Under a Dark Sun

Under a Dark Sun (Soleil noir)

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Under a Dark Sun S01E04 Relentless 1080p NF WEB-DL AAC5 1 H 264
Under a Dark Sun S01E04 1080p NF WEB-DL AAC5 1 H 264
Комментарий от NESTED

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-07-10
Загрузки: 99
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫نه!

‫مامان؟

‫مامان!

‫خب، لطفاً برو جلو.

‫این عینکا چیه؟

‫آشپزخونه. چپ، چپ!

‫لطفاً سریع‌تر حرکت کن!

‫لیوانای دیگه؟

‫نور؟ باغ، مستقیم برو جلو.

‫آره، الان نه. اونو بذار پایین. ‫ولی لطفاً شراب بیشتری بیارید!

‫آره، همون لیوانا. ‫تو آشپزخونه. سمت چپ.

‫فقط همونا.

‫باشه، لطفاً سریع‌تر. مرسی.

‫بیا دیگه، این دیگه مسخره‌ست!

‫سلام، شما با پیغام‌گیر ‫لوسی لاسر تماس گرفتید.

‫الان در دسترس نیستم، ولی می‌تونید ‫بعد از بوق پیغام بگذارید.

‫خب، تو... دیگه هیچ‌وقت ‫باهام حرف نمی‌زنی یا چی؟

‫آزمایشگاه ایزان

‫به نامزد عزیزم از طرف ژاک

‫هوم...

‫داری چیکار می‌کنی؟ لباس بپوش. بیا دیگه.

‫نه، نمی‌رم.

‫بامزه‌ست.

‫حتی خواهرت هم میاد، ‫پس اونو بذار پایین، باشه؟

‫من این مهمونی رو راه انداختم ‫تا اوریس رو متقاعد کنم،

‫چون این شاید آخرین شانس‌مون باشه ‫برای بستن قرارداد.

‫پس، تو هم میای.

‫چیزی یادت رفته؟

‫چی؟ نمی‌دونم داری درمورد چی حرف می‌زنی.

‫تاریخ چیه؟

‫آه، من... ببخشید.

‫رفقا، می‌دونی که متأسفم.

‫تولدت مبارک.

‫عجبا، از دستم عصبانی نباش. ‫آدم یه چیزایی رو راحت یادش می‌ره، می‌دونی.

‫پوف. "یه چیزایی" ؟ ‫واقعاً پدر نمونه‌ای، نه؟

‫بگیر، اینو بگیر.

‫بگیر، مثل مهمونی خودت باهاش رفتار کن.

‫دی‌جی داریم، دخترای خوشگل، ‫نوشیدنی، حالشو ببر.

‫ببین، برام مهم نیست ‫این مهمونی احمقانه‌ت، بابا.

‫وقتی من هم سن تو بودم، ‫بابام منو می‌فرستاد تو مزرعه، کار کنم.

‫ولی من به تو آزادی دادم.

‫چون هیچ‌وقت نفهمیدی باهام چیکار کنی.

‫برات مهم نیست من کیم، ‫برات مهم نیست چیکار می‌کنم، بابا.

‫بس کن.

‫همه‌چیز رو تو سینی نقره‌ای بهت دادن ‫بدون اینکه یه انگشت بلند کنی.

‫مشکلت اینه؟ که تولدتو یادم رفت؟

‫بی‌خیالش شو.

‫پنج دقیقه وقت داری، باشه؟

‫- خب، فکراتو کردی؟ ‫- آره.

‫مطمئنم حالا به اندازه کافی داریم ‫که بتونیم مداخله کنیم.

‫آلبا، می‌دونم اونجایی.

‫آلبا؟

‫آلبا؟

‫آلبا؟

‫باز کن!

‫ساعت ۸ شب تو محل. ‫اطاعت کن وگرنه...

‫عمارت لاسر

‫بفرما.

‫آره. خیلی ممنون.

‫ژیلبر... بفرما. بگیر.

‫مرسی. شب خوبی داشته باشید. ‫خوش بگذرونید.

