Call the Midwife

Call the Midwife

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 15

Информация о релизе

Call the Midwife S15E03 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 15 قسمت 3 Call the Midwife 2012 زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-01-25
Загрузки: 34
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

این برنامه به موضوع سوءاستفاده جنسی می‌پردازد

کلمه «قول» معانی خیلی زیادی دارد

و چیزهای زیادی پیش روی آدم می‌گذارد

«قول» هم اسم است، هم فعل و هم یک فضیلت

از حکم‌رانی می‌گوید و از اطمینان‌خاطر

از اتفاق‌های خوبی که در پیش است برایمان می‌گوید

قول را می‌شود داد یا گرفت

می‌شود آن را شکست یا سرش ماند

الزام‌آور یا شکننده

زمینی یا با ابهت

می‌تواند خدایی باشد

یا به شدت انسانی

ظاهراً وقتی داشتند غسل تعمیدم می‌دادند

تمام مدتِ مراسم داشتم گوش فلک را کر می‌کردم

خب طبیعتاً یادم نیست

ولی این یکی را یادم می‌ماند

این لحظه خاصی است و ارزش جشن گرفتن دارد. پس

خدا پشت و پناهت باشد و همیشه حفظت کند

اما این کتاب مقدس خودت است، سیریل

همانی است که از گویان بریتانیا با خودت آوردی

توی سفرم همراهم بود

پس درست است که در شروع مسیرِ تو هم همراهت باشد

با این وسایل کمکی مستقیم برو پیش خانم کواچ

بخش کاردرمانی به اندازه کافی معطلش کرده است

چند وقت است که ام‌اس دارد؟

طبق پرونده‌اش، پنج سال

قبل از اینکه راه بیفتم می‌خوانمشان

هیچ‌جا نمی‌روی

تا وقتی مطمئن نشوم آن جعبه را درست به دوچرخه‌ات بسته‌ای

پرستار کلیفورد خودش کاملاً از پس بستن تسمه‌ها برمی‌آید

با تمام احترام، پرستار کرین

شما بودید که من را تشویق کردید

به دوره پیشگیری از حوادث بروم

پرستار کرین؟

قبل از اینکه شروع کنی

ممکن است لازم باشد لیست شیفت‌ها را دوباره تنظیم کنیم

از بیمارستان سنت کاتبرت تماس گرفتند، باز هم کمبود نیرو دارند

پرسیدند که می‌شود یکی از ماماهای ما به طور موقت

به بخش زایمان منتقل شود. این کار روال است؟

بیشتر از اونی که باید باشد، روال است

باز هم خواهر بروکس خواسته؟

خواهر مارکوس. مطمئن نیستم بشناسیمشان

می‌خواستم ببینم شما مایلید بروید، پرستار هایلند؟

می‌دانم کار توی بیمارستان را دوست دارید

من فقط در صورتی می‌روم که پرستار کرین موافق باشند

من تا وقتی که بروی آنجا و متوجهشان کنی

که چه ضعف‌هایی دارند، کاملاً موافقم

مخصوصاً در مورد ترخیص زودهنگام

و نحوه اشتباهِ زدنِ بخیه‌ها

به خواهر مارکوس می‌گویم منتظرت باشد

اوه! ببین چقدر سرحال و عالی به نظر می‌رسد؟

دارد حسابی تپل‌مپل می‌شود

اوه، چقدر خوب است که الان توی دوره آرامِ

شیمی‌درمانی‌اش هستیم

داشتیم می‌رفتیم لب رودخانه به اردک‌ها غذا بدهیم

ولی یادم رفت نان بیاورم

زحمتی نیست اگر یک لحظه مراقبش باشی

تا من یک سری به مغازه بزنم؟

با کمال میل، باعث افتخارم است

اوه

سلام

خواهر مارکوس؟

من پرستار هایلند هستم

تنها چیزی که از وقت‌شناس بودن بهتر است، زود آمدن است

بخش زایمان باید مثل ساعت دقیق کار کند

وگرنه اصلاً پیش نمی‌رود

بچه‌ها معمولاً هر وقت خودشان بخواهند به دنیا می‌آیند

بله، درسته

ولی ما برای فردا دوتا خانم داریم که برای القای زایمان وقت دارند

حداقل برای آن می‌توانیم آماده باشیم

ماماهای ارشد ما امروز صبح همگی توی بخش زایمان هستند

از تو می‌خواهم نظارت بر کلینیک پیش از زایمان آقای پاری را به عهده بگیری

حتماً، خواهر مارکوس

من همیشه از کار توی کلینیک‌های منطقه لذت می‌برم

اینجا اصلاً شبیه کلینیک‌های منطقه نیست

صبح بخیر. آمدم خانم ورا کواچ را ببینم

بفرمایید تو، خواهش می‌کنم

پرستار کلیفورد

از دیدنتان خوشبختم

ایشون همسرم لازلو هستند

ما موقع انقلاب با هم از مجارستان فرار کردیم

و او از آن موقع تا حالا همیشه کنارم بوده

هر روز موقع ناهار می‌آید خانه

تا من را ببرد پیاده‌روی

ولی امروز خیلی خسته‌ام

فردا حالم بهتر می‌شود

و اگر نشد، روی دست‌هایم توی خیابان می‌برمت

فقط برای اینکه بتوانی خورشید را ببینی

لطفاً مراقبش باشید پرستار

او گنج من است

حتماً همین‌طور خواهد بود

خداحافظ. خداحافظ

ممنونم. ببخشید اسمتان را متوجه نشدم

آگاتا بالاشا

