Первые 200 строк.
شانه به شانهی «کادز» اومده و حالا یه نوکبینی جلو افتاده
«لرد هایبرو»، «تاریفیک» از سمت بیرون داره میتازه
«سوپر ایمپوز» پیشتازه
«کادز» داره مقاومت میکنه و «تاریفیک» هم از بیرون داره بهشون میرسه
«سوپر ایمپوز» جلوتره. «کادز» از سمت بیرون
«تاریفیک» داره ازش جلو میزنه
«تاریفیک» زد جلو
«تاریفیک» با اختلاف دو طول اسب، قهرمان جام ملبورن شد
سوپر ایمپوز
و باز هم یه پیروزی مقتدرانه از «تاریفیک»
یه موفقیت بزرگ برای مربی، «لی فریدمن»
کسی که مربی «سوپر ایمپوز»، نفر دوم مسابقه هم بود
چه لحظهی بزرگی برای خانوادهی فریدمن
یه اتفاق نادر در تاریخ سوارکاری استرالیا که اسبهای اول و دوم از یک مربی باشن
بدنش میلرزه
خب خانمها و آقایان، پوشش خبری ما از مسابقات جام ملبورن در اینجا به پایان میرسه
اما من فردا برای بخش خبری ساعت ۶ عصر دوباره در خدمت شما هستم
من دیل جنینگز هستم
تمام، رفتیم بیرون
همین؟
چی؟ پس کجاست؟ بازخوردهای بینندهها
سهشنبهها همیشه مدارک، نامهها، گزارشها و نوارها رو میگرفتم
این تمام چیزیه که «جین» گذاشته
عصر بخیر. من... دیل جنینگز هستم
میتونم به بینندهها اطمینان بدم
که هنوز فقط یه پادشاه برای خبر وجود داره
بهترین مصاحبهگر
اما اون بنده خدا اصلاً نمیتونه اسمهای مهم رو مثل من تلفظ کنه
فرانسوا میتران
پطرس پطرس غالی
لایزا مینلی
و عمراً بتونه مثل من موقع اجرا عضلاتش رو اینقدر منقبض کنه
راست میگه. امتحان کردم، نشد
دیل، منم، «کِی»
امشب توی تلویزیون دیدمت، میدونم خیلی وقت گذشته
اما اگه کمک خواستی، میتونم چند نفر رو بهت معرفی کنم
دیل، «بو گیبسون» هستم
در رابطه با آخرین گزارشهای بازخورد بینندهها
میخوایم یه جلسهای ترتیب بدیم
میشه باهام تماس بگیری؟
رفیق، دوباره یه جلسهی بحران کوفتی گذاشتن
حالا تو رو خدا، میشه توی این یکی جلسه دیگه شرکت کنی؟
ترجیحاً مست نباش. (صدای بوق و قطع تماس)
کجا باشم؟
بیا اینجا
اشکالی نداره
طوری نیست
بزن منو
چی؟
دلم میخواد منو بزنی
نه، من اهل این کارا نیستم
دیل... نه، دیل، من... ببین، میفهمم. میفهمم
دیل، من این کارو نمیکنم
طوری نیست. فقط بزن. من نمیخوام تو رو بزنم
بزن منو! نه
من قرار نیست تو رو بزنم
لطفاً
نه. باشه؟
پس برو بیرون! من دیگه میرم
برو بیرون! باشه
برو
هی، لئونی، فکر میکنی بتونیم یه آلمانیِ شرقی پیدا کنیم
که داره به بُن فرار میکنه تا باهاش مصاحبه کنیم؟
حتی اگه در حد یه ارتباط زنده از اون طرف مرز باشه؟
گزارش چکسلواکی رو از دست دادیم
چی؟ بیل چیدمان رو عوض کرده
بیل، ترتیب برنامه رو عوض کردی؟
آره
خب، این... یعنی
این چیزیه که معمولاً دربارهش با هم حرف میزنیم
آره. ولی من دیگه حوصله ندارم سر هر مسئلهی جزئیای
دو ساعت باهات بحث کنم، واسه همین
خب، وظیفهمون همینه
ببین، هردومون میدونیم که من دارم فراتر از وظیفهم عمل میکنم. باشه؟
من تمام ساعاتی که بیدارم دارم تلفنی با تو حرف میزنم
هر وقت که بهم نیاز داری! اینطور نیست. چرا، هست
من همهش پای تلفنم با تو
من تو خونهتم، وقتی از پا افتادی دارم از رو زمین جمعت میکنم
من... من... من
من دارم تو هر جنگ و دعوای لعنتیای که راه میندازی هواتو دارم
و میدونی چیه هلن؟ من فقط کسی رو میخوام که باهام کار کنه
اونم حرفهای، فقط برای یه بار هم که شده
بیل
دیگه نمیخوام اینطوری باهات ادامه بدم
واقعاً سعی کردم مراقب احساساتت باشم
یعنی، خودم رو مقصر میدونستم
ازدواجت رو مقصر میدونستم
رابطه کاریمون رو مقصر میدونستم
اما قرار نیست چون نخواستم باهات بخوابم، تنبیه بشم
فکر کنم بهتره بری خونه
چکسلواکی دوباره برگشت تو برنامه
توی همهی گروههای سنی، نظرات منفیِ مشابه زیادی وجود داره
هم بین مردا و هم بین زنا