‫عصر بخیر. اسمتون لطفاً.

‫اوه... آلبا مزیه.

‫مزیه، مزیه، مزیه، مزیه...

‫اوه... مزیه، مزیه، مزیه.

‫اوه، وای...

‫اوه... ببخشید، ولی پیداتون نمی‌کنم.

‫اوه... یه لحظه، می‌شه دوباره چک کنید، لطفاً؟

‫ببخشید، می‌شه یه کم اون‌ورتر برید؟ ‫مرسی.

‫مکس! چطوره؟

‫- خوب، مرسی. ‫- خب، عالی به نظر میای. اینم مهر.

‫- مرسی. ‫- شب خوبی داشته باش!

‫- آره، خوش بگذره! ‫- مرسی.

‫اوه... آلبا لاسر؟

‫آه، آره.

‫- خوب سعی کردی. ‫- فقط چک کن.

‫لاسر.

‫اوه! خب، آه... آره!

‫اینجایید! خب...

‫صمیمانه عذرخواهی می‌کنم، خانم لاسر. ‫حتماً گیج شدم. بفرما.

‫لباس قشنگیه.

‫هی، رفیق.

‫بیا.

‫- اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫- نگاه کن.

‫- چطور اومدی تو؟ ‫- نگاه کن.

‫به مهمونی برو وگرنه بچه رو می‌کشم. ‫منتظر دستوراتم باش.

‫فکر می‌کنی این کار متیوه؟

‫چون فهمیدیم تو اتاق ترسناکش ‫با نور چیکار کرده؟

‫مطمئن نیستم. نمی‌دونم، شاید.

‫ژاک رو بکش.

‫این دیگه چیه لعنتی؟

‫یک ساعت وقت داری.

‫باید به پلیس زنگ بزنیم.

‫آلبا؟

‫آلبا.

‫آلبا!

‫آلبا، می‌خوای چیکار کنی؟

‫رو خرد کردن تمرکز کن.

‫ببخشید. این‌جوری؟

‫اون چی می‌خواد؟ ‫می‌دونی چرا رئیست به من زنگ زده؟

‫نمیدونم، ببخشید.

‫سرم داره منفجر می‌شه.

‫من یه دونه می‌خوام.

‫بد نمی‌شه.

‫امشب حس بدی دارم.

‫بله، سلام؟

‫آره، آره. خب، من... دارم روش کار می‌کنم.

‫یه لحظه.

‫یه نوشیدنی؟

‫برای چی؟ صورت جدیدت؟

‫هوم... مرسی، ولی نه مرسی.

‫اصرار دارم.

‫چی می‌خوای؟

‫ممکنه غافلگیری باشه، ‫ولی به مشاوره حقوقی نیاز دارم

‫برای خلاص شدن از یه موقعیت ‫که یه کم، اوم... پیچیده‌ست.

‫آه.

‫وقت... داری برای یه گپ؟

‫از بین همه وکیلای منطقه، ‫منو انتخاب کردی؟

‫ممکنه به‌طور اتفاقی بخوای ‫تو دفاع من از آلبا دخالت کنی؟

‫می‌دونم همیشه با هم ‫خوب نبودیم، مانون، ولی...

‫می‌دونی...

‫با مادرت همیشه ‫خیلی پیچیده بود...

‫پیچیده نبود.

‫پسرت بهش تجاوز کرد. ‫تو دردش رو نادیده گرفتی.

‫و اون جوون بود، شکننده.

‫تو بودی که مجبورش کردی مارو ول کنه.

‫می‌بینی...

‫برای همین تحسینت می‌کنم.

‫تو ول نمی‌کنی. مثل یه کفتار.

‫می‌دونی...

‫وقتی یه کفتار گازت می‌گیره، ‫با خون تحریک می‌شه.

‫می‌تونی هرچقدر دلت خواست بهش شلیک کنی، ‫یا یه پاشو بکنی.

‫اون بازم گاز می‌گیره.

‫پس راه‌حل چیه؟

‫باید بکشیش.

