم که بهمون اجازه میده
به سیستم امنیتیش نفوذ کنیم
میخوایم حذفش کنی
باید زودتر منو میفرستادین. اونموقع خودکشی بود
نه برای من. صبور باش ایان
یک سال طول کشید تا اطلاعات لازم رو به دست بیاریم
میدونم میخوای این کار رو برای یونا انجام بدی
اما یادت باشه که این موضوع فراتر از توئه
اون تنها آدم بیگناهی نیست که کشته شده
الان وقتشه
هیچوقت به این اندازه قوی نبودیم
آره، مردم وحشت کردن
اما اگه راه رو بهشون نشون بدیم، وقتی اون بره، پشت سر ما قیام میکنن
حاضرم
فردا گوودچایلد آماده میشه تا برای شورا سخنرانی کنه
برای رسیدن به منطقهی دولتی، باید از باغ مرزی عبور کنی
وقتی از باغ گذشتی
باید سریع به سمت قلعه بری
بخشهای داخلیِ زیرزمینی طوری ساخته شدن که گیجکننده باشن
یه مسیر برات تعیین کردیم
همونو دنبال کن
میخوام برای عبور، «سیثاندرا» همراهم باشه
البته
برو به تالار اصلی. رئیس گوودچایلد اونجاست
از اونجا به بعد میدونی باید چیکار کنی
بله
این کار رو بکن تا انتقامت رو بگیری
و همهمون به پیروزی برسیم
سلام سیثاندرا
هنوزم نمیتونم غافلگیرت کنم. فعلاً که نه
تغییرات چطور پیش میره؟
کاربردیه
تو هم باید انجامش بدی. من کفشهام رو دوست دارم
اخطار. پایان منطقهی غیرنظامی
جلو نرید
اخطار. جلو نرید
حاضری؟ همیشه
اخطار. جلو نرید
سیثاندرا! بیا ادامه بدیم
اینها رو درک میکنیم؟ کاملاً
من جای شما بودم روی چمنها نمیرفتم
وعدهی ملاقات، ساعت ۱۶:۲۰
منتظرت میمونم
من با سیاستِ هدف قرار دادنِ تهدیدهای اثباتشدهی مانیکانها موافقم
اما میترسم داریم زیادهروی میکنیم
در مورد اونها چیزی به اسم زیادهروی وجود نداره
نشان دادنِ کمی ملاطفت هم مزایایی داره
نباید بذاریم طعم امید رو بچشن، حتی یکیشون
زورِ بازو تنها گزینه نیست. ولی گزینهی مؤثریه
مانیکانها دارن قوی میشن. بهزودی زور دیگه جواب نمیده
پس میخوای کوتاه بیای؟ مذاکره کنی؟
باید در این سیاست تجدید نظر بشه و به رأی گذاشته شه
این سیاست جای بحث نداره
ولی من دارم بحث میکنم
پیشنهاد میکنم با دیدِ بیطرفانهتری به این قضیه نگاه کنی، «ژیرو»
اینجا ما باید غیرشخصی عمل کنیم
که یه وقت نخوای پرخاشگریت رو شخصی برداشت کنم
مگه نه؟
تِروور
مرخصید
اورِن؟
دارم نگرانت میشم، اورن
این تندیای که پیش گرفتی... رفتارهای اینچنینی کمکی به ما نمیکنه
من به محافظت از چیزی که ساختیم باور دارم و بابتش عذرخواهی نمیکنم
این سیستم ساخته شد تا من بتونم کارم رو انجام بدم
اگه نتونی خودت رو کنترل کنی، منم نمیتونم کارم رو بکنم
فهمیدم. واقعاً؟
بله
و نتایج آزمایش چی شد؟
همهشون منفی بودن
متأسفم. تا فردا صبح یه گروهِ آزمایشِ جدید پیدا کن
شاید وقتش رسیده آزمایشها رو رها کنی، تروور
ما همین حالا هم داریم با راه حل زندگی میکنیم. این خودِ کماله
چرا نمیتونی بپذیرش؟ داری میبینی چه بلایی سر مردم میاد
میدونی اوضاع چقدر وخیم شده
میشه مهارش کرد، کنترلش کرد
فکر کنم یادت رفته که قرار بود همهی اینها موقتی باشه
همیشه این رو گفتیم، اما چرا باید اینطور باشه؟
چون اشتباهه
همهچیز تغییر میکنه. اما میدونم تو تغییر نمیکنی
تو منو میشناسی؟ من سالهاست که برادرتم
تو این مورد حق با توئه
تروور؟ سخنرانیت
تروور؟
بیفایدهست
مقصد رو بگو. تالار اصلی
به جلو حرکت کن
به سمت چپ حرکت کن
میدونم که ترسها و غمهایی دارید
که باورتون رو سست میکنه و صبرتون رو لبریز
اما حالا بیش از هر زمان دیگهای باید کنار هم بایستیم
چون کسانی در بین ما هستن
که میخوان چیزی رو که ساختیم، ویران کنن
مانیکانها دنبال ایجاد تفرقه بین ما هستن
هرگز نباید فراموش کنیم کی هستیم
یک پاسگاه تنها، یک گروه کوچک
ما تنها بازماندگانِ تمدنی هستیم که زمانی تمام زمین رو پوشونده بود
باید همراه هم با این چالشهای جدید سازگار بشیم
به یاد بیارید با چه چیزهایی روبرو شدیم
و از چه چیزهایی جون سالم به در بردیم
ما سازگار خواهیم شد
ما همیشه سازگار شدیم
این توی ذات و ریشهی ماست
کاترین
خودتی
کاترین؟
بیرون منتظر باش
ایان
قبلش منو با یه اسم دیگه صدا زدی
همینطوره
No comments yet. Be the first to leave one.