Law & Order: Special Victims Unit

Law & Order: Special Victims Unit

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Law and Order Special Victims Unit S01E15 Entitled 1080p HULU WEB-DL DDP2 0 H 264-NTb
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 15 Law.and.Order.Special.Victims.Unit زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-22
Загрузки: 22
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

راوی: در سیستم قضایی

جرایم جنسی بسیار فجیع تلقی می‌شن

در شهر نیویورک، کارآگاهان وظیفه‌شناسی

که روی این پرونده‌های جنایی کار می‌کنن

عضو یه گروه ویژه هستن

که به واحد قربانیان ویژه معروفه

این‌ها داستان‌های اون‌هاست

هی، یه قیمت عالی واسه یه گریل «جورج فورمن» پیدا کردم

از «ای‌بی»؛ با یه کلیک، سه سوته

سه سوته چی؟ یه باربیکیو داغون و دست‌دومِ یکی دیگه؟

نه، نه. اصلا. جنسش عالیه، اصله

پس حتما دزدیه

پاشید دیگه مرغ عشق‌ها، وقت کاره

رادیوی «بلاپونکت»؛ تو «ای‌بی» لاگ‌آن کن

با یه قیمت مفت مال خودت می‌شه

نه... رادیو رو نبردن

کله‌شو پروندن، شلوارشم بردن

شنیدم یه پوکه پیدا کردید

آره، یه کالیبر ۴۴ گیربکس رو داغون کرده

فقط یکی؟ تا الان که همین بوده

ولی کلی اثر انگشت پیدا کردیم

یه بسته قرص نعنا زیر ترمز دستی

دیگه به کارش نمیان

«ساعت ۴:۰۰- عشق، سی»