‫خب، اشتباه نمی‌کنی.

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫باشه، اینجا صبر کن. ‫اگه کسی اومد بهم بگو.

‫هی، چطوره؟

‫- آره، عالی، تو چی؟ ‫- زودی بهت زنگ می‌زنم.

‫حتماً.

‫لبخند بزن، باشه؟

‫پوف.

‫مادرم کجاست؟

‫هادرین، برو بیارش. برو، برو، برو.

‫- حالا برو، عجله کن. ‫- من سگ دست‌آموزت نیستم.

‫- اوه، اونجاست. متیو ‫- چطوره؟

‫- ببخشید. متیو! ‫- چی؟

‫یه مشکل داریم. ‫کترینگ تهدید کرده که کارو تعطیل می‌کنه.

‫ظاهراً پولشو نگرفته. ‫چه خبره، متیو؟

‫این ممکن نیست. لوسی درستش کرده.

‫خب، نه. ظاهراً ‫باید با تو حرف بزنم.

‫- چون تو مسئولشی... ‫- اون اینو نمی‌گه. دوباره بهش زنگ بزن.

‫خب، زنگ زدم و پیغام‌گیرش میاد.

‫- راستی، اون کجاست؟ ‫- نمی‌دونم.

‫خب، به کترینگ چی بگم؟

‫فردا پولشو می‌دم، و اگه جمع کنه بره،

‫فاکتوراش و ورین‌هاش ‫می‌تونن برن تو کونش.

‫چرا امشب همه دارن حرصم می‌دن؟

‫- شاید باید یه کم آروم‌تر... ‫- آره.

‫فقط ترمز کن، آره؟

‫اوه، لعنتی. اونجاست.

‫بیا. اینجا.

‫- اوه، پس... باید بداهه‌سازی کنم؟ ‫- عمر!

‫عمر! سلین!

‫مرسی که اومدید. مرسی، مرسی.

‫مرسی از دعوت.

‫تعجب کردم ‫که با وجود اتفاقات اخیر بازم مهمونی گرفتید،

‫با توجه به اتفاقات غم‌انگیز اخیر.

‫غم‌انگیزه، ولی می‌دونی چی می‌گن. ‫ "زندگی ادامه داره."

‫انزو؟

‫سلین گفت که مشکلاتتون ‫با ارث تقریباً حل شده.

‫- دقیقاً، عمر. ‫- خانم.

‫اسلحه تو خونه اون دختر پیدا شده. ‫همه‌چیز حل شد.

‫اون سهمشو نمی‌گیره.

‫واقعاً؟ من خبر نداشتم.

‫عصر بخیر، عمر.

‫- سلام، سلین. ‫- عصر بخیر.

‫بئاتریس، اگه زیادی رک نباشه، ‫فوق‌العاده به نظر میای.

‫بهت گفتم این رنگ بهت میاد.

‫- هوم. ‫- باشکوه به نظر میای.

‫ببخشید، شما...؟

‫اون ژاکه... سردفتر.

‫متیوی عزیزم، امیدوارم ‫زودی بهم بگی ناپدری.

‫آه.

‫دوباره ازدواج می‌کنی؟ این‌قدر زود؟

‫اوه، چرا "زود" ؟ فقط باید ‫مطمئن شم اون روز وقت دارم.

‫هوم. به هر حال،

‫خوشحالیم که می‌دونیم ‫به مزرعه‌مون علاقه داری.

‫مزرعه‌تون؟

‫با وارد شدن به زندگی بئاتریس،

‫طبیعیه که تو شرکت هم دخیل بشم.

‫خوشحال می‌شم درباره کسب‌وکار حرف بزنیم ‫و از جایی که کاراتونو ول کردید ادامه بدم...

‫...بعد از مرگ غم‌انگیز ‫آرنوی تازه‌درگذشته.

‫آره، البته.

‫ببخشید؟

‫داری شوخی می‌کنی؟ ‫گفتی دیگه غافلگیری نداریم!

Under a Dark Sun subtitles in other languages

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left