Fresh Off the Boat

Fresh Off the Boat

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 6

Информация о релизе

Fresh Off the Boat S06E05 Hal-Lou-Ween 720p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 5 Fresh Off the Boat 2015 زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-21
Загрузки: 17
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

طناب رو محکم گرفتی، اِوان؟ باید برم پایین‌تر

پایین‌تر؟ هوانگ، تو دیوونه‌ای

چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

مامانت اصرار داره همه‌ی وسایل تزئینی هالووین رو

اون ته ته بذاره

چون از این تعطیلات متنفره

آره، ولی امسال دیگه این بساط تمومه

طناب رو ول کردم، دیگه خودتی و خودت

نه، نه، نه، طوری نیست

فقط رمان مامانته

«ماجرای چاقویی در مغز»

ترسناکه. اوه

منظورت همونجاییه که پیشخدمته کل پوستش کنده شد؟

نه، منظورم اینه که چقدر نسخه‌ی فروش نرفته رو دستمون مونده

ادامه می‌دیم

سندی

سوگلیِ تونل وحشتِ من

که می‌دونم یکم گیج‌کننده‌ست چون در واقع یه عنکبوته

تونل وحشت؟ نقشه‌ت برای راضی کردن مامان واسه هالووین اینه؟

می‌دونم احتمالش کمه، ولی یه نقشه دارم

که همه‌چیز رو به اون ربط بدم

هوم، اینطوری خوشش می‌آد

تنها چیزی که بیشتر از کفش‌های راحتی بهش علاقه داره چیه؟

ترس انداختن به جونِ مردم

که می‌تونه توی تونل وحشتِ شخصیِ خودش انجامش بده

آه

نه. خبری از خونه‌ی ارواح و این دیوونه‌بازی‌ها نیست

این یه تونل وحشته

هر اسمی می‌خوای روش بذار، ولی اینجا راهش نمی‌ندازیم

بهم گفتی اگه تو دردسر افتادی طناب رو بکشم

پس دارم می‌کشم

خب، فکر کن چقدر می‌تونه باحال باشه

یعنی این ترسناک نیست؟

این دیگه چیه دارم می‌بینم؟

این «سندی» عنکبوته

توی گرمای زیرشیرونی، با کلاه‌گیسِ «شِر»ِ من یکی شده

حتی سوتی‌های هالووین هم زیبا هستن

از کلماتی که برای توصیف من به کار می‌ره

استفاده نکن تا منو با این تعطیلات احمقانه‌ت همراه کنی

خب، فکر کردم از تونل وحشت خوشت بیاد

قلبِ تو با ترس می‌تپه

بیخیال، بپر بیرون

و بچه‌های محله رو تا سر حد مرگ بترسون

عمراً بذارم کل شب بچه‌های غریبه

با اون پاهای کثیفشون توی خونه‌مون پلک بزنن

همین که مادرت تایرهاشو تمیز نمی‌کنه به اندازه‌ی کافی بد هست

نمی‌فهمم، جسیکا

کتابِ تو یه رمان ترسناک بود

ده‌ها

صدها نفر رو ترسوند

خب لوئیس، این کار اصلاً تو کَتِ من نمی‌ره

ولی برای اینکه ثابت کنم آدمِ ضدی نیستم

و توی این تعطیلات نقشِ آدم بده رو ندارم

براتون خوراکی خریدم

که بدین به این گداهای لباس‌پوشیده

می‌دونستم

یه جایی زیر اون لایه‌ی سفت و شکلاتی

یه قلبِ نرم و مهربون

کشمش؟

کشمش که شکلات محسوب نمی‌شه

روی جعبه‌ش نوشته «شکلاتِ طبیعت»