اونجا دیگه کجاست؟ پاتوقِ تور کردنِ مَرده؟

یه باشگاه تو قسمت شرقی؛ بیشتر اسکواش بازی می‌کرد تا تردمیل

چندتا از همسایه‌ها فکر می‌کنن صدای شلیک شنیدن

بنسون: چی شنیدید؟

یه صدای تقِ زیر، مثل صدای توخالی

ولی بلند بود، نه؟

آره. بچه رو بیدار کرد

از پنجره بیرون رو نگاه کردم ولی چیزی ندیدم

چه ساعتی بود؟

۲، ۲:۳۰. راستش اصلا چیزی نمی‌شنیدم

مگه اینکه پنجره باز می‌بود. استابلر: تو این هوا؟

آره. رادیاتور خرابه

یه کله داره کار می‌کنه

می‌تونم اظهاراتم رو بگم؟

البته. معذرت می‌خوام

آخه بازار ۲۰ دقیقه پیش باز شده

خواهش می‌کنم. من بیشتر یه صدای... بوم شنیدم

یه صدای بوم. بله

صدای تق نبود، بوم بود. چرا به پلیس زنگ نزدید؟

صدای تیر، دزدگیر ماشین، هلیکوپتر، آژیر

اگه بخوام زنگ بزنم، باید نصف عمرم رو پای تلفن باشم

جسد امروز صبح توی یه ماشینِ پارک‌شده پیدا شد

یه گلوله به پشت سرش شلیک شده

اسم مقتول «دین وودراف» بود، ۳۵ ساله

فروشنده لوازم ورزشی تو خیابون «لوئر برادوی» بود

یه بار طلاق گرفته، یه زن‌سابق و دوتا بچه تو حومه شهر داره

دوست‌دختر؟ دوست‌پسر؟ داریم می‌گردیم

پدر و مادرش تو یه شهر کوچیک نزدیک «ساراتوگا» زندگی می‌کنن

جفریز: شاهدی هم هست؟

خب، چند نفر صدای تیر شنیدن ولی شاهد عینی نداریم

ولی همه‌شون سرِ ساعت توافق داشتن

بین ۲:۰۰ تا ۲:۳۰

مقتول تو ماشین خودش بود؟

اوهوم. محدوده فروشش حومه شهر و جرسی رو شامل می‌شد

تیم بررسی صحنه جرم یه مرمی کالیبر ۴۴ از گیربکس پیدا کردن

کالیبر ۴۴؛ شلیک‌کننده یا دیوانه بوده یا عقده‌ای

آره، عقده‌ای. هم زیاده‌روی کرده، هم کثیف‌کاری

و ناشی

اگه حرفه‌ای باشی، دوتا تیر سریع می‌زنی

از نزدیک با یه کالیبر ۲۲، تمیز و مرتب

اون‌وقت بچه همسایه هم بیدار نمی‌شه

صحنه جرم پاتوقِ لاس‌زدنه

رمانتیک؛ نوجوون‌ها، تازه‌عروس‌ودومادها، همکارها

کریگن: خب معشوقه این یارو کجاست؟

داریم اثر انگشت‌ها رو چک می‌کنیم

شاید تنها بوده

خب، شاید شلوارش از فشار شلیک پایین افتاده

منظورم اینه که شاید داشته خودش رو ارضا می‌کرده

خب، حداقل تا قبل از اینکه تیر بخوره بی‌خطر بوده

تازه شروع کردم به گشتن لای موها و خرده‌شیشه‌ها

ولی حدس می‌زنم علت مرگ زخم گلوله بوده

به پشت سرش

آره، به اون چیزی که ازش باقی مونده

این چطور؟ کبودی یا تغییر رنگ پوست؟

به نظرم فقط تجمع خونه

با زمان مرگ یعنی ساعت ۲:۳۰ مطابقت داره؟

اوهوم

زیر ناخن‌ها چی؟

کثیفی

می‌دونی، شلوارش... پایین بود

خب، منی هست ولی زیاد هیجان‌زده نشید

ممکنه خروج ارادی بر اثر لذت باشه

یا بخشی از واکنش طبیعی بدن موقع مرگ

زن: می‌دونی، هیچ‌وقت برای عملی کردن

قول‌هایی که سال نو دادی دیر نیست؛ به «الیمپوس» خوش اومدید

من همین حالا هم ورزش می‌کنم

فقط از عضله‌های دیگه‌ای کار می‌کشم

کارآگاه جفریز و مانچ

واسه قضیه «دین» اومدید

بله

«دین» از زنِ منم وفادارتر بود

وقتی تو شهر بود، هر روز زود می‌اومد

۷:۳۰؛ ناهار رو سریع می‌خورد و تا ۸ شب نمی‌رفت

مانچ: واو

کار آدم رو آزاد می‌کنه

وقتی تو ماموریت بود چطور؟

مدام خبر می‌داد

حتی بیشتر از سهمیه‌اش می‌فروخت

دوست خوبی بود

محبوب بود؟

وقتی با یه کلوپ یا باشگاه معامله می‌کرد

مردم فقط می‌خواستن با اون طرف باشن

بزرگ‌ترین لیست مشتری‌های خصوصی مال اون بود

ما یه کپی از اون لیست رو لازم داریم

البته

ببخشید

خیلی ناراحت‌کننده‌ست

اصلا باورکردنی نیست

آدم هیچ‌وقت فکر نمی‌کنه همچین اتفاقی

واسه کسی که می‌شناسه بیفته

شما دوتا با هم دوست بودید؟

ما یه گروه صمیمی هستیم

ولی «دین» خاص بود

خاص... چطور؟

منظورم اینه که محبوب بود

توی دفتر

همه‌مون با هم می‌رفتیم مشروب‌خوری

خب، کجا می‌رفتید؟

بیشتر می‌رفتیم «لِه بار»

بذار حدس بزنم، یا یه نفر رو اشتباهی حامله کرده

یا زیرِ پرداخت مهریه و نفقه در رفته

انگار راه و رسم مخ‌زنی رو خوب بلد بوده

شگردش عالی بود

مثلا از کفش‌هاشون تعریف می‌کرد یا چی؟

یه نوشیدنی می‌گرفت و غمگین به نظر می‌رسید

دختره ازش می‌پرسید چی شده؟

اونم می‌گفت که قلبش شکسته

که آیا دوباره عاشق می‌شه یا نه و از این اراجیف

همیشه‌ هم جواب می‌داد

خب، چی شد؟

مانچ: خب

دیشب مُرد

اوه، اوه... ولی اون که همین دیشب اینجا بود

جفریز: می‌دونی چه ساعتی رفت؟

اوم، من ساعت ۱۱:۵۵ شب کارتش رو کشیدم

یا خدا

درصد هم انعام داد ۲۵

آدم خیلی گلی بود

از حساب هزینه‌های شرکت استفاده کرد

واسه چهارتا «ودکا گایملت» و دوتا «کازموپولیتن»

یه «رودکیل» هم خورد

با کی رفت؟

زن‌هایی که میان اینجا همه‌شون لاغر و گرسنه‌ان

و گوشی موبایل به گوششون چسبیده

می‌تونسته هر کسی باشه

نه، عالیه

تنها مشکلی که با این یارو داشتم سرِ کلیدهاش بود

کلید؟ خب، اون خیلی راحت به همه کلید می‌داد

منظورم این نیست که آدمِ راحتی بود

معلومه که نه، داشت به بی‌خانمان‌ها کمک می‌کرد

تقریبا به هر زنی، و زن‌های زیادی هم بودن

هر کسی که از اون در می‌اومد تو

با یه کلید اختصاصی می‌رفت بیرون

بعد اوضاع بین اون و طرف خراب می‌شد

و اونم قفل رو عوض می‌کرد

پولش رو می‌داد، پس مشکلی نبود

ولی طبق قانون باید با مدیریت هماهنگ می‌کرد

بیا، شروع شد

کبریت‌های هتل

صدف‌های دریایی

دستمال‌های کوکتل؟

یادگاری... طرف وسواس فکری داشته

انگار منتظرِ یه حسابرسی بوده

که یه زنی بهش بگه

به اندازه کافی مایه نذاشته؟

مطمئنم لازم نبوده واسه شنیدنش صبر کنه

«دینِ عزیزم، عشق ما مثل جزر و مده...»

آره، الانم که کلا خشک شده

الو؟

الو

بده به من

کارآگاه جفریز هستم

اوهوم

عالیه

آره، ممنون

«مویرا شنون» نه یکی، بلکه دوتا مجوز اسلحه داشت

کالیبر ۴۴ هم توشون هست؟

آره. یه مجوز برای کالیبر ۹ میلی‌متری هم داشت

سابقه نداره

: ولی چه گذشته‌ای داشته

این رو نگاه کن

این مویراست

اونجا خیلی خوشحال به نظر می‌رسه

دیگه اون‌قدرا هم خوشحال نیست

ماه‌هاست پام رو تو «لِه بار» نذاشتم

ولی به من گفتی پاتوقِ همیشگیت بوده

بود

نه بعد از اینکه منو دک کرد

دوتا مجوز اسلحه داری؟

بله

ببینید... من اهل حومه شهرم

این یکی از چیزهای مشترک بین من و اون بود

پدرم بهم شکار یاد داد و من همیشه اسلحه داشتم

ولی تو یه ۴۴ و یه ۹ میلی‌متری داری

اون کالیبر ۴۴ فقط یه دوره بود

اون یه توپ جنگیه، اصلا به درد نمی‌خوره

More Farsi Persian subtitles for Law & Order: Special Victims Unit

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left