پس دوست داریم یه جنبهی آرومتر و شوخطبعتر ازت نشون بدیم
و اون کمدینی رو که توی اون برنامهی طنز
ادات رو درمیاره میشناسی
فکر کردیم شاید بتونی با اون توی اون برنامه ظاهر بشی
توی یه نمایشنامه که مخصوص نوشته شده
این یه برنامهی فوقالعاده پرطرفداره
نویسندهها عاشق این ایده شدن. چند تا طرح اولیه هم فرستادن
خیلی خندهدارن
بِو، میشه لطفاً یه لحظه ما رو تنها بذاری؟
دیل
دیل. دیل. دیل
رفیق، باید این موضوع رو جدی بگیری
چون بینندهها دارن از کلماتی مثل "وسواسی" و "خودشیفته" استفاده میکنن
و... "زنصفت"
که به نظر من یعنی فکر میکنن تو یه آدم عجیب و غریب و از خود راضی هستی
یه بچهخوشگلِ اوبی
ببین دیل، امثال "هدر"ها و "مورین"های دانکستر
خب، اونا قبلاً طرفدارای اصلیت بودن، ولی دیگه نیستن
چون اونا دارن خودِ واقعیت رو میبینن
و ازت متنفرن
و... دیکی هم ازت متنفره
میخواد بیرونت کنه
ولی من تنها کسیام که پشتتم
پس باید همین حالا یه تغییر مسیر اساسی بدیم
همین الان. خب؟
آه! باشه
دیل؟
نولز؟
ببخشید. یکم عجیب نیست که "هانبوک" پوشیدم؟
پدرت که کت و شلوار تنشه
اینجوری عشقشون رو نشون میدن
مادربزرگم این رو مخصوص برام خریده.
باشه. خیلی خب، خیلی خب
الو؟ نولین، هلنم
گوش کن، لازم دارم امروز بیای سر کار
بیل مجبور شده بره خونه، میخوام من و تو برنامه رو اداره کنیم
ببخشید. درگیر کارهای خانوادهام. حال بیل خوبه؟
آره. خوبه. میتونی بیای؟
آخه... مادربزرگم اینجاست
تازه با هواپیما رسیده. داریم عکسهای خانوادگی میگیریم
باشه، خب، من هزینهی عکاس رو بهت برمیگردونم
اون تا حالا از کره خارج نشده بود
فقط تا یکشنبه اینجاست
اوم، شاید بتونم فردا بیام یا
نه نولین. نولین، باید همین الان بیای
قراره... قراره اینجا یه تغییراتی اتفاق بیفته
و اگه بیای، بهت قول میدم که ارزشش رو داشته باشه
متاسفم
من همیشه به خاطر این جور قولها خانوادهم رو به هم میریزم
ولی امروز... نمیتونم
ای بابا
نظرت چیه؟
آخ، ببین! ببین
چقدر خوشتیپ شدی! مرسی
فقط دقیقاً نمیدونم با این تیکهی جلوییش
باید چیکار کنم. باشه، برات درستش میکنم
خب. این یکی میره اینوری، اون یکی هم میره اونوری
خب، عالی شد. خوبه
خیلی خوشتیپ شدی. ممنون
کیمچی! کیمچی
همهاش فیلمه، بینمک و نچسبه
اون ظرافتهای زنانه توی مصاحبههاش
به نظرم کاملاً مصنوعی و الکیه
انگار از زیر سنگ پیداش کردی
موزمار، لزج، رنگپریده
آخه چرا این اواخواهرِ فسقلی هنوز توی تلویزیونه؟
آخه چرا؟! (صدای عقب زدن نوار)
ظرافت زنانه توی مصاحبههاش
به نظرم کاملاً مصنوعی و الکیه
انگار از زیر سنگ پیداش کردی
موزمار، لزج، رنگپریده
آخه چرا این اواخواهرِ فسقلی هنوز
هی، وینسنت. خب، نمیخوای بگی چی شده؟
ببخشید؟ تو بیل رو فرستادی خونه
آره، بقیهی هفته رو مرخصی گرفته
بحثی پیش اومده یا...؟
از نظر من که نه. یک دقیقه
ولی امشب یه برنامهی خیلی قوی داریم
بحران آلمان شرقی داره بالا میگیره... هی، گوش کن
نمیتونی همینطوری یه طرفه تصمیم بگیری بیل رو بفرستی خونه
برنامهی «چشم مردم» بدون بیل مکفارلن معنایی نداره
مشکل چیه؟
ثانیه ۴۰
باید
البته
سلام. آه، عالیه
خیلی خب، شروع میکنیم همگی. آماده باشین
خب، ده ثانیهی دیگه شروع میکنیم
نه
شریل! جنینگز اینجاست؟
ماشینش اینجاست؟
اوه، اینجاست! فرانک، اومده
بدو
دیل
دیل
میتونی یه فکری به حال صورتت بکنی؟ اوم... آره
ده ثانیه
بشین
و در شش، پنج، چهار
عصر بخیر
شما بینندهی اخبار ساعت ۶ هستید
من... لیندزی. لیندزی. لیندزی
من... هستم
باید بریم برای آگهی بازرگانی. نه، نه، نه، نه، نه، بذارید به حال خودش باشه
من... هستم
من دیل... جنینگز هستم
گویندهی اخبار آخر هفته رو بفرستید اونجا
No comments yet. Be the first to leave one.