ولی جسیکا، اهلِ محل می‌دونن که

من دست و دلبازترین آدمِ محله‌ام

تویکس، ریسز، کیت‌کت

این یعنی یه ولخرجیِ حسابی

چرا وقتی بحث هالووین می‌شه

اصلاً به حرفم گوش نمی‌دی؟

اینطوری نیست

حرفتو می‌شنوم

پس با هم هم‌عقیده‌ایم؟

آره

خونه‌ی ارواح بی خونه‌ی ارواح

ای بابا، بیخیال

هی، خونه‌ی ما هم به زودی جن‌زده می‌شه

وقتی که مادرت

خب، به زودی

این عکس‌ها مثلِ موادِ آلبوم‌سازی می‌مونن، آدمو معتاد می‌کنن

اوقات خوشی داشتیم

آره، ولی وقتی به عقب نگاه می‌کنم

به نظر می‌رسه تمام لباس‌های ستِ دونفره رو امتحان کردیم

شاید امسال بالاخره بتونیم تیپِ «فریژر» و «نایلز» رو بزنیم

نمی‌خوام باز دعوامون بشه که کی نقش «نایلز» رو بازی کنه

آخرین باری که من و «ماریس» دعوامون شد

یه پیشخدمتِ خیلی پُررو با هیس هیس کردن ساکتمون کرد

عجب نقی می‌زد

هی ادی، برنامه‌ی خاصی واسه هالووین داری؟

نه بابا، دیگه از سن و سال من گذشته که هالووین‌بازی دربیارم. من بیخیالش می‌شم

ولی به شما خوش بگذره بچه‌ها

دنبالِ مواد و اینجور چیزا نرین، باشه؟

«از سن و سالش گذشته»؟

این اراجیف رو شنیدی؟

آره. داره خیلی زود بزرگ می‌شه

وقتی بره دانشگاه، دلش واسه این روزا تنگ می‌شه

واقعاً نقشِ «داستی باتمز» رو عالی بازی کرد

و به زودی، «سه رفیق» می‌شن دو نفر

«دو رفیق»

چه حیف! (کِ لاسیتیما)

خودشه

این همون جوابِ مشکلِ لباسِ مونه

باید اون گروه سه نفره رو برگردونیم

سه نفره بودن کلی انتخاب جلو پامون می‌ذاره

سه تا سنجابِ آوازخوان

سه تا عروسکِ برنجی

سه حالتِ ماده

جامد، مایع

ادی هم حتماً می‌شه گاز

بیشتر فکر می‌کنیم. تا اون موقع باید ادی رو پایه کنیم

خب برادرِ عزیز

به نظر می‌رسه یه معمای دیگه رو هم حل کردیم

این الان فریژر بود یا نایلز؟

فریژر. ولی مدلِ سریالِ «چیرز»

قبل از اینکه خودشو بفروشه

هوم

دوستِ پسرمون توی اتاق خوابِ ما چیکار می‌کنه، لوئیس؟

بعدازظهر بخیر خانم هوانگ

عاشقِ ترکیبِ رنگِ اتاق خوابتونم

بنفش، رنگِ اشراف‌زادگی

اونجا نشین

کلاً هیچ‌جا نشین

ترنت داره بهم کمک می‌کنه تزئینات رو انتخاب کنم

گفتم که خونه‌ی ارواح نداریم

حالا کیه که به حرفِ اون یکی درباره‌ی هالووین گوش نمی‌ده؟

قرار نیست اینجا راهش بندازیم

توی رستوران راهش می‌ندازیم. «کتلمنز»

اسمشم می‌ذاریم

«تونل وحشتِ کتلمنز»

