Первые 200 строк.
یه یادآوری به همه مسافران، هنوز
تو به این حرفای مربوط به تندرستی و اینجور چیزا اعتقاد داری؟
جک، دلت نمیخواد سمزدایی توی غار نمک رو از قلم بندازه
چی؟
میدونی چیه؟ شاید بهتر باشه ماسک نور و سرمِ اون رو امتحان کنی
یه فکری به حال چروکهای دور چشمت بکنی
یارو معلومه که یه شیاده
اوه، واقعاً اینطور فکر میکنی؟
یه به اصطلاح مرشدِ طب سنتی از سئول
اوه. اوه! آیگو. اوه، خودشه
دختر خوشگلم. خانم دکتر. اوه
سلام مامان
خیلی از دیدنت خوشحالم عزیزم
جک، کالین، ایشون... هنوز درست غذا نمیخوری، نه؟
جک گریلینگ. به کشتی خوش اومدید
اه، ممنون. شارون، ایشون دکتر وو هستن
آه، مردِ پشتِ ماسک
عالیه. دقیقاً همونطوری که توصیفش کرده بودی
«توصیفم کرده بودی»
از دیدنت خیلی خوشحالم شارون
اینجا چیکار میکنی؟
اومدم تا از کلینیک جدید دکتر وو توی استانبول بازدید کنم
جرئت دارم بپرسم چرا؟
در حال مذاکرات حساسی هستم تا یکی از سرمایهگذارهای امپراتوریِ «وو» بشم
چی گفتی؟
ما اینجاییم تا چند تا سرمایهگذارِ بالقوه رو جذب کنیم
خب، شما دوتا کجا با هم آشنا شدید؟
توی یه همایش مهمِ سرمایهگذاری در سئول
و این مرد یه نابغهست
خوشتیپ و پولدار هم هست
نه
و مجرد
داری خجالتم میدی
یه کیسِ ازدواجِ تمامعیار، اینطور فکر نمیکنید آقای گریلینگ؟
مطمئنم زوج دوستداشتنیای میشید
اوه، نه برای من. برای دختر خوشگلم
# دارم میرم به یه ماجراجویی
# و یه حسی دارم که خورشید قراره بتابه
# بتابه، خورشید قراره بتابه
# عاشق اقیانوسم
# و یه حسی دارم که امشب راهیِ دریا میشم
# امشب، امشب راهی میشم
# همهش به خاطر توئه
# همیشه یادم میمونه
# دارم میرم به یه ماجراجویی در حالی که به فکر توام
# دارم میرم به یه ماجراجویی
درحالی که به فکر توام. #
ممنون. ممنونم
توی کلینیک میبینمت
ممنون. اونجا میبینمت
ماسک من فرصتی منحصربهفرد به مشتریهامون میده
تا با روند پیری مبارزه کنن
شبیه چیزاییه که توی «شبح اپرا» بود
هوم
هوم. عجیبه
آها! ده سال
ماسک من میتونه ده سال جوونترت کنه
فکر میکنی بهش نیاز دارم؟
شما ستاره این کشتی هستید آقای گریلینگ
مگه صورتتون سرمایه شما نیست؟
راستش، صدام سرمایمه
بله، اما این ظرفِ ارزشمندیه
که اون صدا رو به گوشِ تماشاچیهات میرسونه
احتمالاً همینطوره
بهتره برای بازدید از کلینیک همراه ما بیای
یه درمان رایگان هم بهت میدم
«صبح بخیر به همهی مسافران.»
کاپیتان، اجازه ورود به تنگه داردانل رو گرفتیم
عالیه. وضع هوا هم که خوبه
ممنون شارلوت... کیت
ببخشید. شارلوت دختر بزرگمه. اوه
هوم. چه جالب. خب، همینطور ادامه بده
خب، چی شد که شکوه و جلال
منطقه گانگنام رو ول کردی و اومدی به دلِ دریا؟
میدونستم چقدر مامانم رو عصبی میکنه
خب، شاید بتونم با یه پیشنهاد کاری وسوسهت کنم
شاید به زودی دنبال یه مدیر کلینیکِ جدید بگردم
فکر نمیکنم
و شما دوتا چطور با هم کنار میاین؟
مامان، میخوای یه سری به مرکز پزشکی بزنیم؟
(با لکنت) آخه دارم از نوشیدنیم لذت میبرم
فکر کردم شاید دوست داشته باشی محل کارم رو ببینی
شاید بعداً، اگه تو هم برای بازدید از کلینیک همراه من بیای
هوم. خوشحال میشیم تشریف بیارید
مطمئن نیستم. شارون، خواهش میکنم
باشه
شامپاین؟ اوه بله. عالیه
شنیدم مادرت توی کشتیه. آره
سورپرایز خوبیه
راستش نه زیاد. چرا؟
داره سعی میکنه منو به زور با اون دکترِ قلابیِ طب سنتی جور کنه
همون یارویی که ادعای اکسیر جوانی داره؟ مامانم مثل سیریش چسبیده به این قضیه
فقط بهش بگو که قبلاً با کسی وعده کردی
نابغه! خواهش میکنم
مامان، دکتر وو
ایشون پیرز دو وریس، ناخدای کشتی هستن
و نامزدم
چی؟
از دیدنتون خوشحالم
نـ... نـ... نه. تو نامزد کردی؟
صد البته
و به مادرت چیزی نگفتی؟
یه عشقِ طوفانی و سریع بود. هه
این... خیلی دور از انتظار بود
اه... یه بسلامتی بزنیم. آره. هوم
به سلامتی همسر آیندهم
و مادرِ زیبایش. (صاف کردن گلو)
«خانمها و آقایان، به استانبول خوش آمدید»
«شهر مسجد کبود، جایی که شرق و غرب به هم میرسند»
«و دندونهای سفیدِ ترکیهای مثل مروارید توی تنگه بسفر میدرخشن.»
