NCIS: Tony & Ziva

NCIS: Tony & Ziva

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

NCIS Tony and Ziva S01E03 1080p WEB h264-NESTED
Комментарий от NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-09-13
Загрузки: 45
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫دلم نمی خواد باور کنم که ‫شماها تو این ماجرا دست دارید،

‫ولی باید دنبال حقیقت باشم،

‫که یعنی یه اعلان قرمز صادر می کنم.

‫اوه، بچه ها. اینا دوستاتونن؟

‫یه کم پیچیده هست.

‫هی، اون کاناپه طبقه پایین

‫- کمر آدمو داغون میکنه. ‫- میتونیم شریکی استفاده کنیم.

‫چیزی نیست که قبلاً ندیده باشم.

‫کارش روی ۹.۴

‫یه بدافزار برای سیستم هدایت پهپاد بود.

‫یه شرکت به اسم ‫راه حل های صلح آمیز آتش حاکم.

‫- این آرون گریووزه. ‫- یه سرنخه.

‫عزیزان،

‫اینجا جمع شدیم

‫تا شاهد و ازدواج

‫بوریس پسکوف و فروزسی گورتوا ‫جشن بگیریم

‫در پیوند مقدس.

‫یه تشکر ویژه از همه شما ‫که از راه دور و نزدیک اومدید

‫تا شاهد قولی باشید

‫که این دوتا قراره به هم بدن.

‫اون بالاخره می فهمه.

‫اونایی که خدا ‫به هم پیوندشون داده،

‫هیچ کس نباید جداشون کنه.

‫تمرکز کن.

‫این ازدواج متحد میکنه

‫نه فقط بوریس و فروزسی،

‫بلکه همه خانواده هایی ‫که امروز اینجا نشستن

‫چون بوریس و فروزسی ‫با هم رضایت دادن

‫به پیوند مقدس و نوشتن...

‫تو موقعیتم

‫یه خبرایی هست

‫ سلام. من آرون گریووز هستم

‫ مدیرعامل راه حل های صلح آمیز آتش حاکم

‫ به تأسیسات پیشرفته مون خوش اومدید

‫- جایی که نابغه های صنعت ‫- بگیر.

‫ در حال شکل دادن به پیشرفت های تکنولوژیک هستن ‫مرسی.

‫ در بخش های مختلف

‫ از شروع ساده مون ‫در خدمات نظامی خصوصی

‫ ما گسترش پیدا کردیم به - ‫- فکر می کنی گریووز

‫ زمینه های تکنولوژی پیشرفته - ‫- به ما وقت بده؟

‫ جایی که مرزها رو جابه جا می کنیم - ‫- خب، دوتا مامور فدرال

‫با یه تهدید امنیتی باید هرکسی رو

‫مجبور کنه گوش بده.

‫ تا به مشتری هامون قدرت بدیم

‫ ما می فهمیم که ‫مسئولیتی که به دوش داریم

‫اگه بتونیم یه کلمه بگیم،

‫فکر کنم از هشدارمون ممنون میشه.

‫ افتخار می کنیم که نوآوری هامون

‫ به امن تر کردن دنیا کمک میکنه

‫ آتش حاکم: راهی درخشان

‫ در تکنولوژی دفاعی

‫ما هنوز حتی ماهیت ‫تهدید رو نمیدونیم.

‫میدونیم ۹.۴

‫یه بانک و یه بیمارستان رو ‫از کار انداخته،

‫و یه سری ماشین قاتل درست کرده.

‫آدما مُردن.

‫از جمله دوست بوریس، ‫اون برنامه نویس لکو،

‫و به گفته اون،

‫پهپادهای آتش حاکم هدف بعدی هستن.

‫این عجیبه. انگار دوباره برگشتیم سر کار.

‫مثل اینکه باید به مک گی ‫زنگ بزنیم و بگیم: هی، اینو درست کن.

‫آره، اون چطور پیش میره؟

‫هی، تازه کار،

‫حالت چطوره؟ ‫ببخشید که این کارو باهات می کنم،

‫ولی، میدونی اون اعلان قرمز؟

‫بی خیالش شو

‫این فقط یه سوءتفاهمه

‫قهوه.

‫- مطمئنین؟ چیزی نمی خواین؟ ‫- نه، مرسی.

‫تازه، اون تو دی سی چکار می تونه بکنه؟

‫وقت داره میگذره.

‫باید مطمئن بشیم ‫که این ماجرا رو متوقف می کنیم

‫قبل از اینکه آدمای بیشتری بکشه

‫مأمور موئن. مأمور پارنو.

‫من رایلی ام، از روابط عمومی.

‫میدونم که می خواین ‫با آقای گریووز ملاقات کنید.

‫متأسفانه، اون وقت نداره.

‫ما اطلاعات حساسی داریم ‫که باید باهاش به اشتراک بذاریم.

‫می فهمم، ولی ما وسط آماده سازی

‫برای نمایشگاه سالانه مون هستیم،

‫و برنامه مدیرعامل مون کاملاً پره.

‫اطلاعات ما نشون میده اینجا

‫ممکنه هدف یه حمله سایبری ‫هماهنگ شده باشه.

‫ما دیدیم این دستگاه ‫چه خرابی هایی می تونه به بار بیاره.

‫یه تهدید بزرگه.

‫فقط چند دقیقه از وقتش کافیه

‫بهتون اطمینان میدم، ‫اینجا به اندازه کافی ایمنه.