قراره غوغا کنه

باید سه ‌شیفته کار کنیم تا رستوران رو تزئین کنیم

واسه همین بهت نیاز دارم که جای من داور بشی

توی مسابقه‌ی لباسِ هالووینِ مدرسه راهنمایی

اون پسره‌ی مو قرمز گازت گرفته و مغزتو از کار انداخته؟

بیخیال، تو که عاشقِ قضاوت کردنی

من عاشقِ «قاضی جودی»ام

چون دقیقاً عینِ منه

ریزه‌میزه، جسور و می‌تونه چند روز دستشوییشو نگه داره

جودی

هی، اصلاً اگه می‌ذاشتی

کارم رو همین‌جا انجام بدم، این دردسرها رو نداشتیم

فکر کنم یک ساعت تیکه‌انداختن به لباسِ بچه‌ها

بهتر از اینه که کل شب اون بساط مسخره رو توی خونه‌مون داشته باشیم

باشه، داورِ اون مسابقه‌ی احمقانه می‌شم

بچه‌ها باید در بزنین. من دیگه واسه خودم مَردی شدم (دوست‌دختر دارم)

اون موقع که کسی رو نداشتی، باید بیشتر در می‌زدیم

ادی، روبالشیِ اضافه داری

که همین‌طوری افتاده باشه؟

نه، دیگه ازشون استفاده نمی‌کنم. خیلی دردسر دارن

اه، تو دیگه چه موجودی هستی

امسال واسه هالووین کیسه‌ی دوتایی می‌بریم

پارسال وزن شکلات‌ها کیسه‌هامون رو پاره کرد

ادامه بده

خیلی وقته از گود دوری

الان دیگه مردم شکلات‌های سایز بزرگ می‌دن

تو که عاشقِ شکلاتی

آره هستم

بیخیال، من فقط باقی‌مونده‌هایی که بابا پخش نمی‌کنه رو می‌خورم

یعنی تو خونه‌ی خودمون هالووین‌بازی می‌کنم

آره، در مورد اون... راستش امسال مامان شکلات‌ها رو خریده

کشمش خریده

کشمش با روکش شکلاتی؟ نه

کشمش با روکش ماست؟ اصلاً

کشمش با روکش شکلات سفید؟

بدتر

کشمشِ طلایی

مامان از این کشمش‌های آشغال خریده؟

هنوزم می‌خوای خونه بمونی و استراحت کنی؟

نه، منم پایه‌ام. ولی روبالشی جواب نمی‌ده

می‌رم کیسه خوابِ مامان‌بزرگ رو بیارم که یه بادی بخوره

من عاشقِ ستِ لباس‌های دونفره‌ام

تلاشِ دو برابر، امتیازِ دو برابر

۹۸

عجب امتیازهای درخشانی داری

۹۵

می‌تونم امتیازِ منفی بدم؟

یه گرگ نباید دوست‌دخترِ آدمیزاد داشته باشه

کلی سوالِ چندش‌آور به ذهن آدم می‌آره

امتیاز. برای هر کدومتون یکی. نفر بعد ۲

ممنون که این دفعه فحش ندادی

ولی می‌شه یکم مهربون‌تر انتقاد کنی؟

کاری کردی «باب‌اسفنجی» با همون گریمش گریه کنه

خب اگه واقعاً یه اسفنجِ باورپذیر بود

باید می‌تونست اشکاشو جذب کنه

خیلی خب، بدجوری تو منگنه گیر کردم چون می‌خوام بپرسم

آیا زیرِ اون بارونی لباسِ دیگه‌ای هم هست یا نه

ولی اگه اینو بگم، برام شر می‌شه

تو ترکیبی از تمامِ آدم‌هایی هستی که توی اتوبوس می‌بینم

من کارآگاهِ کتابِ جنایی-معماییِ موردعلاقه‌ام هستم

از ۱۰۰

می‌دونی اون کیه؟

اون «جنیفر هانگ»ـه

از کتابِ «ماجرای چاقویی در مغز»

خودمم

تو طرفدارِ این کتابی؟

بله

همیشه از دیدنِ یه «مغزخورِ» دیگه خوشحال می‌شم

ف... فکر می‌کردم فقط خودم طرفدارشم

اوه، از ماها زیاد هست

یااا! آآآه

لوئیس، من واسه هالووین پایه‌ام

چرا یهو اینجا بوی مادرتو گرفت؟

اوه! هیچی درست کار نمی‌کنه

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left