دخترعمویم هستند، از مجارستان آمده تا توی کارهای خانه کمکم کند

همیشه می‌گویم خدا او را فرستاده

من یک ساعته اینجام

هنوز حتی نمونه ادرارم را هم آزمایش نکردند

ما در هر نوبت فقط می‌توانیم یک نمونه را آزمایش کنیم

خب، پس

خودم آزمایشش می‌کنم

بیایید بچه‌ها. دیگر کی از انتظار خسته شده؟

بیایید خودمان انجامش بدهیم

برو. واقعاً مسخره است

خیلی خب خانم‌ها

دست از کاری که می‌کنید بردارید و بنشینید

یک صدای دیگر از هر کدامتان دربیاید

می‌روید تهِ لیستِ امروز

می‌دانم خیلی وقت است منتظرید

واسه همین می‌گویم چرخ‌دستی چای را بیاورند

نظرتان چیست؟

برای همه چای و بیسکویت

کاملاً مجانی

خیلی کلافه‌کننده است که آدم نتواند کارهای کوچک را انجام بدهد

حس می‌کنی نصفه و نیمه شده‌ای

و نگرانی که بقیه هم تو را همین‌طوری ببینند

همسرتان قطعاً این‌طوری فکر نمی‌کند

به نظر می‌رسد جانش برایتان در می‌رود

این دستتان انگار هنوز یک کم خشک است

دوباره ارجاعتان می‌دهم به فیزیوتراپ

خانم کواچ... این چیه؟

من... یک فنجان چای از دستم سُر خورد

آن موقع واقعاً حسش نکردم

احتمالاً به خاطر بیماری‌تان است

دارد علائم عفونت را نشان می‌دهد

باید هر روز پانسمانش کنیم

خانم هادسن، برای من روی تخت دراز بکشید

دوشیزه. ولی معمولاً همان ایلین صدایم می‌کنند

آن بیرون خوب از پسشان برآمدی، پرستار

من طوری بزرگ شدم که اجازه ندم کسی برایم قیافه بگیرد

من هم همین‌طور

بهم گفتند قانون شماره یک توی زندگی این است:

حقت را بگیر و هیچ‌وقت کوتاه نیا

البته تا وقتی که با لبخند این کار را انجام بدهی

فقط سه هفته تا تاریخ زایمانت مانده

تدارکات برای آمدنِ بچه چطور پیش می‌رود؟

معمولاً این را نمی‌پرسند

بودجه‌ام کم است ولی دارم بافتنی می‌بافم

از آخرین ویزیتت تغییری احساس کردی؟

بله پرستار

من، خب

رفتم دستشویی

درست بعد از اینکه آمدم اینجا

این خونِ تازه است؟

آره

الان توی انبار بودم

و هیچ‌کدام از آن کاغذهای قدیمی دور ریخته نشدند

این کمیک‌های قدیمی را پیدا کردم

عالی هستند

رجی

کل هدفِ خانه‌تکانی این است که جا باز شود

این‌ها نمی‌توانند اینجا بمانند

باید یک فکر دیگر برایشان بکنی

ترتیب یک عکس‌برداری با اشعه ایکس از بافت نرمِ رحم را برای خانم هادسن می‌دهم

و ایشان باید در بخش بستری شوند

یعنی بمانم اینجا؟ تا کی؟

خب، بگذار ببینیم عکس چه می‌گوید

ولی باید فرض را بر این بگذاریم که تا آخرِ بارداری‌ات همین‌جا می‌مانی

مشکلی برای بچه پیش آمده، نه؟

عزیزم، بیا زود قضاوت نکنیم

من نمی‌توانم بمانم. هیچی همراهم نیست

کسی نیست که بتواند یک لباس خواب

و وسایل بهداشتی برایت بیاورد؟

من دست‌تنهام پرستار

بیمارستان گان دارد

خیالت راحت، همه چیز بهت می‌دهم

اوه، نمی‌خواستم بیدارتان کنم

توی بازار چندتا از گل‌های لاله موردعلاقه پرستار کلیفورد را پیدا کردم و می‌خواستم سورپرایزش کنم

عشقِ جوانی همیشه همین‌طور بوده

همین بوده و هست

همین‌طور امیدوار بودم برای یک خطبه از ایشان کمک بخواهم

از من خواسته‌اند به عنوان واعظِ مهمان به کلیسای سنت آزوالد بروم

و سبک آنجا با کلیسای خودمان فرق دارد

به عنوان یک پیرو مذهب پنطیکاست

منتظر می‌مانید تا روح‌القدس شما را به حرکت درآورد؟

بله، معمولاً

آه

من همیشه آرزو داشتم بعضی از روحانیونِ انگلیکان هم همین کار را می‌کردند

یک متنی از پولس بهم داده‌اند تا با آن شروع کنم

«زیرا ما با ایمان گام برمی‌داریم»

«نه با دیدن.»

این از رساله قرنتیان است

من می‌توانستم بهتان کمک کنم

اما این صدایِ یک ایمانِ تازه و نوپاست

که باید به آن گوش بدهید

سن و سال، من را تحلیل برده است

شما داناترین انسانی هستید که می‌شناسم

من می‌روم تا بتوانید به استراحتتان برسید

استراحت مالِ آدم‌های هرزه است

من فقط چشم‌هایم را بسته‌ام

تا ذهنم شفاف شود

صبح بخیر

فکر می‌کردم اگر نیم ساعت زودتر بیایم خیلی کارم درست است

من خودم نیم ساعتی هست که اینجام

من همیشه سعی می‌کنم قبل از شروع شیفتم

به لیست‌ها و پرونده‌ها برسم

تا بتوانم روی مریض‌ها تمرکز کنم

من اسم این کار را می‌گذارم «روغن‌کاری دستگاه»

کاری هست که بتوانید به من بسپرید؟

آمده‌ام که کمک کنم

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left