‫علاوه بر سیستم نظارتی پیشرفته مون،

‫ساختمان هامون مجهز به

‫شیشه های ضدگلوله یه اینچی ان،

‫و ما تیم های اختصاصی از متخصصین داریم

‫که مدام شبکه های اینجا رو

‫نظارت و به روزرسانی میکنن.

‫از کدوم بخش ان سی آی اس هستید؟

‫ما از دفتر دی سی هستیم.

‫میگم باید بهشون زنگ بزنید، ‫ولی الان اونجا ساعت ۳ صبحه...

‫- اوه! ‫- وای، خیلی متأسفم.

‫- من... ‫- میتونی اینو برام نگه داری؟

‫مرسی.

‫آه. یه... این داغه.

‫- آره، میدونم. میشه یه کم آب بیاریم؟ ‫- دستشویی کجاست؟

‫آره، بذار برات آب بیارم.

‫- بریم. خیلی متأسفم. ‫- الان برمیگردیم.

‫- این پیرهنو خیلی دوست دارم. ‫- میدونم.

‫NCIS ‫تونی و زیوا

‫خب، انفجار داره ‫تو اخبار حسابی پخش میشه،

‫ولی هنوز چیزی ‫که به شما ربطش بده ندیدیم،

‫که خوبه چون، طبق همه گزارش ها،

‫آرون گریووز یه جنگ سالار بی رحمه

‫که زمین رو زیر و رو میکنه ‫تا شما رو پیدا کنه.

‫این روز داره هی بهتر و بهتر میشه.

‫همین طوره

‫طبق نقشه هایی که گیر آوردم،

‫ساختمانی که منفجر شد

‫جایی بود که پهپادهای نظامی ‫مونتاژ می شدن.

‫همه اینا با اطلاعاتی

‫- که از برنامه نویس لکو گرفتیم جور درمیاد ‫- آرون گریووز

‫به هیچ دولتی وابسته نیست

‫کسی نیست که بخوای ‫چشمش بهت بیفته.

‫ترجیح میدم یه گربه ‫وقتی خوابم نگام کنه، آره؟

‫دریافت شد. عصبانی کردن

‫یه دلال اسلحه کار بدیه. اوه،

‫پوشش دوربین های مداربسته ‫حتی تو جاهای روستایی خیلی زیاده.

‫سعی کن یه جای سرپوشیده ‫بدون دوربین پیدا کنی.

‫فقط یه مسأله زمانه ‫تا تیم امنیتی گریووز

‫شما رو تو فیلم های نظارتی پیدا کنه.

‫اونا هیچ وقت نقاط ضعفایی که ‫تو کار آشکیرا تک پیدا کردم رو

‫پچ نکردن.

‫می تونم از اون برای دسترسی به ‫سیستم دوربین هاشون استفاده کنم

‫و نذارم صورتت رو به اسمت وصل کنن.

‫یه جای امن پیدا کن ‫تا غائله بخوابه،

‫ما بهت خبر میدیم ‫وقتی همه چیز درست شد.

‫مرسی، کلودت.

‫خب، باید یه جایی پیدا کنیم ‫که یه مدت غیبمون بزنه.

‫فکری به ذهنت میرسه؟

‫آره، اوم...

‫میدونم قرار گذاشتیم

‫درباره روابط عاشقانه مون حرف نزنیم.

‫اشکالی نداره، تونی. ‫سوفی بهم گفت که یکی رو میبینی.

‫- اوه. ‫- جدیه؟

‫خب، نه... جدی نیست.

‫دوسش دارم.

‫ اون سالوس موندیال رو برای

‫امنیت بوتیکش استخدام کرد

‫یه جورایی به هم خوردیم.

‫هی.

‫برات خوشحالم.

‫می ترسیدم واکنش بدی ‫یا همچین چیزی.

‫بی خیال.

‫یه کم بهم اعتبار بده.

‫چهار سال گذشته.

‫آه.

‫خب، دلیلی که اینو گفتم...

‫اوم...

‫دختری که باهاشم...

‫اسمش نیکوله...

‫یه کلبه اسکی داره

‫که خیلی از اینجا دور نیست.

‫و چون حالا فصلش نیست،

‫اون تو پاریسه.

‫یه کلبه دورافتاده تو جنگل

‫شاید جای بدی برای قایم شدن نباشه

‫کمتر حرف بزن.

‫بریم یه جا پیدا کنیم ‫تا ماشینو قایم کنیم

‫و بعد...

‫بریم تو خونه دوست دخترت

‫یه کم قایم بشیم

‫جدی؟

‫چقدر بزرگ شدی.

‫راست گفتی.

‫هیچ دوربین نظارتی تو این ملک نیست.

‫هی، یه قلم لکه بر ‫اونجا کنار رختشویی هاست.

‫میتونی برام بیاریش؟

‫این لکه قهوه پاک نمیشه.

‫حتما.

‫- وای، خدا. ‫- چیه؟

‫این اتاق خواب

‫برای علایق خاص طراحی شده

‫این فقط یه تاب یوگاست.

‫اگه تو میگی.

‫وای، خدای من. تونی.

‫نیکول.

‫اوم...

‫سلام.

‫تونی، این شوهرمه.

‫مکس.

‫عزیزم، این تونی دینوزوه.

‫اون امنیت سایبری بوتیکمو درست کرد.

‫آه.

‫و... این حتما ‫همسر دوست داشتنیته.

‫زیوا.

‫اوم...

NCIS: Tony & Ziva subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left