سلام به همگی
به کلینیک «وو» خوش اومدید
جایی که گذرِ سالها مثل معجزه محو میشه
مامانم مجبورم کرد بیام اینجا
جایی که آگاهی... عذرِ تو چیه؟
تکنولوژی و زیبایی به شکلی عالی با هم تلفیق شدن
شگفتانگیز نیست؟
ایشون دکتر عزیز، مدیر محترم کلینیک ما هستن
امیدوارم مشکلاتی که دفعه پیش در موردشون صحبت کردیم رو حل کرده باشید
همه چیز تحت کنترله، خانم تان
بازدید رو شروع کنیم؟ البته
موجودِ کریه
از این طرف، اتاق ماردرمانیه
جایی که روش انقلابیِ ما برای تحریکِ
عصب واگ
باعث ترشح فوقالعادهی اکسیتوسین و اندورفین میشه
ما همچنین از سم مار
به عنوان بخشی از برنامهی منحصربهفردِ ضدچروکمون استفاده میکنیم
خطرناک نیست؟
سم مار خواص داروییِ مفیدی داره
که پزشکها تازه دارن کشفشون میکنن
(صاف کردن گلو) درمانِ من کی شروع میشه؟
اگه مایلید توی دفترم منتظرم بمونید، به زودی میام پیشتون
ممنون. فعلاً
من همین الانش هم کلی پیامِ تند و تیز برای دکتر عزیز گذاشتم
من دان بِلیکلی هستم
بـ-ـلـ-ـیـ-ـکـ-ـلـ-ـی
متاسفم. لعنت به این، فایدهای نداره
ببخشید
حالا یه فیلم کوتاه براتون داریم
دربارهی برنامههای آیندهمون برای توسعهی کلینیک
دنبال من بیاید. بعدش برمیگردم تا به سوالاتتون جواب بدم
واقعاً میخوای پولت رو توی این کلاهبرداری سرمایهگذاری کنی؟
میدونی چیه؟ من قبلاً این فیلم رو دیدم
میرم یه تجدید آرایشی بکنم. با پودر جلبک؟
شارون، این فرصتیه که فقط یه بار توی زندگی پیش میاد
یه کم به من ایمان داشته باش
خانم تان؟
بهتره اون سرنگ رو برای اثر انگشت چک کنید
هر قاتلی که کارش رو بلد باشه، حتماً پاکش کرده
با این حال
لطفاً به من نگو چطور کارم رو انجام بدم
ببخشید، از روی عادته. چی؟
پلیس سابقم
(با تمسخر) چه عالی
هی، کیت
به محض اینکه پیامت رو گرفتم، اومدم
ببخشید. ایشون افسر اول وودز از کشتی تفریحی هستن
اومدن تا مسافرهامون رو ببرن
بازرس دمیر بادم. از دیدنتون خوشحالم بازرس
همون دمیر صدام کن کیت
خب، چی شده؟
منم اینجام تا همین رو بفهمم
ممنون. خیلی ممنونم
من جمیل بودم و شما هم فوقالعاده بودید
ممنونم
جمیل، جمیل، جمیل
آره! جمیل
داری جکِ درونت رو شکوفا میکنی؟
ببخشید
زود باش برگرد سر کارت ستاره. البته
کالین؟ هوم؟
دنبال چه جور شخصی بودی که برای پستِ
کارآموزِ بخش سرگرمی درخواست بده؟
خب، باید به اندازه «اسکار وایلد» بذلهگو باشه
و هیکلش هم مثل «پل مسکال» باشه
ببین جمیل، مسئول بخش سرگرمی
باید توی تمام کارهای نمایشی استاد باشه
میدونی، باید یه مجریِ فوقالعاده باشه
یه گردانندهیِ فرز و چابک برای بازیِ بینگو
باید بتونه کارائوکه اجرا کنه، رقصنده باشه و دیجی
باید خیلی فرز و سبکپا باشه
و از همه مهمتر، باید یه لبخندِ خیرهکننده داشته باشه
همین؟
راستش، حالا که فکر میکنم
باید یه سبکِ مخصوصِ خودت هم داشته باشی
میتونم روی اون کار کنم
تو؟
میخواستم برای این پست درخواست بدم
آهان، صحیح. خب
خب، بذار یه چیزی بهت بگم جمیل
شاید بهتر باشه یکی دو سال دیگه ببینیم چی میشه. باشه؟
فکر میکنی توی اون سرنگ چی بود؟
یه چیز اونقدر قوی که بتونه درجا بکشتش
به زودی میفهمیم
خانم تان، شما جسد رو پیدا کردید، درسته؟
اوه... بله
اینجا چیکار میکردید؟
داشتم کلینیک رو نگاه میکردم
چرا؟ آخه ایشون یه سرمایهگذارِ احتمالی هستن
No comments yet. Be the first to leave one.